فشار خون ریوی یا Pulmonary Hypertension به افزایش غیرطبیعی فشار در گردش خون ریه گفته میشود. واژه Pulmonary به معنی «مربوط به ریه» و Hypertension به معنی «افزایش فشار» است. در تعریف امروزی، فشار متوسط شریان ریوی یا mPAP (Mean Pulmonary Arterial Pressure؛ فشار متوسط شریان ریوی) در حالت استراحت اگر بیش از ۲۰ میلیمتر جیوه باشد، معیار همودینامیک فشار خون ریوی محسوب میشود. فشار متوسط شریان ریوی در افراد سالم معمولاً حدود ۸ تا ۲۰ میلیمتر جیوه است و عدد بالاتر از ۲۰ میلیمتر جیوه غیرطبیعی تلقی میشود. با این حال، صرفاً بالا بودن این فشار مشخص نمیکند که بیمار به کدام نوع فشار خون ریوی مبتلاست. برای تشخیص دقیق، فشار گوهای شریان ریوی یا PAWP (Pulmonary Arterial Wedge Pressure؛ فشار اندازهگیریشده در انتهای گردش خون مویرگی ریه) و مقاومت عروق ریوی یا PVR (Pulmonary Vascular Resistance؛ میزان مقاومتی که عروق ریه در برابر عبور خون ایجاد میکنند) نیز اهمیت دارند. بنابراین داروی مناسب را نمیتوان فقط بر اساس عبارت «فشار خون ریوی» انتخاب کرد و علت ایجاد فشار بالا باید ابتدا مشخص شود.
فشار خون معمولی فشاری است که خون هنگام عبور از شریانهای بدن به دیواره عروق وارد میکند. فشار خون ریوی مربوط به بخش دیگری از گردش خون است که خون را از بطن راست قلب به ریهها میرساند. فشار این بخش از گردش خون در حالت طبیعی بسیار کمتر از فشار شریانهای بزرگ بدن است. فشار شریان ریوی سیستولیک در فرد سالم معمولاً حدود ۱۵ تا ۳۰ میلیمتر جیوه و فشار دیاستولیک آن حدود ۴ تا ۱۲ میلیمتر جیوه است. فشار متوسط شریان ریوی طبیعی حدود ۸ تا ۲۰ میلیمتر جیوه است. به همین دلیل بالا رفتن فشار در این مدار حتی اگر فشار خون بازویی فرد طبیعی باشد، میتواند یک بیماری جدی ایجاد کند. افزایش فشار شریان ریوی بار کاری بطن راست را زیاد میکند، زیرا بطن راست باید خون را علیه مقاومت بیشتری به سمت ریهها پمپ کند. بنابراین داروهای فشار خون ریوی با داروهای معمول پایینآورنده فشار خون مانند آملودیپین یا لوزارتان یکسان نیستند و نباید به جای یکدیگر استفاده شوند.
بطن راست قلب مسئول فرستادن خون کماکسیژن به ریهها است. وقتی عروق ریه تنگ یا سفت میشوند، مقاومت در برابر خروج خون از بطن راست افزایش مییابد. افزایش این مقاومت باعث میشود بطن راست برای حفظ جریان خون، فشار بیشتری تولید کند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، عضله بطن راست ضخیم و سپس ممکن است متسع و ضعیف شود. این روند میتواند به نارسایی بطن راست منجر شود که یکی از مهمترین عوارض پیشرفته فشار خون ریوی است. در فشار خون ریوی شدید، کاهش توان بطن راست میتواند باعث کاهش برونده قلبی و اختلال عملکرد اندامهای دیگر شود. به همین دلیل بسیاری از داروهای اختصاصی فشار خون ریوی با هدف کاهش مقاومت عروق ریه و کم کردن بار بطن راست تجویز میشوند. هدف درمان فقط پایین آوردن یک عدد فشار نیست، بلکه باید عملکرد قلب راست، توان فعالیت و خطر پیشرفت بیماری نیز بهبود پیدا کند.
فشار خون ریوی اصطلاحی کلی برای مجموعهای از بیماریها با علتهای متفاوت است. راهنمای انجمن قلب اروپا و انجمن تنفسی اروپا یا ESC/ERS (European Society of Cardiology/European Respiratory Society؛ انجمن قلب اروپا/انجمن تنفسی اروپا) فشار خون ریوی را به پنج گروه بالینی اصلی تقسیم میکند. گروه اول فشار خون شریانی ریوی یا PAH (Pulmonary Arterial Hypertension؛ افزایش فشار ناشی از بیماری عروق کوچک ریوی) است. گروه دوم با بیماری قلب چپ ارتباط دارد و گروه سوم در ارتباط با بیماریهای ریه یا کمبود اکسیژن ایجاد میشود. گروه چهارم عمدتاً شامل فشار خون ریوی ناشی از لختههای مزمن و انسداد عروق ریه است که CTEPH (Chronic Thromboembolic Pulmonary Hypertension؛ فشار خون ریوی ترومبوآمبولیک مزمن) نام دارد. گروه پنجم شامل وضعیتهایی با مکانیسمهای نامشخص یا چندعاملی است. تفاوت این گروهها بسیار مهم است، زیرا دارویی که برای PAH مفید است ممکن است در گروه دیگری بیاثر، نامناسب یا حتی زیانآور باشد.
PAH یا فشار خون شریانی ریوی فقط یکی از انواع فشار خون ریوی است. در PAH، بیماری عمدتاً در عروق کوچک و متوسط ریه رخ میدهد و موجب افزایش مقاومت عروقی میشود. برای تعریف همودینامیک PAH، فشار متوسط شریان ریوی باید بیش از ۲۰ میلیمتر جیوه، فشار گوهای شریان ریوی حداکثر ۱۵ میلیمتر جیوه و PVR بیش از ۲ واحد وود یا WU (Wood Units؛ واحد مقاومت عروق ریوی) باشد. فشار گوهای معمولاً تا ۱۵ میلیمتر جیوه در محدوده مورد استفاده برای تشخیص پیشمویرگی قرار میگیرد. PVR طبیعی تقریباً ۰٫۳ تا ۲٫۰ WU است و مقدار بیش از ۲ WU نشاندهنده وجود مؤلفه پیشمویرگی است. با این حال، داروهای تأییدشده PAH در مطالعات اصلی عمدتاً در بیمارانی بررسی شدهاند که بیماری همودینامیک واضحتری داشتهاند. بنابراین صرفاً داشتن mPAP بالاتر از ۲۰ میلیمتر جیوه برای شروع داروی اختصاصی PAH کافی نیست. تشخیص PAH باید پس از کنار گذاشتن بیماری قلب چپ، بیماری ریه، CTEPH و سایر علتهای فشار خون ریوی انجام شود.
PVR نشان میدهد عبور خون از عروق ریه با چه مقدار مقاومت مواجه است. این شاخص از رابطه میان اختلاف فشار شریان ریوی و فشار گوهای، تقسیم بر برونده قلبی به دست میآید. واحد PVR، WU یا Wood Units است و محدوده طبیعی آن تقریباً ۰٫۳ تا ۲٫۰ WU گزارش شده است. مقدار بیش از ۲ WU در تعریف جدید فشار خون ریوی پیشمویرگی اهمیت دارد. در برخی بیماریهای ریه، PVR بیش از ۵ WU برای شناسایی نوع شدیدتر فشار خون ریوی اهمیت ویژهای دارد. افزایش PVR یعنی مشکل فقط افزایش جریان خون نیست، بلکه عروق ریوی در برابر عبور خون مقاومت بیشتری ایجاد میکنند. همین مقاومت بالا یکی از دلایل اصلی افزایش فشار روی بطن راست است. به همین علت PVR یکی از شاخصهای مهم در تصمیمگیری درباره درمان اختصاصی فشار خون ریوی محسوب میشود.
در PAH سه مسیر زیستی مهم بیش از سایر مسیرها در ایجاد تنگی و تغییر ساختار عروق نقش دارند. این مسیرها شامل مسیر اندوتلین، مسیر نیتریکاکسید و مسیر پروستاسیکلین هستند. اندوتلین مادهای است که میتواند باعث انقباض عروق و تحریک رشد سلولهای دیواره عروق شود. نیتریکاکسید یا NO (Nitric Oxide؛ مادهای که به شل شدن عروق کمک میکند) در PAH ممکن است کمتر در دسترس باشد. پروستاسیکلین نیز مادهای با اثر گشادکننده عروق و مهارکننده تجمع پلاکت است که فعالیت آن در PAH کاهش مییابد. بسیاری از داروهای اختصاصی PAH یکی از همین سه مسیر را تقویت یا مهار میکنند. همین شناخت زیستی باعث شده است درمان PAH از یک درمان ساده برای پایین آوردن فشار به درمان هدفمند چندمسیره تبدیل شود. داروهای جدیدتر مانند sotatercept نیز مسیر متفاوتی را هدف میگیرند و به بازسازی نامتعادل رشد سلولهای عروقی توجه دارند.
داروهای اختصاصی فشار خون شریانی ریوی را میتوان بر اساس مسیر زیستی مورد هدف به چند گروه اصلی تقسیم کرد. آنتاگونیستهای گیرنده اندوتلین یا ERA (Endothelin Receptor Antagonists؛ مهارکننده اثر اندوتلین) یک گروه مهم هستند. مهارکنندههای PDE5 یا Phosphodiesterase-5 Inhibitors (داروهایی که مسیر نیتریکاکسید را تقویت میکنند) گروه مهم دیگری هستند. محرک محلول گوانیلات سیکلاز یا sGC (Soluble Guanylate Cyclase؛ آنزیمی در مسیر نیتریکاکسید) مانند riociguat مسیر مشابه اما مستقلی را فعال میکند. داروهای مسیر پروستاسیکلین شامل prostacyclin analogues (داروهای شبیه پروستاسیکلین) و آگونیست گیرنده پروستاسیکلین مانند selexipag هستند. Sotatercept گروه درمانی جدیدتری است که مسیر activin signalling را تعدیل میکند. انتخاب میان این گروهها به نوع PAH، شدت بیماری، خطر بیمار و بیماریهای همراه بستگی دارد.
داروهای معمول فشار خون بدن عمدتاً برای کاهش مقاومت عروق سیستمیک یا فشار خون بازویی طراحی شدهاند. مشکل اصلی در PAH، افزایش مقاومت عروق ریوی و تغییر ساختار دیواره عروق کوچک ریه است. بنابراین پایین آوردن فشار خون بازویی الزاماً فشار داخل عروق ریه را اصلاح نمیکند. حتی کاهش بیش از حد فشار سیستمیک میتواند در بیمار مبتلا به PAH شدید باعث کاهش خونرسانی به اندامها شود. داروهای اختصاصی PAH مسیرهایی را هدف میگیرند که مستقیماً در تنگی و بازسازی عروق ریوی نقش دارند. این داروها نیز میتوانند فشار سیستمیک را کاهش دهند و به همین دلیل باید با دوز مناسب و پایش دقیق استفاده شوند. بنابراین اصطلاح «داروی فشار خون ریوی» به معنای هر دارویی که فشار خون را پایین میآورد نیست. منظور داروهایی است که برای درمان نوع مشخصی از بیماری عروق یا گردش خون ریوی طراحی و مطالعه شدهاند.
اندوتلین یکی از قویترین مواد منقبضکننده عروق است و در PAH فعالیت آن افزایش مییابد. این ماده از طریق گیرندههایی روی سلولهای عروق اثر میگذارد و علاوه بر انقباض عروق، در رشد غیرطبیعی سلولهای دیواره رگ نقش دارد. ERAها با مسدود کردن این گیرندهها اثر اندوتلین را کاهش میدهند. Ambrisentan عمدتاً گیرنده ETA (Endothelin Type A؛ گیرنده نوع A اندوتلین) را مهار میکند. Bosentan و macitentan اثر خود را بر گیرندههای اندوتلین از طریق مکانیسمهای متفاوت اما مرتبط اعمال میکنند. هدف نهایی این داروها کاهش انقباض و روند بازسازی غیرطبیعی عروق ریوی است. این گروه در درمان PAH جایگاه تثبیتشدهای دارد و در بسیاری از بیماران همراه یک داروی مسیر PDE5 استفاده میشود. شواهد بالینی نشان دادهاند که مهار مسیر اندوتلین میتواند خطر بدتر شدن بیماری را کاهش دهد.
Macitentan یکی از ERAهای مهم است که در مطالعه SERAPHIN بهطور گسترده بررسی شد. این مطالعه بیش از ۷۰۰ بیمار مبتلا به PAH را در یک کارآزمایی تصادفیشده و کنترلشده بررسی کرد. دوز ۱۰ میلیگرم روزانه macitentan در مقایسه با دارونما خطر رخدادهای مرتبط با بیماری یا مرگ را به شکل معنیداری کاهش داد. نسبت خطر یا Hazard Ratio در دوز ۱۰ میلیگرم حدود ۰٫۵۵ گزارش شد که به معنی کاهش نسبی خطر در جمعیت مورد مطالعه بود. این عدد «محدوده طبیعی» نیست و برای تفسیر خطر فردی بیمار به کار نمیرود. شایعترین عوارضی که در این مطالعه بیشتر با macitentan دیده شدند شامل سردرد، التهاب حلق و بینی و کمخونی بودند. به همین دلیل بررسی بالینی و آزمایشهای لازم در طول درمان اهمیت دارد. SERAPHIN یکی از مطالعاتی بود که نشان داد درمان PAH باید پیامدهای بالینی بیماری را هدف قرار دهد، نه فقط بهبود کوتاهمدت یک عدد آزمایشگاهی.
کمخونی به کاهش مقدار هموگلوبین خون گفته میشود و در برخی بیماران دریافتکننده ERA ممکن است رخ دهد. مقدار طبیعی هموگلوبین به جنس، سن و شرایط فرد وابسته است و یک محدوده واحد برای همه افراد وجود ندارد. در بسیاری از آزمایشگاهها هموگلوبین بزرگسالان تقریباً در محدوده ۱۲ تا ۱۶ گرم در دسیلیتر برای زنان و ۱۳٫۵ تا ۱۷٫۵ گرم در دسیلیتر برای مردان قرار میگیرد. مقادیر کمتر از این محدوده میتواند کمخونی باشد، اما شدت خطر به مقدار کاهش و سرعت ایجاد آن بستگی دارد. افت هموگلوبین به زیر حدود ۸ گرم در دسیلیتر معمولاً کمخونی شدید محسوب میشود و نیازمند ارزیابی فوری علت است. ERAها همچنین ممکن است باعث احتباس مایع یا افزایش آنزیمهای کبدی شوند، اگرچه خطر و شدت این عوارض میان داروهای مختلف یکسان نیست. بنابراین انتخاب ERA و پایش آن باید با توجه به وضعیت کبد، خون و علائم بیمار انجام شود. بیمار نباید به دلیل نگرانی از یک عارضه احتمالی، داروی تجویزشده را بدون هماهنگی قطع کند.
PDE5 یا Phosphodiesterase Type 5 آنزیمی است که مولکول cGMP (Cyclic Guanosine Monophosphate؛ پیامرسان داخل سلولی مؤثر در شل شدن عروق) را تجزیه میکند. وقتی PDE5 مهار شود، cGMP مدت بیشتری فعال میماند و عضلات صاف عروق ریوی تمایل بیشتری به شل شدن پیدا میکنند. Sildenafil و tadalafil دو داروی شناختهشده این گروه در درمان PAH هستند. این داروها بهویژه در PAH گروه اول کاربرد دارند و میتوانند توان فعالیت و برخی شاخصهای همودینامیک را بهبود دهند. PDE5ها معمولاً فشار خون سیستمیک را نیز تا حدی کاهش میدهند و همین مسئله در افراد دارای فشار پایین اهمیت دارد. مصرف همزمان PDE5 inhibitor با نیتراتها میتواند افت شدید فشار خون ایجاد کند و این ترکیب ممنوع است. بنابراین tadalafil یا sildenafil را نمیتوان صرفاً به دلیل وجود فشار خون ریوی برای هر بیمار تجویز کرد. نوع بیماری و داروهای همزمان باید پیش از شروع درمان بررسی شوند.
Ambrisentan مسیر اندوتلین را مهار میکند، در حالی که tadalafil مسیر نیتریکاکسید و cGMP را تقویت میکند. بنابراین ترکیب آنها دو مسیر متفاوت در بیماری PAH را همزمان هدف قرار میدهد. مطالعه AMBITION این ترکیب را در بیماران تازهدرماننشده با PAH بررسی کرد. در تحلیل اصلی، رخداد نقطه پایانی ترکیبی در ۱۸ درصد بیماران دریافتکننده درمان ترکیبی در برابر ۳۱ درصد بیماران دریافتکننده یکی از دو درمان بهصورت تکدارویی رخ داد. نسبت خطر حدود ۰٫۵۰ بود که نشاندهنده کاهش نسبی ۵۰ درصدی خطر نقطه پایانی در جمعیت مطالعه است. فاصله شش دقیقهای راه رفتن نیز در گروه درمان ترکیبی بهبود بیشتری داشت. این مطالعه پایه مهمی برای رویکرد درمان اولیه ترکیبی در بسیاری از بیماران دارای PAH بدون بیماریهای قلبی ـ ریوی مهم شد. با این حال، نتایج یک کارآزمایی را نباید بدون توجه به ویژگیهای بیمار به همه انواع فشار خون ریوی تعمیم داد.
Riociguat دارویی از گروه محرکهای soluble guanylate cyclase یا sGC است و مستقیماً آنزیم sGC را تحریک میکند. این مسیر باعث افزایش cGMP و در نتیجه شل شدن عضلات صاف عروق میشود. برخلاف PDE5 inhibitors، riociguat برای تحریک sGC به افزایش نیتریکاکسید طبیعی وابسته نیست. Riociguat در PAH گروه اول و همچنین در CTEPH غیرقابل جراحی یا باقیمانده پس از درمان مداخلهای کاربرد مهمی دارد. مطالعه PATENT-1 نشان داد که riociguat در بیماران مبتلا به PAH میتواند توان فعالیت و شاخصهای همودینامیک را بهبود دهد. مطالعه CHEST-1 نیز سود riociguat را در بیماران دارای CTEPH غیرقابل جراحی یا بیماری باقیمانده پس از جراحی بررسی کرد. Riociguat نیز میتواند فشار خون سیستمیک را پایین بیاورد و نیازمند تنظیم تدریجی دوز است. این دارو نباید همزمان با PDE5 inhibitors استفاده شود، زیرا ترکیب آنها میتواند خطر افت فشار خون شدید را افزایش دهد.
پروستاسیکلین یا PGI2 مادهای طبیعی است که در عروق سالم باعث گشادشدن رگ و کاهش تجمع پلاکت میشود. در PAH، فعالیت مسیر پروستاسیکلین کاهش مییابد و این کاهش به انقباض و بازسازی عروق کمک میکند. داروهای این مسیر تلاش میکنند این کمبود عملکردی را جبران کنند. Epoprostenol یکی از شناختهشدهترین داروهای این خانواده است و از طریق انفوزیون وریدی مداوم استفاده میشود. Treprostinil نیز میتواند به شکل وریدی، زیرجلدی، استنشاقی یا خوراکی بسته به فرآورده مورد استفاده قرار گیرد. Iloprost داروی استنشاقی دیگری از مسیر پروستاسیکلین است که در برخی کشورها استفاده میشود. این داروها در بیماران شدید یا پرخطر اهمیت ویژهای دارند، زیرا میتوانند اثر قدرتمندی بر مقاومت عروق ریوی داشته باشند. در مقابل، پیچیدگی روش مصرف و عوارض آنها باعث میشود شروع درمان معمولاً در مراکز متخصص فشار خون ریوی انجام شود.
Epoprostenol یک آنالوگ پروستاسیکلین با اثر سریع و کوتاهمدت است که معمولاً به صورت انفوزیون وریدی مداوم تجویز میشود. این دارو با گشاد کردن عروق ریوی و سیستمیک و مهار تجمع پلاکت اثر میکند. در بیماران مبتلا به PAH شدید، بهخصوص افرادی که در گروه پرخطر قرار دارند، درمان وریدی پروستاسیکلین میتواند بخشی از راهبرد نجاتبخش باشد. راهنمای ESC/ERS استفاده از epoprostenol وریدی یا treprostinil وریدی یا زیرجلدی را در بیماران دارای خطر متوسط ـ بالا یا بالا که با درمان خوراکی کنترل نشدهاند، مطرح میکند. قطع ناگهانی انفوزیون epoprostenol میتواند خطرناک باشد، زیرا نیمهعمر دارو بسیار کوتاه است و اثر آن سریع از بین میرود. به همین دلیل بیمار به سیستم تزریق مطمئن و آموزش دقیق نیاز دارد. عوارض ممکن است شامل سردرد، گرگرفتگی، درد فک، افت فشار خون و عوارض مرتبط با مسیر وریدی باشند. شدت بیماری و نیاز به درمان باید توسط مرکز تخصصی فشار خون ریوی ارزیابی شود.
Treprostinil یک آنالوگ پروستاسیکلین است که اثر طولانیتری نسبت به epoprostenol دارد. بسته به فرآورده، میتواند از راه زیرجلدی، وریدی، استنشاقی یا خوراکی استفاده شود. فرم زیرجلدی امکان درمان مداوم بدون کاتتر ورید مرکزی را فراهم میکند، اما محل تزریق میتواند دردناک باشد. فرم وریدی برای بیماران شدید استفاده میشود و نیازمند سیستم تزریق مطمئن است. فرم استنشاقی دارو مستقیماً به دستگاه تنفسی میرسد و در برخی شرایط میتواند اثر بیشتری در عروق ریوی ایجاد کند. نوع فرآورده و مقدار مصرف، یک محدوده «نرمال» یا «خطرناک» مانند فشار خون ندارد و باید دقیقاً طبق فرآورده و دستور متخصص تعیین شود. در صورت استفاده نادرست یا قطع ناگهانی برخی اشکال درمان مداوم، خطر بدتر شدن سریع PAH وجود دارد. بنابراین تفاوت روشهای مصرف treprostinil فقط موضوع راحتی نیست و میتواند بخشی از ایمنی درمان باشد.
فشار خون ریوی ناشی از بیماری بینابینی ریه با PAH کلاسیک تفاوت دارد. در مطالعه INCREASE، treprostinil استنشاقی در بیماران مبتلا به بیماری بینابینی ریه و فشار خون ریوی بررسی شد. این کارآزمایی تصادفیشده و کنترلشده نشان داد که دارو در مقایسه با دارونما ظرفیت فعالیت را که با آزمون راه رفتن شش دقیقهای اندازهگیری میشد، بهبود میدهد. همچنین خطر بدتر شدن بالینی در گروه treprostinil کمتر بود و نسبت خطر حدود ۰٫۶۱ گزارش شد. عوارض شایع شامل سرفه، سردرد، تنگی نفس، سرگیجه، تهوع، خستگی و اسهال بودند. این مطالعه اهمیت زیادی داشت زیرا بسیاری از داروهای PAH در بیماریهای ریوی گروه سوم شواهد مشابهی نداشتند. بنابراین treprostinil استنشاقی یک نمونه مهم از درمان انتخابی بر اساس علت فشار خون ریوی است. این یافته به هیچ وجه به معنای آن نیست که همه بیماران مبتلا به بیماری ریه باید داروهای PAH دریافت کنند.
Selexipag دارویی خوراکی است که گیرنده پروستاسیکلین یا IP receptor (گیرنده اختصاصی پروستاسیکلین) را تحریک میکند. این دارو از نظر مسیر اثر با آنالوگهای مستقیم پروستاسیکلین مرتبط است، اما ساختار و روش مصرف آن متفاوت است. مطالعه GRIPHON بیش از ۱۱۵۰ بیمار مبتلا به PAH را بررسی کرد. در این مطالعه، selexipag خطر رخدادهای بدتر شدن بیماری یا مرگ ناشی از علتهای مرتبط با PAH را کاهش داد. بیشترین عوارض گزارششده شامل سردرد، اسهال، تهوع، درد فک و درد عضلانی بودند. Selexipag در راهنمای ESC/ERS میتواند در بیمارانی که با درمان اولیه ERA و PDE5 inhibitor هنوز در سطح خطر بالاتری قرار دارند، به درمان اضافه شود. این دارو معمولاً جایگزین مستقیم epoprostenol در بیمار بسیار پرخطر نیست. جایگاه آن بیشتر در درمان ترکیبی و کاهش خطر پیشرفت بیماری در بیماران انتخابشده تعریف میشود.
Sotatercept برخلاف بسیاری از داروهای قدیمی PAH فقط بر گشاد کردن عروق تمرکز نمیکند. این دارو یک پروتئین ترکیبی است که به تنظیم سیگنالهای activin و growth differentiation factor کمک میکند. این مسیر با رشد و تکثیر سلولهای دیواره عروق ریوی ارتباط دارد. بنابراین sotatercept بیشتر به بخش بازسازی و تغییر ساختاری بیماری توجه میکند. مطالعه STELLAR نشان داد که افزودن sotatercept به درمان زمینهای PAH توان فعالیت بیماران را نسبت به دارونما بهبود میدهد. اثر دارو در شاخصهای همودینامیک و برخی پیامدهای بالینی نیز مشاهده شد. سازمان غذا و داروی آمریکا sotatercept را برای بزرگسالان مبتلا به PAH گروه اول برای بهبود ظرفیت فعالیت و کلاس عملکردی و کاهش خطر بدتر شدن بالینی تأیید کرده است. این دارو از مهمترین تحولات دارویی جدید در درمان PAH محسوب میشود، اما همچنان باید در چارچوب تشخیص دقیق و پایش تخصصی استفاده شود.
Sotatercept با نام تجاری Winrevair به صورت تزریق زیرجلدی تجویز میشود. بر اساس اطلاعات رسمی دارویی آمریکا، دوز شروع ۰٫۳ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن است و در صورت مناسب بودن آزمایشها به دوز هدف ۰٫۷ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم افزایش مییابد. فاصله تزریق معمولاً هر سه هفته است و این اعداد دوز درمانی هستند، نه محدوده طبیعی یا خطرناک یک آزمایش. پیش از شروع درمان باید هموگلوبین و شمارش پلاکت بررسی شود. در برچسب رسمی، شروع درمان در صورت پلاکت کمتر از ۵۰ هزار در میلیمتر مکعب ممنوع اعلام شده است. Sotatercept میتواند باعث افزایش هموگلوبین، کاهش پلاکت و خونریزی شود و به همین دلیل پایش آزمایشگاهی ضروری است. خوندماغ و ایجاد رگهای ظریف پوستی یا telangiectasia (رگهای سطحی گشادشده) از عوارض گزارششده هستند. تنظیم یا توقف دارو باید بر اساس آزمایشها و نظر پزشک متخصص انجام شود.
هموگلوبین پروتئین اصلی گلبول قرمز برای حمل اکسیژن است. در بزرگسالان، محدوده مرجع هموگلوبین معمولاً حدود ۱۲ تا ۱۶ گرم در دسیلیتر برای زنان و ۱۳٫۵ تا ۱۷٫۵ گرم در دسیلیتر برای مردان است، هرچند محدوده آزمایشگاهها ممکن است متفاوت باشد. Sotatercept میتواند تعداد گلبولهای قرمز و غلظت هموگلوبین را افزایش دهد. اگر هموگلوبین بیش از حد بالا رود، غلظت خون افزایش مییابد و خطر برخی عوارض عروقی میتواند بیشتر شود. هموگلوبین کمتر از محدوده مرجع نشانه کمخونی است و مقدار کمتر از حدود ۸ گرم در دسیلیتر معمولاً کمخونی شدید محسوب میشود. در مقابل، یک عدد بالاتر از محدوده مرجع پس از sotatercept باید در زمینه مقدار پایه و روند تغییرات بررسی شود. به همین دلیل پزشک ممکن است پیش از هر تزریق یا در فواصل مشخص آزمایش خون درخواست کند. این پایش یکی از تفاوتهای مهم sotatercept با بسیاری از داروهای قدیمی PAH است.
پلاکتها سلولهای خونی کوچکی هستند که در تشکیل لخته نقش دارند. شمارش طبیعی پلاکت در بیشتر بزرگسالان حدود ۱۵۰ هزار تا ۴۵۰ هزار در میلیمتر مکعب یا ۱۵۰ تا ۴۵۰ میلیارد در لیتر است. مقدار کمتر از ۱۵۰ هزار در میلیمتر مکعب ترومبوسیتوپنی یا کاهش پلاکت محسوب میشود. مقدار کمتر از ۵۰ هزار در میلیمتر مکعب کاهش شدیدتری است و در برچسب رسمی sotatercept شروع درمان در این سطح ممنوع است. کاهش پلاکت میتواند خطر خونریزی را افزایش دهد، بهخصوص اگر بیمار داروی ضدانعقاد یا ضدپلاکت نیز مصرف کند. Sotatercept در برخی بیماران باعث کاهش پلاکت میشود و بنابراین روند شمارش پلاکت اهمیت بیشتری از یک عدد منفرد دارد. اگر پلاکت کاهش قابل توجهی پیدا کند، پزشک ممکن است زمان تزریق بعدی یا مقدار دارو را تغییر دهد. این موضوع نشان میدهد که داروی جدید به همان اندازه که میتواند مؤثر باشد، نیازمند پایش دقیق نیز هست.
درمان موفق فشار خون ریوی با یک عدد فشار منفرد تعریف نمیشود. پزشکان معمولاً مجموعهای از علائم، توان فعالیت، عملکرد بطن راست، آزمایشهای زیستی و شاخصهای همودینامیک را بررسی میکنند. یکی از ابزارهای سادهتر آزمون راه رفتن شش دقیقهای یا 6MWD (Six-Minute Walk Distance؛ مسافتی که بیمار در شش دقیقه راه میرود) است. مقدار این آزمون به سن، جنس، قد و شرایط فرد بستگی دارد و یک محدوده طبیعی واحد برای همه بیماران ندارد. کاهش قابل توجه نسبت به مقدار قبلی بیمار معمولاً از نظر بالینی مهمتر از مقایسه با یک عدد عمومی است. NT-proBNP (N-terminal pro-B-type Natriuretic Peptide؛ مادهای که در پاسخ به فشار قلب افزایش مییابد) نیز میتواند در ارزیابی وضعیت بطن راست کمک کند. هدف درمان معمولاً رساندن بیمار به وضعیت کمخطر یا حفظ آن است، نه فقط کاهش mPAP. به همین دلیل ممکن است دارویی با وجود کاهش محدود فشار، به دلیل بهبود ظرفیت فعالیت و کاهش خطر پیشرفت بیماری همچنان مفید باشد.
بیماران مبتلا به PAH از نظر خطر پیشرفت بیماری یکسان نیستند. راهنمای ESC/ERS از ارزیابی چندعاملی برای تعیین خطر استفاده میکند. وضعیت عملکردی سازمان جهانی بهداشت یا WHO-FC (World Health Organization Functional Class؛ درجه محدودیت فعالیت ناشی از بیماری) یکی از اجزای این ارزیابی است. در کلاس عملکردی II، فعالیت معمولی ممکن است باعث علائم شود، در حالی که در کلاس III محدودیت فعالیت واضحتر است. کلاس IV با علائم شدید حتی در استراحت یا ناتوانی در انجام فعالیت بدون علامت مشخص میشود. طبقهبندی عملکردی یک شاخص بالینی است و مانند فشار خون محدوده آزمایشگاهی نرمال یا خطرناک ندارد. پزشک این طبقهبندی را همراه با 6MWD، NT-proBNP، عملکرد بطن راست و سایر اطلاعات تفسیر میکند. هرچه خطر بالاتر باشد، احتمال نیاز به درمان ترکیبی قویتر، prostacyclin و ارزیابی برای پیوند ریه بیشتر میشود.
PAH فقط از یک مسیر زیستی ناشی نمیشود و همین موضوع منطق درمان ترکیبی را توضیح میدهد. یک دارو ممکن است مسیر اندوتلین را مهار کند، در حالی که داروی دوم مسیر نیتریکاکسید و داروی سوم مسیر پروستاسیکلین را هدف قرار میدهد. درمان ترکیبی میتواند همزمان چند بخش از بیماری را مهار کند. مطالعه AMBITION نشان داد که ترکیب اولیه ambrisentan و tadalafil نسبت به تکدرمانی خطر رخدادهای بالینی را کاهش میدهد. در بیماران با خطر بالاتر، درمان ممکن است به داروهای پروستاسیکلین یا sotatercept نیز گسترش یابد. این تصمیم به معنی مصرف همزمان همه داروهای موجود برای همه بیماران نیست. تعداد داروها باید بر اساس شدت بیماری، خطر، پاسخ درمانی و عوارض انتخاب شود. بنابراین «درمان قویتر» لزوماً به معنی «داروی بیشتر» نیست، بلکه به معنی هدفگیری مناسبتر مسیرهای بیماری است.
علت PAH، شدت بیماری و بیماریهای همراه در بیماران متفاوت است. بیماری بافت همبند، بیماری مادرزادی قلب، داروها و سموم و برخی شکلهای ارثی میتوانند با PAH ارتباط داشته باشند. سن بالاتر نیز احتمال وجود بیماری قلب چپ یا بیماری ریوی همزمان را افزایش میدهد. این بیماریهای همراه میتوانند تحمل برخی داروهای PAH را تغییر دهند. به همین دلیل راهنمای ESC/ERS برای بیمارانی که بیماریهای قلبی ـ ریوی همراه دارند، رویکرد محتاطانهتری نسبت به درمان اولیه توصیه میکند. در برخی بیماران درمان تکدارویی با PDE5 inhibitor یا ERA ممکن است منطقیتر باشد. در بیماران بدون بیماریهای قلبی ـ ریوی مهم، درمان ترکیبی اولیه میتواند انتخاب مناسبتری باشد. این تفاوت یکی از دلایل اصلی ضرورت درمان PAH در مرکز تخصصی است.
گروه دوم فشار خون ریوی در اثر بیماری قلب چپ ایجاد میشود و از PAH واقعی متفاوت است. نارسایی قلب، اختلال پرشدن بطن چپ و بیماری دریچههای قلب میتوانند فشار را از قلب چپ به رگهای ریه منتقل کنند. در این وضعیت فشار گوهای شریان ریوی معمولاً بیش از ۱۵ میلیمتر جیوه است. اگر PVR حداکثر ۲ WU باشد، وضعیت isolated post-capillary PH یا فشار خون پسمویرگی منفرد نامیده میشود. اگر PVR بیش از ۲ WU باشد، combined post- and pre-capillary PH یا فشار خون ترکیبی پسمویرگی و پیشمویرگی مطرح میشود. درمان اصلی این بیماران کنترل بیماری قلب چپ است و داروهای اختصاصی PAH بهطور روتین برای همه آنها توصیه نمیشوند. استفاده نامناسب از داروهای گشادکننده عروق ریوی میتواند تعادل فشار و جریان خون را مختل کند. بنابراین تشخیص علت فشار بالا پیش از انتخاب داروی اختصاصی اهمیت حیاتی دارد.
گروه سوم فشار خون ریوی در ارتباط با بیماریهایی مانند بیماری انسدادی مزمن ریه و بیماری بینابینی ریه ایجاد میشود. در این بیماران، تخریب بافت ریه، کاهش اکسیژن یا تغییرات عروق ریوی میتواند فشار ریه را افزایش دهد. درمان بیماری اصلی ریه و اصلاح کمبود اکسیژن بخش مهمی از مدیریت این وضعیت است. داروهای اختصاصی PAH در این گروه به اندازه گروه اول کاربرد عمومی ندارند. راهنمای ESC/ERS فشار خون ریوی شدید ناشی از بیماری ریه را با PVR بیش از ۵ WU تعریف میکند. این مقدار یک آستانه همودینامیک است و «خطرناک» به معنای وقوع فوری یک حادثه برای هر فرد نیست. در بیماران منتخب مبتلا به بیماری بینابینی ریه، treprostinil استنشاقی میتواند مورد توجه قرار گیرد. سایر داروهای PAH در بیماری ریه باید با احتیاط بسیار و بر اساس شواهد و ارزیابی مرکز تخصصی استفاده شوند.
CTEPH نوعی فشار خون ریوی است که به دنبال باقی ماندن انسدادهای سازمانیافته ناشی از لختههای قدیمی در عروق ریه ایجاد میشود. برخلاف PAH، مشکل اصلی در CTEPH میتواند وجود انسدادهای فیزیکی در عروق بزرگتر باشد. به همین دلیل درمان فقط دارویی نیست و امکان جراحی pulmonary endarterectomy یا PEA (برداشتن لخته و بافت فیبروتیک از عروق ریوی) باید بررسی شود. Balloon Pulmonary Angioplasty یا BPA نیز میتواند در برخی بیماران مناسب باشد. Riociguat برای بیماران دارای CTEPH غیرقابل جراحی یا فشار خون ریوی باقیمانده یا عودکننده پس از جراحی جایگاه اثباتشده دارد. مطالعه CHEST-1 نشان داد که riociguat در این جمعیت توان فعالیت و شاخصهای همودینامیک را بهبود میدهد. با این حال، دارو نمیتواند در همه بیماران جایگزین جراحی یا BPA شود. بنابراین در CTEPH، تشخیص دقیق آناتومی عروق و ارزیابی امکان درمان مداخلهای قبل از تصمیم دارویی اهمیت دارد.
گشاد کردن عروق ریه همیشه به معنای بهتر شدن وضعیت بیمار نیست. در بیماریهای قلب چپ، افزایش جریان خون به ریه ممکن است فشار مویرگی ریه را بیشتر کند. در بعضی بیماریهای شدید ریه نیز تغییر نامناسب توزیع جریان خون میتواند تبادل اکسیژن را بدتر کند. به همین دلیل برخی کارآزماییها در گروه سوم یا گروه دوم نتایج متفاوتی نسبت به PAH نشان دادهاند. این تفاوت یکی از مهمترین دلایل تفکیک پنج گروه فشار خون ریوی است. دارویی که در گروه اول سودمند است، نباید صرفاً بر اساس تشابه علائم در گروه سوم یا دوم تجویز شود. Riociguat در برخی مطالعات بیماری ریه حتی با نگرانیهای ایمنی همراه بوده است، در حالی که در PAH و CTEPH جایگاه اثباتشده دارد. بنابراین انتخاب دارو باید بر اساس مکانیسم بیماری باشد، نه فقط مقدار فشار اندازهگیریشده.
هر گروه دارویی الگوی عوارض خاص خود را دارد و شدت عوارض به دارو و وضعیت بیمار وابسته است. ERAها میتوانند باعث کمخونی، ورم، سردرد و در برخی داروها اختلال عملکرد کبد شوند. PDE5 inhibitors ممکن است باعث سردرد، گرگرفتگی، گرفتگی بینی، سوءهاضمه و افت فشار خون شوند. Riociguat نیز میتواند سردرد، سرگیجه، سوءهاضمه و افت فشار ایجاد کند. داروهای پروستاسیکلین ممکن است باعث سردرد، گرگرفتگی، درد فک، اسهال و افت فشار شوند. Sotatercept بیشتر به پایش هموگلوبین، پلاکت و علائم خونریزی نیاز دارد. این عوارض به معنای نامناسب بودن دارو نیستند، زیرا بسیاری از درمانهای مؤثر دارای عوارض قابل مدیریت هستند. مهم این است که عارضه، زمان شروع آن و شدت آن در کنار سود درمان ارزیابی شود.
پایش درمان فشار خون ریوی فقط با اندازهگیری فشار خون بازویی انجام نمیشود. بسته به دارو، پزشک ممکن است شمارش کامل سلولهای خون، عملکرد کبد، عملکرد کلیه و الکترولیتها را بررسی کند. در بیمار دریافتکننده sotatercept، هموگلوبین و پلاکت اهمیت ویژهای دارند. در بیمار دریافتکننده ERA، بررسی عملکرد کبد و شمارش خون میتواند اهمیت داشته باشد. در برخی بیماران، NT-proBNP برای ارزیابی فشار واردشده بر قلب راست اندازهگیری میشود. BNP یا B-type Natriuretic Peptide نیز مادهای است که با کشش عضله قلب افزایش مییابد، اما مقدار طبیعی آن به سن و شرایط بالینی وابسته است. اکوکاردیوگرافی و در صورت نیاز کاتتریزاسیون قلب راست نیز برای ارزیابی ساختاری و همودینامیک استفاده میشوند. بنابراین یک آزمایش منفرد نمیتواند موفقیت یا شکست درمان PAH را مشخص کند.
Right Heart Catheterization یا RHC (کاتتریزاسیون قلب راست؛ اندازهگیری مستقیم فشارهای قلب راست و عروق ریه) روش مرجع برای تأیید همودینامیک فشار خون ریوی است. در این روش فشار دهلیز راست، فشار شریان ریوی، PAWP و برونده قلبی اندازهگیری میشوند. فشار دهلیز راست طبیعی حدود ۲ تا ۶ میلیمتر جیوه است. برونده قلبی طبیعی تقریباً ۴ تا ۸ لیتر در دقیقه و شاخص قلبی یا CI (Cardiac Index؛ برونده قلبی متناسب با سطح بدن) حدود ۲٫۵ تا ۴٫۰ لیتر در دقیقه به ازای هر مترمربع است. کاهش CI به کمتر از حدود ۲٫۰ لیتر در دقیقه به ازای هر مترمربع میتواند نشانه کاهش مهم توان پمپاژ قلب باشد، بهویژه در زمینه PAH. این اعداد باید با وضعیت بالینی و روش اندازهگیری تفسیر شوند. RHC برای تعیین دقیق نوع فشار خون ریوی و تصمیمگیری درمانی در موارد مناسب اهمیت زیادی دارد.
اکوکاردیوگرافی میتواند اطلاعات مهمی درباره اندازه و عملکرد بطن راست، فشارهای تخمینی و وضعیت قلب چپ ارائه کند. با این حال، اکوکاردیوگرافی به تنهایی جایگزین RHC برای تشخیص قطعی همودینامیک PAH نیست. اندازهگیری سرعت جریان برگشتی از دریچه سهلتی میتواند برای تخمین فشار شریان ریوی استفاده شود، اما این تخمین ممکن است خطا داشته باشد. در پیگیری، تغییر اندازه بطن راست و عملکرد آن میتواند از تغییرات مهم فشار ریوی مهمتر باشد. کاهش اتساع بطن راست و بهبود عملکرد آن میتواند نشانه پاسخ درمانی مناسب باشد. برعکس، افزایش فشارهای راست، بزرگ شدن بطن راست یا کاهش عملکرد آن میتواند نشاندهنده پیشرفت بیماری باشد. بنابراین اکو در کنار علائم، آزمایشها و آزمون فعالیت تفسیر میشود. هدف اصلی پیگیری، تشخیص زودهنگام بدتر شدن بیماری پیش از رسیدن به نارسایی شدید بطن راست است.
اثر درمان را باید با چند شاخص همزمان بررسی کرد. کاهش تنگی نفس و افزایش توان انجام فعالیت از مهمترین نتایج قابل مشاهده برای بیمار هستند. بهبود 6MWD میتواند نشان دهد که ظرفیت عملکردی بیمار افزایش یافته است. کاهش NT-proBNP نیز میتواند نشاندهنده کاهش فشار روی قلب راست باشد. بهبود عملکرد بطن راست در اکوکاردیوگرافی نیز اطلاعات مهمی فراهم میکند. در برخی بیماران، تکرار RHC میتواند نشان دهد که PVR و فشارهای داخل گردش خون ریوی چگونه تغییر کردهاند. با این حال، یک تغییر خوب در یک شاخص به تنهایی تضمین نمیکند که خطر آینده بیماری کاهش یافته است. ارزیابی موفقیت درمان باید ترکیبی از علائم، توان فعالیت، عملکرد قلب راست، آزمایشهای زیستی و در صورت لزوم همودینامیک باشد.
اگر بیمار پس از درمان در سطح خطر بالاتری باقی بماند، درمان ممکن است نیازمند تشدید باشد. در بیماران دریافتکننده ERA و PDE5 inhibitor، افزودن selexipag یکی از گزینههای مطرح در بیماران مناسب با خطر متوسط ـ پایین است. در برخی بیماران ممکن است تغییر از PDE5 inhibitor به riociguat در نظر گرفته شود. در بیماران با خطر متوسط ـ بالا یا بالا، اضافه کردن prostacyclin وریدی یا زیرجلدی و ارجاع برای ارزیابی پیوند ریه مطرح میشود. Sotatercept نیز در عصر جدید درمان PAH به عنوان یک گزینه مهم افزوده شده است. انتخاب مرحله بعدی به علت PAH، درمانهای فعلی، عوارض و سطح خطر بستگی دارد. بنابراین شکست یک دارو به معنی تمام شدن گزینههای درمانی نیست. تصمیم باید در مرکز تخصصی و بر اساس ارزیابی چندعاملی گرفته شود.
بیشتر داروهای فشار خون ریوی بیماری را کاملاً ریشهکن نمیکنند، اما میتوانند روند آن را کنترل یا کند کنند. بعضی درمانها میتوانند فشار و مقاومت عروق ریوی را کاهش دهند و توان فعالیت را بهتر کنند. درمان ترکیبی مدرن همچنین خطر بستری و بدتر شدن بالینی را کاهش داده است. در CTEPH، برخلاف PAH، برخی بیماران با جراحی مناسب میتوانند بهبود بسیار چشمگیری پیدا کنند و حتی از نظر همودینامیک به وضعیت بسیار بهتری برسند. در PAH پیشرفته، پیوند ریه ممکن است برای بیماران منتخب مطرح شود. پاسخ به دارو میان افراد متفاوت است و حتی بیماران با تشخیص مشابه ممکن است به درمانهای متفاوتی نیاز داشته باشند. به همین دلیل عبارت «داروی قطعی فشار خون ریوی» از نظر علمی دقیق نیست. هدف واقعی درمان، کاهش خطر پیشرفت بیماری و حفظ عملکرد قلب راست و توان زندگی روزمره است.
در PAH گروه اول، درمانهای هدفمند شامل ERA، PDE5 inhibitor، riociguat، prostacyclin pathway drugs و sotatercept هستند. در CTEPH، ابتدا امکان جراحی و BPA باید بررسی شود و riociguat برای برخی بیماران غیرقابل جراحی یا دارای بیماری باقیمانده کاربرد دارد. در فشار خون ریوی ناشی از بیماری قلب چپ، درمان بیماری قلب چپ محور اصلی است و داروهای اختصاصی PAH به صورت عمومی توصیه نمیشوند. در فشار خون ریوی ناشی از بیماری ریه، درمان بیماری زمینهای و اصلاح هیپوکسمی اهمیت دارد و treprostinil استنشاقی در بیماران منتخب مبتلا به بیماری بینابینی ریه قابل بررسی است. در گروه پنجم، درمان کاملاً به علت زمینهای وابسته است و یک الگوریتم دارویی واحد وجود ندارد. این تفاوتها نشان میدهند که «داروهای فشار خون ریوی» در واقع مجموعهای از داروهای کاملاً متفاوت هستند. بنابراین نام بیماری، گروه بالینی و وضعیت همودینامیک باید پیش از انتخاب دارو مشخص شود. این اصل مهمترین نکته برای فهم صحیح درمان فشار خون ریوی است.
شواهد موجود نشان میدهند که درمان PAH در دهه اخیر از تکدارویی ساده به سمت درمان چندمسیره و مبتنی بر خطر حرکت کرده است. ERAها مسیر اندوتلین را مهار میکنند، PDE5 inhibitors مسیر cGMP را تقویت میکنند و prostacyclin therapies مسیر پروستاسیکلین را هدف میگیرند. Riociguat با تحریک sGC مسیر نیتریکاکسید را به شیوهای متفاوت فعال میکند. Sotatercept یک مسیر زیستی جدید مرتبط با بازسازی عروق ریوی را هدف قرار میدهد و به درمان زمینهای PAH افزوده شده است. مطالعه AMBITION سود درمان ترکیبی ambrisentan و tadalafil را نشان داد و مطالعات بزرگ مانند SERAPHIN، GRIPHON و STELLAR شواهد مهمی برای کاهش پیشرفت بیماری فراهم کردند. با این حال، هیچیک از این داروها برای همه انواع فشار خون ریوی مناسب نیستند. راهنمای ESC/ERS تأکید میکند که بیماران پیچیده یا پرخطر باید در مراکز تخصصی و توسط تیم چندرشتهای مدیریت شوند. در نتیجه، بهترین درمان فشار خون ریوی یک «داروی خاص» نیست، بلکه انتخاب دقیق درمان بر اساس علت، همودینامیک، خطر و پاسخ بیمار است.
راهنمای 2022 ESC/ERS برای تشخیص و درمان فشار خون ریوی؛ جامعترین مرجع اروپایی برای تعریف همودینامیک، طبقهبندی پنجگانه، داروهای PAH، CTEPH و درمان فشار خون ریوی ناشی از بیماری قلب و ریه است.
Initial Use of Ambrisentan plus Tadalafil in Pulmonary Arterial Hypertension — AMBITION؛ این کارآزمایی شواهد مهمی درباره مزیت درمان اولیه ترکیبی با ERA و PDE5 inhibitor ارائه کرد.
Macitentan and Morbidity and Mortality in Pulmonary Arterial Hypertension — SERAPHIN؛ اثر macitentan بر کاهش رخدادهای بالینی و پیشرفت PAH را بررسی کرد.
Selexipag for the Treatment of Pulmonary Arterial Hypertension — GRIPHON؛ شواهد مربوط به کاهش خطر پیشرفت بیماری با selexipag را در جمعیت بزرگ PAH بررسی کرد.
Riociguat for the Treatment of Pulmonary Arterial Hypertension — PATENT-1؛ اثربخشی محرک sGC در PAH و تأثیر آن بر ظرفیت فعالیت و همودینامیک را بررسی کرد.
Riociguat for the Treatment of Chronic Thromboembolic Pulmonary Hypertension — CHEST-1؛ نقش riociguat را در CTEPH غیرقابل جراحی یا بیماری باقیمانده پس از جراحی بررسی کرد.
Phase 3 Trial of Sotatercept for Treatment of Pulmonary Arterial Hypertension — STELLAR؛ کارآزمایی محوری sotatercept بود که بهبود ظرفیت فعالیت و پیامدهای مهم بالینی را نشان داد.
WINREVAIR (sotatercept-csrk) Prescribing Information؛ اطلاعات رسمی درباره اندیکاسیون، دوز، فاصله تزریق، پایش هموگلوبین و پلاکت و هشدارهای ایمنی sotatercept را ارائه میکند.
Inhaled Treprostinil in Pulmonary Hypertension Due to Interstitial Lung Disease — INCREASE؛ اثر treprostinil استنشاقی را در فشار خون ریوی ناشی از بیماری بینابینی ریه بررسی کرد.
Ten Commandments of the 2022 ESC/ERS Guidelines؛ پیامهای اصلی راهنمای ESC/ERS درباره طبقهبندی، درمان ترکیبی، CTEPH و فشار خون ریوی ناشی از بیماری قلب یا ریه را بهصورت فشرده ارائه میکند.
Clinical Consensus Statement on Balloon Pulmonary Angioplasty for CTEPH؛ جایگاه BPA را در کنار جراحی و درمان دارویی برای CTEPH و اصول انتخاب و پیگیری بیماران توضیح میدهد.
Sotatercept for the Treatment of Pulmonary Arterial Hypertension؛ مطالعه اولیه توسعه sotatercept را بررسی کرد و نشان داد که این دارو علاوه بر درمانهای زمینهای میتواند PVR را کاهش دهد.