استرین طولی سراسری چیست، چگونه اندازهگیری میشود و چه معنایی دارد
استرین طولی سراسری
GLS یا Global Longitudinal Strain یکی از دقیقترین شاخصهای ارزیابی عملکرد بطن چپ است و نشان میدهد عضله قلب هنگام انقباض چقدر در راستای طولی کوتاه میشود. در یک قلب سالم، فیبرهای طولی بطن چپ هنگام سیستول بهطور قابلتوجهی کوتاه میشوند و این کوتاهشدن بهصورت یک عدد منفی بیان میشود. هرچه این عدد منفیتر باشد، عملکرد طولی قلب بهتر است.
GLS برخلاف کسر جهشی که فقط حجمهای ورودی و خروجی را میسنجد، مستقیماً حرکت و تغییر شکل عضله قلب را اندازهگیری میکند. به همین دلیل، GLS میتواند اختلالات عملکردی را خیلی زودتر از EF نشان دهد، حتی زمانی که EF هنوز طبیعی است. این ویژگی آن را به یک ابزار بسیار حساس برای تشخیص زودهنگام بیماریهای قلبی تبدیل میکند.
در حالت طبیعی، مقدار GLS حدود –۱۸٪ تا –۲۲٪ است. این یعنی عضله قلب در راستای طولی حدود ۱۸ تا ۲۲ درصد کوتاه میشود. اگر این عدد کمتر منفی شود، مثلاً –۱۴٪ یا –۱۰٪، نشاندهنده کاهش عملکرد طولی بطن چپ است. این کاهش میتواند نشانهای از بیماریهای مختلف باشد.
GLS با استفاده از تکنیک Speckle Tracking Echocardiography اندازهگیری میشود. در این روش، نرمافزار نقاط طبیعی بافت قلب را دنبال میکند و میزان تغییر شکل آنها را در طول چرخه قلبی محاسبه میکند. این روش غیرتهاجمی، دقیق و تکرارپذیر است و در بسیاری از مراکز قلبی استفاده میشود.
یکی از مهمترین کاربردهای GLS، تشخیص کاردیوتوکسیسیتی ناشی از داروهای شیمیدرمانی است. در این بیماران، EF ممکن است مدتها طبیعی بماند، اما GLS کاهش مییابد و نشان میدهد عضله قلب در حال آسیب دیدن است. تشخیص زودهنگام این تغییرات میتواند از نارسایی قلبی جلوگیری کند.
GLS در بیماران مبتلا به فشار خون بالا نیز اهمیت دارد. حتی اگر EF طبیعی باشد، کاهش GLS میتواند نشان دهد که بطن چپ تحت فشار مزمن قرار گرفته و عملکرد طولی آن کاهش یافته است. این یافته میتواند پزشک را به درمان دقیقتر هدایت کند.
در بیماریهای دریچهای مانند تنگی آئورت، GLS میتواند قبل از کاهش EF، اختلال عملکرد قلب را نشان دهد. این موضوع در تصمیمگیری برای زمان مناسب جراحی بسیار ارزشمند است، زیرا EF ممکن است دیرتر کاهش یابد.
GLS همچنین در کاردیومیوپاتیها نقش مهمی دارد. در کاردیومیوپاتی دیلاته، GLS معمولاً بهشدت کاهش مییابد و این کاهش با شدت بیماری و پیشآگهی بیمار مرتبط است. در کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک نیز GLS میتواند نواحی آسیبدیده را مشخص کند.
در بیماران با ایسکمی قلبی، GLS میتواند نواحی با عملکرد طولی کاهشیافته را شناسایی کند. این نواحی معمولاً با مناطق کمخونرسانی یا آسیبدیده مطابقت دارند. GLS حتی میتواند اختلالات خفیف را که در Wall Motion دیده نمیشوند آشکار کند.
GLS یک شاخص جهانی است، یعنی عملکرد کل بطن چپ را نشان میدهد، نه فقط یک بخش خاص. این ویژگی باعث میشود برای پیگیری روند بیماری یا پاسخ به درمان بسیار مناسب باشد. تغییرات GLS معمولاً حساستر از تغییرات EF هستند.
یکی از مزایای GLS این است که کمتر تحت تأثیر بار قلبی قرار میگیرد. EF ممکن است با تغییر فشار خون یا حجم خون دچار نوسان شود، اما GLS معمولاً پایدارتر است و تصویر دقیقتری از عملکرد واقعی عضله قلب ارائه میدهد.
GLS در بیماران مبتلا به دیابت نیز اهمیت دارد. حتی بدون علائم قلبی، بسیاری از بیماران دیابتی کاهش GLS دارند که نشاندهنده آسیب زیرپوستی عضله قلب است. این یافته میتواند به تشخیص زودهنگام کاردیومیوپاتی دیابتی کمک کند.
در نارسایی قلبی با EF حفظشده (HFpEF)، GLS معمولاً کاهش مییابد. این موضوع نشان میدهد که حتی اگر EF طبیعی باشد، عملکرد طولی قلب مختل شده است. بنابراین GLS میتواند به تشخیص این نوع نارسایی کمک کند.
GLS همچنین در ارزیابی بیماریهای التهابی قلب مانند میوکاردیت کاربرد دارد. کاهش GLS میتواند نشاندهنده التهاب فعال یا آسیب بافتی باشد. این یافته در پیگیری بیماران نیز مفید است.
در نهایت، GLS یک شاخص بسیار حساس، دقیق و کاربردی برای ارزیابی عملکرد بطن چپ است. این پارامتر میتواند اختلالات عملکردی را بسیار زودتر از EF نشان دهد و نقش مهمی در تشخیص، پیگیری و تصمیمگیری درمانی دارد. استفاده از GLS در کنار سایر یافتههای اکو میتواند تصویر کاملتری از سلامت قلب ارائه دهد.




