داروهای مهارکننده آنزیم مبدل آنژیوتانسین که با نام اختصاری ایسیای ای (ACE Inhibitors) شناخته میشوند، دستهای حیاتی از داروهای قلبیعروقی برای کنترل فشار خون و نارسایی قلبی هستند. عبارت اختصاری ACE مخفف Angiotensin-Converting Enzyme (آنزیم مبدل آنژیوتانسین) است که نقشی کلیدی در تنظیم فشار مایعات بدن ایفا میکند. این داروها با مسدود کردن فعالیت آنزیم مذکور، مانع از تولید یکی از قویترین مواد تنگکننده عروق در بدن میشوند. با کاهش این ماده، جدار سرخرگها و سیاهرگها از حالت انقباض خارج شده و گشاد میشوند تا خون با روانی بیشتری جریان یابد. کاهش مقاومت عروقی باعث میشود قلب با مصرف انرژی کمتر، اکسیژن و مواد مغذی را به تمام اندامها برساند. این گروه دارویی علاوه بر کاهش فشار خون، از بافت کلیهها و ماهیچه قلب در برابر آسیبهای بلندمدت محافظت میکنند. شناخت دقیق عملکرد این داروها به بیماران کمک میکند تا با آگاهی کامل، رژیم دارویی خود را برای حفظ سلامت عروق دنبال کنند.
واژه آنژیوتانسین (Angiotensin) از دو بخش لاتین “آنژیو” (Angio) به معنای رگ خونی و “تانسین” (Tensin) به معنای کشش یا فشار تشکیل شده است. ترکیب این دو بخش نشان میدهد که این ماده هورمونی مسئول ایجاد کشش و انقباض در جدار رگهای خونی است. کلمه مهارکننده یا اینهیبیتور (Inhibitor) نیز از ریشه لاتین به معنای بازدارنده یا متوقفکننده فرآیند شیمیایی گرفته شده است. اکثر داروهای این گروه دارویی دارای پسوند یکسان “پریل” (-pril) در نام ژنریک خود هستند که شناسایی آنها را بسیار آسان میسازد. برای نمونه، داروهایی مانند کاپتوپریل، انالاپریل، لیسینوپریل و رامیپریل همگی به همین خانواده دارویی تعلق دارند. وجود این پسوند مشترک نشاندهنده ساختار شیمیایی و مکانیسم اثر یکسان آنها در بدن انسان است. درک ریشه این اصطلاحات به بیماران معمولی کمک میکند تا ارتباط میان نام دارو و کارکرد فیزیولوژیک آن را متوجه شوند.
سیستم رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون که با اختصار RAAS (سیستم هورمونی تنظیمکننده فشار خون و تعادل آب) شناخته میشود، مسیر اصلی کنترل فشار خون است. زمانی که فشار خون یا جریان خون کلیهها کاهش مییابد، کلیهها آنزیمی به نام رنین را به درون مجرای گردش خون ترشح میکنند. رنین پروتئینی کبدی به نام آنژیوتانسینوژن را تجزیه کرده و آن را به آنژیوتانسین یک تبدیل میکند که مادهای تقریباً غیرفعال است. سپس آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE) وارد عمل شده و آنژیوتانسین یک را به آنژیوتانسین دو تبدیل میسازد. آنژیوتانسین دو عروق را بهشدت تنگ کرده و ترشح هورمون آلدوسترون را برای احتباس نمک و آب تحریک میکند. داروهای مهارکننده ACE دقیقاً در همین مرحله مداخله کرده و مانع از تشکیل آنژیوتانسین دو میشوند. با مهار این زنجیره هورمونی، عروق شل شده و حجم مایعات اضافی بدن از طریق کلیهها کاهش مییابد.
آنژیوتانسین دو یکی از قویترین پپتیدهای انقباضدهنده عروق در بدن انسان است که اثرات تخریبی متعددی بر سیستم قلبیعروقی دارد. این ماده با متصل شدن به گیرندههای روی ماهیچههای صاف عروق، قطر رگها را به سرعت کاهش داده و فشار خون را بالا میبرد. علاوه بر انقباض عروقی، آنژیوتانسین دو باعث تحریک رشد غیرطبیعی و ضخیم شدن دیواره ماهیچه قلب یا هیپرتروفی میشود. این هورمون همچنین تولید رادیکالهای آزاد و عوامل التهابی را در جدار سرخرگها افزایش داده و روند سخت شدن رگها را تسریع میکند. با تحریک ترشح آلدوسترون از غدد فوق کلیوی، کلیهها بازجذب سدیم و آب را افزایش داده و بار کاری قلب را مضاعف میکنند. مصرف مهارکنندههای ACE با متوقف کردن تولید این هورمون، تمام این عوارض ساختاری و انقباضی را به شکل موثری خنثی میسازد. به همین دلیل، این داروها نقشی فراتر از یک کاهشدهنده ساده فشار خون ایفا میکنند.
آنزیم مبدل آنژیوتانسین علاوه بر تولید آنژیوتانسین دو، مسئول تجزیه و غیرفعال کردن مادهای به نام برادیکینین (Bradykinin) نیز هست. برادیکینین یک پپتید اتساعدهنده عروق است که با تحریک تولید اکسید نیتریک و پروستاسایکلین، باعث باز شدن رگها میشود. زمانی که داروهای مهارکننده ACE مصرف میشوند، تجزیه برادیکینین در بدن متوقف شده و سطح آن در خون افزایش مییابد. تجمع برادیکینین اثر گشادکنندگی عروق را تقویت کرده و به افت مطلوب فشار خون کمک شایانی میکند. با این حال، افزایش سطح برادیکینین در مجاری تنفسی میتواند اعصاب حسی ریه را تحریک کرده و باعث ایجاد سرفه خشک شود. این اثر دوگانه برادیکینین نشان میدهد که چرا این داروها همزمان اثر درمانی قوی و عارضه سرفه را ایجاد میکنند. شناخت این مکانیسم به بیمار اطمینان میدهد که سرفهها ناشی از عفونت ریوی نیستند.
برای درک اهمیت مهارکنندههای ACE در نارسایی قلبی باید دو پارامتر پیشبار (Preload) و پسبار (Afterload) را بررسی کنیم. پیشبار به حجم خونی گفته میشود که پیش از انقباض وارد بطنهای قلب شده و جدار آنها را کش میآورد. پسبار به میزان مقاومت و فشاری گفته میشود که بطن چپ باید برای تخلیه خون به داخل آئورت بر آن غلبه کند. مهارکنندههای ACE با گشاد کردن سیاهرگها، بازگشت خون به قلب را کاهش داده و پیشبار را کم میکنند. این داروها با متسع کردن سرخرگها، مقاومت مسیر خروج خون را پایین آورده و پسبار را به شدت کاهش میدهند. کاهش همزمان پیشبار و پسبار باعث میشود قلب ضعیفشده بدون فشار اضافی، حجم خون بیشتری را پمپاژ کند. این سبکی بار کاری از خستگی ماهیچه قلب جلوگیری کرده و کیفیت زندگی بیمار را ارتقا میدهد.
کلیهها حاوی میلیونها واحد تصفیهکننده کوچک به نام گلومرول هستند که خون را تحت فشار مشخصی پالایش میکنند. آنژیوتانسین دو بهطور اختصاصی سرخرگچههای برنده خون از گلومرول را تنگ کرده و فشار داخل واحدهای تصفیه را افزایش میدهد. این فشار بالای داخلی در طول زمان باعث آسیب به صافیهای کلیه و دفع پروتئین در ادرار یا پروتئینوری میشود. داروهای مهارکننده ACE با گشاد کردن سرخرگچههای برنده، فشار داخل گلومرولها را تعدیل کرده و از تخریب کلیه جلوگیری میکنند. این اثر هایپوتنسیو انتخابی داخل کلیه، پیشرفت بیماری کلیوی ناشی از دیابت یا فشار خون بالا را به تعویق میاندازد. به همین دلیل، این داروها خط اول درمان برای بیماران دیابتی مبتلا به دفع آلبومین در ادرار محسوب میشوند. محافظت کلیوی این گروه دارویی یکی از برجستهترین فواید آنها در طب سالمندی و دیابت است.
پس از وقوع سکته قلبی، بخشی از سلولهای ماهیچهای قلب میمیرند و بافت فیبروزی و بیمصرف جای آنها را میگیرد. در پاسخ به این آسیب، بخشهای سالم قلب دچار کشیدگی و تغییر شکل غیرطبیعی میشوند که بازسازی نامناسب یا ریمودلینگ (Remodeling) نام دارد. آنژیوتانسین دو محرک اصلی این تغییر شکل نامطلوب است که به مرور زمان قلب را بزرگ، نازک و ناتوان میسازد. مهارکنندههای ACE با بلوک کردن این هورمون، از تغییر شکل بطن چپ و گسترش بافت جوشگاهی جلوگیری مینمایند. شروع زودهنگام این داروها ظرف ۲۴ ساعت پس از سکته قلبی، میزان بقای بیماران را به طور معناداری افزایش میدهد. این داروها ساختار هندسی بطن را حفظ کرده و مانع از تبدیل سکته به نارسایی مزمن قلبی میشوند. حفظ ساختار طبیعی قلب کلید اصلی جلوگیری از بستریهای مجدد بیمار در بیمارستان است.
اندازهگیری دقیق فشار خون شریانی معیار اصلی ارزیابی اثربخشی داروهای مهارکننده آنزیم مبدل آنژیوتانسین است. فشار خون بر حسب میلیمتر جیوه (mmHg) گزارش میشود و شامل دو عدد فشار سیستولی (عدد بالا) و دیاستولی (عدد پایین) است. فشار خون نرمال برای تمام افراد بالغ، سیستولی کمتر از ۱۲۰ و دیاستولی کمتر از ۸۰ میلیمتر جیوه تعریف میشود. محدوده مرزی یا پیشفشارخون شامل سیستولی ۱۲۰ تا ۱۲۹ و دیاستولی کمتر از ۸۰ میلیمتر جیوه است. فشار خون بالا درجه یک شامل سیستولی ۱۳۰ تا ۱۳۹ یا دیاستولی ۸۰ تا ۸۹ میلیمتر جیوه است. فشار خون بالا درجه دو به مقادیر سیستولی ۱۴۰ یا بالاتر و دیاستولی ۹۰ یا بالاتر اطلاق میشود. افت فشار خون به سیستولی زیر ۹۰ یا دیاستولی زیر ۶۰ میلیمتر جیوه، محدوده خطرناک پایین محسوب شده و مستلزم کاهش دوز دارو است.
پیش از شروع و در طول درمان با مهارکنندههای ACE، سنجش عملکرد کلیه از طریق آزمایش خون ضروری است. کراتینین (Creatinine) حاصل تجزیه عضلات است که توسط کلیهها دفع میشود و شاخص اصلی کارکرد کلیوی است. مقدار نرمال کراتینین خون برای مردان بالغ ۰.۷ تا ۱.۳ و برای زنان بالغ ۰.۶ تا ۱.۱ میلیگرم در دسیلیتر (mg/dL) است. مقادیر کراتینین بین ۱.۴ تا ۲.۰ میلیگرم در دسیلیتر نشاندهنده اختلال مرزی و بالای ۲.۰ نشاندهنده نارسایی کلیوی است. شاخص مهم دیگر نرخ فیلتراسیون گلومرولی یا eGFR (تخمین حجم پالایش کلیه) است که نرمال آن بالای ۹۰ میلیلیتر در دقیقه بر ۱.۷۳ متر مربع است. مقادیر eGFR بین ۶۰ تا ۸۹ مرزی بوده و مقادیر زیر ۶۰ نشاندهنده نارسایی مزمن کلیه است. افزایش اولیه کراتینین تا ۳۰ درصد پس از شروع دارو طبیعی است اما مقادیر بالاتر نیازمند بررسی پزشکی است.
مهارکنندههای ACE با کاهش سطح هورمون آلدوسترون، دفع پتاسیم را از طریق کلیهها کاهش میدهند. این فرآیند میتواند منجر به تجمع پتاسیم در خون یا هایپرکالمی (Hyperkalemic state) شود که نیازمند پایش منظم است. سطح نرمال پتاسیم خون در افراد بالغ باید دقیقاً در محدوده ۳.۵ تا ۵.۰ میلیمول بر لیتر (mmol/L) قرار داشته باشد. غلظت پتاسیم بین ۵.۱ تا ۵.۴ میلیمول بر لیتر مرزی تلقی شده و نیازمند پرهیز از خوراکیهای غنی از پتاسیم است. سطح پتاسیم ۵.۵ میلیمول بر لیتر یا بالاتر، محدوده خطرناک بالا است که میتواند باعث اختلال شدید ریتم قلب شود. سطح پتاسیم زیر ۳.۵ میلیمول بر لیتر نیز افت خطرناک محسوب شده و میتواند باعث ضعف شدید عضلانی گردد. بیماران تحت درمان با این داروها باید از مصرف خودسرانه مکملهای پتاسیم و نمکهای رژیمی حاوی پتاسیم اکیداً خودداری کنند.
نیتروژن اوره خون که با اختصار BUN (سنجش اوره حاصل از تجزیه پروتئینها) شناخته میشود، شاخص دیگری برای ارزیابی کلیه است. مقدار نرمال BUN در افراد بالغ سالم بین ۷ تا ۲۰ میلیگرم در دسیلیتر (mg/dL) متغیر است. مقادیر BUN بین ۲۱ تا ۳۰ میلیگرم در دسیلیتر محدوده مرزی بوده و معمولاً نشاندهنده کمآبی بدن یا کاهش جریان خون کلیه است. مقادیر بالای ۳۰ میلیگرم در دسیلیتر خطرناک تلقی شده و نشاندهنده کاهش شدید کارکرد پالایشی کلیهها است. مصرف مهارکنندههای ACE در صورت کمآبی شدید بیمار میتواند باعث جهش ناگهانی BUN و کراتینین شود. ارزیابی همزمان BUN و کراتینین به پزشک کمک میکند تا تمایز میان کمآبی بدن و آسیب بافتی کلیه را تشخیص دهد. حفظ هیدراتاسیون کافی و مصرف متعادل آب برای جلوگیری از نوسانات این شاخصها الزامی است.
سرفه خشک، مداوم و بدون خلط یکی از معروفترین عوارض جانبی مصرف داروهای مهارکننده ACE است. این سرفه ناشی از تجمع برادیکینین و ماده P در مجاری تنفسی فوقانی و تحریک اعصاب ریوی است. آمارها نشان میدهند که این عارضه در ۵ تا ۲۰ درصد از بیماران مصرفکننده این گروه دارویی رخ میدهد. شیوع این سرفه در زنان و افراد آسیاییتبار بهطور معناداری بالاتر از سایر گروههای جمعیتی گزارش شده است. این سرفه معمولاً با داروهای ضدسرفه معمولی برطرف نمیشود و با قطع دارو ظرف چند روز تا چند هفته کاملاً از بین میرود. سرفه ناشی از دارو هیچ آسیبی به بافت ریه نمیزند اما میتواند کیفیت خواب و زندگی بیمار را مختل کند. در صورت عدم تحمل سرفه توسط بیمار، پزشک داروی او را به گروه مسدودکنندههای گیرنده آنژیوتانسین تغییر میدهد.
آنژیوادم (Angioedema) نادرترین اما خطرناکترین عارضه جانبی مرتبط با مصرف داروهای مهارکننده ACE است. این عارضه به صورت تورم ناگهانی و شدید پوست، بافتهای زیرپوستی، لبها، زبان، گلو و مخاط دهان بروز میکند. تورم مجاری هوایی و حنجره میتواند باعث انسداد راه تنفسی، خفگی و خطرات حاد جانی برای بیمار شود. شیوع آنژیوادم حدود ۰.۱ تا ۰.۷ درصد است اما در نژاد آفریقایی-آمریکایی بسیار شایعتر و شدیدتر دیده میشود. تجمع برادیکینین عامل اصلی بروز این واکنش آلرژیک و افزایش نفوذپذیری مویرگهای بدن است. در صورت بروز هرگونه تورم در صورت یا زبان، بیمار باید مصرف دارو را متوقف کرده و فوراً به اورژانس مراجعه کند. افرادی که یکبار دچار آنژیوادم ناشی از این داروها شدهاند، هرگز نباید دوباره از این خانواده دارویی استفاده کنند.
بیماران سالمند بالای ۶۵ سال به دلیل تغییرات فیزیولوژیک ناشی از سن، حساسیت بیشتری به مهارکنندههای ACE نشان میدهند. کاهش طبیعی نرخ فیلتراسیون کلیهها و افت توانایی بدن در دفع داروها باعث افزایش نیمهعمر دارو در بدن سالمندان میشود. همچنین اختلال در رفلکسهای عروقی، خطر افت فشار خون وضعیتی (تغییر فشار هنگام ایستادن) را در این افراد افزایش میدهد. افت فشار وضعیتی به کاهش بیش از ۲۰ میلیمتر جیوه در فشار سیستولی هنگام برخاستن گفته میشود که باعث سرگیجه و زمینخوردن میشود. درمان در افراد مسن همیشه با دوزهای بسیار پایین آغاز شده و به آرامی و گامبهگام افزایش مییابد. پایش دورهای فشار خون ایستاده و نشسته و عملکرد کلیه در هر ویزیت پزشکی سالمندان ضروری است. احتیاط در تنظیم دوز، ایمنی درمانی سالمندان را تضمین کرده و از عوارض افت فشار جلوگیری میکند.
مصرف مهارکنندههای ACE در دوران بارداری مطلقاً ممنوع است و در طبقه داروهای دارای سمیت حاد جنینی قرار دارد. مصرف این داروها در سه ماهه دوم و سوم بارداری باعث اختلال شدید در رشد کلیههای جنین میشود. کاهش عملکرد کلیه جنین منجر به کاهش مایع آمنیوتیک (الیگوهیدرامنیوس) شده و باعث توقف رشد ریهها و ناهنجاریهای اسکلتی میگردد. این داروها همچنین میتوانند باعث نارسایی کلیوی نوزاد، افت شدید فشار خون نوزادی، هایپوپلازی جمجمه و حتی مرگ جنین شوند. زنانی که در سنین باروری هستند باید پیش از شروع این داروها از عدم بارداری خود اطمینان حاصل کنند. در صورت وقوع بارداری حین مصرف، دارو باید بلافاصله قطع شده و با داروهای ایمن بارداری مانند متیلدوپا جایگزین شود. آگاهی از این ممنوعیت مطلق برای حفظ سلامت مادر و جنین حیاتی است.
مصرف همزمان مهارکنندههای ACE با برخی داروهای دیگر میتواند خطرات بالینی جدی ایجاد کند. مصرف همزمان با مسکنهای ضدالتهاب غیراستروئیدی مانند ایبوپروفن و ناپروکسن باعث کاهش اثر ضد فشار خون این داروها میشود. این مسکنها با مهار پروستاگلاندینها کلیوی، خطر نارسایی حاد کلیه و هایپرکالمی را به شدت افزایش میدهند. ترکیب مهارکنندههای ACE با داروهای ادرارآور نگهدارنده پتاسیم مانند اسپیرونولاکتون نیازمند پایش بسیار دقیق سطح پتاسیم خون است. مصرف همزمان این داروها با داروی لیتیم (داروی اعصاب) باعث کاهش دفع لیتیم و بروز مسمومیت دارویی میشود. همچنین ترکیب دو داروی مهارکننده ACE و مسدودکننده گیرنده آنژیوتانسین به دلیل افزایش خطرات کلیوی توصیه نمیشود. ارائه لیست کامل داروهای مصرفی به پزشک از بروز این تداخلات خطرناک جلوگیری میکند.
جذب برخی از داروهای خانواده مهارکنندههای ACE تحت تأثیر مصرف همزمان با مواد غذایی قرار میگیرد. داروی کاپتوپریل باید دقیقاً یک ساعت قبل یا دو ساعت بعد از غذا مصرف شود زیرا غذا جذب آن را تا ۴۰ درصد کاهش میدهد. در مقابل، جذب داروهایی مانند انالاپریل و لیسینوپریل تحت تأثیر غذا قرار نگرفته و میتوان آنها را همراه یا بدون غذا مصرف کرد. بیماران باید از مصرف نمکهای جایگزین رژیمی که حاوی کلرید پتاسیم هستند بهطور کامل خودداری کنند. مصرف خوراکیهای بسیار غنی از پتاسیم مانند موز، کیوی و سبزیجات برگسبز باید در حد متعادل نگه داشته شود. مصرف الکل همراه با این داروها باعث اتساع شدیدتر عروق و تشدید عوارضی مانند سرگیجه و افت فشار میشود. رعایت الگوی غذایی مناسب اثربخشی داروها را به حداکثر میرساند.
مصرف مهارکنندههای ACE زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که با اصلاح اصلاح سبک زندگی بیمار همراه باشد. کاهش مصرف سدیم روزانه به کمتر از ۲۰۰۰ میلیگرم (معادل ۵ گرم نمک طعام) اثر ضد فشار خون دارو را دوبرابر میکند. نمک اضافی با احتباس آب در عروق، اثر اتساعی دارو را خنثی کرده و فشار خون را بالا نگه میدارد. انجام ورزشهای هوازی منظم مانند پیادهروی به مدت ۱۵۰ دقیقه در هفته انعطافپذیری سرخرگها را بهبود میبخشد. کاهش وزن در افراد دارای اضافه وزن باعث کاهش بار کاری قلب و تسهیل کنترل فشار خون میشود. ترک کامل دخانیات مانع از تخریب آندوتلیوم (لایه داخلی رگها) شده و سلامتی عروق را تضمین میکند. ترکیب درمان دارویی و سبک زندگی سالم بهترین نتیجه را در کاهش خطر سکتههای قلبی و مغزی دارد.
شروع درمان با مهارکنندههای ACE نیازمند روش گامبهگام برای جلوگیری از افت ناگهانی فشار خون است. در بیماری فشار خون بالا، درمان معمولاً با دوزهای استاندارد روزانه آغاز شده و بر اساس پاسخ بیمار تنظیم میشود. اما در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی، درمان همیشه با دوزهای بسیار کم (دوز اولیه) شروع میشود. برای مثال، انالاپریل در نارسایی قلبی با دوز ۲.۵ میلیگرم دو بار در روز آغاز شده و طی چند هفته افزایش مییابد. هدف در نارسایی قلبی رسیدن به حداکثر دوز تحملی بیمار (دوز هدف) بر اساس گایدلاینهای بینالمللی است. آزمایشهای خون برای بررسی کراتینین و پتاسیم معمولاً یک تا دو هفته پس از هر تغییر دوز تکرار میشوند. این شیوه تدریجی باعث ایمنی کامل بیمار و مهار عوارض جانبی اولیه میشود.
قطع ناگهانی داروهای مهارکننده ACE به هیچ عنوان توصیه نمیشود و میتواند خطرات بالینی برای بیمار ایجاد کند. اگرچه پدیده افزایش شدید و بازگشتی فشار خون با این داروها نسبت به بتا بلاکرها کمتر است، اما خروج ناگهانی دارو بالانس هورمونی را برهم میزند. قطع دارو باعث فعال شدن مجدد سیستم RAAS شده و انقباض عروقی و احتباس آب را به سرعت بازمیگرداند. این فرآیند در بیماران نارسایی قلبی میتواند منجر به تنگی نفس شدید، ادم ریوی و بستری اورژانسی در بیمارستان شود. در صورت بروز عوارضی مانند سرفه خشک، بیمار باید تا زمان مراجعه به پزشک به مصرف دارو ادامه دهد. تعویض دارو باید همیشه تحت نظر مستقیم پزشک و با جایگزینی همزمان داروی جدید انجام شود. پایبندی به درمان مداوم، شرط اصلی موفقیت در کنترل بیماریهای مزمن قلبی است.
گروه دارویی مسدودکنندههای گیرنده آنژیوتانسین که با اختصار ARBs شناخته میشوند، رقیب اصلی مهارکنندههای ACE هستند. داروهای ARB مانند لوزارتان و والزارتان بهجای آنزیم، مستقیم گیرندههای نوع یک آنژیوتانسین دو را مسدود میکنند. تفاوت اصلی این دو خانواده دارویی در این است که ARBs برادیکینین را در بدن افزایش نمیدهند. به همین دلیل، داروهای ARB عارضه سرفه خشک و آنژیوادم را تقریباً ایجاد نکرده و تحملپذیری بالاتری دارند. از نظر کاهش فشار خون و محافظت کلیوی و قلبی، هر دو گروه دارویی اثربخشی کاملاً یکسانی از خود نشان میدهند. معمولاً مهارکنندههای ACE به دلیل قدمت تحقیقاتی بیشتر، خط اول درمان هستند و ARBs جایگزین آنها در صورت عدم تحمل میشوند. انتخاب میان این دو گروه بر اساس شرایط بالینی و میزان تحملپذیری بیمار صورت میگیرد.
در شرایطی که بیمار دچار بیماریهای حاد گوارشی مانند اسهال و استفراغ شدید میشود، میزان مایعات بدن به شدت افت میکند. در این وضعیت، مصرف ادامه مهارکنندههای ACE میتواند منجر به افت شدید فشار خون و نارسایی حاد کلیه شود. توصیه میشود بیماران در صورت بروز دهیدراتاسیون یا کمآبی شدید، با مشورت پزشک دارو را موقتاً قطع کنند. همچنین پیش از انجام اعمال جراحی بزرگ، این داروها معمولاً ۲۴ ساعت قبل با نظر متخصص بیهوشی قطع میشوند. قطع موقت دارو قبل از جراحی از افت شدید فشار خون حین بیهوشی عمومی جلوگیری مینماید. پس از جبران مایعات یا اتمام جراحی و استیبل شدن وضعیت بیمار، مصرف دارو مجدداً از سر گرفته میشود. مدیریت هوشمندانه دارویی در شرایط اضطراری از بروز عوارض کلیوی و عروقی جلوگیری میکند.
تحقیقات پزشکی در زمینه سیستم رنین-آنژیوتانسین همچنان با سرعت گستردهای در حال پیشرفت و نوآوری است. یکی از پیشرفتهای اخیر، ترکیب مهارکنندههای این سیستم با داروهای مهارکننده نپریلیسین (طبقه دارویی ARNI) است. داروی ساکوبیتریل/والزارتان نمونهای از این نسل جدید است که اثربخشی بالاتری نسبت به انالاپریل در نارسایی قلبی نشان داده است. همچنین پژوهشگران در حال بررسی ترکیبهای دارویی جدید برای مهار همزمان آنزیم ACE و آنزیمهای دیگر عروقی هستند. تحقیقات بر روی مهارکنندههای انتخابیتر که عوارض جانبی کمتری بر مجاری تنفسی داشته باشند ادامه دارد. هدف از این مطالعات جدید، دستیابی به حداکثر محافظت قلبیکلیوی با کمترین میزان عوارض ناخواسته برای بیماران است. این نوآوریها آینده درمانی روشنتری را برای بیماران مبتلا به اختلالات قلبیعروقی نوید میدهند.
داروهای مهارکننده آنزیم مبدل آنژیوتانسین (ACE Inhibitors) از ارکان اصلی طب قلبیعروقی در کنترل فشار خون و نارسایی قلبی هستند. این داروها با مهار ساخت آنژیوتانسین دو، عروق را گشاد کرده و بار کاری قلب را به شکل چشمگیری کاهش میدهند. اثرات درمانی عالی آنها در محافظت از کلیهها، کاهش پروتئینوری و مهار بازسازی نامناسب قلب اثبات شده است. پایش منظم فشار خون، کراتینین کلیه و سطح پتاسیم خون برای ایمنی کامل در طول درمان الزامی است. شناحت عوارضی مانند سرفه خشک و آنژیوادم به بیمار در واکنش صحیح و به موقع کمک میکند. رعایت رژیم غذایی کمنمک و سبک زندگی سالم، تاثیرات درمانی این گروه دارویی را دوچندان میسازد. مصرف منظم و تحت نظر پزشک این داروها طول عمر و کیفیت زندگی بیماران قلبی را به شدت ارتقا میدهد.