راهنمای جامع اکوکاردیوگرافی: از اکو قلب معمولی تا داپلر، استرس‌اکو و اکو سه‌بعدی

اکوکاردیوگرافی یک روش تصویربرداری غیرتهاجمی است که با استفاده از امواج صوتی، ساختار و عملکرد قلب را به‌صورت زنده نشان می‌دهد. این تکنیک امکان ارزیابی دقیق دریچه‌ها، حفرات قلب و جریان خون را فراهم می‌کند و در تشخیص بسیاری از بیماری‌های قلبی نقش اساسی دارد. به دلیل بی‌خطر بودن و دقت بالا، یکی از پرکاربردترین ابزارهای تشخیصی در قلب‌وعروق است.

🔵ماهیت اکوکاردیوگرافی

اکوکاردیوگرافی (Echocardiography) که در اصطلاح پزشکی به آن «اکو» نیز گفته می‌شود، یک روش تشخیصی غیرتهاجمی و پیشرفته است که با بهره‌گیری از امواج فراصوت (Ultrasound)، تصاویر ساختمانی و عملکردی دقیقی از قلب ارائه می‌دهد. این آزمون به تیم درمانی اجازه می‌دهد تا بدون نیاز به مداخلات تهاجمی یا جراحی، آناتومی، ساختار دریچه‌ها و وضعیت همودینامیک قلب را به صورت بی‌درنگ (Real-time) ارزیابی کند.

اساس کار این دستگاه بر پایه گسیل امواج فراصوت با فرکانس بالا (معمولاً بین ۲ تا ۱۰ مگاهرتز) توسط وسیله‌ای به نام ترانسدیوسر (Transducer) استوار است. این امواج که فرکانسی بسیار فراتر از آستانه شنوایی انسان دارند، پس از برخورد به مرز بین بافت‌های مختلف قلب (مانند عضله قلب، دریچه‌ها و خون)، دچار بازتاب شده و به سوی مبدل بازمی‌گردند. پردازشگر مرکزی دستگاه، زمان رفت و برگشت و شدت این پژواک‌ها (Echoes) را تحلیل کرده و آن‌ها را به تصاویر متحرک دو‌بعدی (2D)، سه‌بعدی (3D) یا نمودارهای جریان خون تبدیل می‌کند. بر خلاف رادیولوژی، در این روش هیچ‌گونه اشعه ایکسی وجود ندارد و انجام آن کاملاً ایمن است.

اکوکاردیوگرافی | برخی از انواع ترنسدیوسرها با کاربردهای خاص برای تصویر برداری از قلب جنین، نوزاد و کودک
اکوکاردیوگرافی | برخی از انواع ترنسدیوسرها با کاربردهای خاص برای تصویر برداری از قلب جنین، نوزاد و کودک

اغلب بیماران به اشتباه تصور می‌کنند که اکوکاردیوگرافی جایگزین نوار قلب است. در حالی که الکتروکاردیوگرام (ECG) تنها فعالیت الکتریکی و سیستم هدایتی قلب را ثبت می‌کند (سیم‌کشی قلب)، اکوکاردیوگرافی مستقیماً مکانیکِ حرکت عضله و وضعیت فیزیکی دریچه‌ها را به تصویر می‌کشد. در واقع، ترکیب این دو تست به پزشک اجازه می‌دهد تا تصویری کامل از وضعیت «فرمان‌های الکتریکی» و «پاسخ فیزیکی» قلب داشته باشد.

🗒️شاخص‌های کلیدی گزارش

ارزیابی دقیق قلب مستلزم اندازه‌گیری پارامترهایی است که وضعیت پمپاژ، فشار داخلی و ابعاد فیزیکی قلب را مشخص می‌کنند. مهم‌ترین این شاخص‌ها عبارتند از:

  • کسر تخلیه (LVEF یا EF): مهم‌ترین معیار برای سنجش قدرت پمپاژ خون توسط بطن چپ. محدوده نرمال  ۵۵٪ تا ۷۰٪ است و مقادیرکمتر از آن می تواند نشان‌دهنده نارسایی قلبی یا آسیب ناشی از سکته قلبی باشد.
  • ضخامت دیواره‌ها (IVS / PW): نشان‌دهنده فشار کاری روی عضله قلب. محدوده نرمال: کمتر از۱- ۱.۱ سانتی‌متر است. افزایش ضخامت یا هایپرتروفی(Hypertrophy) معمولاً نشانه فشار خون بالای مزمن یا تنگی دریچه آئورت است.
  • ابعاد حفره‌های قلب (LVEDD/LVESD/ LA): اندازه بطن‌ها و دهلیزها. بزرگ شدن این حفره‌ها (Dilation) می‌تواند نشانه نارسایی پیشرفته یا بیماری‌های دریچه‌ای باشد.
  • فشار شریان ریوی (PAP): فشار خونی که از سمت راست قلب به ریه‌ها می‌رود. محدوده نرمال: کمتر از ۲۵ تا ۳۰ میلی‌متر جیوه است و بالا بودن آن (Pulmonary Hypertension) ممکن است ناشی از بیماری‌های ریوی یا لخته خون (آمبولی) باشد.
  • وضعیت دریچه‌ها (Valves): بررسی تنگی (Stenosis) یا نارسایی و برگشت خون (Regurgitation).  گزارش‌ها معمولاً از درجه ناچیز (Trivial) تا شدید (Severe) طبقه‌بندی می‌شوند.

برای درک بهتر گزارش خود، می‌توانید از جدول زیر که بر اساس استانداردهای انجمن اکوکاردیوگرافی آمریکا (ASE) تنظیم شده است، استفاده کنید:

شاخص اختصاری نام پارامتر محدوده نرمال وضعیت هشدار بیماری مرتبط
EF کسر تخلیه ۵۵٪ تا ۷۰٪ زیر۴۰-۴۵٪ نارسایی قلبی
IVS ضخامت دیواره بطنی زیر ۱-۱.۱ cm بالای ۱.۳ cm فشار خون بالا
LVEDD قطر بطن (استراحت) ۳.۹ تا ۵.۹ cm بالای ۶.۵ cm گشاد شدن قلب
PAP فشار شریان ریوی زیر ۳۰ mmHg بالای ۳۵ mmHg بیماری‌های ریوی
LA Diam قطر دهلیز چپ زیر ۴.۰cm بالای ۴.۷ cm خطر آریتمی ($AF$)
  • تحلیل حرکت دیواره‌ها (Wall Motion): توصیف حرکت عضلات قلب به پزشک می‌گوید که آیا خون‌رسانی به خودِ قلب توسط رگ‌های کرونر کافی است یا خیر:
      • Normokinesia: حرکت طبیعی دیواره‌ها.
      • Hypokinesia: حرکت ضعیف بخشی از عضله (احتمال گرفتگی رگ).
      • Akinesia: عدم حرکت بخشی از عضله (نشانه آسیب جدی یا بافت مرده ناشی از سکته).

نتایج اکوکاردیوگرافی هرگز نباید به تنهایی تفسیر شوند. پزشک شما این اعداد را در کنار علائم بالینی (مثل تنگی نفس یا درد قفسه سینه) قرار می‌دهد تا بهترین تصمیم درمانی را اتخاذ کند.

نتایج این آزمون همواره باید در کنار تاریخچه پزشکی بیمار و معاینات بالینی توسط متخصص قلب تفسیر گردد تا تصویری جامع از وضعیت سلامت قلب حاصل آید.

⚫اکو قلب چه زمانی انجام می‌شود؟

تصمیم‌گیری برای انجام اکوکاردیوگرافی بر عهده پزشک معالج است و زمانی اتخاذ می‌گردد که شواهد بالینی یا معاینات فیزیکی، ظن به وجود اختلال در ساختار، عملکرد یا همودینامیک ( جریان خون) قلب را برانگیزد. در ادامه، این ضرورت‌ها در سه سطح اصلی طبقه‌بندی شده‌اند:

🟡نشانه‌های عملکردی بیمار

تغییر در توان جسمانی و الگوی تنفس، از بارزترین زنگ خطرهای قلبی است که ارجاع به اکوکاردیوگرافی را توجیه می‌کند:

  • تنگی نفس فعالیتی (Dyspnea): احساس تنگی نفس و فقدان هوای کافی به هنگام بالا رفتن از پلکان یا پیاده‌روی.
  • تنگی نفس در حالت درازکش (Orthopnea): اجبار بیمار به استفاده از چندین بالش زیرسر به منظور تنفس راحت‌تر در هنگام خواب.
  • تنگی نفس ناگهانی شبانه (PND): بیداری هراس‌آلود از خواب با حس خفگی که اغلب نشانه پس‌زدگی خون به ریه‌هاست.
  • خستگی مفرط و توان‌فرسا: تقلیل قوای جسمانی در انجام امور روزمره که پیش‌تر به سهولت انجام می‌پذیرفت (دال بر کاهش قدرت پمپاژ قلب).
  • درد قفسه سینه (Chest Pain): به منظور بررسی ایسکمی یا التهاب پرده قلب (پریکاردیت).

🟡مشاهدات بالینی (علائم بالینی)

پزشک در حین معاینه به دنبال شواهدی از تجمع یا اختلال در گردش خون می‌گردد:

  • انباشت مایعات یا اِدِم (Edema): تورم نامتعارف در مچ پاها، ساق یا ناحیه اسکروتوم یا شکمی که با فشار انگشت، فرورفتگی پایداری ایجاد می‌کند.
  • اتساع وریدهای گردنی (JVP): برجستگی غیرطبیعی رگ‌های گردن که نشانه افزایش فشار در حفرات راست قلب است.
  • کبودی یا سیانوز (Cyanosis): تغییر رنگ متمایل به آبی در مخاط لب‌ها، زبان یا بستر ناخن‌ها که حاکی از اختلال در اکسیژن‌رسانی یا وجود نقایص ساختاری مادرزادی است.
  • سنکوپ (Syncope): از دست رفتن ناگهانی و گذرای هوشیاری که ممکن است ناشی از انسداد در مسیر خروجی جریان خون قلب باشد.

🟡یافته‌های تشخیصی

شنیدن صداهای غیرمتعارف از قلب، از مبرهن‌ترین دلایل ضرورت انجام اکوکاردیوگرافی است:

  • سوفل‌های قلبی (Heart Murmurs): طنین‌هایی شبیه به وزش باد یا جریان آب که میان ضربان‌ها شنیده شده و نشان از تنگی یا نارسایی دریچه‌ها دارد.
  • صداهای نابه‌جای قلبی (S3, S4): صداهای اضافی که خبر از سفتی دیواره بطنی یا نارسایی حاد یا مزمن قلبی می‌دهند.
  • آریتمی یا دیس ریتمی (َ Arrhythmia): وجود ضربان‌ قلب نامنظم

🟡تجویز توسط سایر متخصصین

علاوه بر کاردیولوژیست‌ها، متخصصین زیر نیز در پروتکل‌های درمانی خود به طور گسترده از اکوکاردیوگرافی استفاده می‌کنند:

  • متخصصین مغز و اعصاب : پس از وقوع سکته مغزی (Stroke) یا حملات ایسکمیک گذرا (TIA)، این متخصصین برای بررسی منشأ لخته خون در قلب درخواست اکو می‌دهند. آن‌ها به دنبال یافتن نقایصی مانند سوراخ بین‌دهلیزی (PFO) یا لخته‌های پنهان در دهلیز و بطن چپ هستند که می‌توانند به سمت مغز پرتاب شوند.

  • متخصصین آنکولوژی (سرطان): بسیاری از داروهای شیمی‌درمانی دارای سمیت قلبی (Cardiotoxicity) هستند.انکولوژیست‌ها پیش از شروع درمان برای تعیین سطح پایه عملکرد قلب و در طول درمان برای پایش تغییرات EF (کسر تخلیه)، اکوکاردیوگرافی را تجویز می‌کنند تا از آسیب به عضله قلب جلوگیری شود.

  • متخصصین ریه : در بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن ریوی مانندCOPD یا فیبروز ریه، فشار خون در عروق ریه افزایش می‌یابد.این متخصصین برای ارزیابی میزان فشار شریان ریوی (PAP) و بررسی اثر آن بر بطن راست قلب، از اکو استفاده می‌کنند.

  • متخصصین روماتولوژی : بیماری‌های خودایمنی مانند لوپوس (SLE)، روماتیسم مفصلی و تب روماتیسمی می‌توانند باعث التهاب دریچه‌ها یا پرده دور قلب (پریکاردیت) شوند. این متخصصین برای پایش درگیری قلبی در این بیماری‌ها، اکو را در چک‌آپ‌های دوره‌ای قرار می‌دهند.

  • متخصصین کلیه : در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه، به دلیل احتباس مایعات و فشار خون بالا، بار اضافی زیادی بر قلب وارد می‌شود. نفرولوژیست‌ها برای بررسی ضخامت دیواره بطن (LVH) و مدیریت حجم مایعات بدن از اکو بهره می‌گیرند.

  • متخصصین بیهوشی و مراقبت‌های ویژه (Intensivists): در بخش‌های ICU، برای بررسی علت افت ناگهانی فشار خون (شوک) و مدیریت حجم‌دهی به بیمار بدحال، اکوکاردیوگرافی بر بالین بیمار (POCUS) یکی از ابزارهای اصلی تشخیص سریع است.

🟡پایش تخصصی در بیماری‌های سیستمیک

مطابق با گایدلاین های انجمن قلب اروپا، در پاره‌ای از موارد، اکوکاردیوگرافی حتی در غیاب علائم حاد نیز الزامی است:

  • پرفشاری خون (Hypertension): جهت ارزیابی میزان ضخامت دیواره‌های قلب (هایپرتروفی).
  • تب با منشأ ناشناخته: به منظور رد احتمال عفونت دریچه‌های قلب (اندوکاردیت).
  • پایش شیمی‌درمانی: جهت اطمینان از عدم آسیب داروهای ضدسرطان به بافت قلب (Cardiotoxicity).
  • جستجوی منشأ آمبولی: در بیمارانی که دچار سکته مغزی شده‌اند، جهت یافتن لخته‌های پنهان در حفرات قلب.

🔵انواع اکوکاردیوگرافی

⚫اکو دو بعدی

اکو دو بعدی همان پایه‌ای‌ترین و درعین‌حال مهم‌ترین روش تصویربرداری قلب با اولتراسوند است. در این روش، دستگاه با ارسال امواج صوتی و دریافت بازتاب آن‌ها، یک تصویر زنده و پویا از قلب ایجاد می‌کند. این تصویر مانند یک «پنجرهٔ زنده» است که پزشک از طریق آن می‌تواند ساختار قلب، اندازهٔ حفرات، ضخامت دیواره‌ها، وضعیت دریچه‌ها و قدرت پمپاژ را مشاهده کند. به دلیل سادگی، سرعت و بی‌خطری، این روش تقریباً در تمام بیماران قلبی به‌عنوان اولین قدم تشخیصی استفاده می‌شود.

در اکو دو بعدی، پروب دستگاه امواج صوتی با فرکانس بالا (۲ تا ۵ مگاهرتز) تولید می‌کند. این امواج پس از برخورد به بافت‌های مختلف قلب بازتاب می‌یابند و دستگاه با تحلیل زمان رفت‌وبرگشت آن‌ها، تصویر را می‌سازد. این تصویر در هر ثانیه ده‌ها بار به‌روزرسانی می‌شود و پزشک می‌تواند حرکات قلب را در لحظه ببیند. این فناوری هیچ اشعه‌ای ندارد و برای همهٔ سنین از نوزاد تا سالمند کاملاً بی‌خطر است.

اکو دو بعدی پایهٔ تمام روش‌های دیگر است. اگر آن را به یک «عکس» تشبیه کنیم، اکو سه بعدی یک «مجسمه» و اکو چهار بعدی یک «فیلم سینمایی» از قلب است. با این حال، در بسیاری از تشخیص‌ها همین تصویر دو بعدی کافی است. روش‌های پیشرفته‌تر زمانی وارد میدان می‌شوند که پزشک نیاز به جزئیات فضایی، بررسی دقیق دریچه‌ها یا تحلیل عملکرد پنهان عضلهٔ قلب داشته باشد.

در این تصویر، یک نمای آناتومیک (A)(Anatomic: تصویری که ساختارهای واقعی و فیزیکی بدن را همان‌طور که هستند نشان می‌دهد) و یک نمای سونوگرافی (B) (Ultrasound: تصویری که با امواج صوتی گرفته می‌شود؛ همان چیزی که در اکو دیده می‌شود) نشان داده شده که مسیر صفحهٔ تصویربرداری را توضیح می‌دهد (imaging plane: مسیری که پرتو سونوگرافی از آن عبور می‌کند و تصویر را ایجاد می‌کند) وقتی از نمای چهارحفره‌ای مید‑ازوفاژیال استفاده می‌کنیم (mid‑esophageal four‑chamber view: نمایی از اکو از طریق مری که در آن هر چهار حفرهٔ قلب دیده می‌شود). در این نما، بخش‌های مختلف عضلهٔ قلب دیده می‌شوند، شامل: قطعات پایه‌ای، میانی و راسی (apical)(basal, mid, apical segments: سه بخش طولی دیوارهٔ قلب؛ پایه‌ای = نزدیک دهلیزها، میانی = بخش میانی دیواره، راسی = نزدیک نوک قلب) بخش بین‌بطنی (septal segments)(septal: دیوارهٔ بین بطن چپ و راست) بخش جانبی (lateral segments)(lateral: دیوارهٔ خارجی بطن چپ) همچنین دو قسمت مهم از لت‌های دریچهٔ میترال دیده می‌شود: بخش A3 از لت قدامی(A3: سومین بخش از لت قدامی دریچهٔ میترال، نزدیک سپتوم) اسکالوپ P1 از لت خلفی(P1 scallop: اولین برجستگی یا قطعه از لت خلفی دریچهٔ میترال، نزدیک دیوارهٔ جانبی) توضیح مخفف‌ها RA = Right Atrium = دهلیز راست RV = Right Ventricle = بطن راست LA = Left Atrium = دهلیز چپ LV = Left Ventricle = بطن چپ
نمونه‌ای از اکوکاردیوگرافی دوبعدی

تصویر: یک نمای آناتومیک (A)  و یک نمای اکوکاردیوگرافی(B)  نشان داده شده که مسیر صفحهٔ تصویربرداری را توضیح می‌دهد. (مسیری که پرتو سونوگرافی از آن عبور می‌کند و تصویر را ایجاد می‌کند) وقتی از نمای چهارحفره‌ای مید‑ازوفاژیال استفاده می‌کنیم (mid‑esophageal four‑chamber view: نمایی از اکو از طریق مری که در آن هر چهار حفرهٔ قلب دیده می‌شود).

در این نما، بخش‌های مختلف عضلهٔ قلب دیده می‌شوند، شامل:

    • قطعات پایه‌ای، میانی و راسی (apical)(basal, mid, apical segments: سه بخش طولی دیوارهٔ قلب؛ پایه‌ای = نزدیک دهلیزها، میانی = بخش میانی دیواره، راسی = نزدیک نوک قلب)
    • بخش بین‌بطنی (septal segments)(septal: دیوارهٔ بین بطن چپ و راست)
    •  بخش جانبی (lateral segments)(lateral: دیوارهٔ خارجی بطن چپ)
    •  همچنین دو قسمت مهم از لت‌های دریچهٔ میترال دیده می‌شود: بخش A3 از لت قدامی(A3: سومین بخش از لت قدامی دریچهٔ میترال، نزدیک سپتوم)
    •  اسکالوپ P1 از لت خلفی(P1 scallop: اولین برجستگی یا قطعه از لت خلفی دریچهٔ میترال، نزدیک دیوارهٔ جانبی)
      توضیح مخفف‌ها
      RA = Right Atrium = دهلیز راست
      RV = Right Ventricle = بطن راست
      LA = Left Atrium = دهلیز چپ
      LV = Left Ventricle = بطن چپ

⚫استرس اکو

استرس اکو برای زمانی است که پزشک می‌خواهد بداند قلب در شرایط سخت چگونه کار می‌کند. بعضی مشکلات قلبی فقط وقتی خودشان را نشان می‌دهند که قلب تحت فشار باشد، مثلاً هنگام ورزش یا استرس. در این روش، ابتدا یک اکو در حالت استراحت گرفته می‌شود، سپس قلب با ورزش یا دارو تحریک می‌شود و ضربان قلب بالا می رود و دوباره اکو گرفته می‌شود.

دستگاه تصاویر قبل و بعد از استرس را کنار هم قرار می‌دهد و پزشک حرکات دیواره‌های قلب را مقایسه می‌کند. اگر بخشی از قلب خون کافی دریافت نکند، حرکتش در حالت استرس تغییر می‌کند. این روش یکی از بهترین روش‌های غیرتهاجمی برای تشخیص بیماری‌های عروق کرونر است.

اکو معمولی فقط وضعیت «در حال استراحت» را نشان می‌دهد، اما بسیاری از مشکلات قلبی در استراحت پنهان می‌مانند. استرس اکو این مشکلات پنهان را آشکار می‌کند و به همین دلیل در تشخیص بیماری‌های قلبی بسیار ارزشمند است.

در متاآنالیزهای گسترده، برای تشخیص بیماری انسدادی عروق کرونر ، حساسیتی در حدود ۸۰–۸۵٪ و ویژگی‌ای در محدودهٔ مشابه یا بالاتر نسبت به تست ورزش ساده نشان داده است و در بسیاری از موارد با روش‌های هسته‌ای قابل رقابت است. علاوه بر تشخیص، مطالعات جدید نشان داده‌اند که نتیجهٔ استرس اکو با پیش‌آگهی طولانی‌مدت بیماران نیز ارتباط دارد و یک تست منفی در بیماران با خطر پایین تا متوسط، با احتمال پایین وقایع قلبی در سال‌های بعد همراه است.

حساسیت و ویژگی دو شاخص کلیدی برای ارزیابی دقت تست‌های تشخیصی هستند.حساسیت نشان می‌دهد یک تست تا چه حد می‌تواند افراد واقعاً بیمار را به‌درستی شناسایی کند و مثبت واقعی را از دست ندهد.ویژگی در مقابل، بیان می‌کند تست تا چه اندازه قادر است افراد واقعاً سالم را به درستی منفی گزارش کند و مثبت کاذب ایجاد نکند. به‌طور خلاصه، حساسیت بالا یعنی «بیمار را جا نمی‌اندازد» و ویژگی بالا یعنی «سالم را اشتباه بیمار نشان نمی‌دهد.

🟡پروتکل ABCDE در استرس اکوکاردیوگرافی

پروتکل ABCDE یک روش نوین، یکپارچه و چندبُعدی در استرس‌اکوکاردیوگرافی است که فقط به بررسی ایسکمی (تنگی عروق قلبی) محدود نمی‌شود، بلکه پنج جنبهٔ مهم عملکرد قلب و ریه را هم‌زمان ارزیابی می‌کند. این پروتکل کمک می‌کند علت علائم بیمار (مثلاً تنگی نفس، درد قفسه سینه یا کاهش تحمل فعالیت) دقیق‌تر مشخص شود.


A — ارزیابی عروق بزرگ قلب (Epicardial Coronaries)

چه چیزی بررسی می‌شود؟ وجود یا عدم وجود تنگی شریان‌های کرونری اصلی.

چطور؟ با بررسی حرکت ناحیه‌ای دیواره قلب هنگام استرس: اگر بخشی از دیواره خوب حرکت نکند ← احتمال تنگی شریان کرونری ← این همان اختلال حرکت ناحیه‌ای (RWMA) است.


B — بررسی آب ریه‌ها (Lung Water)

چه چیزی بررسی می‌شود؟ میزان مایع اضافی در ریه‌ها.

چطور؟ با دیدن خطوط B (B‑lines) در سونوگرافی قفسه سینه . خطوط B زیاد ← احتقان ریه ← نارسایی قلب یا افزایش فشار پرشدگی بطن چپ.


C — ارزیابی قدرت پُمپ قلب (Myocardial Function)

چه چیزی بررسی می‌شود؟ توانایی بطن چپ در پمپ خون هنگام استرس.

چطور؟ با اندازه‌گیری مساحت پایان سیستول بطن چپ (LVESA): • اگر بطن خوب منقبض شود ← LVESA کوچک می‌شود ←  اگر عملکرد ضعیف باشد ← LVESA تغییر زیادی نمی‌کند. این مرحله قدرت پمپاژ قلب را بدون اینکه فقط به EF تکیه کند ارزیابی می‌کند.


D — بررسی عملکرد رگ‌های کوچک قلب (Microcirculation)

چه چیزی بررسی می‌شود؟ جریان خون در عروق کوچک کرونری که با تست‌های معمول دیده نمی‌شوند.

چطور؟ با اندازه‌گیری ذخیرهٔ سرعت جریان کرونری (CFVR): • CFVR پایین ← اختلال میکروواسکولار ← حتی اگر شریان‌های اصلی باز باشند، بیمار می‌تواند ایسکمی عملکردی داشته باشد.


E — تعادل سیستم عصبی خودکار قلب (Autonomic Balance)

چه چیزی بررسی می‌شود؟ توانایی افزایش ضربان قلب هنگام استرس.

چطور؟ با اندازه‌گیری ذخیرهٔ ضربان قلب (Heart Rate Reserve – HRR): • HRR مناسب ← تنظیم درست سیستم عصبی ←  HRR پایین ← کاهش پاسخ سمپاتیک، احتمال نارسایی قلب یا مصرف بتابلوکرها


این پروتکل یک دید چندبعدی از وضعیت بیمار می‌دهد و از اشتباهات رایج جلوگیری می‌کند. مثلاً: بیماری ممکن است تنگی عروق نداشته باشد ولی مشکل میکروواسکولار داشته باشد (D) یا احتقان ریه داشته باشد (B) یا HRR ناکافی داشته باشد (E) بنابراین استرس اکو فقط تصویر کلاسیک «ایسکمی یا بدون ایسکمی» نیست، بلکه یک ارزیابی ۵محوری کامل است.

اهداف پروتکل ABCDE در اکوکاردیوگرافی استرس (Stress Echocardiography – SE) عبارت‌اند از پنج هدف پاتوفیزیولوژیک اصلی. این پنج هدف شامل موارد زیر هستند:تنگی شریان کرونری اپی‌کاردیال که خود را با اختلال حرکت ناحیه‌ای دیواره قلب (Regional Wall Motion Abnormality – RWMA) نشان می‌دهد. آب اضافه در ریه‌ها که با حضور خطوط B (B lines) دیده می‌شود. عملکرد کلی عضلهٔ قلب که با مساحت انتهای سیستول بطن چپ (Left Ventricular End‑Systolic Area) ارزیابی می‌شود. عملکرد عروق کوچک قلب که با ذخیرهٔ سرعت جریان کرونری (Coronary Flow Velocity Reserve – CFVR) سنجیده می‌شود. تعادل سیستم عصبی خودکار قلب که با ذخیرهٔ ضربان قلب (Heart Rate Reserve – HRR) اندازه‌گیری می‌شود. توضیح سادهٔ تمام اصطلاحات تخصصی Stress Echocardiography (SE): اکوی استرس؛ یعنی بررسی قلب هنگام فعالیت یا داروی استرس‌زا برای آشکار کردن بیماری‌های پنهان. Epicardial Coronary Artery Stenosis: تنگی شریان‌های کرونری سطحی روی قلب (اپی‌کاردیال)؛ شریان‌هایی که خون‌رسانی اصلی قلب را انجام می‌دهند. Regional Wall Motion Abnormality (RWMA): اختلال حرکت ناحیه‌ای دیواره قلب؛ بخشی از دیواره قلب خوب حرکت نمی‌کند، معمولاً به دلیل کاهش خون‌رسانی. Lung Water / B Lines: آب اضافی در ریه‌ها. در سونوگرافی قفسه سینه، خطوط سفید عمودی به نام B‑lines دیده می‌شود که نشانهٔ افزایش مایع بینابینی ریه است. Left Ventricular End‑Systolic Area: مساحت حفرهٔ بطن چپ در انتهای سیستول؛ هرچه بطن بهتر پمپ کند، اندازهٔ این مساحت کوچک‌تر است. Small Vessels / CFVR (Coronary Flow Velocity Reserve): CFVR یعنی ذخیرهٔ سرعت جریان خون در عروق کوچک کرونری. نشان می‌دهد عروق کوچک قلب چقدر می‌توانند در زمان نیاز (مثلاً استرس) جریان را افزایش دهند. Cardiac Autonomic Balance / HRR (Heart Rate Reserve): HRR یعنی میزان افزایش ضربان قلب هنگام استرس نسبت به حالت استراحت. این مقدار نشان می‌دهد سیستم عصبی خودکار (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) به‌درستی قلب را تنظیم می‌کند یا نه.
اهداف پروتکل ABCDE در اکوکاردیوگرافی استرس

تصویر: اهداف پروتکل ABCDE در اکوکاردیوگرافی استرس  عبارت‌اند از پنج هدف پاتوفیزیولوژیک اصلی. این پنج هدف شامل موارد زیر هستند:

      • تنگی شریان کرونری اپی‌کاردیال که خود را با اختلال حرکت ناحیه‌ای دیواره قلب (Regional Wall Motion Abnormality – RWMA) نشان می‌دهد.
      • آب اضافه در ریه‌ها که با حضور خطوط B (B lines) دیده می‌شود.
      • عملکرد کلی عضلهٔ قلب که با مساحت انتهای سیستول بطن چپ (Left Ventricular End‑Systolic Area) ارزیابی می‌شود.
      • عملکرد عروق کوچک قلب که با ذخیرهٔ سرعت جریان کرونری (Coronary Flow Velocity Reserve – CFVR) سنجیده می‌شود.
      • تعادل سیستم عصبی خودکار قلب که با ذخیرهٔ ضربان قلب (Heart Rate Reserve – HRR) اندازه‌گیری می‌شود.

توضیح سادهٔ تمام اصطلاحات تخصصی 

      • Epicardial Coronary Artery Stenosis: تنگی شریان‌های کرونری سطحی روی قلب (اپی‌کاردیال)؛ شریان‌هایی که خون‌رسانی اصلی قلب را انجام می‌دهند.
      • Regional Wall Motion Abnormality (RWMA): اختلال حرکت ناحیه‌ای دیواره قلب؛ بخشی از دیواره قلب خوب حرکت نمی‌کند، معمولاً به دلیل کاهش خون‌رسانی.
      • Lung Water / B Lines: آب اضافی در ریه‌ها. در سونوگرافی قفسه سینه، خطوط سفید عمودی به نام B‑lines دیده می‌شود که نشانهٔ افزایش مایع بینابینی ریه است.
      • Left Ventricular End‑Systolic Area: مساحت حفرهٔ بطن چپ در انتهای سیستول؛ هرچه بطن بهتر پمپ کند، اندازهٔ این مساحت کوچک‌تر است.
      • Small Vessels / CFVR (Coronary Flow Velocity Reserve): CFVR یعنی ذخیرهٔ سرعت جریان خون در عروق کوچک کرونری. نشان می‌دهد عروق کوچک قلب چقدر می‌توانند در زمان نیاز (مثلاً استرس) جریان را افزایش دهند.
      • Cardiac Autonomic Balance / HRR (Heart Rate Reserve): HRR یعنی میزان افزایش ضربان قلب هنگام استرس نسبت به حالت استراحت. این مقدار نشان می‌دهد سیستم عصبی خودکار (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) به‌درستی قلب را تنظیم می‌کند یا نه.

⚫کانتراست اکو

کانتراست اکو زمانی استفاده می‌شود که تصویر قلب در اکو معمولی واضح نیست. در این روش، ماده‌ای بی‌خطر که حباب‌های ریز میکروسکوپی دارد از راه ورید تزریق می‌شود. این حباب‌ها مرزهای قلب را روشن‌تر می‌کنند و تصویر را شفاف‌تر می‌سازند.

این حباب‌ها مانند «چراغ‌های کوچک» عمل می‌کنند و بازتاب امواج صوتی را تقویت می‌کنند. دستگاه این بازتاب‌ها را با دقت بسیار بالا ثبت می‌کند و تصویر قلب با وضوحی چند برابر بهتر دیده می‌شود. این روش برای تشخیص سوراخ‌های کوچک، لخته‌ها  ، تعین دقیق فشارخون شریان ریوی و اندازه‌گیری دقیق EF بسیار ارزشمند است.

تفاوت اصلی کانتراست اکو با اکو معمولی این است که کیفیت تصویر را چند برابر می‌کند. در بسیاری از بیماران، بدون کانتراست تشخیص ممکن نیست یا با اطمینان پایین انجام می‌شود. کانتراست اکو این مشکل را حل می‌کند و تصویر را به سطحی می‌رساند که برای تصمیم‌گیری درمانی قابل‌اعتماد باشد.

با استفاده از تزریق مقدار کمی مادهٔ حاجب (small bolus injection) و سپس شست‌وشوی آهسته شبیه تزریق وریدی پیوسته با سرم (infusion‑like flush of saline) در یک بیمار بخش مراقبت‌های ویژه (ICU)، توانستند شکل نواحی دوردست و نوک بطن چپ را با وضوح بهتری مشخص کنند.A. تصویر بدون مادهٔ حاجب (Noncontrast): در این تصویر هنوز مادهٔ کنتراست وارد نشده، بنابراین کیفیت نمایش نواحی دورتر کم است. B. تصویربرداری با شاخص مکانیکی بسیار پایین (very low mechanical index – MI): با استفاده از این روش، وضوح نواحی پایه‌ای (basal)، میانی (mid) و دورتر / انتهایی (distal) بهتر شد. در این حالت، فرکانس ارسال و دریافت 1.8 مگاهرتز (1.8 MHz) بوده و از روش تصویربرداری غیرخطی پایه (fundamental nonlinear imaging) استفاده شده است. C. تصویربرداری هارمونیک با MI پایین (low‑MI harmonic imaging): در این روش، تضعیف (attenuation) در نواحی پایه‌ای دیده شد، چون فقط سیگنال‌های هارمونیک با فرکانس‌های بالا (high‑frequency harmonic signals) تحلیل می‌شدند و بخش‌های نزدیک‌تر انرژی کمتری دریافت می‌کردند.
کنتراست یا کانتراست اکوکاردیوگرافی و تاثیر ماده حجاب بر وضوح تصویر

تصویر: با استفاده از تزریق مقدار کمی مادهٔ حاجب (small bolus injection) و سپس شست‌وشوی آهسته شبیه تزریق وریدی پیوسته با سرم (infusion‑like flush of saline) در یک بیمار بخش مراقبت‌های ویژه (ICU)، توانستند شکل نواحی دوردست و نوک بطن چپ را با وضوح بهتری مشخص کنند.

A. تصویر بدون مادهٔ حاجب (Noncontrast): در این تصویر هنوز مادهٔ کنتراست وارد نشده، بنابراین کیفیت نمایش نواحی دورتر کم است.

B. تصویربرداری با شاخص مکانیکی بسیار پایین (very low mechanical index – MI): با استفاده از این روش، وضوح نواحی پایه‌ای (basal)، میانی (mid) و دورتر / انتهایی (distal) بهتر شد. در این حالت، فرکانس ارسال و دریافت ۱.۸ مگاهرتز (۱.۸ MHz) بوده و از روش تصویربرداری غیرخطی پایه (fundamental nonlinear imaging) استفاده شده است.

C. تصویربرداری هارمونیک با MI پایین (low‑MI harmonic imaging): در این روش، تضعیف (attenuation) در نواحی پایه‌ای دیده شد، چون فقط سیگنال‌های هارمونیک با فرکانس‌های بالا (high‑frequency harmonic signals) تحلیل می‌شدند و بخش‌های نزدیک‌تر انرژی کمتری دریافت می‌کردند.

⚫اکو از راه مری (TEE)

اکو از راه مری یکی از دقیق‌ترین روش‌های تصویربرداری قلب است، زیرا پروب دستگاه از طریق دهان وارد مری می‌شود و درست پشت قلب قرار می‌گیرد. این نزدیکی باعث می‌شود تصویر قلب بدون مزاحمت استخوان جناغ، ریه یا بافت‌های سطحی ثبت شود. نتیجهٔ این کار تصویری با وضوح بسیار بالا از دهلیز چپ، آئورت، دریچهٔ میترال و ساختارهای عمقی قلب است، تصاویری که در اکو معمولی (TTE) معمولاً به طور دقیق قابل‌مشاهده نیستند.

پروب TEE باریک، انعطاف‌پذیر و مجهز به سنسورهای بسیار حساس است. این پروب می‌تواند تصاویر دوبعدی، سه‌بعدی و حتی چهاربعدی لحظه‌ای تولید کند. در نسخه‌های پیشرفته‌تر، پزشک می‌تواند دریچهٔ میترال را از نمای «جراحی» ببیند، یعنی همان نمایی که جراح هنگام باز کردن دهلیز مشاهده می‌کند. این ویژگی TEE را به ابزار اصلی در جراحی‌های قلب، بستن سوراخ‌های قلبی، ارزیابی پروتزهای دریچه‌ای و تشخیص لختهٔ دهلیز چپ تبدیل کرده است.

تفاوت اصلی TEE با اکو معمولی در وضوح تصویر و زاویهٔ دید است. در حالی که TTE برای غربالگری و بررسی‌ها ی اولیه عالی است،  TEE برای تشخیص‌های دقیق و حساس ضروری است. مثلاً در اندوکاردیت، لختهٔ دهلیز چپ، پارگی دریچه، دیسکشن آئورت یا ارزیابی پروتزها،  TEE استاندارد طلایی است. تنها محدودیت آن نیاز به بی‌حسی حلق و تحمل مری است، اما ارزش تشخیصی آن به‌قدری بالاست که در بسیاری از موارد جایگزین‌ناپذیر است.

اکوکاردیوگرافی از مری و نحوه عبور پروب و محل های آسیب بسیار کم احتمالی که پزشک به آنها حساس است.
اکوکاردیوگرافی از مری و نحوه عبور پروب و محل های آسیب بسیار کم احتمالی که پزشک به آنها حساس است.

 

⚫اکو M-Mode

اکو M-Mode یکی از قدیمی‌ترین و دقیق‌ترین روش‌های اندازه‌گیری در اکو است. در این روش، دستگاه فقط یک «خط باریک» از قلب را با دقت زمانی بسیار بالا ثبت می‌کند. نتیجهٔ آن یک نمودار موجی است که حرکت دیواره‌ها و دریچه‌ها را با جزئیات میلی‌ثانیه‌ای نشان می‌دهد. این روش هنوز هم برای اندازه‌گیری‌های دقیق استفاده می‌شود.

در M-Mode، دستگاه امواج صوتی را در یک خط ثابت ارسال می‌کند و بازتاب آن‌ها را با سرعت بسیار بالا ثبت می‌کند. این کار باعث می‌شود حرکت دریچهٔ میترال، ضخامت دیواره‌ها و قطر بطن‌ها با دقتی بی‌نظیر اندازه‌گیری شود. این روش برای تشخیص کاردیومیوپاتی‌های هیپرتروفیک و بررسی حرکت غیرطبیعی دیواره‌ها بسیار ارزشمند است.

اگر اکو دو بعدی یک فیلم باشد، M-Mode  یک «نوار قلب تصویری» است. این روش اطلاعات فضایی زیادی نمی‌دهد، اما اطلاعات زمانی آن بسیار دقیق است. به همین دلیل، هنوز هم در بسیاری از مراکز برای اندازه‌گیری‌های تخصصی استفاده می‌شود و مکمل ارزشمندی برای اکو دو بعدی است.

بطن چپA) این شکل شماتیک، چهار نمای اصلی M‑mode قلب را نشان می‌دهد. (M‑mode: روشی در اکو که حرکت ساختارهای قلب را در یک خط مشخص، به‌صورت زمانی نشان می‌دهد و دقت بالایی برای اندازه‌گیری دارد) اصطلاحات به‌کاررفته در این شکل: AMV – Anterior Mitral Valve: لت قدامی دریچهٔ میترال ARV – Anterior Right Ventricle: بخش جلویی بطن راست EKG – Electrocardiograph: نوار قلب (ثبت فعالیت الکتریکی قلب) EN – Endocardial Edge: لبهٔ اندوکارد؛ سطح داخلی دیوارهٔ قلب EP – Epicardial Surface: سطح اپیکارد؛ سطح خارجی دیوارهٔ قلب LA – Left Atrial: دهلیز چپ LS – Left Ventricular Septum: سپتوم بطن چپ؛ بخش داخلی دیوارهٔ بین دو بطن LV – Left Ventricle: بطن چپ PLA – Plasminogen Activator: فعال‌کنندهٔ پلاسمینوژن (اصطلاحی که گاهی در برچسب‌ها دیده می‌شود ولی در این تصویر کاربرد عملکردی ندارد) PLV – Posterior Left Ventricle: بخش پشتی بطن چپ PMV – Posterior Mitral Valve: لت خلفی دریچهٔ میترال PPM – Posterior Papillary Muscle: عضلهٔ پاپیلری خلفی RS – Right Ventricular Septum: بخش سپتالی (داخلی) بطن راست RV – Right Ventricle: بطن راست B) نمای M‑mode از دریچهٔ میترال نشان داده شده است. (Mitral valve M‑mode: روشی که شکل و حرکت لت‌های دریچهٔ میترال را در طول چرخهٔ قلب بررسی می‌کند) C) در این نما، پروب M‑mode از میان بطن راست، آئورت پروگزیمال و دهلیز چپ عبور داده شده است. (proximal aorta: قسمت ابتدایی آئورت که درست بعد از دریچهٔ آئورت قرار دارد) می‌توان لت‌های دریچهٔ آئورت و خط بسته‌شدن آئورت (AC line) را مشاهده کرد. در افراد سالم، این خط بسته‌شدن در وسط آئورت قرار دارد. حرکات مختلف لت‌های دریچهٔ میترال در این تصویر با حروف زیر مشخص شده‌اند: A: بیشترین حرکت لت قدامی در زمان سیستول دهلیزی(atrial systole: زمانی که دهلیز منقبض می‌شود و خون را به بطن می‌فرستد) C: بسته شدن دریچهٔ میترال و انتهای دیاستول(end‑diastole: زمانی که بطن‌ها کاملاً پر از خون شده‌اند) D: بیشترین حرکت لت‌ها در اوایل دیاستول E: بیشترین حرکت لت‌ها به سمت جلو در اوایل دیاستول(E‑wave: موج بازشدن دریچهٔ میترال هنگام ورود خون از دهلیز چپ) F: نقطهٔ بسته‌شدن دریچهٔ میترال در اوایل دی‌استازیس(diastasis: مرحلهٔ میانی دیاستول که جریان خون آرام می‌شود) MV – Mitral Valve: دریچهٔ میترال RV – Right Ventricle: بطن راست
شماتیک، چهار نمای اصلی M‑mode قلب

شکل: بطن چپ

A) این شکل شماتیک، چهار نمای اصلی M‑mode قلب را نشان می‌دهد.

اصطلاحات به‌کاررفته در این شکل:

    • AMV – Anterior Mitral Valve: لت قدامی دریچهٔ میترال
    • ARV – Anterior Right Ventricle: بخش جلویی بطن راست
    • EKG – Electrocardiograph: نوار قلب (ثبت فعالیت الکتریکی قلب)
    • EN – Endocardial Edge: لبهٔ اندوکارد؛ سطح داخلی دیوارهٔ قلب
    • EP – Epicardial Surface: سطح اپیکارد؛ سطح خارجی دیوارهٔ قلب
    • LA – Left Atrial: دهلیز چپ
    • LS – Left Ventricular Septum: سپتوم بطن چپ؛ بخش داخلی دیوارهٔ بین دو بطن
    • LV – Left Ventricle: بطن چپ
    • PLA – Plasminogen Activator: فعال‌کنندهٔ پلاسمینوژن (اصطلاحی که گاهی در برچسب‌ها دیده می‌شود ولی در این تصویر کاربرد عملکردی ندارد)
    • PLV – Posterior Left Ventricle: بخش پشتی بطن چپ
    • PMV – Posterior Mitral Valve: لت خلفی دریچهٔ میترال
    • PPM – Posterior Papillary Muscle: عضلهٔ پاپیلری خلفی
    • RS – Right Ventricular Septum: بخش سپتالی (داخلی) بطن راست
    • RV – Right Ventricle: بطن راست

B) نمای M‑mode از دریچهٔ میترال نشان داده شده است. (Mitral valve M‑mode: روشی که شکل و حرکت لت‌های دریچهٔ میترال را در طول چرخهٔ قلب بررسی می‌کند)

C) در این نما، پروب M‑mode از میان بطن راست، آئورت پروگزیمال و دهلیز چپ عبور داده شده است. (proximal aorta: قسمت ابتدایی آئورت که درست بعد از دریچهٔ آئورت قرار دارد) می‌توان لت‌های دریچهٔ آئورت و خط بسته‌شدن آئورت (AC line) را مشاهده کرد.

در افراد سالم، این خط بسته‌شدن در وسط آئورت قرار دارد. حرکات مختلف لت‌های دریچهٔ میترال در این تصویر با حروف زیر مشخص شده‌اند:

    • A: بیشترین حرکت لت قدامی در زمان سیستول دهلیزی(atrial systole: زمانی که دهلیز منقبض می‌شود و خون را به بطن می‌فرستد)
    • C: بسته شدن دریچهٔ میترال و انتهای دیاستول(end‑diastole: زمانی که بطن‌ها کاملاً پر از خون شده‌اند)
    • D: بیشترین حرکت لت‌ها در اوایل دیاستول
    • E: بیشترین حرکت لت‌ها به سمت جلو در اوایل دیاستول(E‑wave: موج بازشدن دریچهٔ میترال هنگام ورود خون از دهلیز چپ)
    • F: نقطهٔ بسته‌شدن دریچهٔ میترال در اوایل دی‌استازیس(diastasis: مرحلهٔ میانی دیاستول که جریان خون آرام می‌شود)
    • MV – Mitral Valve: دریچهٔ میترال
    • RV – Right Ventricle: بطن راست

⚫اکو سه بعدی

در این روش، دستگاه نه‌تنها یک صفحهٔ دوبعدی، بلکه یک «حجم کامل» از قلب را ثبت می‌کند. نتیجهٔ آن تصویری است که می‌توان آن را چرخاند، از بالا و پایین دید و حتی از داخل آن عبور کرد. این روش برای بررسی دقیق دریچه‌ها، نقص‌های مادرزادی و برنامه‌ریزی جراحی‌ها فوق‌العاده ارزشمند است.

پروب‌های سه‌بعدی دارای صدها عنصر صوتی هستند که هم‌زمان امواج را در جهات مختلف ارسال و دریافت می‌کنند. دستگاه این داده‌های حجیم را با الگوریتم‌های پیشرفتهٔ بازسازی سه‌بعدی ترکیب می‌کند و یک مدل واقعی از قلب می‌سازد. این مدل به پزشک اجازه می‌دهد شکل دقیق دریچه‌ها، ضخامت دیواره‌ها و ارتباط بین حفرات را با دقتی بی‌نظیر ببیند.

پزشک دیگر مجبور نیست از روی چند تصویر دوبعدی، شکل واقعی دریچه را حدس بزند؛ بلکه آن را همان‌طور که هست می‌بیند. این روش به‌ویژه در بیماری‌های دریچهٔ میترال و آئورت، و در برنامه‌ریزی مداخلات ساختاری مثل MitraClip  یا TAVI اهمیت دارد.

در مطالعات متعدد برای اندازه‌گیری حجم و EF بطن چپ، همبستگی بالایی با MRI نشان داده و نسبت به اکو دوبعدی، خطای هندسی کمتری دارد. در ضایعات دریچه‌ای، به‌ویژه میترال، امکان تعیین دقیق محل و وسعت ضایعه را فراهم می‌کند و در تصمیم‌گیری برای ترمیم جراحی نسبت به تعویض نقش مهمی دارد.

تصویر سه‌بُعدی از بطن چپ که در آن ارزیابی حجم با استفاده از بازسازی چندسطحی و بخش‌بندی برای بررسی حرکت دیوارهٔ قلب انجام شده است.
تصویر سه‌بُعدی از بطن چپ که در آن ارزیابی حجم با استفاده از بازسازی چندسطحی و بخش‌بندی برای بررسی حرکت دیوارهٔ قلب انجام شده است.

⚫اکو چهار بعدی

در واقع ادامهٔ منطقی تکامل اکو سه‌بعدی است. تصویر آن «در زمان واقعی» نمایش داده می‌شود. یعنی نه‌تنها شکل سه‌بعدی قلب را می‌بینی، بلکه حرکت آن را هم لحظه‌به‌لحظه دنبال می‌کنی. این یعنی دیدن باز و بسته شدن دریچه‌ها، انقباض بطن‌ها و جریان خون، آن هم به‌صورت زنده.

در اکو چهاربعدی، دستگاه حجم‌های سه‌بعدی را با سرعت بسیار بالا ثبت می‌کند و آن‌ها را پشت‌سرهم نمایش می‌دهد. این کار نیازمند پردازش بسیار سریع و مبدل‌های پیشرفته است. نتیجهٔ آن تصویری است که پزشک می‌تواند در حین جراحی یا مداخلهٔ قلبی، از آن برای هدایت ابزارها استفاده کند.

اگر اکو سه بعدی یک «مجسمهٔ ثابت» باشد، یک «فیلم زنده» است. این روش در اتاق عمل و کت‌لب اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا پزشک می‌تواند در همان لحظه ببیند ابزار دقیقاً کجا قرار گرفته و آیا دریچه درست کار می‌کند یا نه.

⚫اکو داپلر (Doppler Echo)

اکو داپلر بر پایهٔ یک پدیدهٔ سادهٔ فیزیکی کار می‌کند:  وقتی یک جسم در حال حرکت به سمت ما می‌آید، فرکانس صدای آن کمی بالاتر شنیده می‌شود و وقتی دور می‌شود، فرکانس پایین‌تر می‌آید. دستگاه اکو همین تغییرات بسیار ظریف را در امواج صوتی بازتاب‌شده از گلبول‌های قرمز خون اندازه می‌گیرد. نتیجهٔ این اندازه‌گیری، اطلاعاتی دقیق دربارهٔ سرعت و جهت جریان خون است. این یعنی پزشک می‌تواند ببیند خون از کدام دریچه با چه سرعتی عبور می‌کند و آیا جریان طبیعی است یا نه.

داپلر اکو در تشخیص بیماری‌های دریچه‌ای نقش حیاتی دارد. مثلاً اگر دریچهٔ آئورت تنگ باشد، خون مجبور است با سرعت بسیار بالا از آن عبور کند و داپلر این افزایش سرعت را دقیق ثبت می‌کند. یا اگر دریچهٔ میترال نارسایی داشته باشد، داپلر نشان می‌دهد که بخشی از خون به عقب برمی‌گردد. این اطلاعات چیزی نیست که با اکو دو بعدی ساده بتوان دید؛ داپلر در واقع «گوش تیزبین» اکو است که جریان خون را می‌شنود و آن را به تصویر تبدیل می‌کند.

تفاوت اصلی داپلر با اکو دو بعدی این است که اکو دو بعدی فقط شکل و حرکت قلب را نشان می‌دهد، اما داپلر «رفتار خون» را آشکار می‌کند. این دو روش مکمل یکدیگرند: یکی چشم است و دیگری گوش. بدون داپلر، شدت بیماری‌های دریچه‌ای، فشار شریان ریوی، وجود شانت‌ها و بسیاری از اختلالات همودینامیک قابل‌تشخیص دقیق نیستند. به همین دلیل، داپلر یکی از ستون‌های اصلی اکوکاردیوگرافی مدرن است.

در ارزیابی تنگی دریچه آئورت، با استفاده از سرعت جت و معادلهٔ برنولی، امکان محاسبهٔ گرادیان‌های فشاری را با دقت بالا نسبت به کاتتریزاسیون فراهم کرده است و در راهنماها به‌عنوان پایهٔ تشخیص شدت تنگی آئورت ذکر می‌شود. در برآورد فشار شریان ریوی نیز، اندازه‌گیری سرعت TR jet و سایر پارامترها، تخمینی غیرتهاجمی و پذیرفته‌شده از فشارهای ریوی ارائه می‌دهد. برای بیمار، به این معناست که بسیاری از اطلاعات همودینامیک که سابقاً تنها با کاتتریزاسیون تهاجمی به‌دست می‌آمد، اکنون با یک بررسی ساده اکو قابل حصول است.

نمونه‌ای از داپلز طیفی(spectral Doppler trace: نموداری در اکو که سرعت جریان خون را در طول زمان نشان می‌دهد) (tricuspid regurgitation – TR: حالتی که در آن دریچهٔ تریکوسپید به‌خوبی بسته نمی‌شود و مقداری از خون از بطن راست به دهلیز راست برمی‌گردد) A) در نمودار داپلر موج پیوسته (continuous‑wave Doppler: نوعی داپلر که می‌تواند سرعت‌های بسیار زیاد جریان خون را بدون محدودیت اندازه‌گیری کند) یک الگوی شبیه «چانه» (خط صورتی) و «ریش» (خط آبی) دیده می‌شود. (chin: بخش واضح و متراکم سیگنال داپلر که نشان‌دهندهٔ جریان واقعی خون است) (beard: سیگنال‌های پراکنده یا نویزی که زیر سیگنال اصلی دیده می‌شوند و معمولاً ناشی از نویز یا انعکاس‌های ضعیف هستند) B) این نمودار بعد از افزایش مقدار ریجکت (Reject) ثبت شده است. (reject: تنظیمی در دستگاه اکو که سیگنال‌های ضعیف و نویزهای اضافی را حذف می‌کند تا تصویر واضح‌تر شود) در این حالت می‌بینیم که نویز پس‌زمینه کمتر شده و بخش «ریش» در سیگنال نارسایی تریکوسپید حذف شده است.
در این تصویر، دو ردیف اکو طیفی داپلر از بیماری گرفته شده که دچار نارسایی قابل‌توجه دریچهٔ تریکوسپید است.

تصویر: spectral Doppler trace: نموداری در اکو که سرعت جریان خون را در طول زمان نشان می‌دهد، نمایش داده شده تا TR (tricuspid regurgitation – TR: حالتی که در آن دریچهٔ تریکوسپید به‌خوبی بسته نمی‌شود و مقداری از خون از بطن راست به دهلیز راست برمی‌گردد) نمایانده شود.

A) در نمودار داپلر موج پیوسته  (continuous‑wave Doppler: نوعی داپلر که می‌تواند سرعت‌های بسیار زیاد جریان خون را بدون محدودیت اندازه‌گیری کند) یک الگوی شبیه «چانه» (خط صورتی) و «ریش» (خط آبی) دیده می‌شود. (chin: بخش واضح و متراکم سیگنال داپلر که نشان‌دهندهٔ جریان واقعی خون است) (beard: سیگنال‌های پراکنده یا نویزی که زیر سیگنال اصلی دیده می‌شوند و معمولاً ناشی از نویز یا انعکاس‌های ضعیف هستند)

B) این نمودار بعد از افزایش مقدار ریجکت (Reject) ثبت شده است. (reject: تنظیمی در دستگاه اکو که سیگنال‌های ضعیف و نویزهای اضافی را حذف می‌کند تا تصویر واضح‌تر شود) در این حالت می‌بینیم که نویز پس‌زمینه کمتر شده و بخش «ریش» در سیگنال نارسایی تریکوسپید حذف شده است.

⚫داپلر رنگی 

داپلر رنگی همان داپلر است، اما با یک تفاوت مهم: دستگاه سرعت و جهت جریان خون را با رنگ روی تصویر نمایش می‌دهد. معمولاً خون‌هایی که به سمت پروب می‌آیند با رنگ قرمز و خون‌هایی که از آن دور می‌شوند با رنگ آبی نشان داده می‌شوند. این رنگ‌ها به پزشک کمک می‌کنند تا در یک نگاه مسیر جریان خون را ببیند، درست مثل نقشهٔ ترافیک که مسیرهای شلوغ و روان را با رنگ‌های مختلف نشان می‌دهد.

داپلر رنگی برای تشخیص نارسایی دریچه‌ها فوق‌العاده است. اگر دریچهٔ میترال خوب بسته نشود، یک «جت رنگی» به سمت دهلیز چپ دیده می‌شود. یا اگر سوراخی بین دهلیزها وجود داشته باشد، جریان غیرطبیعی بین دو حفره با رنگ مشخص می‌شود. این روش همچنین برای بررسی جریان‌های پیچیدهٔ داخل قلب، مثل جریان در اطراف پروتزهای دریچه‌ای، بسیار ارزشمند است.

داپلر معمولی سرعت را به‌صورت نمودار نشان می‌دهد، اما داپلر رنگی آن را به تصویر تبدیل می‌کند. این باعث می‌شود حتی یک فرد غیرپزشک هم بتواند مفهوم جریان غیرطبیعی را بفهمد. داپلر رنگی در واقع «داپلر قابل‌دیدن» است و به همین دلیل در تمام اکوی مدرن به‌صورت روتین استفاده می‌شود.

اکوکاردیوگرافی داپلر رنگی (Color flow Doppler imaging) را می‌توان با دو نوع نقشه انجام داد:یک نقشهٔ تقویت‌شده یا سرعت-محور (A) [velocity map: نقشه‌ای که جهت و سرعت جریان خون را با رنگ نشان می‌دهد] در مقابل یک نقشهٔ واریانس (B) [variance map: نقشه‌ای که علاوه بر جهت و سرعت، میزان بی‌نظمی و آشفتگی جریان خون را نیز نشان می‌دهد]. در تصویر A (نقشهٔ سرعت) فقط اطلاعات مربوط به جهت جریان خون و سرعت جریان خون دیده می‌شود. اما در تصویر B (نقشهٔ واریانس) علاوه بر این موارد، اطلاعات اضافی برای تشخیص آشفتگی جریان خون [turbulence] در جت نارسایی میترال [mitral regurgitation jet: جریانی از خون که به دلیل نشت دریچهٔ میترال به‌طور غیرطبیعی از بطن چپ به دهلیز چپ برمی‌گردد] اضافه شده است.
اکوکاردیوگرافی داپلر رنگی (Color flow Doppler imaging) را می‌توان با دو نوع نقشه انجام داد:
یک نقشهٔ تقویت‌شده یا سرعت-محور (A) [velocity map: نقشه‌ای که جهت و سرعت جریان خون را با رنگ نشان می‌دهد]در مقابل یک نقشهٔ واریانس (B) [variance map: نقشه‌ای که علاوه بر جهت و سرعت، میزان بی‌نظمی و آشفتگی جریان خون را نیز نشان می‌دهد].
در تصویر A (نقشهٔ سرعت) فقط اطلاعات مربوط به جهت جریان خون و سرعت جریان خون دیده می‌شود. اما در تصویر B (نقشهٔ واریانس) علاوه بر این موارد، اطلاعات اضافی برای تشخیص آشفتگی جریان خون [turbulence] در جت نارسایی میترال [mitral regurgitation jet: جریانی از خون که به دلیل نشت دریچهٔ میترال به‌طور غیرطبیعی از بطن چپ به دهلیز چپ برمی‌گردد] اضافه شده است.

⚫اکو داپلر رنگی پیشرفته 

اکو داپلر رنگی پیشرفته نسخهٔ تکامل‌یافتهٔ داپلر رنگی معمولی است که جریان خون را با دقت فضایی و زمانی بالاتر نمایش می‌دهد. این روش نه‌تنها جهت و سرعت جریان را نشان می‌دهد، بلکه الگوهای پیچیدهٔ جریان، مثل گردابه‌ها، جریان‌های برگشتی چندشاخه، و نشت‌های ظریف را نیز قابل‌مشاهده می‌کند. این سطح از جزئیات در تشخیص بیماری‌های پیچیدهٔ دریچه‌ای و ساختاری اهمیت زیادی دارد.

این روش در ارزیابی نارسایی‌های دریچه‌ای، شانت‌های پیچیده، نشت‌های پاراوالولار، و جریان‌های غیرطبیعی اطراف پروتزها کاربرد دارد. در بیماران با نارسایی میترال پیچیده، داپلر رنگی پیشرفته می‌تواند مسیر دقیق جت برگشتی، محل نقص دریچه و شدت واقعی نارسایی را بهتر از روش‌های معمولی نشان دهد.
این روش برای تشخیص نارسایی میترال، نارسایی آئورت، نارسایی تریکوسپید، سوراخ بین‌دهلیزی (ASD)، سوراخ بین‌بطنی (VSD)، PFO، نشت پروتزها، و جریان‌های گردابی داخل بطن‌ها استفاده می‌شود. در بیماران با دریچه‌های مصنوعی، داپلر رنگی پیشرفته می‌تواند نشت‌های بسیار کوچک را که در روش‌های معمولی دیده نمی‌شوند، آشکار کند.

قدرت اصلی این روش در نمایش «الگوی جریان» است، نه فقط سرعت آن. این ویژگی باعث می‌شود شدت نارسایی‌ها دقیق‌تر تخمین زده شود. در بسیاری از موارد، داپلر رنگی پیشرفته می‌تواند شدت واقعی نارسایی را بهتر از روش‌های کمی مانندPISA (روش سطح هم‌سرعت جریان) نشان دهد، به‌خصوص در نارسایی‌های پیچیدهٔ چندجریانی.

مزیت اصلی این روش در این است که جریان خون را به‌صورت یک نقشهٔ پویا و چندلایه نمایش می‌دهد. این ویژگی برای جراحان و متخصصان مداخلات ساختاری بسیار ارزشمند است، زیرا می‌توانند قبل از مداخله، الگوی دقیق جریان را ببینند و برنامه‌ریزی بهتری انجام دهند.

نمونه ای از داپلر رنگی پیشرفته که میدان سرعت را در صفحه جریان شبیه سازی میکند.A) تصویر معمولی کالرفلو داپلر قلب. B) تصویر وکتورفلو قلب. فلش‌ها سرعت و جهت جریان خون را در هر نقطه نشان می‌دهند. مقیاس رنگی بر اساس سانتی‌متر بر ثانیه تنظیم شده است.
نمونه ای از داپلر رنگی پیشرفته که میدان سرعت را در صفحه جریان شبیه سازی میکند.
A) تصویر معمولی کالرفلو داپلر قلب.
B) تصویر وکتورفلو قلب.
فلش‌ها سرعت و جهت جریان خون را در هر نقطه نشان می‌دهند.
مقیاس رنگی بر اساس سانتی‌متر بر ثانیه تنظیم شده است.

⚫اکوکاردیوگرافی داپلرِ بافتی (TDI)

TDI یک روش پیشرفته است که به‌جای اندازه‌گیری سرعت خون، سرعت حرکت خودِ عضلهٔ قلب را اندازه می‌گیرد. دستگاه امواج صوتی بازتاب‌شده از بافت قلب را تحلیل می‌کند و سرعت حرکت نقاط مختلف دیوارهٔ قلب را محاسبه می‌کند. این روش برای بررسی عملکرد «دیاستولیک» قلب بسیار مهم است، یعنی اینکه قلب چقدر خوب شل می‌شود و خون را می‌پذیرد.

TDI  در تشخیص نارسایی قلب با EF طبیعی (HFpEF) نقش کلیدی دارد. بسیاری از بیماران ممکن است EF طبیعی داشته باشند، اما قلبشان سفت شده باشد و نتواند به‌خوبی خون را بپذیرد. TDI این مشکل را خیلی زودتر از روش‌های معمولی نشان می‌دهد. یکی از مهم‌ترین شاخص‌های TDI نسبت E/e است که تخمینی از فشار پرشدگی بطن چپ می‌دهد و در گایدلاین‌ها جایگاه ویژه‌ای دارد.

در حالی که داپلر جریان خون را می‌سنجد، TDIحرکت بافت را اندازه می‌گیرد. این دو روش مکمل هم هستند. TDI برای تشخیص مشکلات ظریف عملکردی بسیار حساس است و اطلاعاتی می‌دهد که در اکو دو بعدی دیده نمی‌شود. به همین دلیل، در بیماران با فشار خون بالا، دیابت، کاردیومیوپاتی‌ها و نارسایی قلبی، TDI  یکی از ابزارهای ضروری است.

(TDI) برای ارزیابی سرعت‌های عضلهٔ قلب استفاده می‌شود.TDI یک تکنیک مبتنی بر داپلر موج پالسی (PW Doppler) است که از بازتاب‌های کم‌فرکانس و پُرقدرتی که از خودِ عضلهٔ قلب برمی‌گردند استفاده می‌کند تا سرعت حرکت بافت عضلانی قلب را اندازه‌گیری کند. پنل بالا: نمای TDI از نمای چهارحفره‌ای اپیکال (A4C) به‌دست آمده است؛ در این تصویر، حجم نمونه کنار حلقهٔ میترال قرار داده شده است. همان‌طور که دیده می‌شود، سرعت‌های عضلانی معمولاً کم هستند (کمتر از ۲۰ سانتی‌متر بر ثانیه). ابتدا موج سیستولی (S) که رو به بالا و مثبت است دیده می‌شود، و سپس دو موج منفی E1 و A1 در دیاستول ظاهر می‌شوند که نشان‌دهندهٔ طولانی شدن (باز شدن) عضلهٔ قلب هستند. پنل میانی و پایینی: سرعت‌های TDI می‌توانند به‌صورت کدگذاری‌شده با رنگ نیز نمایش داده شوند: در سیستول، سرعت‌های بافتی که به سمت پروب حرکت می‌کنند با رنگ قرمز نشان داده می‌شوند. در دیاستول، جهت حرکت برعکس می‌شود و سرعت‌های بافتی که از پروب دور می‌شوند با رنگ آبی نمایش داده می‌شوند.
نمونه‌ای از اکوکاردیوگرافی TDI

تصویر: TDI مبتنی بر داپلر موج پالسی (PW Doppler) است که از بازتاب‌های کم‌فرکانس و پُرقدرتی که از خودِ عضلهٔ قلب برمی‌گردند استفاده می‌کند تا سرعت حرکت بافت عضلانی قلب را اندازه‌گیری کند.

پنل بالا: نمای TDI از نمای چهارحفره‌ای اپیکال (A4C) به‌دست آمده است؛ در این تصویر، حجم نمونه کنار حلقهٔ میترال قرار داده شده است.  همان‌طور که دیده می‌شود، سرعت‌های عضلانی معمولاً کم هستند (کمتر از ۲۰ سانتی‌متر بر ثانیه). ابتدا موج سیستولی (S) که رو به بالا و مثبت است دیده می‌شود، و سپس دو موج منفی E1 و A1 در دیاستول ظاهر می‌شوند که نشان‌دهندهٔ طولانی شدن (باز شدن) عضلهٔ قلب هستند.

پنل میانی و پایینی: سرعت‌های TDI می‌توانند به‌صورت کدگذاری‌شده با رنگ نیز نمایش داده شوند. در سیستول، سرعت‌های بافتی که به سمت پروب حرکت می‌کنند با رنگ قرمز نشان داده می‌شوند. در دیاستول، جهت حرکت برعکس می‌شود و سرعت‌های بافتی که از پروب دور می‌شوند با رنگ آبی نمایش داده می‌شوند.

⚫داپلر پیوسته (Continuous Wave Doppler – CW Doppler)

داپلر پیوسته یکی از ابزارهای کلیدی در ارزیابی بیماری‌های دریچه‌ای است. در این روش، دستگاه امواج صوتی را به‌طور مداوم ارسال و دریافت می‌کند، بدون اینکه محدود به یک نقطهٔ خاص باشد. این ویژگی باعث می‌شود بتواند سرعت‌های بسیار بالا را اندازه بگیرد، سرعت‌هایی که در تنگی شدید دریچه‌ها دیده می‌شود. مثلاً در تنگی شدید آئورت، سرعت خون ممکن است به بیش از ۴ متر بر ثانیه برسد، و داپلر پیوسته تنها روشی است که می‌تواند این سرعت را دقیق ثبت کند.

در داپلر پیوسته ، دو کریستال پیزوالکتریک در پروب وجود دارد: یکی همیشه در حال ارسال امواج است و دیگری همیشه در حال دریافت. این جریان مداوم باعث می‌شود دستگاه بتواند سرعت‌های بالا را بدون «بریدگی» ثبت کند. نمودار حاصل از داپلر پیوسته شکل خاصی دارد که پزشک از روی آن می‌تواند گرادیان فشار، شدت تنگی و وضعیت همودینامیک را ارزیابی کند. این روش برای محاسبهٔ گرادیان میانگین و حداکثر در تنگی آئورت ضروری است.

PW Doppler فقط سرعت‌های پایین تا متوسط را اندازه می‌گیرد، اما داپلر پیوسته برای سرعت‌های بالا طراحی شده است. به همین دلیل، در بیماری‌های شدید دریچه‌ای، داپلر پیوسته ابزار اصلی تشخیص است. تفاوت دیگر این است که داپلر پیوسته نمی‌تواند بگوید سرعت بالا از کدام نقطهٔ دقیق آمده، اما برای ارزیابی شدت بیماری، همین اندازه‌گیری کلی کافی است. این روش یکی از پایه‌های تشخیص تنگی‌های شدید دریچه‌ای است.

نارسایی میترال (Mitral regurgitation: برگشت غیرطبیعی خون از بطن چپ به دهلیز چپ به دلیل نشت دریچهٔ میترال) با استفاده از اکو موج پالسی (PW Doppler) و اکو موج پیوسته (CW Doppler)در تصویر A (با PW اکو) پدیدهٔ الیاسینگ [aliasing: اعوجاج و برعکس شدن رنگ/شکل موج به دلیل اینکه سرعت واقعی جریان از حد قابل‌ اندازه‌گیریِ PW بیشتر است[ دیده می‌شود. به همین دلیل سرعت واقعی جریان سیستولی دقیق قابل اندازه‌گیری نیست. در تصویر B (با اکو موج پیوسته CW)، سرعت واقعی و کامل جریان خون دیده می‌شود. [full Doppler velocity: نمایش کامل و بدون محدودیتِ سرعت جریان حتی در سرعت‌های بسیار بالا].
نارسایی میترال (Mitral regurgitation: برگشت غیرطبیعی خون از بطن چپ به دهلیز چپ به دلیل نشت دریچهٔ میترال) با استفاده از اکو موج پالسی (PW Doppler) و اکو موج پیوسته (CW Doppler)در تصویر A (با PW اکو) پدیدهٔ الیاسینگ [aliasing: اعوجاج و برعکس شدن رنگ/شکل موج به دلیل اینکه سرعت واقعی جریان از حد قابل‌ اندازه‌گیریِ PW بیشتر است[ دیده می‌شود. به همین دلیل سرعت واقعی جریان سیستولی دقیق قابل اندازه‌گیری نیست. در تصویر B (با اکو موج پیوسته CW)، سرعت واقعی و کامل جریان خون دیده می‌شود. [full Doppler velocity: نمایش کامل و بدون محدودیتِ سرعت جریان حتی در سرعت‌های بسیار بالا].

⚫داپلر پالسی (Pulsed Wave Doppler – PW Doppler)

داپلر پالسی

روشی است که برای اندازه‌گیری سرعت جریان خون در یک نقطهٔ دقیق استفاده می‌شود. دستگاه امواج صوتی را به‌صورت پالس‌های کوتاه ارسال می‌کند و فقط بازتاب‌هایی را که از یک عمق مشخص می‌آیند ثبت می‌کند. این ویژگی باعث می‌شود پزشک بتواند سرعت خون را در یک محل خاص، مثلاً دهانهٔ دریچهٔ میترال اندازه بگیرد.

داپلر پالسی برای بررسی جریان‌های ظریف بسیار ارزشمند است. مثلاً در ارزیابی عملکرد دیاستولیک، پزشک از PW برای اندازه‌گیری موج‌های E و A استفاده می‌کند. این موج‌ها نشان می‌دهند قلب چقدر خوب شل می‌شود و خون را می‌پذیرد. همچنین در بررسی جریان خروجی بطن چپ (LVOTداپلر پالسی نقش کلیدی دارد.

داپلر پالسی محدودیت سرعت دارد؛ یعنی اگر سرعت خون خیلی بالا باشد، دستگاه نمی‌تواند آن را درست ثبت کند و پدیدهٔ «Aliasing» رخ می‌دهد. به همین دلیل، داپلر پالسی برای سرعت‌های پایین و متوسط مناسب است، در حالی که  داپلر پیوسته برای سرعت‌های بالا استفاده می‌شود. این دو روش مکمل یکدیگرند و در کنار هم تصویر کاملی از جریان خون ارائه می‌دهند.

در اکوکاردیوگرافی قلب با داپلر، می‌توانیم جریان خون را از وریدهای ریوی به داخل دهلیز چپ ببینیم. برای این کار از داپلر موج پالسی استفاده می‌کنیم؛ یعنی دستگاه سرعت خون را دقیقاً در یک نقطه اندازه‌گیری می‌کند.وقتی دستگاه موج‌های داپلر را روی صفحه نشان می‌دهد، «سرعت حرکت نمودار» یا sweep speed اهمیت دارد. این سرعت تعیین می‌کند موج‌ها روی صفحه چقدر کشیده یا فشرده نمایش داده شوند. در این مثال سه حالت را می‌بینیم: 1. سرعت کم (A) موج‌ها فشرده و نزدیک به هم دیده می‌شوند. جزئیات کمتر مشخص است و فقط یک دید کلی از جریان خون به ما می‌دهد. 2. سرعت متوسط (B) موج‌ها طبیعی و خوانا هستند. این حالتی است که بیشتر هنگام بررسی‌های روتین استفاده می‌شود، چون شکل موج نه خیلی کشیده است و نه خیلی فشرده. 3. سرعت زیاد (C) موج‌ها کشیده‌ و طولانی دیده می‌شوند. این حالت وقتی مفید است که بخواهیم جزئیات دقیق‌تر و تغییرات کوچک در سرعت جریان خون را بررسی کنیم.
در اکوکاردیوگرافی قلب با داپلر، می‌توانیم جریان خون را از وریدهای ریوی به داخل دهلیز چپ ببینیم. برای این کار از داپلر موج پالسی استفاده می‌کنیم؛ یعنی دستگاه سرعت خون را دقیقاً در یک نقطه اندازه‌گیری می‌کند.

تصویر: وقتی دستگاه موج‌های داپلر را روی صفحه نشان می‌دهد، «سرعت حرکت نمودار» یا sweep speed اهمیت دارد. این سرعت تعیین می‌کند موج‌ها روی صفحه چقدر کشیده یا فشرده نمایش داده شوند.در این مثال سه حالت را می‌بینیم:

      • سرعت کم (A) : موج‌ها فشرده و نزدیک به هم دیده می‌شوند. جزئیات کمتر مشخص است و فقط یک دید کلی از جریان خون به ما می‌دهد.
      • سرعت متوسط (B): موج‌ها طبیعی و خوانا هستند. این حالتی است که بیشتر هنگام بررسی‌های روتین استفاده می‌شود، چون شکل موج نه خیلی کشیده است و نه خیلی فشرده.
      • سرعت زیاد (C): موج‌ها کشیده‌ و طولانی دیده می‌شوند. این حالت وقتی مفید است که بخواهیم جزئیات دقیق‌تر و تغییرات کوچک در سرعت جریان خون را بررسی کنیم.

 

⚫استرین اکو (Speckle Tracking-Strain Echocardiography)

این روش به‌جای اینکه فقط شکل قلب را نشان دهد، «رفتار عضلهٔ قلب» را بررسی می‌کند، اینکه هر بخش از قلب چقدر کش می‌آید، چقدر کوتاه می‌شود و چقدر هماهنگ کار می‌کند. این اطلاعات برای تشخیص زودهنگام اختلال عملکرد قلب بسیار ارزشمند است.

نرم‌افزارهای پیشرفته، لکه‌های ریز طبیعی در تصویر اولتراسوند را دنبال می‌کنند و از روی حرکت آن‌ها، میزان «کشش» یا «استرین» را محاسبه می‌کنند. این روش می‌تواند مشکلات قلبی را خیلی زودتر از کاهش EF نشان دهد. به همین دلیل در بیماران تحت شیمی‌درمانی، بیماران با کاردیومیوپاتی‌های ژنتیک یا کسانی که مشکوک به HFpEF هستند، بسیار ارزشمند است.

استرین اکو برخلاف TDI وابسته به زاویهٔ پرتو نیست و تصویر بسیار دقیق‌تری از عملکرد واقعی میوکارد ارائه می‌دهد. این روش قلب را نه‌فقط به‌عنوان یک پمپ، بلکه به‌عنوان یک بافت زنده و پویا بررسی می‌کند.

کاهش غیرطبیعی استرین طولی(longitudinal strain: میزان کوتاه شدن و انقباض عضلهٔ قلب در جهت طولی؛ یعنی از قاعدهٔ قلب به سمت نوک قلب) در نمای دوحفره‌ای مید‑ازوفاژیال (mid‑esophageal two‑chamber view: نمایی در اکوکاردیوگرافی از طریق مری که در آن از قسمت میانی مری به قلب نگاه می‌شود و دو حفرهٔ اصلی، یعنی دهلیز چپ و بطن چپ، دیده می‌شوند) در بیماری دیده شده است که میوکارد ایسکمیک دارد (ischemic myocardium: عضلهٔ قلبی که به دلیل کاهش جریان خون و اکسیژن‌رسانی، عملکرد طبیعی خود را از دست داده است). مقدار طبیعی استرین طولی معمولاً حدود منفی ۱۷ تا منفی ۲۰ درصد است. (علامت منفی به این دلیل است که عضلهٔ قلب هنگام انقباض کوتاه می‌شود؛ بنابراین مقدار strain به صورت منفی گزارش می‌شود).
کاهش غیرطبیعی استرین طولی

تصویر:  اکوکاردیوگرافی استرین که در آن استرین طولی(longitudinal strain: میزان کوتاه شدن و انقباض عضلهٔ قلب در جهت طولی؛ یعنی از قاعدهٔ قلب به سمت نوک قلب) به‌دست آمده است. در نمای دوحفره‌ای مید‑ازوفاژیال (mid‑esophageal two‑chamber view: نمایی در اکوکاردیوگرافی از طریق مری که در آن از قسمت میانی مری به قلب نگاه می‌شود و دو حفرهٔ اصلی، یعنی دهلیز چپ و بطن چپ، دیده می‌شوند) در بیماری دیده شده است که میوکارد ایسکمیک دارد (ischemic myocardium: عضلهٔ قلبی که به دلیل کاهش جریان خون و اکسیژن‌رسانی، عملکرد طبیعی خود را از دست داده است).

مقدار طبیعی استرین طولی معمولاً حدود منفی ۱۷ تا منفی ۲۰ درصد است. (علامت منفی به این دلیل است که عضلهٔ قلب هنگام انقباض کوتاه می‌شود؛ بنابراین مقدار strain به صورت منفی گزارش می‌شود).

⚫اکو سه‌بعدی از راه مری (3D TEE)

در این روش، پروب TEE که پشت قلب قرار می‌گیرد، داده‌های سه‌بعدی حجیم جمع‌آوری می‌کند و دستگاه آن‌ها را به یک مدل واقعی از قلب تبدیل می‌کند. این روش به‌ویژه برای بررسی دریچهٔ میترال، آئورت و ساختارهای عمقی قلب بی‌رقیب است.

پروب‌های این روش دارای آرایه‌های ماتریسی چندصدعنصری هستند که امواج را در جهات مختلف ارسال و دریافت می‌کنند. دستگاه با استفاده از الگوریتم‌های بازسازی سه‌بعدی، یک مدل دقیق از دریچه‌ها و حفرات قلب می‌سازد. پزشک می‌تواند این مدل را بچرخاند، برش بزند و از زوایای مختلف بررسی کند، دقیقاً مثل یک جراح که قلب را در دست گرفته باشد.

اکو معمولی از راه مری، معمولی تصویر دوبعدی می‌دهد، اما اکو سه بعدی از راه مری تصویر حجمی و واقعی ارائه می‌کند. این تفاوت در تشخیص پارگی  leaflet ، ارزیابی  Regurgitant Orifice، برنامه‌ریزی MitraClip و TAVI حیاتی است. در بسیاری از مراکز پیشرفته،این روش استاندارد طلایی برای ارزیابی دریچهٔ میترال است.

نمونه‌هایی از اکوکاردیوگرافی سه‌بعدی از طریق مری از دریچهٔ میترال از سمت دهلیز چپ نشان داده شده است.(A) در این تصویر افتادگی دریچهٔ میترال (mitral valve prolapse: حالتی که یکی از لت‌های دریچه به سمت دهلیز چپ برجسته و نابه‌جا حرکت می‌کند) با فلش بزرگ دیده می‌شود. این افتادگی مربوط به لت پشتی دریچه در بخش P2 است. (posterior leaflet P2 segment: بخش میانی از لت پشتی دریچه میترال). همچنین یک تار پاره‌شدهٔ چورده (torn chordae: رشته‌های نازک شبیه نخ که لت‌ها را نگه می‌دارند؛ پاره‌شدن آن‌ها باعث نارسایی دریچه می‌شود) با فلش کوچک مشخص شده است. (B) در این تصویر یک حلقهٔ آنولوپلاستی (annuloplasty ring: حلقه‌ای مصنوعی که هنگام ترمیم دریچه میترال دور دهانهٔ دریچه قرار می‌دهند تا آن را تقویت و پایدار کنند) بعد از ترمیم دریچهٔ میترال دیده می‌شود. در تصویر دو علامت اختصاری هم وجود دارد: AoV = دریچهٔ آئورت (aortic valve: دریچه‌ای بین بطن چپ و آئورت) LAA = ضمیمهٔ دهلیز چپ (left atrial appendage: کیسهٔ کوچکی در کنارهٔ دهلیز چپ)
نمونه‌هایی از اکوکاردیوگرافی سه‌بعدی از طریق مری از دریچهٔ میترال از سمت دهلیز چپ نشان داده شده است.

تصویر:

(A) در این تصویر افتادگی دریچهٔ میترال (mitral valve prolapse: حالتی که یکی از لت‌های دریچه به سمت دهلیز چپ برجسته و نابه‌جا حرکت می‌کند) با فلش بزرگ دیده می‌شود. این افتادگی مربوط به لت پشتی دریچه در بخش P2 است. (posterior leaflet P2 segment: بخش میانی از لت پشتی دریچه میترال). همچنین یک تار پاره‌شدهٔ چورده
(torn chordae: رشته‌های نازک شبیه نخ که لت‌ها را نگه می‌دارند؛ پاره‌شدن آن‌ها باعث نارسایی دریچه می‌شود) با فلش کوچک مشخص شده است.

(B) در این تصویر یک حلقهٔ آنولوپلاستی (annuloplasty ring: حلقه‌ای مصنوعی که هنگام ترمیم دریچه میترال دور دهانهٔ دریچه قرار می‌دهند تا آن را تقویت و پایدار کنند) بعد از ترمیم دریچهٔ میترال دیده می‌شود.
در تصویر دو علامت اختصاری هم وجود دارد:

AoV = دریچهٔ آئورت (aortic valve: دریچه‌ای بین بطن چپ و آئورت)

LAA = ضمیمهٔ دهلیز چپ (left atrial appendage: کیسهٔ کوچکی در کنارهٔ دهلیز چپ)

⚫اکو چهاربعدی از راه مری (4D TEE)

اکو چهاربعدی از راه مری مشابه روش سه بعدی است، اما با این تفاوت که تصویر آن در زمان واقعی نمایش داده می‌شود. یعنی پزشک می‌تواند حرکت دریچه‌ها، جریان خون و موقعیت ابزارهای مداخله‌ای را لحظه‌به‌لحظه ببیند. این روش در اتاق عمل و کات‌لب اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

در این روش، دستگاه حجم‌های سه‌بعدی را با سرعت بالا ثبت می‌کند و آن‌ها را پشت‌سرهم نمایش می‌دهد. این کار نیازمند پردازش بسیار سریع و مبدل‌های پیشرفته است. نتیجهٔ آن تصویری است که پزشک می‌تواند در حین جراحی دریچه‌ای یا بستن سوراخ‌های قلبی، از آن برای هدایت ابزارها استفاده کند.
این روش به پزشک اجازه می‌دهد در همان لحظه ببیند آیا کلیپ میترال درست بسته شده، آیا پروتز در موقعیت صحیح قرار گرفته، یا آیا جریان خون طبیعی است. این سطح از دقت، 4D-TEE  را به یکی از مهم‌ترین ابزارهای مداخلات ساختاری تبدیل کرده است.

⚫اکو حجم‌سنجی سه‌بعدی (3D Volumetric Echo)

اکو حجم‌سنجی سه‌بعدی یکی از پیشرفته‌ترین روش‌های ارزیابی عملکرد قلب است که به‌جای تکیه بر فرض‌های هندسی، حجم واقعی حفرات قلب را به‌صورت مستقیم اندازه‌گیری می‌کند. در روش‌های دوبعدی، دستگاه مجبور است شکل بطن را «حدس بزند»، اما در حجم‌سنجی سه‌بعدی، کل حجم بطن در یک برداشت حجمی ثبت می‌شود. این ویژگی باعث می‌شود اندازه‌گیری EF، حجم پایان‌سیستول و پایان‌دیاسول بسیار دقیق‌تر و قابل‌اعتمادتر باشد.

این روش در بیمارانی که نیاز به ارزیابی دقیق عملکرد بطن چپ دارند اهمیت ویژه‌ای دارد. در نارسایی قلبی، کاردیومیوپاتی‌ها، پیگیری درمان، و تصمیم‌گیری برای تعبیه دفیبریلاتور قابل‌کاشت (ICD) و (CRT) و دقت EF نقش حیاتی دارد. همچنین در بیمارانی که شکل بطن آن‌ها غیرطبیعی است، مثلاً پس از سکتهٔ قلبی یا در کاردیومیوپاتی‌های دیلاته، روش‌های دوبعدی ممکن است خطا داشته باشند، اما حجم‌سنجی سه‌بعدی تصویر واقعی‌تری ارائه می‌دهد.

این روش برای تشخیص و پیگیری نارسایی قلبی، کاردیومیوپاتی‌های هیپرتروفیک و دیلاته، بیماری‌های دریچه‌ای با تأثیر بر حجم بطن، و ارزیابی اثر درمان‌های دارویی یا مداخلاتی استفاده می‌شود. در بیماران با نارسایی قلبی پیشرفته، تغییرات کوچک در EF می‌تواند اهمیت بالینی داشته باشد و این روش بهترین ابزار برای ثبت این تغییرات است.

دقت این روش در اندازه‌گیری حجم بطن چپ به MRI نزدیک است، اما با مزیت سرعت، دسترسی آسان و بدون اشعه بودن. در بسیاری از مطالعات، اختلاف حجم‌سنجی سه‌بعدی با MRI کمتر از ۵٪ گزارش شده است. این دقت بالا باعث شده در مراکز پیشرفته، حجم‌سنجی سه‌بعدی به‌عنوان «استاندارد ارزیابی EF» پذیرفته شود.

مزیت اصلی این روش در این است که هیچ فرض هندسی ندارد و حجم واقعی را ثبت می‌کند. این ویژگی باعث می‌شود در بیماران با بطن‌های نامتقارن، آنوریسم‌ها، یا تغییرات پس از MI، نتایج بسیار دقیق‌تر از روش‌های دوبعدی باشد. همچنین امکان تکرارپذیری بالا دارد و برای پیگیری طولانی‌مدت بیماران ایده‌آل است.

این شکل نشان می‌دهد که چگونه کسر جهشی قلب با استفاده از روش دیسک‌های سیمپسون در سونوگرافی قلب محاسبه می‌شود.(ejection fraction: درصد خونی که بطن چپ در هر ضربان از قلب به بیرون پمپ می‌کند؛ یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برای سنجش قدرت پمپاژ قلب) (Simpson method of disks: روشی در اکوکاردیوگرافی که بطن چپ را به چندین دیسک یا برش فرضی تقسیم می‌کند و با جمع کردن حجم این دیسک‌ها، حجم کل بطن و در نتیجه کسر جهشی را محاسبه می‌کند) در این روش، اندازه‌گیری‌ها در نمای دوحفره‌ای مید‑ازوفاژیال انجام می‌شود (mid‑esophageal two‑chamber view: نمایی در اکوکاردیوگرافی از طریق مری که در آن از قسمت میانی مری به قلب نگاه می‌کنیم و دو حفرهٔ قلب، یعنی دهلیز چپ و بطن چپ، دیده می‌شوند) در پایان دیاستول و پایان سیستول (end diastole: لحظه‌ای که بطن‌ها کاملاً از خون پر شده‌اند و درست قبل از شروع انقباض هستند) (end systole: لحظه‌ای که بطن‌ها بیشترین مقدار خون را پمپ کرده‌اند و کوچک‌ترین حجم خود را دارند) که در پنل‌های A و B نشان داده شده‌اند. همین اندازه‌گیری‌ها در نمای چهارحفره‌ای مید‑ازوفاژیال نیز انجام می‌شوند (mid‑esophageal four‑chamber view: نمایی در اکو از طریق مری که هر چهار حفرهٔ قلب—دهلیز راست، دهلیز چپ، بطن راست و بطن چپ—در آن دیده می‌شوند) در پایان دیاستول و پایان سیستول که در پنل‌های C و D نشان داده شده‌اند. در نهایت، با استفاده از این اندازه‌گیری‌ها، کسر جهشی قلب برابر با ۶۰٫۲٪ محاسبه شده است.
نحوه محاسبه کسر جهشی با استفاده از روش سیمپسون

تصویر: روش محاسبه کسر جهشی (ejection fraction: درصد خونی که بطن چپ در هر ضربان از قلب به بیرون پمپ می‌کند؛ یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برای سنجش قدرت پمپاژ قلب) با روش سیمپسون ( Simpson method of disks: روشی در اکوکاردیوگرافی که بطن چپ را به چندین دیسک یا برش فرضی تقسیم می‌کند و با جمع کردن حجم این دیسک‌ها، حجم کل بطن و در نتیجه کسر جهشی را محاسبه می‌کند) را نمایش می‌دهد.

در این روش، اندازه‌گیری‌ها در نمای دوحفره‌ای مید‑ازوفاژیال انجام می‌شود (mid‑esophageal two‑chamber view: نمایی در اکوکاردیوگرافی از طریق مری که در آن از قسمت میانی مری به قلب نگاه می‌کنیم و دو حفرهٔ قلب، یعنی دهلیز چپ و بطن چپ، دیده می‌شوند)

در پایان دیاستول و پایان سیستول

(end diastole: لحظه‌ای که بطن‌ها کاملاً از خون پر شده‌اند و درست قبل از شروع انقباض هستند)

(end systole: لحظه‌ای که بطن‌ها بیشترین مقدار خون را پمپ کرده‌اند و کوچک‌ترین حجم خود را دارند)

که در پنل‌های A و B نشان داده شده‌اند.

همین اندازه‌گیری‌ها در نمای چهارحفره‌ای مید‑ازوفاژیال نیز انجام می‌شوند

(mid‑esophageal four‑chamber view: نمایی در اکو از طریق مری که هر چهار حفرهٔ قلب—دهلیز راست، دهلیز چپ، بطن راست و بطن چپ—در آن دیده می‌شوند)

در پایان دیاستول و پایان سیستول

که در پنل‌های C و D نشان داده شده‌اند.

در نهایت، با استفاده از این اندازه‌گیری‌ها، کسر جهشی قلب برابر با ۶۰٫۲٪ محاسبه شده است.

⚫اکو جنینی (Fetal Echocardiography)

اکو جنینی روشی است که برای بررسی قلب جنین در دوران بارداری استفاده می‌شود. این روش معمولاً بین هفتهٔ ۱۸ تا ۲۴ بارداری انجام می‌شود و به پزشک اجازه می‌دهد ساختار قلب جنین، ریتم قلب، جریان خون و وجود هرگونه ناهنجاری مادرزادی را بررسی کند. این روش کاملاً بی‌خطر است و هیچ اشعه‌ای ندارد.

در این روش، از همان فناوری اولتراسوند استفاده می‌شود، اما دستگاه و پروب برای شرایط جنینی تنظیم شده‌اند. پزشک می‌تواند چهارحفره‌ای قلب جنین، مسیر خروجی بطن‌ها، دریچه‌ها و حتی جریان خون در شریان‌های اصلی را ببیند. داپلر رنگی و داپلر طیفی نیز برای بررسی جریان خون در بند ناف، آئورت و شریان‌های ریوی استفاده می‌شود.

اکو جنینی به‌دلیل اندازهٔ کوچک قلب جنین، ضربان بسیار سریع و حرکت مداوم جنین، نیازمند مهارت بسیار بالاست. برخلاف اکو بزرگسالان، در این روش پزشک باید از میان لایه‌های متعدد بافت مادر و مایع آمنیوتیک، تصویر قلب جنین را استخراج کند. با این حال، دقت آن به‌قدری بالاست که بسیاری از بیماری‌های مادرزادی قلب را قبل از تولد تشخیص می‌دهد و امکان برنامه‌ریزی درمانی را فراهم می‌کند.

الف) نمای چهارحفره‌ای از نوک قلب(apical four‑chamber view: نمایی در اکو که در آن از نوک قلب نگاه می‌کنیم و هر چهار حفرهٔ قلب—دهلیز راست، دهلیز چپ، بطن راست، بطن چپ—با هم دیده می‌شوند). در این نما، نوار مُدِرِیتور به‌طور واضح دیده می‌شود (moderator band: یک باند عضلانی طبیعی داخل بطن راست که بخشی از هدایت الکتریکی و ساختار آن است) که با فلش مشخص شده است. ب) نمایی که در آن هر دو دریچهٔ دهلیزی‑بطنی باز هستند (atrioventricular valves: دو دریچه‌ای که بین دهلیزها و بطن‌ها قرار دارند—دریچهٔ میترال و دریچهٔ تریکوسپید). در شرایط طبیعی، دریچهٔ میترال و دریچهٔ تریکوسپید باید به‌طور مشابه و هم‌زمان باز شوند. توضیح مخفف‌ها LV = Left Ventricle = بطن چپ LA = Left Atrium = دهلیز چپ RV = Right Ventricle = بطن راست RA = Right Atrium = دهلیز راست Spine = ستون فقرات (معمولاً در تصاویر اکو از طریق قفسه سینه دیده می‌شود) MV = Mitral Valve = دریچهٔ میترال TV = Tricuspid Valve = دریچهٔ تریکوسپید
نمونه‌ای از اکوکاردیوگرافی جنینی از نمای A4C (نمایی در اکو که در آن از نوک قلب نگاه می‌کنیم و هر چهار حفرهٔ قلب—دهلیز راست، دهلیز چپ، بطن راست، بطن چپ—با هم دیده می‌شوند)

تصویر: نمونه از اکوکاردیوگرافی جنینی
A) نمای چهارحفره‌ای از نوک قلب (apical four‑chamber view: نمایی در اکو که در آن از نوک قلب نگاه می‌کنیم و هر چهار حفرهٔ قلب—دهلیز راست، دهلیز چپ، بطن راست، بطن چپ—با هم دیده می‌شوند) در این نما، نوار مُدِرِیتور به‌طور واضح دیده می‌شود.  (moderator band: یک باند عضلانی طبیعی داخل بطن راست که بخشی از هدایت الکتریکی و ساختار آن است که با فلش مشخص شده است.

B) نمایی که در آن هر دو دریچهٔ دهلیزی‑بطنی باز هستند. (atrioventricular valves: دو دریچه‌ای که بین دهلیزها و بطن‌ها قرار دارند—دریچهٔ میترال و دریچهٔ تریکوسپید). در شرایط طبیعی، دریچهٔ میترال و دریچهٔ تریکوسپید باید به‌طور مشابه و هم‌زمان باز شوند.

توضیح مخفف‌ها

    • LV = Left Ventricle = بطن چپ
    • LA = Left Atrium = دهلیز چپ
    • RV = Right Ventricle = بطن راست
    • RA = Right Atrium = دهلیز راست
    • Spine = ستون فقرات (معمولاً در تصاویر اکو از طریق قفسه سینه دیده می‌شود)
    • MV = Mitral Valve = دریچهٔ میترال
    • TV = Tricuspid Valve = دریچهٔ تریکوسپید

⚫اکو برای نقص‌های مادرزادی یا کانژنیتال (CHD Echo)

اکوی نقص‌های مادرزادی قلب یا کانژنیتال (CHD Echo) یک شاخهٔ تخصصی از اکوکاردیوگرافی است که برای بررسی ساختارهای غیرطبیعی قلب در کودکان و بزرگسالان استفاده می‌شود. این روش به‌گونه‌ای طراحی شده که بتواند مسیرهای پیچیدهٔ جریان، ارتباط بین حفرات، و شکل غیرمعمول دریچه‌ها و عروق را با دقت بالا نشان دهد.

این روش در تشخیص اولیهٔ بیماری‌های مادرزادی، پیگیری پس از جراحی، ارزیابی عملکرد بطن راست و چپ، و بررسی جریان خون در شریان‌های ریوی و آئورت کاربرد دارد. در کودکان،  CHD Echo ابزار اصلی تشخیص است و در بسیاری از موارد نیاز به CT یا MRI را کاهش می‌دهد.

این روش برای تشخیص ASD، VSD، AV Canal، تترالوژی فالوت، ترانسپوزیشن، کوآرکتاسیون آئورت، PDA، و سایر ناهنجاری‌های پیچیدهٔ مادرزادی استفاده می‌شود. در بزرگسالان نیز برای پیگیری بیماران با CHD ترمیم‌شده یا باقی‌مانده اهمیت دارد.

قدرت اصلی اکو کانژنیتال در نمایش ساختارهای پیچیده و مسیرهای جریان است. این روش می‌تواند شانت‌های کوچک، مسیرهای غیرطبیعی خون، و ارتباطات غیرمعمول بین حفرات را با دقت بالا نشان دهد.

مزیت اصلی این روش در این است که بدون اشعه، بدون نیاز به بیهوشی، و با قابلیت تکرار بالا، اطلاعات بسیار دقیق ارائه می‌دهد. این ویژگی برای کودکان و نوزادان که حساسیت بیشتری دارند، اهمیت حیاتی دارد.

⚫اکو برای ارزیابی پریکارد

اکو برای ارزیابی پریکارد روشی است که برای بررسی مایع پریکارد، ضخیم‌شدگی پریکارد، و اثرات همودینامیک بیماری‌های پریکاردی استفاده می‌شود. این روش سریع، دقیق و در دسترس است و در شرایط اورژانسی مانند تامپوناد قلبی نقش حیاتی دارد.

این روش در تشخیص افیوژن پریکارد، تامپوناد، پریکاردیت، و پریکاردیت کانستریکتیو استفاده می‌شود. پزشک می‌تواند مقدار مایع، محل تجمع، و اثر آن بر عملکرد بطن‌ها را در لحظه ببیند. در بیماران با درد قفسهٔ سینه، تنگی نفس یا سابقهٔ عفونت، این روش اولین قدم تشخیصی است.

این روش برای تشخیص تجمع غیرطبیعی مایع در فضای پریکارد (Effusion)، وجود خون در فضای پریکارد معمولاً به‌دلیل پارگی یا ضربه (Hemopericardium)، سفت و ضخیم شدن پریکارد که مانع پر شدن طبیعی قلب می‌شود (Constrictive Pericarditis)، التهاب پریکارد، و اثرات بیماری‌های سیستمیک مانند نارسایی کلیه یا لوپوس بر پریکارد استفاده می‌شود. در بیماران با تامپوناد، اکو می‌تواند نشانه‌های کلیدی مانند فرو‌رفتگی بطن راست  یا دهلیز راست را نشان دهد.

قدرت اصلی این روش در تشخیص سریع و دقیق تامپوناد (فشار آوردن مایع پریکارد بر قلب) است. اکو می‌تواند حتی مقادیر کم مایع پریکارد را تشخیص دهد و اثرات همودینامیک آن را ارزیابی کند. در پریکاردیت کانستریکتیو، نشانه‌هایی مانند پرش دیواره بین بطنی  (Septal Bounce) و تغییرات جریان به‌خوبی دیده می‌شوند.

مزیت اصلی این روش در این است که در لحظه وضعیت پریکارد را نشان می‌دهد و برای تصمیم‌گیری فوری، مثل انجام پریکاردیوسنتز ضروری است. همچنین بدون اشعه و قابل‌تکرار است و برای پیگیری بیماران ایده‌آل است.

⚫اکو برای ارزیابی عملکرد ریوی–قلبی

اکو برای ارزیابی عملکرد ریوی–قلبی روشی است که برای بررسی فشار شریان ریوی، عملکرد بطن راست، و اثر بیماری‌های ریوی بر قلب استفاده می‌شود. این روش در بیماران با تنگی نفس، بیماری‌های ریوی مزمن، و مشکوک به فشار خون ریوی اهمیت زیادی دارد.

این روش برای اندازه‌گیری فشار شریان ریوی، ارزیابی عملکرد بطن راست، بررسی اندازهٔ دهلیز راست، و تحلیل جریان در ورید اجوف و شریان ریوی استفاده می‌شود. در بیماران با COPD، آسم شدید، یا آمبولی ریه، این روش اطلاعات حیاتی ارائه می‌دهد.

این روش برای تشخیص فشار خون ریوی (Pulmonary Hypertension)، آمبولی ریه (Pulmonary Embolism)، نارسایی بطن راست (RV Failure)، نارسایی قلبی ناشی از بیماری‌های ریوی، گشادشدگی بطن راست (RVٍ Enlargement)، علامت مک‌کانل (الگوی خاص اختلال حرکت بطن راست در آمبولی ریه) و اثرات بیماری‌های ریوی مزمن بر قلب استفاده می‌شود.

قدرت اصلی این روش در اندازه‌گیری غیرتهاجمی فشار شریان ریوی و ارزیابی عملکرد بطن راست است. اگرچه کاتتریزاسیون ریوی استاندارد طلایی است، اکو در بسیاری از موارد می‌تواند تخمین بسیار دقیقی ارائه دهد و برای غربالگری و پیگیری ایده‌آل است.

مزیت اصلی این روش در این است که بدون اشعه، سریع و قابل‌تکرار است و می‌تواند در کنار علائم بالینی، تصویر کاملی از وضعیت قلب–ریه ارائه دهد. این ویژگی برای بیماران با بیماری‌های مزمن ریوی یا نارسایی بطن راست اهمیت حیاتی دارد.

📕منابع

Guidelines for Performing a Comprehensive Transthoracic Echocardiographic Examination in Adults

Cardiac Chamber Quantification Guidelines

Valvular Regurgitation Guidelines

Diastolic Function Guidelines

Echocardiography in Pulmonary Hypertension – PMC

World Alliance of Societies of Echocardiography – Normal Values

3D Echocardiography Recommendations

ASE Stress Echocardiography Guidelines

Atrial Fibrillation Echocardiography Guidelines

Doppler Echocardiography Guidelines

Comprehensive TEE Guidelines (ASE/SCA)

Feigenbaum’s Echocardiography – Official Book Page


❓پرسش‌های رایج

آیا اکو می‌تواند تشخیص دهد درد قفسه سینه من از قلب است یا نه؟

خودِ اکو علت درد را تعیین نمی‌کند، اما نشان می‌دهد آیا عضله قلب ضعیف شده، دیواره‌ای خوب حرکت نمی‌کند، یا دریچه‌ای مشکل دارد که می‌تواند منشأ درد باشد. اگر همه چیز طبیعی باشد، احتمال قلبی‌بودن درد کمتر می‌شود.


اگر روز قبل ورزش سنگین کرده باشم، ممکن است نتیجه اکو اشتباه شود؟

ورزش سنگین می‌تواند ضربان و فشار را کمی بالا ببرد، اما معمولاً روی ساختار قلب یا عملکرد اصلی آن تأثیر نمی‌گذارد. بنابراین نتیجه اکو ناقص یا غلط نمی‌شود؛ فقط سرعت ضربان ممکن است کمی بیشتر باشد.


آیا امکان دارد اکو چیزی را نشان ندهد ولی مشکل قلبی داشته باشم؟

بله در برخی بیماری‌ها مثل ایسکمی میکروواسکولار، کاردیومیوپاتی اولیه الکتریکی یا آریتمی‌ها ممکن است اکو طبیعی باشد. اکو ساختار و عملکرد مکانیکی را نشان می‌دهد، نه مشکلات الکتریکی یا عروقی ریز.


اگر استرس داشته باشم یا مضطرب باشم، نتیجه استرس‌اکو ممکن است اشتباه شود؟

اضطراب می‌تواند باعث افزایش ضربان شود و به رسیدن سریع‌تر به ضربان هدف کمک کند، اما حرکت دیواره قلب تحت‌تأثیر اضطراب تغییر نمی‌کند. بنابراین نتیجه اصلی (نشان دادن ایسکمی) دست‌خوش خطای قابل‌توجه نمی‌شود.


چرا برای برخی افراد اکو کیفیت پایین دارد؟

عواملی مثل ضخامت دیواره قفسه سینه، بیماری‌های ریوی، اضافه وزن زیاد، وجود ایمپلنت و حتی شکل قفسه سینه باعث کاهش عبور امواج صوتی و در نتیجه افت کیفیت تصویر می‌شوند؛ تقصیر بیمار و پزشک نیست، خصوصیت فیزیکی بدن است.


آیا نتیجه اکو می‌تواند از یک مرکز به مرکز دیگر متفاوت باشد؟

بله، به‌ویژه در اندازه‌گیری EF، ارزیابی خفیف/متوسط نارسایی دریچه‌ای و استرین. دلیلش تفاوت در تنظیمات دستگاه، تجربه اپراتور و تکنیک اندازه‌گیری است؛ نه اینکه قلب تغییر کرده باشد.


آیا اکو سه‌بعدی بهتر از دوبعدی است و همیشه نیاز است؟

۳D در اندازه‌گیری حجم بطن چپ، آناتومی دریچه میترال و دریچه‌های مصنوعی برتری دارد، اما همیشه لازم نیست. در بسیاری موارد ۲D کافی است و اطلاعات اضافی تغییری در تصمیم درمانی نمی‌دهد.


چرا EF من در دو مرکز مختلف متفاوت گزارش شده؟

اندازه‌گیری EF با روش بصری، دیسک‌های سیمپسون یا ۳D ممکن است نتیجه متفاوت بدهد. تفاوت‌های ۵ تا ۱۰ درصد طبیعی است و نشان‌دهنده بدترشدن یا بهترشدن قلب نیست.


آیا اکو می‌تواند لخته‌های کوچک داخل قلب را همیشه نشان دهد؟

لخته‌های خیلی کوچک یا لخته‌هایی که پشت یک ساختار قرار گرفته‌اند ممکن است در اکو معمولی دیده نشوند. در این موارد از کنتراست‌اکو یا TEE استفاده می‌شود.


چرا بعضی از پزشکان برای من اکو با داپلر بافتی (TDI) می‌نویسند؟

TDI برای بررسی سفتی بطن چپ، فشار پرشدگی و بعضی انواع کاردیومیوپاتی‌ها به‌کار می‌رود. در همه بیماران ضروری نیست، اما وقتی پزشک دنبال اطلاعات دقیق‌تری از عملکرد دیاستولیک باشد، درخواست می‌شود.


آیا استرین طولی (GLS) ممکن است طبیعی باشد اما مشکل قلبی داشته باشم؟

بله، در برخی بیماری‌ها مثل پرکاری تیروئید، تاکی‌کاردی مداوم یا فشار خون کنترل‌نشده، GLS ممکن است هنوز طبیعی باشد اما قلب تحت استرس باشد. GLS حساس است اما کامل نیست.


اگر آریتمی داشته باشم، اکو معتبر است؟

در آریتمی‌هایی مثل AF اندازه‌گیری حجم‌ها و EF ممکن است دقت کمتری داشته باشد زیرا ضربان نامنظم است. معمولاً چندین سیکل انتخاب می‌شود و میانگین گرفته می‌شود.


آیا اکو می‌تواند فشار ریوی را همیشه دقیق بگوید؟

فقط وقتی موج نارسایی تریکوسپید خوب و واضح باشد. اگر کیفیت داپلر TR ضعیف باشد، برآورد فشار ریوی ممکن است کمتر دقیق شود.


بعد از گذاشتن استنت، آیا اکو می‌تواند نشان دهد استنت باز است؟

نه، اکو جریان داخل رگ را نمی‌بیند. نشان می‌دهد آیا دیواره قلب خوب حرکت می‌کند یا نه؛ اگر حرکتی مختل باشد، به نفع مشکل خون‌رسانی است اما خود استنت دیده نمی‌شود.


آیا اکو برای تشخیص افتادگی دریچه میترال دقیق است؟

بله، اما باید در برش‌های خاص و بالاترین کیفیت انجام شود. گاهی حالت نشستن یا خوابیدن بد بیمار باعث می‌شود ظاهر دریچه اشتباه تفسیر شود.


چرا برای بعضی افراد کنتراست‌اکو لازم می‌شود؟

وقتی لبه‌های اندوکارد واضح نیستند یا EF دقیق نمی‌توان اندازه گرفت، از کنتراست استفاده می‌شود. ماده حاجب بی‌خطر است و برخلاف CT هیچ اشعه‌ای ندارد.


آیا اکو می‌تواند قبل از اینکه بیمار علائم داشته باشد مشکل قلبی را نشان دهد؟

در برخی بیماری‌ها مثل کاردیومیوپاتی ژنتیک، مصرف برخی داروهای شیمی‌درمانی و بیماری‌های دریچه‌ای بله. اما در بیماری‌های عروقی کوچک و مشکلات الکتریکی ممکن است دیرتر مشخص شود.


آیا نتایج اکو در دوران بارداری قابل اعتماد است؟

بله، کاملاً. فیزیولوژی بارداری (افزایش حجم خون) ممکن است برخی اندازه‌ها را تغییر دهد ولی تفسیر بر اساس محدوده‌های طبیعی مخصوص بارداری انجام می‌شود.


چرا پزشک برایم اکو «در وضعیت خوابیدن به پهلو» می‌خواهد؟

این وضعیت قلب را به دیواره قفسه سینه نزدیک‌تر می‌کند، مسیر عبور امواج صوتی کوتاه‌تر می‌شود و تصویر سریع‌تر و دقیق‌تر به‌دست می‌آید.


آیا استفاده زیاد از اکو (مثلاً هر سه ماه یک‌بار) ضرر دارد؟

خیر. اکو هیچ اشعه‌ای ندارد و محدودیتی برای تکرار ندارد. تنها مسئله این است که آیا از نظر بالینی واقعاً نیاز به تکرار هست یا نه.

Dr. Mahboobeh Sheikh
این محتوا توسط دکتر محبوبه شیخ تأیید شده است.
شماره نظام پزشکی: 115554
مشاهده پروفایل رسمی در سازمان نظام پزشکی
مطالب مرتبط
واژه‌نامه تخصصی قلب
واژه‌نامه
✨ واژه ...