نیتراتها یا Nitrates گروهی از داروهای گشادکننده عروق هستند که بیش از همه برای کاهش سریع یا پیشگیری از درد آنژینی ناشی از کمبود خونرسانی عضله قلب استفاده میشوند. واژه Nitrate از ریشه شیمیایی مرتبط با ترکیبات نیتروژن و اکسیژن گرفته شده است، اما نیتراتهای دارویی قلبی عمدتاً Organic Nitrates (ترکیبات آلی آزادکننده پیام گشادکننده عروق) هستند. نیتروگلیسیرین، ایزوسورباید دینیترات و ایزوسورباید مونونیترات شناختهشدهترین اعضای این خانواده در پزشکی قلب هستند. نیتراتها به معنای واقعی «رگ قلب را باز میکنند»، ولی مهمترین اثر ضدآنژینی آنها اغلب از کاهش مقدار خونی ناشی میشود که باید در هر ضربان به قلب بازگردد و توسط قلب جابهجا شود. کاهش این بار باعث کمشدن کشش دیواره بطن و کاهش نیاز عضله قلب به اکسیژن میشود. بعضی فرآوردهها مانند نیتروگلیسیرین زیرزبانی برای اثر در چند دقیقه طراحی شدهاند، در حالی که فرآوردههای طولانیاثر برای پیشگیری از حملات در ساعات آینده استفاده میشوند. نیتراتها معمولاً پلاک چربی داخل عروق را از بین نمیبرند و بهتنهایی درمانی برای متوقفکردن روند آترواسکلروز محسوب نمیشوند. بنابراین جایگاه اصلی این گروه کنترل ایسکمی و علائم است و باید آن را از درمانهایی که هدفشان کاهش کلسترول، جلوگیری از لخته یا کاهش مرگ قلبی است جدا کرد.
کلمه نیترات در شیمی و تغذیه نیز استفاده میشود، اما هر مادهای که یون نیترات داشته باشد داروی ضدآنژین محسوب نمیشود. نیتراتهای معدنی موجود در بعضی سبزیجات و آب با ترکیبات آلی مانند نیتروگلیسیرین یا ایزوسورباید دینیترات از نظر ساختمان، مقدار مصرف و رفتار دارویی یکسان نیستند. Organic Nitrate (نیترات آلی) در اصطلاح قلب بیشتر به مولکولی گفته میشود که در بدن میتواند به مسیر تولید یا انتقال اثر Nitric Oxide (اکسید نیتریک، پیامرسان طبیعی شلکننده عروق) کمک کند. نیتروگلیسیرین با وجود نام تاریخی خود از نظر کاربرد پزشکی یک داروی قلبی بسیار شناختهشده است و نباید نام آن با کاربرد صنعتی ماده موجب سوءبرداشت شود. واژه Glyceryl Trinitrate یا GTN نیز نام دیگری برای نیتروگلیسیرین دارویی است که بهویژه در منابع اروپایی دیده میشود. ایزوسورباید دینیترات در ساختار خود دو گروه نیتراتی دارد و بخشی از متابولیسم آن به ترکیبات مونونیتراتی فعال منجر میشود. ایزوسورباید مونونیترات یکی از همین متابولیتهای فعال است و به دلیل جذب خوراکی قابل پیشبینیتر برای درمان طولانیمدت مناسب است. بنابراین مشابهبودن بخشی از نام شیمیایی این مواد به معنای یکسانبودن اثر تمام ترکیبات حاوی نیترات نیست.
آنژین زمانی رخ میدهد که عرضه اکسیژن به عضله قلب برای نیاز لحظهای آن کافی نباشد و Myocardial Ischaemia (کمبود خونرسانی و اکسیژن عضله قلب) ایجاد شود. شایعترین زمینه این وضعیت تنگی عروق کرونر بر اثر آترواسکلروز است، هرچند اسپاسم عروق و اختلال رگهای بسیار کوچک نیز میتوانند آنژین ایجاد کنند. هنگام فعالیت، هیجان یا افزایش کار قلب، ضربان و نیروی انقباض بیشتر میشود و در نتیجه مصرف اکسیژن قلب افزایش پیدا میکند. رگ کرونری سالم میتواند جریان خون را متناسب با این نیاز بیشتر کند، ولی رگ تنگشده ممکن است نتواند افزایش جریان لازم را فراهم سازد. حاصل این عدم تعادل میتواند فشار، سنگینی، سوزش یا درد قفسه سینه باشد که گاهی به بازو، فک، پشت یا قسمت بالای شکم انتشار پیدا میکند. نیتراتها به جای برداشتن فوری پلاک، شرایط فیزیولوژیک را طوری تغییر میدهند که قلب با اکسیژن کمتری بتواند کار خود را انجام دهد. همزمان گشادشدن بعضی عروق کرونر میتواند در شرایط مناسب به بهبود جریان خون بخشهای ایسکمیک کمک کند. به همین علت پاسخ درد به نیترات میتواند با ایسکمی سازگار باشد، ولی پاسخدادن درد به نیتروگلیسیرین بهتنهایی برای تشخیص قطعی بیماری کرونر کافی نیست.
نیتراتهای آلی پس از ورود به بدن در مسیرهای آنزیمی و سلولی به افزایش زیستفراهمی Nitric Oxide یا NO (اکسید نیتریک، پیامرسان گشادکننده عروق) کمک میکنند. اکسید نیتریک در سلول عضله صاف عروق آنزیمی به نام Soluble Guanylate Cyclase یا sGC (گوانیلات سیکلاز محلول) را فعال میکند. این آنزیم مقدار Cyclic Guanosine Monophosphate یا cGMP (پیامرسان درونسلولی مسئول شلشدن عضله صاف) را افزایش میدهد. افزایش cGMP باعث کاهش فعالیت دستگاه انقباضی سلول عضله صاف و در نتیجه شلشدن دیواره رگ میشود. وریدها در مقدارهای معمول نیترات حساسیت زیادی به این اثر دارند و به همین دلیل اتساع وریدی بخش عمده پاسخ درمانی را تشکیل میدهد. در مقدارهای بالاتر یا شرایط خاص، شریانها و عروق کرونر نیز بیشتر گشاد میشوند و مقاومت عروقی کاهش پیدا میکند. همین مسیر cGMP علت اصلی خطر ترکیب نیترات با بعضی داروهای اختلال نعوظ است، زیرا آن داروها از تجزیه همین پیامرسان جلوگیری میکنند. بنابراین هم اثر مفید نیترات و هم یکی از خطرناکترین تداخلهای آن مستقیماً از یک مسیر مولکولی مشترک سرچشمه میگیرند.
Preload (بار پیشبار، میزان کشش بطن پیش از انقباض) تا حد زیادی به مقدار خونی بستگی دارد که از وریدها به قلب برمیگردد و بطن را پیش از ضربان بعدی پر میکند. نیتراتها وریدها را گشاد میکنند و بخشی از حجم خون بهطور موقت در شبکه وریدی محیطی ذخیره میشود. در نتیجه بازگشت وریدی به قلب کمتر میشود و فشار و حجم پایان دیاستولی بطن کاهش پیدا میکند. کاهش اندازه و فشار بطن باعث کمشدن Wall Stress (تنش دیواره قلب) میشود و عضله برای هر ضربان انرژی و اکسیژن کمتری نیاز دارد. این مکانیسم بهویژه در بیماری کرونر ارزشمند است، زیرا به جای مجبورکردن رگ تنگشده به انتقال خون بسیار بیشتر، نیاز خود قلب را کاهش میدهد. کاهش فشار پرشدن بطن چپ همچنین میتواند در بعضی بیماران دارای احتقان ریوی احساس تنگی نفس را کاهش دهد. همین کاهش Preload توضیح میدهد چرا نیترات در بیمارانی که به پرشدن کافی بطن وابستهاند میتواند افت فشار قابل توجه ایجاد کند. بنابراین گشادشدن وریدی هم مهمترین مزیت ضدآنژینی نیترات و هم پایه بخشی از موارد احتیاط این گروه است.
نیتراتها علاوه بر وریدها میتوانند شریانهای بزرگ و در مقدارهای مناسب عروق مقاومتی را نیز گشاد کنند و به این ترتیب Afterload (بار پسبار، مقاومتی که بطن هنگام بیرونراندن خون با آن روبهرو است) را کاهش دهند. کاهش پسبار باعث میشود قلب با نیروی کمتری خون را به گردش عمومی بفرستد و مصرف اکسیژن عضله کاهش یابد. عروق کرونر بزرگ نیز نسبت به اکسید نیتریک پاسخ میدهند و نیترات میتواند بخشهای دچار انقباض یا اسپاسم را گشاد کند. این ویژگی در Vasospastic Angina (آنژین ناشی از اسپاسم گذرای عروق کرونر) از نظر علامتی اهمیت ویژه دارد. در آترواسکلروز ثابت، گشادکردن شریان بهتنهایی نمیتواند یک پلاک سخت و تنگی شدید را ناپدید کند، بنابراین بخش بزرگی از فایده همچنان از کاهش نیاز اکسیژن حاصل میشود. نیتراتها همچنین میتوانند فشار داخل بطن را کم کنند و از این راه اختلاف فشار لازم برای خونرسانی لایههای داخلی دیواره قلب را بهتر سازند. پاسخ عروق به نیترات به مقدار دارو، وضعیت فشار خون، حجم داخل عروقی و بیماریهای همراه بستگی دارد. بنابراین جمله ساده «نیترات رگ قلب را باز میکند» درست ولی ناقص است، زیرا کاهش بار کاری قلب بخش بسیار مهمتری از داستان درمانی را تشکیل میدهد.
نیتراتهای قلبی در شکلهای زیرزبانی، اسپری دهانی، قرص خوراکی، قرص آهستهرهش، چسب پوستی، پماد پوستی و انفوزیون وریدی وجود دارند و هر شکل برای هدف زمانی متفاوتی طراحی شده است. نیتروگلیسیرین زیرزبانی و اسپری سریعالاثر برای قطع حمله آنژین یا پیشگیری کوتاهمدت پیش از فعالیت شناخته شدهاند. چسب و پماد نیتروگلیسیرین اثر آهستهتر و طولانیتری ایجاد میکنند و برای حمله ناگهانی مناسب نیستند. ایزوسورباید دینیترات در شکل خوراکی کوتاهاثر یا ترکیبات طولانیتر برای پیشگیری از علائم استفاده میشود. ایزوسورباید مونونیترات بیشتر بهصورت خوراکی فوری یا آهستهرهش برای پوشش چندساعته علائم تجویز میشود. نیتروگلیسیرین وریدی در محیط بیمارستان برای درد ایسکمیک پایدار، فشار خون بالا همراه سندرم کرونری حاد یا ادم ریوی در بیمار مناسب قابل استفاده است. تفاوت سرعت شروع اثر سبب میشود بیمار نتواند یک قرص طولانیاثر را جایگزین قرص زیرزبانی در هنگام درد ناگهانی کند. شناخت دقیق نام و شکل فرآورده بنابراین بخشی از ایمنی درمان است و عبارت «من قرص نیترات میخورم» برای تصمیمگیری بالینی اطلاعات کافی نمیدهد.
نیتروگلیسیرین زیرزبانی برای Acute Relief (تسکین سریع) حمله آنژین ناشی از بیماری کرونر طراحی شده است و راهنماهای بیماری کرونر مزمن استفاده آن را برای تسکین کوتاهمدت علائم توصیه میکنند. قرارگرفتن دارو زیر زبان سبب جذب مستقیم از مخاط دهان میشود و بخش بزرگی از عبور اولیه از کبد را دور میزند. این ویژگی باعث میشود اثر آن بسیار سریعتر از قرص خوراکی بلعیدنی شروع شود. بیمار باید هنگام مصرف در حالت نشسته یا استراحت باشد، زیرا گشادشدن سریع عروق ممکن است باعث سرگیجه یا افت فشار شود. قرص نباید مانند یک قرص معمولی فوراً بلعیده شود، زیرا هدف جذب از مخاط زیر زبان است. اگر درد جدید، شدیدتر از معمول، طولانیتر از الگوی قبلی یا همراه تنگی نفس شدید و تعریق باشد، نباید پاسخ احتمالی به نیترات موجب تأخیر در ارزیابی سندرم کرونری حاد شود. نیتروگلیسیرین زیرزبانی درمان دائمی انسداد رگ نیست و اثر آن بر حمله درد کوتاهمدت است. وجود این دارو در جیب بیمار پرخطر مفید است، ولی آموزش نحوه استفاده به اندازه خود نسخه اهمیت دارد.
برچسب رسمی نیتروگلیسیرین زیرزبانی اجازه میدهد یک قرص زیر زبان یا در فضای دهانی قرار گیرد و در صورت نیاز مصرف طبق فاصلههای تعیینشده نسخه تکرار شود. فرآوردههای رایج قرصی قدرتهای ۰٫۳، ۰٫۴ و ۰٫۶ میلیگرم دارند و در بسیاری از رژیمها حداکثر سه دوز طی پانزده دقیقه توصیه میشود. فاصله معمول میان دوزهای تکراری پنج دقیقه است، ولی بیمار باید دقیقاً دستور فرآوردهای را که برای او نسخه شده دنبال کند. این اعداد «محدوده طبیعی، مرزی یا خطرناک بدن» نیستند، بلکه دستور درمانی یک دارو هستند و مصرف بیش از مقدار توصیهشده میتواند مسمومیت و افت فشار ایجاد کند. اگر پس از دوزهای توصیهشده درد ادامه دارد یا درد با الگوی معمول بیمار فرق کرده است، ارزیابی فوری پزشکی لازم است. در فردی که درد احتمال سکته قلبی دارد، تماس با اورژانس نباید تا پایان یک دوره طولانی خوددرمانی به تعویق بیفتد. مصرف دارو در حالت نشسته احتمال زمینخوردن در صورت افت ناگهانی فشار را کاهش میدهد. بیمار باید از قبل بداند در منطقه زندگی خود چه زمانی با اورژانس تماس بگیرد تا هنگام درد شدید مجبور به تصمیمگیری بدون برنامه نباشد.
نیتروگلیسیرین کوتاهاثر فقط برای زمانی که درد شروع شده نیست و میتواند پیش از فعالیتی که معمولاً آنژین ایجاد میکند نیز استفاده شود. برچسب رسمی مصرف زیرزبانی را حدود پنج تا ده دقیقه پیش از فعالیت تحریککننده حمله مجاز میداند. این زمان یک برنامه دارویی است و مانند فشار خون یا ضربان قلب دارای محدوده «طبیعی، مرزی و خطرناک» فیزیولوژیک نیست. بیماری که میداند بالا رفتن از سربالایی، فعالیت بدنی مشخص یا موقعیت خاصی تقریباً همیشه درد ایجاد میکند میتواند بر اساس برنامه پزشک از این راهبرد استفاده کند. پیشگیری کوتاهمدت میتواند ظرفیت انجام فعالیت را بالا ببرد و نیاز به توقف ناگهانی در میانه فعالیت را کم کند. با این حال افزایش تدریجی نیاز به نیترات پیش از فعالیت ممکن است نشانه بدترشدن کنترل آنژین باشد و باید بررسی شود. مصرف پیشگیرانه نباید به بیمار اجازه دهد علامت جدید یا بهوضوح شدیدتر را بدون ارزیابی پزشکی نادیده بگیرد. هدف این راهبرد قابل پیشبینیتر کردن فعالیت روزمره است و نه پوشاندن پیشرفت احتمالی بیماری کرونر.
اسپری نیتروگلیسیرین نیز از مخاط دهان جذب میشود و مانند قرص زیرزبانی برای اثر سریع طراحی شده است. مزیت عملی اسپری این است که بیمار برای حلشدن قرص به مقدار مناسب بزاق وابسته نیست و استفاده آن برای بعضی افراد سادهتر است. خشکی شدید دهان میتواند حلشدن قرص زیرزبانی را کند کند و برچسبهای رسمی حتی به اهمیت رطوبت مخاط برای جذب مناسب اشاره میکنند. قرص و اسپری هر دو در راهنمای بیماری کرونر مزمن برای تسکین فوری کوتاهمدت آنژین پذیرفته شدهاند. مقدار هر پاف یا قرص به محصول بستگی دارد و نباید تعداد مصرف یک برند به برند دیگری بدون بررسی منتقل شود. قدرت دارویی نیز یک پارامتر نسخهای است و تقسیمبندی «طبیعی، مرزی و خطرناک» برای آن معنا ندارد، زیرا هر مقدار خارج از دستور باید از نظر احتمال مصرف بیش از حد ارزیابی شود. بیمار باید پیش از وقوع حمله روش استفاده دستگاه اسپری را یاد گرفته باشد و برای نخستین بار هنگام درد شدید با آن آشنا نشود. انتخاب قرص یا اسپری بیشتر به دسترسی، ترجیح بیمار، توان استفاده و ویژگی فرآورده بستگی دارد و تفاوت اصلی هر دو با نیتراتهای طولانیاثر سرعت اثر آنها است.
چسب Transdermal Nitroglycerin (نیتروگلیسیرین عبوری از پوست) دارو را بهتدریج وارد خون میکند و برای پیشگیری از آنژین طراحی شده است، نه برای متوقفکردن حملهای که همین لحظه شروع شده است. فرآوردههای مختلف سرعت آزادسازی متفاوتی دارند و نسخه بر اساس مقدار داروی تحویلی در واحد زمان تنظیم میشود. برچسبهای رسمی نشان میدهند که پوشیدن مداوم چسب در تمام شبانهروز میتواند ظرف مدت کوتاهی تحمل دارویی ایجاد کند و اثر ضدآنژینی را کاهش دهد. یکی از برنامههای رایج شامل دوره استفاده حدود دوازده تا چهارده ساعت و سپس دوره بدون چسب حدود ده تا دوازده ساعت است. این زمانها برنامه پیشگیری از تحمل هستند و مفهوم محدوده طبیعی، مرزی یا خطرناک فیزیولوژیک برای آنها وجود ندارد، ولی کوتاهکردن بیدلیل فاصله بدون نیترات میتواند اثربخشی طولانیمدت را کاهش دهد. محل چسب باید طبق دستور محصول روی پوست سالم انتخاب و تعویض شود و چسب قدیمی پیش از قرار دادن چسب جدید برداشته شود. گرما و بعضی شرایط پوستی میتوانند بر جذب فرآوردههای پوستی اثر بگذارند و دستور محصول باید رعایت شود. بیمار باید همچنان یک داروی سریعالاثر مناسب برای حمله ناگهانی داشته باشد، زیرا چسب نقش داروی نجاتبخش را ایفا نمیکند.
پماد نیتروگلیسیرین شکل دیگری از رساندن تدریجی دارو از پوست است و مقدار جذب آن به میزان دارو و سطح پوستی که دارو روی آن پخش میشود وابسته است. کارآزماییهای قدیمی نشان دادهاند که یک نوبت پماد میتواند برای چند ساعت اثر ضدآنژینی قابل اندازهگیری ایجاد کند. پماد برخلاف قرص زیرزبانی برای تسکین فوری حمله ناگهانی طراحی نشده و نقش اصلی آن پیشگیری است. برنامه مصرف باید شامل یک فاصله روزانه بدون نیترات باشد، زیرا تماس مداوم با دارو میتواند تحمل ایجاد کند. برچسب رسمی برای بعضی فرآوردهها مقدار پماد را با طول نوار خارجشده از تیوب مشخص میکند و این روش باید دقیقاً با ابزار همراه محصول انجام شود. مقدارهایی مانند میلیگرم یا طول نوار دارو دستور نسخهای هستند و «طبیعی، مرزی یا خطرناک» بودن در مورد آنها تعریف عمومی ندارد، ولی مصرف بیشتر از دستور احتمال افت فشار و عوارض را افزایش میدهد. تماس تصادفی پماد با پوست فرد دیگری نیز میتواند باعث جذب دارو شود و هنگام استفاده باید دستور تماس و شستوشو رعایت شود. امروزه شکلهای خوراکی و چسب در بسیاری از بیماران کاربرد عملیتری دارند، ولی پماد همچنان یکی از شکلهای معتبر دارورسانی نیترات است.
ایزوسورباید دینیترات Isosorbide Dinitrate یا ISDN یک نیترات خوراکی است که برای پیشگیری از حملات آنژین و در بعضی رژیمهای نارسایی قلبی استفاده میشود. این دارو پس از جذب در کبد متابولیزه میشود و برخی متابولیتهای آن خود دارای فعالیت گشادکنندگی عروق هستند. برچسب فرآورده فوری، دوزهای آغازین و نگهدارنده متفاوتی ارائه میکند، ولی انتخاب واقعی مقدار باید بر اساس پاسخ، فشار خون و تحمل بیمار انجام شود. یکی از ویژگیهای مهم ISDN نیاز به طراحی زمانبندی نامتقارن یا فاصله روزانه بدون نیترات برای کاهش تحمل است. اطلاعات رسمی برای فرآورده فوری فاصله نسبتاً طولانی بدون دارو را مطرح میکند و مصرف یکنواخت در تمام ساعات شبانهروز میتواند اثر درمان را تضعیف کند. اعداد دوز در میلیگرم دستور درمانی هستند و فاقد طبقهبندی عمومی طبیعی، مرزی و خطرناک هستند، زیرا خطر به وزن، بیماری، فشار و مصرف همزمان داروهای دیگر وابسته است. ISDN برای حمله حاد در شکل قرص خوراکی بلعیدنی به اندازه نیتروگلیسیرین زیرزبانی سریع و قابل اتکا نیست. این دارو همچنین جزء نیتراتی ترکیب هیدرالازین و ایزوسورباید دینیترات در برخی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی با کسر جهشی کاهشیافته است.
ایزوسورباید مونونیترات Isosorbide Mononitrate یا ISMN متابولیتی فعال از مسیر ایزوسورباید دینیترات است که بهعنوان داروی مستقل برای پیشگیری از آنژین استفاده میشود. این دارو نسبت به ISDN کمتر تحت تأثیر متابولیسم عبور اول کبد قرار میگیرد و زیستفراهمی خوراکی قابل پیشبینیتری دارد. فرآورده فوری میتواند با زمانبندی نامتقارن مصرف شود تا بخشی از شبانهروز غلظت دارو پایین بماند و تحمل کمتر شود. فرآورده آهستهرهش معمولاً برای مصرف صبحگاهی طراحی میشود تا پوشش علائم روزانه فراهم کند و در بخش دیگری از شبانهروز تماس نیتراتی کاهش یابد. قرص Extended Release (رهش طولانی) باید طبق دستور محصول بلعیده شود و خردکردن یا جویدن آن میتواند الگوی آزادسازی را تغییر دهد. مقدارهای تجویزشده بر حسب میلیگرم به فرآورده و پاسخ بیمار بستگی دارند و مانند یک آزمایش بدن دارای محدوده طبیعی، مرزی یا خطرناک ثابت نیستند. ISMN برای درمان حمله ناگهانی درد انتخاب مناسبی نیست، زیرا شروع اثر آن برای نقش نجاتبخش به اندازه نیتروگلیسیرین زیرزبانی سریع نیست. مزیت اصلی آن ایجاد برنامه پیشگیرانه سادهتر و نسبتاً قابل پیشبینی برای بیمار مبتلا به آنژین مزمن است.
نیتروگلیسیرین پس از ورود به خون بسیار سریع پاک و متابولیزه میشود و نیمهعمر پلاسمایی آن کوتاه است، به همین دلیل شکل زیرزبانی برای اثر سریع مناسب است. در مقابل، ایزوسورباید دینیترات و متابولیتهای فعال آن مدت طولانیتری در بدن باقی میمانند و برای درمان پیشگیرانه مناسبتر هستند. ایزوسورباید مونونیترات به دلیل رفتار خوراکی قابل پیشبینیتر و حذف آهستهتر میتواند به شکل فوری یا آهستهرهش استفاده شود. First-pass Metabolism (متابولیسم عبور اول کبد) یکی از دلایلی است که بلع نیتروگلیسیرین برای حمله حاد به اندازه مسیر زیرزبانی مؤثر و سریع نیست. راه پوستی نیز ورود تدریجی نیتروگلیسیرین را ممکن میکند و به همین دلیل اثر چسب با قرص زیرزبانی از نظر زمان کاملاً متفاوت است. نیمهعمر و سرعت آزادسازی دارو پارامترهای داروشناسی هستند و محدوده طبیعی، مرزی یا خطرناک انسانی ندارند، بلکه برای طراحی رژیم مصرف استفاده میشوند. انتخاب شکل دارو باید با زمانی هماهنگ باشد که بیمار به اثر نیاز دارد و نه صرفاً با نام ماده فعال. این تفاوت فارماکوکینتیک دلیل علمی آن است که یک بیمار ممکن است همزمان یک نیترات طولانیاثر برای پیشگیری و نیتروگلیسیرین کوتاهاثر برای حمله داشته باشد.
راهنمای بیماری کرونر مزمن آمریکا استفاده از بتابلوکر، مسدودکننده کانال کلسیم یا نیترات طولانیاثر را برای کاهش آنژین یا معادل آنژین در بیمار مناسب توصیه میکند. اگر بیمار با درمان اولیه همچنان علامتدار باشد، افزودن داروی ضدآنژین از یک گروه متفاوت میتواند برای کنترل بهتر علائم انجام شود. همین راهنما نیتروگلیسیرین زیرزبانی یا اسپری را برای تسکین فوری کوتاهمدت آنژین توصیه میکند. راهنمای اروپایی سال دو هزار و بیستوچهار نیز نیتراتهای کوتاهاثر را در کنترل حمله و نیتراتهای طولانیاثر را در درمان انتخابی یا افزوده به رسمیت میشناسد. انتخاب دارو در رویکرد جدید باید بر اساس فشار خون، ضربان قلب، نارسایی قلبی، بیماریهای همراه و تداخلهای دارویی شخصیسازی شود. بیمار دارای فشار پایین ممکن است نیترات طولانیاثر را کمتر تحمل کند و داروی ضدآنژین با اثر همودینامیک کمتر برای او مناسبتر باشد. برعکس، بیماری که فشار کافی و علائم قابل پیشبینی دارد ممکن است از کاهش Preload ناشی از نیترات سود زیادی ببرد. بنابراین نیتراتها هنوز درمان استاندارد مهم آنژین هستند، ولی امروزه انتخاب آنها بخشی از یک راهبرد فردمحور است و نه نسخه ثابت برای همه بیماران.
در بسیاری از بیماران یک داروی ضدآنژین برای کنترل کامل علائم کافی نیست و ترکیب دو مکانیسم مکمل میتواند اثر بیشتری ایجاد کند. بتابلوکرها ضربان و قدرت انقباض را کم میکنند، در حالی که نیتراتها بیشتر بازگشت وریدی و بار دیواره قلب را کاهش میدهند. این تفاوت میتواند ترکیب دو دارو را از نظر فیزیولوژیک منطقی کند و بتابلوکر حتی ممکن است بخشی از تاکیکاردی بازتابی ناشی از گشادشدن عروق را محدود کند. مسدودکنندههای کانال کلسیم نیز بسته به نوع خود میتوانند فشار، ضربان یا اسپاسم عروق را کاهش دهند و در کنار نیترات استفاده شوند. با افزایش تعداد داروهای گشادکننده عروق احتمال افت فشار، سرگیجه و زمینخوردن نیز بیشتر میشود و تحمل بیمار باید ارزیابی شود. انتخاب ترکیب باید با Hemodynamic Profile (الگوی فشار، ضربان و عملکرد گردش خون بیمار) هماهنگ باشد. افزودن دارو بدون بررسی علت ادامه درد ممکن است باعث چنددارویی شود بدون آنکه انسداد شدید یا نوع دیگری از آنژین شناسایی شود. بنابراین درمان ترکیبی زمانی منطقی است که پاسخ علامتی، فشار خون، ضربان و عوارض پس از هر تغییر دوباره سنجیده شوند.
Nitrate Tolerance (تحمل نیتراتی) به حالتی گفته میشود که پس از تماس مداوم بدن با نیترات، همان مقدار دارو اثر همودینامیک و ضدآنژینی کمتری ایجاد میکند. این پدیده میتواند ظرف مدت نسبتاً کوتاهی در مصرف پیوسته فرآوردههای طولانیاثر ایجاد شود و یکی از ویژگیهای مهم این خانواده است. سازوکار تحمل پیچیده است و تغییر در زیستفراهمی اکسید نیتریک، استرس اکسیداتیو، پاسخهای جبرانی عصبیهورمونی و تغییر حساسیت عروق در آن نقش دارند. افزایش مداوم مقدار دارو راهحل مناسبی برای این مشکل نیست، زیرا مطالعات چسب نیتروگلیسیرین نشان دادهاند بالا بردن دوز پس از ایجاد تحمل الزاماً اثربخشی را بازنمیگرداند. تحمل با وابستگی روانی یا اعتیاد به معنای رایج یکی نیست و یک سازگاری فیزیولوژیک به تماس مداوم دارویی محسوب میشود. بیمار ممکن است تصور کند کاهش سردرد نشانه سازگاری مطلوب است، در حالی که در بعضی افراد کاهش سایر اثرهای عروقی نیز همزمان رخ میدهد. برنامه زمانی درست مصرف از افزایش بیبرنامه مقدار دارو برای حفظ اثربخشی مهمتر است. همین پدیده دلیل اصلی طراحی فاصله روزانه بدون نیترات در بسیاری از رژیمهای طولانیاثر است.
Nitrate-free Interval (فاصله روزانه با تماس بسیار کم یا بدون نیترات) راهبرد اصلی برای کاهش احتمال ایجاد تحمل به درمان طولانیاثر است. برای چسب نیتروگلیسیرین، دادههای رسمی نشان میدهند فاصله بدون چسب حدود ده تا دوازده ساعت در بسیاری از رژیمها برای حفظ پاسخ مؤثر بوده است. برای ایزوسورباید دینیترات فوری، فاصله بدون نیترات معمولاً طولانیتر طراحی میشود و برچسب رسمی فاصلهای دستکم حدود چهارده ساعت را مطرح میکند. این زمانها برنامه دارویی هستند و نه شاخص زیستی، بنابراین واژههای طبیعی، مرزی و خطرناک درباره آنها مانند فشار خون معنا ندارد. مشکل بالقوه این است که بعضی بیماران در پایان فاصله بدون دارو افزایش علائم یا کاهش تحمل فعالیت را تجربه میکنند که Rebound (بازگشت یا تشدید گذرای اثر بیماری هنگام افت سطح دارو) نامیده میشود. مطالعات درمان متناوب چسب نشان دادهاند که با طراحی مناسب میتوان اثر ضدآنژینی را حفظ کرد، هرچند پدیده بازگشت در همه پژوهشها به یک اندازه مشاهده نشده است. زمان فاصله باید تا حد امکان با ساعاتی هماهنگ شود که بیمار کمترین احتمال آنژین را دارد و برنامه خودسرانه برای همه مناسب نیست. اگر بیمار در دوره بدون نیترات بهطور منظم دچار درد میشود، باید برنامه درمان و احتمال نیاز به داروی مکمل بازبینی شود.
سردرد یکی از شایعترین عوارض نیتراتها است و مستقیماً با اثر گشادکنندگی عروق ارتباط دارد. گشادشدن عروق مغزی و تغییر تون عروقی میتواند در ساعات ابتدایی مصرف یا پس از افزایش مقدار دارو سردرد ضرباندار ایجاد کند. گرگرفتگی صورت، احساس گرمی، سبکی سر و گاهی تهوع نیز میتوانند از همان پاسخ عروقی ناشی شوند. برچسب نیتروگلیسیرین نشان میدهد سردرد میتواند وابسته به مقدار دارو باشد و در بعضی بیماران با ادامه درمان شدت آن کاهش پیدا کند. کاهش سردرد نباید بیمار را به افزایش خودسرانه مقدار دارو وادار کند، زیرا تحمل عروقی و خطر افت فشار همچنان مطرح هستند. سردرد معمول نیتراتی اغلب پس از شروع دارو یا هر دوز مشخص قابل پیشبینی است، ولی سردرد ناگهانی بسیار شدید یا همراه علائم عصبی باید جداگانه بررسی شود. استفاده بیبرنامه از مسکنهای ضدالتهاب نیز در بیمار قلبی مناسب نیست و انتخاب مسکن باید با بیماریهای همراه و داروهای دیگر هماهنگ شود. هدف مدیریت عارضه این است که درمان مؤثر حفظ شود بدون آنکه بیمار به دلیل سردرد شدید کیفیت زندگی نامناسبی پیدا کند.
نیتراتها میتوانند حتی در مقدار درمانی باعث افت فشار شوند، زیرا ظرفیت وریدی را افزایش و بازگشت خون به قلب را کاهش میدهند. بر اساس طبقهبندی فشار خون آمریکا در سال دو هزار و بیستوپنج، فشار کمتر از صدوبیست روی هشتاد میلیمتر جیوه طبیعی، فشار سیستولی صدوبیست تا صدوبیستونه با دیاستولی کمتر از هشتاد افزایشیافته، صدوسی تا صدوسیونه یا هشتاد تا هشتادونه مرحله یک و صدچهل روی نود یا بیشتر مرحله دو محسوب میشود. فشار بیش از صدوهشتاد سیستولی یا صدوبیست دیاستولی در محدوده فشار بسیار شدید قرار میگیرد و وجود آسیب حاد اندام آن را به وضعیت اورژانسی تبدیل میکند. برای «فشار پایین» یک آستانه جهانی کاملاً یکسان وجود ندارد، ولی فشار سیستولی زیر نود میلیمتر جیوه همراه سرگیجه، غش، سردی اندام یا نشانههای کاهش خونرسانی از نظر بالینی مهم و بالقوه خطرناک است. راهنمای سندرم کرونری حاد استفاده از نیتروگلیسیرین را برای درد قلبی در بیمار همودینامیک پایدار با فشار سیستولی دستکم نود میلیمتر جیوه مطرح میکند. افت فشار نیتراتی میتواند با تهوع، عرق سرد، رنگپریدگی، ضعف و سنکوپ همراه شود و خطر زمینخوردن را بالا ببرد. کمآبی، مصرف مدر، خونریزی یا مصرف همزمان داروهای کاهنده فشار میتواند حساسیت به نیترات را افزایش دهد. بنابراین اندازهگیری فشار باید در کنار علائم تفسیر شود و عدد پایین بدون علامت با افت فشار همراه کاهش خونرسانی یک وضعیت واحد نیست.
گشادشدن سریع عروق و کاهش فشار میتواند سیستم عصبی سمپاتیک را بهطور بازتابی فعال کند و در بعضی افراد ضربان قلب افزایش یابد. به این پاسخ Reflex Tachycardia (تاکیکاردی بازتابی ناشی از افت فشار و فعالشدن سیستم جبرانی) گفته میشود. ضربان استراحت حدود شصت تا صد ضربه در دقیقه در بیشتر بزرگسالان محدوده متعارف است و محدوده پنجاه تا پنجاهونه یا صد و یک تا حدود صدوبیست در دقیقه میتواند بسته به سن، دارو، آمادگی جسمانی و علائم در ناحیه مرزی قرار گیرد. ضربان پایدار کمتر از چهل یا تاکیکاردی بسیار سریع همراه افت فشار، درد قفسه سینه، غش یا کاهش هوشیاری خطرناک است و باید فوری بررسی شود. نیترات در بعضی موارد افت فشار شدیدی ایجاد میکند که به جای تاکیکاردی، Paradoxical Bradycardia (کندشدن غیرمنتظره ضربان) ایجاد میشود. افزایش واضح ضربان میتواند بخشی از کاهش نیاز اکسیژن ناشی از نیترات را خنثی کند و به همین علت ترکیب با بتابلوکر در برخی بیماران منطقی است. بیمار نباید هر احساس تپش پس از مصرف را بیاهمیت بداند، بهخصوص اگر همراه ضعف، درد یا نزدیکشدن به غش باشد. بررسی نبض، فشار و نوار قلب در علائم شدید مشخص میکند مشکل یک پاسخ بازتابی ساده است یا آریتمی مستقلی وجود دارد.
ترکیب نیترات با Phosphodiesterase Type 5 Inhibitors یا PDE5 Inhibitors (داروهای مهارکننده آنزیم تجزیهکننده cGMP که برای اختلال نعوظ و بعضی بیماریهای دیگر استفاده میشوند) میتواند افت فشار شدید و تهدیدکننده زندگی ایجاد کند. سیلدنافیل، تادالافیل، واردنافیل و آوانافیل از اعضای این خانواده هستند و بیمار باید مصرف آنها را حتی اگر فقط گهگاه باشد به پزشک قلب اطلاع دهد. نیترات مقدار cGMP را افزایش میدهد و داروی PDE5 مانع تجزیه همان پیامرسان میشود، بنابراین ترکیب دو اثر میتواند گشادشدن عروق را به شکل غیرقابل پیشبینی تشدید کند. راهنمای بیماری کرونر آمریکا توصیه میکند پس از سیلدنافیل یا واردنافیل دستکم بیستوچهار ساعت از نیتروگلیسیرین اجتناب شود. برای تادالافیل به علت طولانیتر بودن اثر، فاصله دستکم چهلوهشت ساعت ذکر شده است. این زمانها حداقل فاصله دارویی در راهنما هستند و «طبیعی، مرزی یا خطرناک» فیزیولوژیک محسوب نمیشوند، زیرا در بیماری کلیوی، مصرف دوز زیاد یا شرایط خاص ممکن است اثر دارو طولانیتر باشد. بیمار مبتلا به آنژین که از داروی اختلال نعوظ استفاده کرده و سپس دچار درد قفسه سینه میشود باید این موضوع را بدون خجالت به تیم اورژانس بگوید تا نیترات اشتباهاً تجویز نشود. این تداخل یکی از معدود مواردی است که پنهانکردن یک داروی شخصی میتواند مستقیماً تصمیم اورژانسی قلب را خطرناک کند.
Riociguat (ریوسیگوات، تحریککننده مستقیم گوانیلات سیکلاز محلول برای بعضی انواع فشار خون ریوی) نباید همزمان با نیترات استفاده شود، زیرا هر دو مسیر cGMP را تقویت و احتمال افت فشار شدید را افزایش میدهند. برچسب رسمی نیتروگلیسیرین این ترکیب را در موارد منع مصرف قرار میدهد. الکل نیز میتواند رگها را گشاد کند و در بعضی بیماران سرگیجه و افت فشار ناشی از نیترات را تشدید کند. داروهای فشار خون، مدرها و دیگر گشادکنندههای عروقی الزاماً همگی با نیترات ممنوع نیستند، ولی اثر مجموع آنها باید در نسخه لحاظ شود. بیمار سالمند یا فردی که به علت اسهال، استفراغ یا مصرف مدر دچار کاهش حجم شده است ممکن است نسبت به مقدار معمول نیترات حساستر باشد. دیهیدروارگوتامین و ترکیبات ارگوت نیز با نیتروگلیسیرین تعامل دارویی دارند و میتوانند از نظر عروقی مشکل ایجاد کنند. فهرست داروهای بدون نسخه، مکملها و داروهای مربوط به اختلال نعوظ باید هنگام ارزیابی نیترات همان اندازه جدی گرفته شود که داروهای قلبی نسخهای گرفته میشوند. ایمنی این گروه بیش از آنکه به یک «دوز استاندارد برای همه» وابسته باشد به شناخت اثر مجموع تمام داروهایی بستگی دارد که فشار و تون عروقی را تغییر میدهند.
در Acute Coronary Syndrome یا ACS (سندرم کرونری حاد شامل حمله قلبی و آنژین ناپایدار)، نیترات میتواند برای کاهش درد ایسکمیک در بیمار همودینامیک پایدار استفاده شود، ولی درمان نجاتدهنده اصلی بیماری محسوب نمیشود. راهنمای آمریکا در سال دو هزار و بیستوپنج نیتروگلیسیرین زیرزبانی را در بیمار مناسب برای تسکین درد قلبی مطرح میکند و فشار سیستولی دستکم نود میلیمتر جیوه را شرط مهم پایداری میداند. اگر درد باوجود نیترات خوراکی سریعالاثر ادامه داشته باشد یا بیمار همراه ACS فشار خون بالا یا ادم ریوی داشته باشد، نیتروگلیسیرین وریدی میتواند در بیمارستان در نظر گرفته شود. انفوزیون وریدی از مقدار کم آغاز و بر اساس درد، فشار و تحمل همودینامیک تنظیم میشود. اعداد سرعت انفوزیون مقادیر درمانی هستند و محدوده طبیعی، مرزی یا خطرناک زیستی ندارند، زیرا پاسخ بیمار تعیینکننده تنظیم است. نیترات نباید آغاز درمانهای اثباتشده مانند بازکردن سریع رگ، درمان ضدپلاکتی و ضدانعقادی مناسب را به تأخیر بیندازد. برطرفشدن درد پس از نیتروگلیسیرین نیز حمله قلبی را رد نمیکند و بیمار همچنان به نوار قلب و نشانگرهای قلبی نیاز دارد. بنابراین در ACS نقش نیترات عمدتاً کنترل علائم و بعضی مشکلات همودینامیک است و نه جایگزینی درمان علت اصلی انسداد کرونر.
مطالعات قدیمی کوچک این احتمال را مطرح کرده بودند که استفاده روتین نیترات پس از سکته قلبی شاید مرگومیر را کاهش دهد، ولی کارآزماییهای بزرگتر نتیجه قانعکنندهای برای این فرضیه نشان ندادند. مطالعه GISSI-3 بیش از نوزده هزار بیمار مبتلا به سکته قلبی حاد را بررسی کرد و تجویز سیستماتیک نیتروگلیسیرین را با مراقبت معمول مقایسه نمود. در این مطالعه نیتروگلیسیرین بهتنهایی کاهش مستقل و معنیدار پیامد اصلی مرگ را ثابت نکرد. مطالعه ISIS-4 نیز دهها هزار بیمار را بررسی کرد و ایزوسورباید مونونیترات خوراکی کاهش معنیدار مرگ کوتاهمدت ایجاد نکرد. تعداد بیماران این مطالعات یک ویژگی طراحی پژوهش است و مفاهیم طبیعی، مرزی یا خطرناک فیزیولوژیک برای آن وجود ندارد. این نتایج توضیح میدهند چرا نیترات در راهنماهای جدید بیشتر داروی کنترل درد و همودینامیک است و نه داروی روتین افزایشدهنده بقا پس از هر سکته قلبی. نبود کاهش مرگ به معنی بیاثر بودن نیترات نیست، زیرا تسکین سریع آنژین و کاهش فشار پرشدن قلب همچنان فواید بالینی مهمی هستند. نتیجه علمی صحیح این است که نیترات برای هدف علامتی و بعضی وضعیتهای همودینامیک ارزشمند است، ولی نباید فایده آن در کاهش درد را به کاهش قطعی مرگ تعمیم داد.
بعضی قلبها برای حفظ خروجی مناسب به حجم پرشدن کافی وابستگی بیشتری دارند و کاهش ناگهانی Preload با نیترات در آنها میتواند خطرناک باشد. در تنگی شدید دریچه آئورت یا میترال، پریکاردیت انقباضی، کمآبی شدید و بعضی وضعیتهای انسدادی باید نسبت سود به خطر با دقت سنجیده شود. برچسب نیتروگلیسیرین درباره امکان افت فشار شدید حتی با مقدارهای کوچک در بیماران دارای برخی تنگیهای دریچهای یا کاهش حجم هشدار میدهد. در Hypertrophic Obstructive Cardiomyopathy یا HOCM (کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک همراه انسداد مسیر خروج بطن)، کاهش پیشبار میتواند انسداد دینامیک را بیشتر کند. اطلاعات رسمی نیتروگلیسیرین صراحتاً هشدار میدهد که درمان نیتراتی ممکن است آنژین ناشی از کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک را تشدید کند. راهنمای جدید کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک نیز در افت فشار بیمار انسدادی بر حفظ پیشبار و پسبار تأکید دارد. این مسئله توضیح میدهد چرا وجود «درد قفسه سینه» بهتنهایی برای توصیه نیتروگلیسیرین به هر بیمار کافی نیست. بیمار دارای تشخیص دریچهای یا HCM باید بداند آیا نیترات برای او مجاز است و نباید نسخه فرد دیگری را هنگام درد امتحان کند.
نیتراتها علاوه بر آنژین در یک کاربرد مهم دیگر یعنی ترکیب ایزوسورباید دینیترات با هیدرالازین برای بعضی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی با کاهش کسر جهشی جایگاه دارند. در این ترکیب ISDN بیشتر بار وریدی را کاهش میدهد و هیدرالازین مقاومت شریانی را کم میکند، بنابراین هر دو سمت بار قلب هدف قرار میگیرند. راهنمای نارسایی قلبی آمریکا این ترکیب را برای بیماران خودمعرفیشده آفریقاییتبار با Heart Failure with Reduced Ejection Fraction یا HFrEF (نارسایی قلبی با کسر جهشی کاهشیافته) و علائم پیشرفته باوجود درمان استاندارد توصیه میکند. این راهنما همچنین ترکیب را در بعضی بیمارانی که به دلیل عدم تحمل یا اختلال کلیه نمیتوانند درمانهای اصلی مهارکننده سامانه رنینآنژیوتانسین را دریافت کنند قابل بررسی میداند. مطالعه A-HeFT نشان داد افزودن ترکیب ثابت هیدرالازین و ایزوسورباید دینیترات در جمعیت مورد مطالعه به بهبود پیامدهای مهم منجر شد. نتیجه این مطالعه مربوط به یک رژیم ترکیبی و جمعیت تعریفشده است و نباید به این صورت تفسیر شود که هر نیترات بهتنهایی در تمام انواع نارسایی قلبی طول عمر را افزایش میدهد. عوارضی مانند سردرد، افت فشار و پیچیدگی تعداد دفعات مصرف میتوانند پایبندی به این رژیم را محدود کنند. بنابراین نقش نیترات در نارسایی قلبی کاملاً وابسته به زمینه درمان است و با مصرف آن برای آنژین یک مفهوم یکسان ندارد.
سالمندان ممکن است به دلیل کاهش انعطاف پاسخهای فشار خون، مصرف چند دارو و شیوع بیشتر کمآبی یا نارسایی کلیه نسبت به افت فشار نیترات حساستر باشند. افت فشار وضعیتی در این گروه میتواند به زمینخوردن، شکستگی و آسیب سر منجر شود و بنابراین ارزیابی سرگیجه هنگام ایستادن اهمیت دارد. سن بالا بهتنهایی منع مصرف نیترات نیست و بسیاری از سالمندان مبتلا به آنژین از این داروها سود میبرند. عملکرد کلیه برای بعضی فرآوردههای نیتراتی نسبت به داروهایی که کاملاً کلیوی دفع میشوند اهمیت مستقیم کمتری دارد، ولی نارسایی کلیه میتواند از طریق تغییر حجم، فشار و داروهای همراه تحمل درمان را تغییر دهد. بیماری کبد نیز میتواند متابولیسم بعضی نیتراتها را تغییر دهد، ولی ایزوسورباید مونونیترات از نظر زیستفراهمی خوراکی رفتار قابل پیشبینیتری دارد. بیمار مبتلا به سیروز یا نارسایی پیشرفته چندعضوی ممکن است فشار پایه پایینی داشته باشد و به اثر گشادکننده عروق حساستر باشد. هنگام بیماری حاد، اسهال، استفراغ یا کاهش مصرف مایعات ممکن است رژیم قبلی نیترات بهطور موقت تحملناپذیر شود و نیاز به ارزیابی داشته باشد. بنابراین تصمیم درمان در سالمند بر اساس سن تقویمی نیست و فشار، وضعیت حجم، کلیه، کبد و فهرست کامل داروها باید همزمان بررسی شوند.
اطلاعات مربوط به مصرف نیتراتهای قلبی در بارداری به اندازه بعضی داروهای بسیار قدیمی و پرمطالعه گسترده نیست و انتخاب آنها باید بر اساس ضرورت بالینی انجام شود. اگر زن باردار دچار ایسکمی یا بیماری قلبی جدی باشد، خطر درماننکردن بیماری مادر نیز باید در کنار خطر احتمالی دارو برای جنین سنجیده شود. نیتروگلیسیرین در محیط بیمارستان در بعضی شرایط مادر بر اساس نیاز همودینامیک استفاده میشود، ولی خوددرمانی در بارداری مناسب نیست. درباره شیردهی نیز مقدار ورود هر فرآورده به شیر و وضعیت نوزاد باید جداگانه بررسی شود و نبود گزارش عارضه به معنی اثبات کامل بیخطری نیست. نوزاد نارس یا نوزاد دارای بیماری قلبی یا اختلال متابولیک میتواند نسبت به تغییرات همودینامیک آسیبپذیرتر باشد. کاربرد روتین نیتراتهای خوراکی برای آنژین در کودکان بسیار محدود است، زیرا بیماری کرونر آترواسکلروتیک مزمن در این سنین الگوی متفاوتی دارد. مقدار مصرف کودکان را نمیتوان با کوچککردن ساده دوز بزرگسال محاسبه کرد و اگر اندیکاسیون ویژهای وجود داشته باشد باید توسط تیم تخصصی تعیین شود. در تمام این گروهها اصل مشترک این است که اطلاعات محدودتر ایمنی باید به تصمیمگیری محتاطانه منجر شود و نه قطع خودسرانه داروی ضروری.
مصرف بیش از حد نیترات معمولاً با گشادشدن شدید عروق، افت فشار، سردرد، گرگرفتگی، ضعف و در موارد شدید شوک ظاهر میشود. یکی از عوارض نادر ولی مهم مقدارهای زیاد Organic Nitrates ایجاد Methemoglobinemia (تبدیل بخشی از هموگلوبین به شکلی که اکسیژن را بهدرستی حمل نمیکند) است. در این وضعیت بیمار ممکن است با وجود رسیدن اکسیژن به ریه، کبودی، تنگی نفس یا نشانههای کمبود اکسیژن بافتی داشته باشد. خون در متهموگلوبینمی شدید ممکن است رنگ قهوهای شکلاتی پیدا کند و اندازهگیری معمول اشباع اکسیژن همیشه تصویر کاملی از وضعیت ارائه نکند. مقدار Methemoglobin بهطور طبیعی بسیار پایین است و افزایش قابل توجه همراه علائم نیازمند ارزیابی تخصصی است، ولی آستانه شدت به بیماری زمینهای، کمخونی و ظرفیت اکسیژنرسانی فرد وابسته است. برچسب فرآوردههای نیتراتی در صورت تشخیص متهموگلوبینمی درمان با Methylene Blue (متیلن بلو، داروی احیاکننده هموگلوبین) را در شرایط مناسب مطرح میکند. مقدار درمان متیلن بلو یک دوز بیمارستانی وابسته به وزن است و طبقهبندی طبیعی، مرزی یا خطرناک برای «دوز دارو» وجود ندارد. هر مصرف بیش از حد عمدی یا اتفاقی نیترات همراه افت هوشیاری، تنفس غیرطبیعی یا افت فشار باید بهعنوان وضعیت اورژانسی مدیریت شود.
نیتروگلیسیرین سریعالاثر تنها زمانی ارزش نجاتبخش دارد که بیمار آن را همراه داشته باشد، دارو منقضی نشده باشد و فرآورده طبق شرایط توصیهشده نگهداری شده باشد. قرص زیرزبانی باید در بسته مناسب خود و دور از شرایطی که موجب کاهش پایداری دارو میشوند نگهداری شود و انتقال طولانیمدت به ظرف نامناسب میتواند کیفیت را مختل کند. بیمار باید تاریخ انقضا و تعداد قرص باقیمانده را پیش از نیاز اورژانسی بررسی کند و منتظر تمامشدن آخرین قرص نماند. چسبها باید تا زمان استفاده در بسته محافظ باقی بمانند و چسب مصرفشده باید طوری دور انداخته شود که کودک یا فرد دیگری در تماس ناخواسته با دارو قرار نگیرد. قرصهای آهستهرهش ایزوسورباید مونونیترات نباید برخلاف دستور سازنده خرد یا جویده شوند، زیرا ساختار رهش آنها برای آزادسازی تدریجی طراحی شده است. بیمار نباید به دلیل سردرد، ساعت مصرف نیترات طولانیاثر یا فاصله بدون نیترات را خودسرانه جابهجا کند، زیرا تغییر برنامه ممکن است تحمل یا علائم شبانه را تغییر دهد. هنگام مراجعه به اورژانس، ذکر نام دقیق فرآورده، آخرین زمان مصرف و استفاده احتمالی از PDE5 inhibitor اطلاعات حیاتی محسوب میشود. آموزش عملی درباره حمل، زمان استفاده و تداخلها بخش جداییناپذیر نسخه نیترات است و از نوشتن صرف نام دارو اهمیت کمتری ندارد.
افزایش دفعات نیاز به نیتروگلیسیرین کوتاهاثر میتواند نشانه ناکافیشدن کنترل آنژین، ایجاد تحمل به نیترات طولانیاثر یا پیشرفت بیماری کرونر باشد. بیماری که قبلاً برای یک فعالیت مشخص بدون درد راه میرفته ولی اکنون در فعالیت سبکتر به نیترات نیاز دارد باید از نظر تغییر الگوی ایسکمی ارزیابی شود. درد در حالت استراحت، حملات طولانیتر، بیدارشدن شبانه با درد یا نیاز مکرر به داروی نجاتبخش میتواند نشانه تغییر وضعیت بیماری باشد. در چنین شرایطی صرف افزایش خودسرانه مقدار نیترات ممکن است علامت را موقتاً بپوشاند ولی علت مهم زمینهای را حل نمیکند. پزشک ممکن است دوز یا گروه دارویی ضدآنژین را تغییر دهد، تست ایسکمی یا تصویربرداری درخواست کند یا آنژیوگرافی را در بیمار مناسب بررسی نماید. در بیمارانی که آنژین باوجود درمان دارویی مناسب زندگی روزمره را محدود میکند، Revascularization (بازگرداندن جریان خون با مداخله کرونری یا جراحی) ممکن است برای کاهش علائم و در بعضی آناتومیها برای بهبود پیامد مطرح شود. نیترات همچنین در آنژین ناشی از اسپاسم میتواند مؤثر باشد، بنابراین تغییر الگوی درد همیشه به معنی افزایش پلاک ثابت نیست. پیام اصلی این است که مقدار مصرف نیترات خود یک شاخص غیرمستقیم از کنترل علائم است و افزایش پایدار آن باید به بازبینی بیماری منجر شود.
نیتراتها گروهی از گشادکنندههای عروقی هستند که با تقویت مسیر اکسید نیتریک و cGMP بیش از همه بازگشت وریدی و نیاز اکسیژن عضله قلب را کاهش میدهند. نیتروگلیسیرین زیرزبانی و اسپری برای تسکین سریع حمله یا پیشگیری کوتاهمدت پیش از فعالیت طراحی شدهاند، در حالی که چسب، پماد و ایزوسوربایدها بیشتر نقش پیشگیرانه دارند. درمان طولانی و پیوسته بدون فاصله مناسب میتواند تحمل ایجاد کند و به همین دلیل بسیاری از رژیمها عمداً بخشی از شبانهروز را با تماس بسیار کم نیترات طراحی میکنند. سردرد، گرگرفتگی، سرگیجه و افت فشار از عوارض اصلی هستند و سنکوپ یا نشانههای کاهش خونرسانی نیازمند توجه جدی است. ترکیب نیترات با سیلدنافیل، واردنافیل یا تادالافیل میتواند افت فشار شدید ایجاد کند و از مهمترین تداخلهای ممنوع قلبی محسوب میشود. نیتراتها در سندرم کرونری حاد میتوانند درد و بعضی مشکلات همودینامیک را کنترل کنند، اما کارآزماییهای بزرگ استفاده روتین آنها را بهعنوان درمان افزایشدهنده بقا پس از سکته قلبی ثابت نکردهاند. در نارسایی قلبی، ایزوسورباید دینیترات همراه هیدرالازین برای جمعیتهای مشخص جایگاه پیامدی جداگانه دارد و نباید با مصرف نیترات بهتنهایی برای آنژین یکسان تلقی شود. استفاده ایمن زمانی حاصل میشود که نوع فرآورده، هدف مصرف، برنامه فاصله بدون نیترات، فشار خون، بیماریهای همراه و تمام تداخلهای دارویی برای خود بیمار مشخص باشند.