شوک وضعیتی است که در آن جریان خون به اندامهای حیاتی به شدت کاهش مییابد و سلولها اکسیژن کافی دریافت نمیکنند. وازوپرسورها داروهایی هستند که رگهای خونی را منقبض کرده و فشار خون را بالا میبرند. ریشه واژه vasopressor از لاتین به معنای فشارآورنده رگ گرفته شده است. این داروها در بخش مراقبتهای ویژه برای نجات جان بیمار استفاده میشوند. مقدار طبیعی فشار شریانی میانگین یا MAP بالای ۶۵ میلیمتر جیوه است و هدف درمان رسیدن به این سطح است. بیمار معمولی باید بداند که این داروها فقط در بیمارستان و تحت نظارت دقیق تزریق میشوند. بدون درمان سریع، شوک میتواند به نارسایی چندعضوی منجر شود. وازوپرسورها بخشی از مدیریت فوری شوک پس از احیای مایع هستند.
شوک سپتیک ناشی از عفونت شدید است و شایعترین نوع نیازمند وازوپرسور محسوب میشود. شوک کاردیوژنیک از نارسایی پمپاژ قلب ناشی میشود. شوک هیپوولمیک به دلیل از دست دادن حجم خون یا مایع رخ میدهد. مقدار طبیعی فشار خون سیستولیک بالای ۹۰ میلیمتر جیوه است و افت پایدار آن نشانه شوک است. در همه این انواع پس از جبران مایع، اگر فشار خون پایین بماند وازوپرسور شروع میشود. بیمار باید بداند که انتخاب دارو بر اساس نوع شوک انجام میگیرد. هدف مشترک همه آنها بازگرداندن پرفیوژن اندامها است. تأخیر در شروع درمان مرگومیر را افزایش میدهد.
نوراپینفرین قویترین و پرکاربردترین وازوپرسور در شوک سپتیک است. این دارو عمدتاً گیرندههای آلفا-۱ را تحریک کرده و رگها را منقبض میکند. دوز معمول شروع ۰٫۰۵ تا ۰٫۱۵ میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه است. مقدار هدف MAP ۶۵ میلیمتر جیوه یا بالاتر است. نسبت به دوپامین عوارض آریتمی کمتری دارد. بیمار باید بداند که این دارو معمولاً از طریق ورید مرکزی تزریق میشود اما شروع محیطی کوتاهمدت مجاز است. راهنماهای Surviving Sepsis آن را به عنوان خط اول توصیه کردهاند. اثر آن سریع است و فشار خون را طی دقایق بالا میبرد.
نوراپینفرین با فعال کردن گیرندههای آلفا-۱ عضله صاف رگها را منقبض میکند. اثر خفیف بتا-۱ آن قدرت انقباض قلب را کمی افزایش میدهد. این ترکیب مقاومت عروقی سیستمیک را بالا میبرد. مقدار طبیعی مقاومت عروقی سیستمیک ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ دین بر ثانیه بر سانتیمتر به توان منفی پنج است. در شوک سپتیک که رگها گشاد شدهاند این اثر حیاتی است. بیمار باید بداند که دوز بیش از حد میتواند جریان خون به اندامهای محیطی را کاهش دهد. پایش مداوم فشار خون و لاکتات ضروری است. این دارو استاندارد طلایی درمان شوک وازودیلاتوری است.
وازوپرسین هورمون طبیعی بدن است که در شوک به عنوان داروی کمکی استفاده میشود. این دارو گیرندههای V1 را فعال کرده و رگها را منقبض میکند. دوز ثابت معمول ۰٫۰۳ واحد در دقیقه است. مقدار طبیعی سطح وازوپرسین در شوک سپتیک اغلب پایین است. افزودن آن باعث کاهش نیاز به نوراپینفرین میشود. بیمار باید بداند که این دارو اثر کرونوتروپیک ندارد و ضربان قلب را افزایش نمیدهد. راهنماها توصیه میکنند وقتی دوز نوراپینفرین به ۰٫۲۵ تا ۰٫۵ میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه رسید اضافه شود. شروع زودهنگام آن ممکن است نتایج بهتری داشته باشد.
اپینفرین هم اثر وازوپرسوری و هم اینوتروپیک قوی دارد. این دارو گیرندههای آلفا و بتا را به شدت تحریک میکند. دوز شروع معمول ۰٫۰۱ تا ۰٫۲ میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه است. مقدار طبیعی لاکتات خون کمتر از ۲ میلیمول بر لیتر است و افزایش آن نشانه پرفیوژن ناکافی است. در شوک آنافیلاکتیک داروی خط اول محسوب میشود. بیمار باید بداند که میتواند قند خون و لاکتات را موقتاً بالا ببرد. در شوک سپتیک مقاوم پس از نوراپینفرین و وازوپرسین اضافه میشود. اثر آن بر قلب قویتر از نوراپینفرین است.
فنیلافرین فقط گیرندههای آلفا-۱ را تحریک میکند و اثر خالص وازوکانستریکتور دارد. این دارو ضربان قلب را افزایش نمیدهد و حتی ممکن است آن را کاهش دهد. دوز معمول ۰٫۵ تا ۲ میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه است. مقدار طبیعی ضربان قلب ۶۰ تا ۱۰۰ ضربه در دقیقه است. در بیمارانی که آریتمی با سایر داروها دارند مفید است. بیمار باید بداند که ممکن است برونده قلبی را کاهش دهد. معمولاً به عنوان داروی نجات در شوک مقاوم استفاده میشود. پایش دقیق برونده قلبی هنگام مصرف آن لازم است.
دوپامین زمانی داروی رایج بود اما امروزه کمتر توصیه میشود. در دوزهای بالا اثر وازوپرسوری دارد. دوز بالای ۱۰ تا ۲۰ میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه باعث انقباض رگ میشود. مقدار خطرناک ضربان قلب بالای ۱۲۰ ضربه در دقیقه خطر آریتمی را افزایش میدهد. مطالعات نشان دادهاند که نسبت به نوراپینفرین آریتمی بیشتری ایجاد میکند. بیمار باید بداند که فقط در موارد خاص مانند برادیکاردی همزمان استفاده میشود. راهنماها آن را خط اول نمیدانند. در صورت نبود نوراپینفرین میتواند جایگزین موقت باشد.
دوبوتامین بیشتر اینوتروپ است تا وازوپرسور خالص. این دارو قدرت پمپاژ قلب را افزایش میدهد. دوز معمول ۲ تا ۱۰ میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه است. مقدار طبیعی شاخص قلبی ۲٫۵ تا ۴ لیتر در دقیقه بر متر مربع است. در شوک کاردیوژنیک با فشار خون حفظشده داروی انتخابی است. بیمار باید بداند که ممکن است فشار خون را کمی کاهش دهد. اغلب همراه با نوراپینفرین استفاده میشود. پایش اکوکاردیوگرافی برای ارزیابی پاسخ مفید است.
آنژیوتانسین II داروی نسبتاً جدید برای شوک وازودیلاتوری مقاوم است. این دارو سیستم رنین-آنژیوتانسین را مستقیماً فعال میکند. دوز شروع معمولاً ۲۰ نانوگرم بر کیلوگرم در دقیقه است. مقدار طبیعی آنژیوتانسین II در شوک سپتیک ممکن است مختل باشد. در مطالعه ATHOS-3 توانایی افزایش فشار خون را نشان داد. بیمار باید بداند که هنوز به عنوان خط اول توصیه نمیشود. در شوک مقاوم به کاتکولامینها به کار میرود. خطر ترومبوز با آن گزارش شده است.
هدف اولیه رسیدن به MAP حداقل ۶۵ میلیمتر جیوه است. در بیماران مسنتر گاهی هدف ۶۰ تا ۶۵ میلیمتر جیوه کافی است. مقدار طبیعی فشار دیاستولیک بالای ۶۰ میلیمتر جیوه به پرفیوژن کرونر کمک میکند. بیمار باید بداند که فشار خون به تنهایی کافی نیست و علائم پرفیوژن اندام نیز مهم است. لاکتات خون، برونده ادرار و وضعیت ذهنی پایش میشوند. مقدار طبیعی برونده ادرار بیش از ۰٫۵ میلیلیتر بر کیلوگرم در ساعت است. تنظیم دوز بر اساس این پارامترها انجام میگیرد. هدف بیش از حد بالا ممکن است مضر باشد.
وازوپرسور باید به محض تشخیص شوک و همزمان با احیای مایع شروع شود. تأخیر در شروع با افزایش مرگومیر همراه است. مقدار طبیعی زمان رسیدن به MAP هدف کمتر از یک ساعت ایدهآل است. بیمار باید بداند که شروع از ورید محیطی کوتاهمدت ایمن شناخته شده است. راهنماهای ۲۰۲۱ Surviving Sepsis شروع محیطی را برای جلوگیری از تأخیر مجاز دانستهاند. پس از پایدار شدن، انتقال به ورید مرکزی انجام میشود. شروع زودهنگام حجم مایع مورد نیاز را نیز کاهش میدهد. این رویکرد استاندارد فعلی است.
تزریق این داروها نیاز به پمپ دقیق و پایش مداوم دارد. دوز به صورت میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه یا واحد در دقیقه تنظیم میشود. مقدار خطرناک نوراپینفرین بالای ۱ میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه نیاز به افزودن داروی دوم دارد. بیمار باید بداند که قطع ناگهانی خطرناک است و باید تدریجی باشد. پرستاران آموزشدیده دوز را بر اساس فشار خون تنظیم میکنند. عوارضی مانند ایسکمی انگشتان باید مرتب بررسی شود. تیم چندتخصصی مدیریت را بر عهده دارد. هدف نهایی کاهش تدریجی و قطع دارو است.
آریتمی قلبی بهویژه با دوپامین و اپینفرین شایع است. ایسکمی انگشتان و اندامها به دلیل انقباض شدید رگ ممکن است رخ دهد. مقدار طبیعی اشباع اکسیژن بافتی باید حفظ شود. بیمار باید بداند که نکروز پوست در محل تزریق محیطی نادر اما ممکن است. افزایش لاکتات با اپینفرین موقتی است. پایش دقیق این عوارض بخشی از مراقبت استاندارد است. کاهش دوز یا تغییر دارو در صورت بروز عارضه انجام میشود. فواید نجات جان معمولاً بر عوارض غالب است.
راهنمای ۲۰۲۱ این سازمان نوراپینفرین را خط اول قوی توصیه کرده است. افزودن وازوپرسین به جای افزایش دوز نوراپینفرین پیشنهاد شده است. مقدار دوز نوراپینفرین ۰٫۲۵ تا ۰٫۵ میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه نقطه افزودن وازوپرسین است. بیمار باید بداند که این توصیهها بر اساس شواهد متعدد است. اپینفرین به عنوان داروی سوم پیشنهاد میشود. دوپامین و ترلیپرسین توصیه نمیشوند. این راهنما مبنای پروتکلهای بیمارستانها در سراسر جهان است. بهروزرسانیهای بعدی ممکن است جزئیات را تغییر دهد.
وازوپرسورها عمدتاً رگ را منقبض میکنند در حالی که اینوتروپها قدرت قلب را افزایش میدهند. نوراپینفرین بیشتر وازوپرسور است و دوبوتامین بیشتر اینوتروپ. مقدار طبیعی برونده قلبی ۵ تا ۶ لیتر در دقیقه در بزرگسالان است. بیمار باید بداند که در شوک کاردیوژنیک اغلب هر دو نوع نیاز است. ترکیب نوراپینفرین و دوبوتامین رایج است. انتخاب بر اساس ارزیابی همودینامیک انجام میشود. اکوکاردیوگرافی و کاتتر شریان ریوی گاهی کمککننده هستند. درک این تفاوت به درمان دقیقتر کمک میکند.
در کودکان اپینفرین و نوراپینفرین هر دو به عنوان خط اول قابل قبول هستند. دوز بر اساس وزن محاسبه میشود. مقدار طبیعی MAP در نوزادان پایینتر از بزرگسالان است. بیمار یا والدین باید بدانند که پروتکلهای اطفال متفاوت است. دوپامین هنوز در برخی مراکز اطفال استفاده میشود. پایش دقیقتر به دلیل جثه کوچک لازم است. راهنماهای اطفال شواهد کمتری نسبت به بزرگسالان دارند. تیم تخصصی اطفال مدیریت را بر عهده میگیرد.
هیدروکورتیزون در شوک سپتیک مقاوم به وازوپرسور اضافه میشود. دوز معمول ۲۰۰ میلیگرم در روز است. مقدار طبیعی کورتیزول در استرس بالا است اما در شوک ممکن است نسبی کمبود وجود داشته باشد. بیمار باید بداند که این دارو حساسیت به وازوپرسور را افزایش میدهد. راهنماها در صورت نیاز مداوم به وازوپرسور آن را پیشنهاد کردهاند. اثر آن بر مرگومیر قطعی نیست اما مدت شوک را کم میکند. قطع تدریجی پس از پایدار شدن انجام میشود. این درمان کمکی استاندارد است.
علاوه بر فشار خون، شاخصهایی مانند اشباع وریدی مرکزی اکسیژن پایش میشود. مقدار طبیعی ScvO2 بالای ۷۰ درصد است. لاکتات خون روند بهبود را نشان میدهد. بیمار باید بداند که کاهش لاکتات نشانه پاسخ خوب به درمان است. اکوکاردیوگرافی کنار بالین وضعیت قلب را ارزیابی میکند. کاتتر شریان ریوی در موارد پیچیده استفاده میشود. تنظیم وازوپرسور بر اساس این دادهها دقیقتر است. هدف پرفیوژن کافی اندامها است نه فقط عدد فشار خون.
پس از پایدار شدن بیمار، دوز وازوپرسور به تدریج کاهش مییابد. قطع ناگهانی میتواند باعث افت مجدد فشار شود. مقدار هدف حفظ MAP بدون دارو است. بیمار باید بداند که این فرآیند ممکن است چند روز طول بکشد. وازوپرسین معمولاً قبل از نوراپینفرین قطع میشود. پایش دقیق هنگام کاهش دوز ضروری است. موفقیت در قطع نشانه بهبود شوک است. تیم مراقبت برنامه کاهش را تنظیم میکند.
در شوک کاردیوژنیک نوراپینفرین اغلب خط اول است. دوبوتامین برای افزایش برونده قلبی اضافه میشود. مقدار طبیعی فشار پرشدگی بطن باید بهینه شود. بیمار باید بداند که تعادل بین انقباض رگ و حمایت قلب مهم است. اپینفرین در موارد شدید استفاده میشود. پشتیبانی مکانیکی مانند پمپ بالونی ممکن است نیاز باشد. انتخاب دارو بر اساس اکو و پارامترهای همودینامیک است. هدف بازگرداندن پرفیوژن بدون افزایش بیش از حد کار قلب است.
اپینفرین داروی خط اول و حیاتی در شوک آنافیلاکتیک است. تزریق عضلانی اولیه و سپس وریدی انجام میشود. مقدار دوز عضلانی ۰٫۳ تا ۰٫۵ میلیگرم است. بیمار باید بداند که تأخیر در تزریق خطرناک است. نوراپینفرین در موارد مقاوم اضافه میشود. مایعات و آنتیهیستامین همزمان داده میشوند. پایش مداوم راه هوایی ضروری است. این درمان فوری جان بیمار را نجات میدهد.
آنژیوتانسین II و سلپرسین از داروهای بررسیشده هستند. سلپرسین در مطالعات بزرگ موفقیت کامل نداشت. مقدار شواهد برای آنژیوتانسین II هنوز محدود است. بیمار باید بداند که نوراپینفرین همچنان پایه درمان است. تحقیقات روی زمانبندی افزودن داروهای دوم ادامه دارد. نشانگرهای زیستی برای انتخاب شخصیسازیشده در حال مطالعه هستند. آینده ممکن است درمانهای هدفمندتری ارائه دهد. استاندارد فعلی بر اساس شواهد قوی موجود است.
مطالعه VASST افزودن وازوپرسین را بررسی کرد و در زیرگروهها فایده نشان داد. مطالعه SOAP II برتری نوراپینفرین بر دوپامین را اثبات کرد. مقدار کاهش آریتمی با نوراپینفرین معنادار بود. بیمار باید بداند که این مطالعات راهنماها را شکل دادهاند. متاآنالیزها نیز نوراپینفرین را حمایت میکنند. شواهد برای شروع زودهنگام رو به افزایش است. این دادهها پایه توصیههای فعلی هستند. تحقیقات بیشتر بهینهسازی را ادامه میدهد.
شروع کوتاهمدت از ورید محیطی ایمن شناخته شده است. خطر نکروز پوست بسیار پایین است اگر ورید مناسب انتخاب شود. مقدار زمان ایمن معمولاً کمتر از چند ساعت است. بیمار باید بداند که این روش تأخیر را کم میکند. پس از پایدار شدن باید به ورید مرکزی منتقل شود. مطالعات اخیر عارضه کمی گزارش کردهاند. راهنماها این رویکرد را برای سرعت عمل مجاز دانستهاند. آموزش پرسنل برای ایمنی حیاتی است.
دوز نوراپینفرین معمولاً از ۰٫۰۵ میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه شروع و تیتر میشود. وازوپرسین با دوز ثابت ۰٫۰۳ واحد در دقیقه اضافه میشود. مقدار حداکثر دوز نوراپینفرین عملی حدود ۱ تا ۲ میکروگرم بر کیلوگرم در دقیقه است. بیمار باید بداند که دوز بر اساس پاسخ فشار خون تنظیم میگردد. پمپهای دقیق از خطا جلوگیری میکنند. ثبت دقیق دوز و زمان ضروری است. تنظیم توسط پزشک و پرستار آموزشدیده انجام میشود. هدف کمترین دوز مؤثر است.
پاسخ خوب با افزایش MAP، کاهش لاکتات و بهبود برونده ادرار مشخص میشود. مقدار طبیعی لاکتات باید به زیر ۲ میلیمول بر لیتر برسد. وضعیت ذهنی و دمای اندامها نیز ارزیابی میشود. بیمار باید بداند که بهبود بالینی مهمتر از عدد فشار خون است. اکوکاردیوگرافی مکرر وضعیت قلب را نشان میدهد. عدم پاسخ نیاز به بررسی علت زمینهای دارد. تنظیم درمان بر اساس این ارزیابیها انجام میگیرد. هدف نهایی خروج از شوک است.
وازوپرسورها داروهای حیاتی برای بازگرداندن فشار خون در شوک هستند. نوراپینفرین خط اول استاندارد در اکثر موارد است. وازوپرسین و اپینفرین به عنوان داروهای کمکی اضافه میشوند. مقدار هدف MAP حداقل ۶۵ میلیمتر جیوه است. راهنماهای Surviving Sepsis مبنای اصلی درمان هستند. بیمار معمولی باید بداند که این داروها فقط در محیط بیمارستانی و تحت نظارت استفاده میشوند. شروع زودهنگام و پایش دقیق نتایج را بهبود میبخشد. پیشرفتهای آینده ممکن است درمان را شخصیسازیتر کند.