واژه لیپید (lipid) از ریشه یونانی «لیپوس» به معنای چربی گرفته شده و در پزشکی به هر ترکیب چربیدوست و آبگریز بدن گفته میشود. مهمترین لیپیدهای خون دو دستهاند: کلسترول و تریگلیسیرید. کلسترول مادهای مومیشکل است که در ساخت غشای سلولها، هورمونهای جنسی و ویتامین D نقش کلیدی دارد. تریگلیسیرید (triglyceride: چربی سهزنجیرهای ذخیرهای) اصلیترین منبع ذخیره انرژی در بافت چربی بدن محسوب میشود. از آنجا که چربی در آب حل نمیشود و خون عمدتاً از آب تشکیل شده، بدن این چربیها را در پوششی از پروتئین به نام لیپوپروتئین (lipoprotein: کپسول چربی-پروتئین) بستهبندی میکند. این بستهبندی اجازه میدهد چربی از طریق جریان خون میان کبد، روده و بافتهای مختلف جابهجا شود. بدون وجود لیپوپروتئینها، انتقال چربی در محیط آبی خون عملاً غیرممکن بود. فهم دقیق این تعریف پایه، اولین گام برای درک چگونگی عملکرد داروهای کاهنده چربی خون است.
لیپوپروتئینها بر اساس چگالی به چند زیرگروه اصلی تقسیم میشوند که هرکدام نقش متفاوتی دارند. LDL مخفف Low-Density Lipoprotein (لیپوپروتئین با چگالی پایین) است و وظیفه انتقال کلسترول از کبد به سلولهای بدن را بر عهده دارد. به دلیل تمایل این ذره به رسوب در جدار عروق، آن را در فرهنگ عامه «کلسترول بد» مینامند. HDL مخفف High-Density Lipoprotein (لیپوپروتئین با چگالی بالا) است و کار آن جمعآوری کلسترول اضافی از بافتها و بازگرداندن آن به کبد برای دفع است. به همین دلیل HDL را «کلسترول خوب» میخوانند. VLDL یا Very Low-Density Lipoprotein (لیپوپروتئین با چگالی بسیار پایین) عمدتاً حامل تریگلیسیرید تازهساختهشده در کبد است. کلسترول تام یا Total Cholesterol (TC) در واقع مجموع کلسترول موجود در LDL، HDL و بخشی از VLDL است. تعادل میان این چهار شاخص، مبنای تصمیمگیری پزشک برای شروع یا عدم شروع درمان دارویی است.
کلسترول تام (Total Cholesterol) در حالت مطلوب باید کمتر از ۲۰۰ میلیگرم بر دسیلیتر (معادل تقریبی ۵.۲ میلیمول بر لیتر) باشد. مقدار ۲۰۰ تا ۲۳۹ میلیگرم بر دسیلیتر مرزی و بالاتر از ۲۴۰ میلیگرم بر دسیلیتر بالا تلقی میشود. LDL در حالت ایدهآل کمتر از ۱۰۰ میلیگرم بر دسیلیتر است، بین ۱۰۰ تا ۱۲۹ نزدیک به مطلوب، ۱۳۰ تا ۱۵۹ مرزی بالا، ۱۶۰ تا ۱۸۹ بالا و ۱۹۰ میلیگرم بر دسیلیتر و بیشتر بسیار بالا محسوب میشود. برای HDL، مقدار کمتر از ۴۰ میلیگرم بر دسیلیتر در مردان و کمتر از ۵۰ میلیگرم بر دسیلیتر در زنان ناکافی و خطرناک است، در حالی که ۶۰ میلیگرم بر دسیلیتر یا بیشتر محافظتی به حساب میآید. تریگلیسیرید ناشتا کمتر از ۱۵۰ میلیگرم بر دسیلیتر نرمال، ۱۵۰ تا ۱۹۹ مرزی بالا، ۲۰۰ تا ۴۹۹ بالا و ۵۰۰ میلیگرم بر دسیلیتر یا بیشتر بسیار بالا و همراه با خطر جدی التهاب پانکراس است. این اعداد در سیستم واحدهای بینالمللی با تقسیم بر ۳۸.۶۷ برای کلسترول و تقسیم بر ۸۸.۵ برای تریگلیسیرید به میلیمول بر لیتر تبدیل میشوند. این مرزبندیها بر اساس دستورالعمل پانل درمان بزرگسالان (ATP III) و بهروزرسانیهای بعدی آن تعیین شدهاند.
مقدار هدف LDL برای هر فرد یکسان نیست و بر اساس میزان خطر قلبی-عروقی محاسبهشده تعیین میشود. در افرادی با خطر بسیار بالا، مانند کسانی که سابقه سکته قلبی یا مغزی دارند، هدف رساندن LDL به زیر ۷۰ میلیگرم بر دسیلیتر و در برخی راهنماهای اروپایی حتی زیر ۵۵ میلیگرم بر دسیلیتر است. در افراد با خطر بالا اما بدون سابقه رویداد قلبی، هدف معمول زیر ۱۰۰ میلیگرم بر دسیلیتر است. در افراد با خطر متوسط، هدف درمانی معمولاً کاهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی LDL نسبت به مقدار پایه است، نه صرفاً رسیدن به یک عدد ثابت. زنان پیش از یائسگی بهطور طبیعی سطح HDL بالاتری نسبت به مردان همسن دارند که ناشی از اثر محافظتی استروژن است. پس از یائسگی این تفاوت کاهش مییابد و خطر افزایش LDL در زنان بهسرعت به سطح مردان نزدیک میشود. در سالمندان بالای ۷۵ سال، تصمیم برای شروع دارو با احتیاط بیشتری همراه با بررسی سایر بیماریها گرفته میشود. این تفاوتهای فردی نشان میدهد که درمان چربی خون یک نسخه یکسان برای همه نیست.
آترواسکلروز (atherosclerosis: سختشدن و باریکشدن دیواره عروق) فرایندی است که در آن ذرات LDL اضافی وارد لایه داخلی دیواره شریانها میشوند. این ذرات پس از ورود، در معرض اکسیداسیون قرار میگیرند و به شکلی تبدیل میشوند که سیستم ایمنی بدن آنها را بیگانه تشخیص میدهد. گلبولهای سفید به محل هجوم میآورند و با بلعیدن چربی اکسیدشده به سلولهای کفآلود یا فومسل (foam cell: سلول پر از چربی) تبدیل میشوند. تجمع این سلولها به همراه بافت فیبروزی، پلاک آترواسکلروتیک را شکل میدهد که بهتدریج مجرای رگ را تنگ میکند. اگر پوشش این پلاک پاره شود، لخته خون بهسرعت تشکیل میشود و میتواند مسیر خونرسانی به قلب یا مغز را بهطور کامل مسدود کند. این انسداد ناگهانی همان اتفاقی است که در سکته قلبی حاد یا سکته مغزی ایسکمیک رخ میدهد. HDL در این میان نقش معکوس دارد و با انتقال کلسترول اضافی از دیواره رگ به کبد، از رشد پلاک جلوگیری میکند. این مکانیسم دقیقاً همان دلیلی است که پزشکان کاهش LDL را هدف اصلی اکثر داروهای کاهنده چربی قرار میدهند.
در گام نخست، تغییر سبک زندگی شامل اصلاح رژیم غذایی و افزایش فعالیت بدنی همیشه اولین توصیه است، اما همیشه کافی نیست. طبق دستورالعمل کالج قلب و انجمن قلب آمریکا (ACC/AHA) مصوب سال ۲۰۱۸، اگر LDL فردی بدون هیچ عامل خطر دیگری بالای ۱۹۰ میلیگرم بر دسیلیتر باشد، درمان دارویی معمولاً بدون تأخیر آغاز میشود. در افراد ۴۰ تا ۷۵ ساله مبتلا به دیابت، حتی با LDL نسبتاً پایینتر، بسیاری از راهنماها آغاز درمان دارویی را توصیه میکنند. محاسبه خطر ۱۰ ساله بیماری قلبی-عروقی با ابزارهایی مانند نمره خطر ASCVD (Atherosclerotic Cardiovascular Disease: بیماری قلبیعروقی ناشی از تصلب شرایین) پایه تصمیمگیری در افراد بدون بیماری شناختهشده است. اگر این خطر محاسبهشده بالای ۷.۵ تا ۲۰ درصد باشد، بسته به سایر عوامل، دارو معمولاً توصیه میشود. در افرادی که پیشتر دچار سکته قلبی، سکته مغزی یا بیماری عروق محیطی شدهاند، درمان دارویی صرف نظر از عدد اولیه LDL تقریباً همیشه ضروری است. سه تا شش ماه تلاش جدی برای اصلاح رژیم و ورزش، معیار رایج پیش از قضاوت درباره ناکافیبودن روشهای غیردارویی است. در نهایت تصمیم نهایی همیشه باید توسط پزشک معالج و با در نظر گرفتن کل پرونده بالینی فرد گرفته شود.
داروهای کاهنده چربی خون بهطور کلی در هفت گروه اصلی دستهبندی میشوند که هرکدام از مسیر بیوشیمیایی متفاوتی وارد عمل میشوند. گروه نخست استاتینها هستند که پرمصرفترین و اثباتشدهترین دسته در کاهش LDL و پیشگیری از سکته قلبی محسوب میشوند. گروه دوم فیبراتها هستند که عمدتاً برای کاهش تریگلیسیرید بالا به کار میروند. گروه سوم مهارکنندههای جذب کلسترول رودهای مانند ازتیمایب (ezetimibe) هستند. گروه چهارم رزینهای اتصالدهنده اسید صفراوی است که از مسیر روده عمل میکنند. گروه پنجم نیاسین یا ویتامین B3 با دوز دارویی است که امروزه کاربرد محدودتری دارد. گروه ششم داروهای زیستی تزریقی مانند مهارکنندههای PCSK9 هستند که برای موارد مقاوم به درمان طراحی شدهاند. گروه هفتم شامل داروهای نوظهورتر مانند بمپدوئیک اسید، اینکلیسیران و اسیدهای چرب امگا-۳ با دوز دارویی است که در سالهای اخیر وارد بازار شدهاند.
استاتینها (statins) پرکاربردترین گروه داروهای کاهنده چربی هستند و نام علمی این خانواده از مهار آنزیم HMG-CoA ردوکتاز (3-hydroxy-3-methylglutaryl-coenzyme A reductase: آنزیم کلیدی ساخت کلسترول در کبد) گرفته شده است. این آنزیم گامی محدودکننده در مسیر ساخت کلسترول درون سلولهای کبدی محسوب میشود. با مهار این آنزیم، تولید کلسترول درون کبد کاهش مییابد و سلول کبدی برای جبران این کمبود، تعداد گیرندههای LDL روی سطح خود را افزایش میدهد. افزایش این گیرندهها باعث میشود کبد LDL بیشتری را از جریان خون جذب و حذف کند و در نتیجه سطح خونی LDL کاهش یابد. علاوه بر اثر اصلی بر کلسترول، استاتینها اثرات جانبی مفیدی موسوم به اثرات پلیوتروپیک (pleiotropic effects: اثرات چندگانه فراتر از هدف اصلی دارو) دارند که شامل کاهش التهاب دیواره عروق و پایدارسازی پلاک آترواسکلروتیک میشود. همین اثر پایدارسازی پلاک، بخشی از دلیل کاهش سریع خطر سکته قلبی پس از شروع استاتین حتی پیش از افت چشمگیر عدد LDL است. مطالعات بزرگ بالینی مانند کارآزمایی ۴S و JUPITER نقش استاتینها را در کاهش قابلتوجه مرگومیر قلبی-عروقی بهطور مستند نشان دادهاند. به همین دلایل، استاتینها امروزه خط اول درمان دارویی در اکثر راهنماهای معتبر جهانی محسوب میشوند.
استاتینها بر اساس میزان کاهشی که در LDL ایجاد میکنند به سه دسته کماثر، متوسطاثر و پراثر تقسیم میشوند. استاتینهای پراثر یا با شدت بالا مانند آتورواستاتین با دوز ۴۰ تا ۸۰ میلیگرم و روزوواستاتین با دوز ۲۰ تا ۴۰ میلیگرم روزانه، قادرند LDL را ۵۰ درصد یا بیشتر کاهش دهند. استاتینهای متوسطاثر مانند آتورواستاتین ۱۰ تا ۲۰ میلیگرم یا سیمواستاتین ۲۰ تا ۴۰ میلیگرم، کاهشی در محدوده ۳۰ تا ۴۹ درصد ایجاد میکنند. استاتینهای کماثر مانند پراواستاتین با دوز پایین، کمتر از ۳۰ درصد LDL را کاهش میدهند و معمولاً برای بیماران با ریسک تداخل دارویی بالا انتخاب میشوند. انتخاب نوع و دوز استاتین بر اساس میزان خطر قلبی-عروقی فرد و فاصله او تا هدف درمانی تعیین میشود، نه صرفاً بر اساس نام تجاری دارو. روزوواستاتین و آتورواستاتین به دلیل نیمهعمر طولانیتر، در هر ساعت از شبانهروز قابل مصرف هستند، در حالی که سیمواستاتین به دلیل نیمهعمر کوتاهتر ترجیحاً شبها مصرف میشود. برخی استاتینها مانند لوواستاتین و سیمواستاتین از طریق آنزیم کبدی CYP3A4 متابولیزه میشوند که آنها را مستعد تداخل با گروه بیشتری از داروها میکند. آتورواستاتین و روزوواستاتین به دلیل مسیر متابولیک متفاوت، معمولاً تداخلات دارویی کمتری دارند.
شایعترین عارضه گزارششده با مصرف استاتینها، دردهای عضلانی موسوم به میالژی است که در بخش قابل توجهی از مصرفکنندگان بهصورت خفیف رخ میدهد. برای پایش دقیقتر، آنزیم کراتینکیناز یا CK (Creatine Kinase: شاخص آسیب عضلانی خون) اندازهگیری میشود که مقدار طبیعی آن معمولاً بین ۲۰ تا ۲۰۰ واحد بر لیتر بسته به آزمایشگاه است. افزایش CK تا بیش از ده برابر حد بالای نرمال، نشانه آسیب عضلانی جدی موسوم به رابدومیولیز (rhabdomyolysis: تخریب شدید بافت عضلانی) است که نیازمند قطع فوری دارو است. عارضه دیگر افزایش آنزیمهای کبدی آلانین آمینوترانسفراز و آسپارتات آمینوترانسفراز (ALT و AST) است که مقدار طبیعی آنها معمولاً کمتر از ۴۰ تا ۵۵ واحد بر لیتر است. افزایش این آنزیمها تا بیش از سه برابر حد بالای نرمال، معیار رایج برای قطع موقت یا کاهش دوز دارو محسوب میشود. استاتینها همچنین میتوانند خطر بروز دیابت نوع دو را بهویژه در افراد مستعد اندکی افزایش دهند، اما این خطر بهطور قابلتوجهی کمتر از فایده پیشگیری از سکته قلبی است. مصرف استاتین در دوران بارداری به دلیل نقش حیاتی کلسترول در رشد جنین ممنوع است و باید پیش از بارداری قطع شود. بروز اختلالات حافظه گذرا نیز گاهی گزارش شده، هرچند مطالعات بزرگ رابطه علّی قطعی میان استاتین و زوال شناختی بلندمدت را تأیید نکردهاند.
فیبراتها (fibrates) گروهی از داروها هستند که عمدتاً برای کاهش تریگلیسیرید بالا و افزایش نسبی HDL استفاده میشوند. مکانیسم اصلی این داروها فعالسازی گیرنده هستهای PPAR-آلفا (Peroxisome Proliferator-Activated Receptor Alpha: گیرنده تنظیمکننده متابولیسم چربی) در سلولهای کبدی و عضلانی است. با فعالشدن این گیرنده، بیان ژنهای دخیل در اکسیداسیون اسیدهای چرب افزایش مییابد و تولید VLDL در کبد کاهش پیدا میکند. همچنین فیبراتها فعالیت آنزیم لیپوپروتئین لیپاز (lipoprotein lipase: آنزیم تجزیهکننده تریگلیسیرید در خون) را افزایش میدهند که باعث پاکسازی سریعتر تریگلیسیرید از جریان خون میشود. این گروه دارویی بهطور معمول ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش در سطح تریگلیسیرید ایجاد میکند، در حالی که اثر آن بر کاهش LDL نسبتاً محدود و در حد ۵ تا ۲۰ درصد است. فنوفیبرات و جمفیبروزیل دو نمونه پرکاربرد این خانواده دارویی در عمل بالینی هستند. کاربرد اصلی فیبراتها زمانی است که تریگلیسیرید بالای ۵۰۰ میلیگرم بر دسیلیتر باشد و خطر فوری پانکراتیت حاد (التهاب پانکراس ناشی از چربی بسیار بالا) وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، کاهش سریع تریگلیسیرید اولویت درمانی بالاتری نسبت به کاهش LDL پیدا میکند.
ترکیب فیبرات با استاتین، بهویژه جمفیبروزیل، خطر بروز میوپاتی (myopathy: آسیب عضلانی) و رابدومیولیز را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد. به همین دلیل در صورت نیاز به ترکیب این دو گروه، فنوفیبرات به دلیل تداخل دارویی کمتر نسبت به جمفیبروزیل ترجیح داده میشود. فیبراتها میتوانند غلظت کراتینین خون را بهطور خفیف افزایش دهند که نیازمند پایش دورهای عملکرد کلیه است. این داروها همچنین خطر تشکیل سنگ کیسه صفرا را به دلیل افزایش دفع کلسترول از طریق صفرا کمی بالا میبرند. در بیماران با نارسایی کبدی شدید یا بیماری فعال کیسه صفرا، مصرف فیبرات معمولاً منع نسبی دارد. تداخل فیبرات با داروهای ضدانعقاد خوراکی مانند وارفارین نیز شناختهشده است و نیازمند تنظیم دقیق دوز است. در بیماران دیابتی، فیبراتها میتوانند به بهبود جزئی حساسیت به انسولین کمک کنند، هرچند این اثر جانبی و ثانویه است. نظارت آزمایشگاهی شامل بررسی دورهای آنزیمهای کبدی و عملکرد کلیه، بخش ثابت پیگیری درمان با فیبراتها محسوب میشود.
ازتیمایب (ezetimibe) نماینده اصلی گروه مهارکنندههای جذب کلسترول است و از مسیری کاملاً متفاوت نسبت به استاتینها عمل میکند. این دارو با مهار پروتئین انتقالدهنده NPC1L1 (Niemann-Pick C1-Like 1: پروتئین ناقل کلسترول در دیواره روده) مانع جذب کلسترول از غذا و صفرا در روده باریک میشود. کاهش جذب کلسترول رودهای باعث میشود کبد برای جبران کمبود، گیرندههای LDL بیشتری روی سطح خود بسازد و در نتیجه LDL خون کاهش یابد. بهتنهایی، ازتیمایب معمولاً LDL را حدود ۱۵ تا ۲۲ درصد کاهش میدهد که اثری ملایمتر نسبت به استاتینها محسوب میشود. کاربرد اصلی این دارو معمولاً در ترکیب با استاتین است، برای بیمارانی که با حداکثر دوز قابلتحمل استاتین به هدف LDL نرسیدهاند. مطالعه بالینی IMPROVE-IT نشان داد افزودن ازتیمایب به سیمواستاتین در بیماران پرخطر، کاهش بیشتری در رویدادهای قلبی-عروقی نسبت به مصرف تنهای استاتین ایجاد میکند. عوارض جانبی ازتیمایب معمولاً خفیف است و شامل درد شکمی، اسهال خفیف یا افزایش جزئی آنزیمهای کبدی میشود. این دارو گزینه مناسبی برای بیمارانی است که به دلیل عوارض عضلانی، توانایی تحمل دوز بالای استاتین را ندارند.
رزینهای اتصالدهنده اسید صفراوی (bile acid sequestrants) از قدیمیترین گروههای دارویی کاهنده چربی هستند که کولستیرامین و کولسولام دو نمونه شناختهشده آنها محسوب میشوند. این داروها در روده به اسیدهای صفراوی متصل میشوند و مانع بازجذب آنها به داخل بدن میشوند، در نتیجه اسیدهای صفراوی از طریق مدفوع دفع میشوند. کبد برای جبران این کمبود، کلسترول ذخیرهشده خود را به اسید صفراوی جدید تبدیل میکند که این فرایند مصرف کلسترول درونسلولی کبد را افزایش میدهد. کاهش کلسترول درون کبد باعث افزایش تعداد گیرندههای LDL روی سطح سلول کبدی و در نهایت کاهش LDL خون به میزان تقریبی ۱۵ تا ۳۰ درصد میشود. از آنجا که این داروها از دستگاه گوارش جذب نمیشوند، برای زنان باردار یا شیرده که استفاده از استاتین برایشان ممنوع است، گزینهای نسبتاً ایمنتر محسوب میشوند. عارضه شایع این گروه، یبوست، نفخ و ناراحتی گوارشی است که گاهی موجب قطع خودسرانه دارو توسط بیمار میشود. نکته مهم دیگر، تداخل این رزینها با جذب بسیاری از داروهای دیگر و ویتامینهای محلول در چربی است، به همین دلیل باید حداقل یک تا چهار ساعت پیش یا پس از سایر داروها مصرف شوند. این گروه دارویی همچنین میتواند در برخی بیماران، بهویژه کسانی با تریگلیسیرید پایه بالا، سطح تریگلیسیرید را افزایش دهد.
نیاسین یا ویتامین B3 در دوزهای دارویی بسیار بالاتر از دوز تغذیهای روزانه، اثر کاهندگی بر چربی خون دارد. مکانیسم دقیق این دارو کاملاً روشن نیست، اما تصور میشود از طریق مهار آنزیم دیاسیلگلیسرول آسیلترانسفراز در کبد، تولید VLDL را کاهش میدهد. نیاسین در میان تمام داروهای موجود، قویترین اثر افزایشی روی HDL را دارد و میتواند این شاخص را تا ۱۵ تا ۳۵ درصد بالا ببرد. این دارو همچنین تریگلیسیرید را تا ۲۰ تا ۵۰ درصد و LDL را تا ۵ تا ۲۵ درصد کاهش میدهد. با این حال، شایعترین و آزاردهندهترین عارضه نیاسین، گرگرفتگی و قرمزی پوست صورت است که ناشی از آزادسازی پروستاگلاندینها در پوست است. مصرف نیاسین میتواند قند خون ناشتا را افزایش دهد و در بیماران دیابتی نیازمند پایش دقیقتر است. مطالعات بزرگ بالینی اخیر مانند AIM-HIGH و HPS2-THRIVE نشان دادند افزودن نیاسین به استاتین در اکثر بیماران، فایده اضافی معناداری در کاهش رویدادهای قلبی ایجاد نمیکند. به همین دلیل، استفاده از نیاسین در راهنماهای درمانی امروزی بهشدت محدود شده و عمدتاً به موارد خاص و مقاوم به سایر درمانها اختصاص یافته است.
مهارکنندههای PCSK9 (Proprotein Convertase Subtilisin/Kexin type 9: پروتئینی که گیرندههای LDL را تخریب میکند) گروهی از داروهای زیستی و تزریقی هستند که در دهه اخیر وارد بازار شدهاند. پروتئین PCSK9 بهطور طبیعی به گیرندههای LDL روی سطح کبد متصل میشود و باعث تخریب آنها در داخل سلول میشود. با مهار این پروتئین توسط داروهایی مانند اوولوکومب و آلیروکومب، گیرندههای LDL بیشتری روی سطح کبد باقی میمانند و میتوانند LDL بیشتری از خون جذب کنند. این داروها که بهصورت آنتیبادی مونوکلونال (monoclonal antibody: پروتئین ایمنی مصنوعی با هدف اختصاصی) تزریق میشوند، قادرند LDL را تا ۵۰ تا ۶۰ درصد بیشتر از حد پایه کاهش دهند. کاربرد اصلی این گروه در بیماران با هیپرکلسترولمی خانوادگی (familial hypercholesterolemia: اختلال ژنتیکی چربی بسیار بالا) یا بیمارانی است که با حداکثر درمان خوراکی به هدف LDL نرسیدهاند. این داروها معمولاً هر دو تا چهار هفته یکبار بهصورت تزریق زیرجلدی مصرف میشوند و نیازی به مصرف روزانه ندارند. عوارض جانبی این گروه عمدتاً محدود به واکنش خفیف در محل تزریق و بهندرت علائم شبهآنفلوانزا است. با وجود اثربخشی بالا، هزینه قابلتوجه این داروها همچنان یکی از موانع اصلی استفاده گسترده از آنها در عمل بالینی روزمره است.
بمپدوئیک اسید (bempedoic acid) داروی خوراکی نسبتاً جدیدی است که با مهار آنزیم ATP سیترات لیاز، یکی از مراحل اولیه ساخت کلسترول در کبد را مسدود میکند. نکته جالب توجه این دارو آن است که این آنزیم عمدتاً در کبد فعال است و در بافت عضلانی فعالیت چندانی ندارد، به همین دلیل خطر بروز درد عضلانی آن بهطور محسوسی کمتر از استاتینهاست. بمپدوئیک اسید معمولاً LDL را ۱۵ تا ۲۵ درصد کاهش میدهد و بیشتر برای بیمارانی تجویز میشود که تحمل استاتین را ندارند. اینکلیسیران (inclisiran) از فناوری کاملاً متفاوتی به نام siRNA (small interfering RNA: مولکول کوچک تداخلگر با ژن) بهره میبرد و مستقیماً ساخت پروتئین PCSK9 را در کبد مسدود میکند. مزیت بزرگ اینکلیسیران، دوز کم آن است؛ این دارو تنها هر شش ماه یکبار بهصورت تزریق زیرجلدی تجویز میشود، در حالی که همچنان قادر است LDL را تا ۵۰ درصد کاهش دهد. این فاصله زمانی طولانی، مشکل رایج عدم پایبندی بیماران به مصرف منظم دارو را تا حد زیادی کاهش میدهد. هر دوی این داروهای نوین، بخشی از تلاشهای اخیر پزشکی برای ارائه گزینههای جایگزین به بیمارانی هستند که با درمانهای سنتی به هدف درمانی نرسیدهاند. با این حال، به دلیل تازگی نسبی این ترکیبات، دادههای بلندمدت درباره ایمنی آنها همچنان در حال جمعآوری است.
اسیدهای چرب امگا-۳ در دوزهای بسیار بالاتر از مکملهای معمول، بهعنوان داروی رسمی برای کاهش تریگلیسیرید بسیار بالا کاربرد دارند. آیکوزاپنت اتیل (icosapent ethyl) یک فرم خالصشده از EPA (Eicosapentaenoic Acid: نوعی اسید چرب امگا-۳) است که برخلاف مکملهای معمول روغن ماهی، فاقد DHA است. این دارو با کاهش تولید VLDL در کبد و افزایش پاکسازی تریگلیسیرید از خون، قادر است تریگلیسیرید را تا ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش دهد. مطالعه بزرگ بالینی REDUCE-IT نشان داد استفاده از این دارو در بیماران پرخطر با تریگلیسیرید بالا، حتی در کنار استاتین، خطر رویدادهای قلبی-عروقی را بهطور معناداری کاهش میدهد. برخلاف این یافته، مکملهای معمول روغن ماهی حاوی ترکیب EPA و DHA در مطالعات بزرگتر نتوانستند اثر مشابهی در پیشگیری از رویدادهای قلبی نشان دهند. دوز دارویی امگا-۳ معمولاً ۴ گرم در روز است که بهطور قابلتوجهی بالاتر از دوز مکملهای رایج بازار است. عارضه جانبی قابل توجه این دارو، افزایش جزئی خطر بروز فیبریلاسیون دهلیزی (arrhythmia: نوعی بینظمی ضربان قلب) در برخی بیماران است. به همین دلیل تفاوت میان مکمل خوراکی معمول و فرآورده دارویی تأییدشده، نکتهای است که باید توسط پزشک و نه انتخاب شخصی بیمار مشخص شود.
انتخاب دارو در وهله نخست به الگوی غالب اختلال چربی خون فرد بستگی دارد؛ اگر LDL بالا غالب باشد، استاتین معمولاً اولین انتخاب است. اگر با وجود دوز حداکثری استاتین قابل تحمل، LDL همچنان به هدف نرسد، افزودن ازتیمایب معمولاً گام بعدی است. در صورت عدم پاسخ کافی به این ترکیب، بهویژه در هیپرکلسترولمی خانوادگی یا بیماران بسیار پرخطر، مهارکنندههای PCSK9 یا اینکلیسیران در نظر گرفته میشوند. اگر تریگلیسیرید غالب و بسیار بالا باشد، بهویژه بالای ۵۰۰ میلیگرم بر دسیلیتر، فیبرات یا امگا-۳ با دوز دارویی اولویت پیدا میکند. در الگوی مختلط که هم LDL و هم تریگلیسیرید بالاست، ترکیب دقیق دارویی با نظارت آزمایشگاهی دقیقتر انتخاب میشود. عدم تحمل عضلانی به استاتین، بمپدوئیک اسید یا رزینهای صفراوی را به گزینههای جایگزین منطقی تبدیل میکند. سن، جنس، بیماریهای همراه مانند دیابت یا نارسایی کلیه، و داروهای مصرفی دیگر همگی در تصمیم نهایی پزشک نقش دارند. هدف نهایی همیشه رساندن بیمار به عدد هدف LDL و تریگلیسیرید تعیینشده با کمترین عوارض جانبی ممکن است.
ترکیب استاتین با داروهای ضدقارچ آزولی یا برخی آنتیبیوتیکهای ماکرولید میتواند غلظت خونی استاتین را از طریق مهار آنزیم CYP3A4 بهشدت افزایش دهد. آب گریپفروت نیز به دلیل مهار همین آنزیم کبدی، میتواند خطر عوارض عضلانی استاتینهای خاصی مانند سیمواستاتین را بالا ببرد. ترکیب فیبرات، بهویژه جمفیبروزیل، با استاتین خطر رابدومیولیز را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد و نیازمند احتیاط ویژه است. رزینهای صفراوی با اتصال به بسیاری از داروهای دیگر در روده، جذب آنها را کاهش میدهند و باید با فاصله زمانی مناسب از سایر داروها مصرف شوند. مصرف همزمان استاتین با داروهای ضدانعقاد خوراکی مانند وارفارین میتواند اثر رقیقکنندگی خون را تشدید کند و نیازمند پایش دقیقتر شاخص انعقادی INR است. نیاسین در ترکیب با داروهای کاهنده فشار خون میتواند افت فشار خون را تشدید کند، بهویژه در ابتدای درمان. مهارکنندههای PCSK9 به دلیل مسیر متابولیک متفاوت، تداخلات دارویی شناختهشده کمتری نسبت به سایر گروهها دارند. به همین دلایل، اطلاعرسانی کامل به پزشک درباره تمام داروها و مکملهای مصرفی، پیش از شروع هر داروی کاهنده چربی، ضروری است.
پیش از شروع اکثر داروهای کاهنده چربی، انجام یک پروفایل لیپیدی پایه شامل کلسترول تام، LDL، HDL و تریگلیسیرید ضروری است. آزمایش آنزیمهای کبدی ALT و AST نیز پیش از شروع درمان و در صورت وجود علائم مشکوک در طول درمان توصیه میشود، هرچند پایش روتین و مکرر آنها در بیماران بدون علامت دیگر ضرورتی ندارد. اندازهگیری اولیه آنزیم CK پیش از شروع درمان تنها در بیمارانی توصیه میشود که ریسک بالای عوارض عضلانی دارند یا علائم پایه دارند. پس از شروع درمان، بازبینی پروفایل چربی معمولاً چهار تا دوازده هفته بعد برای ارزیابی پاسخ به دارو و تنظیم دوز انجام میشود. در صورت پایداری وضعیت بیمار و رسیدن به هدف درمانی، آزمایش سالانه چربی خون معمولاً کافی است. بیمارانی که تحت درمان با فیبرات هستند باید عملکرد کلیه را بهطور دورهای بررسی کنند. بیماران دیابتی تحت درمان با استاتین یا نیاسین باید قند خون ناشتا یا هموگلوبین A1C خود را با فاصله منظم پایش کنند. هرگونه درد عضلانی جدید، ادرار تیره یا زردی پوست باید بلافاصله به پزشک اطلاع داده شود، زیرا این علائم میتوانند نشانه اولیه عوارض جدی دارویی باشند.
استاتینها به دلیل نقش حیاتی کلسترول در تشکیل سلولهای عصبی و غشای جنین، در دوران بارداری بهطور کامل ممنوع هستند. زنانی که قصد بارداری دارند باید مصرف استاتین را حداقل یک تا سه ماه پیش از اقدام برای بارداری با هماهنگی پزشک قطع کنند. رزینهای اتصالدهنده اسید صفراوی به دلیل عدم جذب سیستمیک، در صورت نیاز مطلق به درمان دارویی در بارداری، گزینهای نسبتاً ایمنتر محسوب میشوند. در دوران شیردهی نیز اغلب داروهای کاهنده چربی به دلیل عبور احتمالی به شیر مادر و نبود داده کافی ایمنی، توصیه نمیشوند. در سالمندان بالای ۷۵ سال، تصمیم شروع دارو باید با در نظر گرفتن سایر بیماریهای همراه، تعداد داروهای مصرفی و خطر تداخل دارویی گرفته شود. کاهش عملکرد کبد و کلیه در سالمندان میتواند غلظت خونی بسیاری از این داروها را افزایش دهد و خطر عوارض جانبی را بالا ببرد. در کودکان و نوجوانان، درمان دارویی تنها در موارد خاص مانند هیپرکلسترولمی خانوادگی شدید و معمولاً از سن ۸ تا ۱۰ سالگی به بالا در نظر گرفته میشود. تمام این ملاحظات نشان میدهد که درمان چربی خون باید کاملاً فردیسازیشده و متناسب با شرایط خاص هر بیمار طراحی شود.
هیچ داروی کاهنده چربی جایگزین کامل سبک زندگی سالم نیست و اثربخشی داروها همیشه در کنار اصلاح رژیم غذایی و فعالیت بدنی بیشتر است. کاهش مصرف چربیهای اشباع و چربیهای ترانس، بهویژه در فرآوردههای صنعتی و سرخکردنی، مستقیماً بر کاهش LDL خون اثر میگذارد. افزایش مصرف فیبر محلول موجود در جو دوسر، حبوبات و میوهها میتواند LDL را تا ۵ تا ۱۰ درصد اضافی کاهش دهد. کاهش مصرف قند ساده و کربوهیدرات تصفیهشده، تأثیر مستقیمی بر کاهش تریگلیسیرید خون دارد که گاهی حتی بیشتر از تأثیر کاهش چربی غذایی است. فعالیت هوازی منظم مانند پیادهروی سریع یا دوچرخهسواری به مدت حداقل ۱۵۰ دقیقه در هفته میتواند HDL را افزایش و تریگلیسیرید را کاهش دهد. کاهش وزن حتی به میزان پنج تا ده درصد از وزن بدن، اثر قابل توجهی بر بهبود کل پروفایل چربی خون دارد. ترک سیگار بهطور مستقل باعث افزایش HDL و بهبود عملکرد دیواره عروق میشود، مستقل از هرگونه تغییر در LDL. ترکیب همزمان دارو و سبک زندگی سالم، نتیجهای بهمراتب بهتر از تکیه صرف بر یکی از این دو رویکرد بهتنهایی ایجاد میکند.
عدم درمان چربی خون بالا در بلندمدت، خطر ابتلا به بیماری عروق کرونر قلب را بهطور تدریجی و پیوسته افزایش میدهد. تجمع تدریجی پلاک در عروق کرونر میتواند در نهایت به آنژین صدری (angina: درد قفسه سینه ناشی از کاهش خونرسانی قلب) یا سکته قلبی حاد منجر شود. همین فرایند در عروق مغزی میتواند باعث سکته مغزی ایسکمیک شود که یکی از علل اصلی ناتوانی دائمی در بزرگسالان است. درگیری عروق محیطی پاها، شرایطی به نام بیماری عروق محیطی (Peripheral Artery Disease) ایجاد میکند که با درد هنگام راهرفتن و در موارد شدید خطر قطع عضو همراه است. تریگلیسیرید بسیار بالا و بدون کنترل، بهویژه بالای ۱۰۰۰ میلیگرم بر دسیلیتر، خطر پانکراتیت حاد را به شکل قابلتوجهی افزایش میدهد که میتواند تهدیدکننده حیات باشد. تجمع طولانیمدت کلسترول در برخی بیماران میتواند به تشکیل زانتوما (xanthoma: توده چربی زیر پوست) و رسوب چربی در قرنیه چشم منجر شود. اختلال چربی خون کنترلنشده در بلندمدت، همچنین با افزایش خطر ابتلا به کبد چرب غیرالکلی ارتباط دارد. این عوارض تجمعی نشان میدهند که تأخیر در درمان، هزینه سلامتی بهمراتب سنگینتری نسبت به پایبندی منظم به درمان دارد.
دستورالعمل کالج قلب آمریکا و انجمن قلب آمریکا موسوم به ACC/AHA که در سال ۲۰۱۸ بهروزرسانی شد، مبنای اصلی تصمیمگیری درمانی در بسیاری از کشورها از جمله در طبابت داخلی است. این راهنما بر پایه محاسبه خطر ۱۰ ساله فردی بهجای تکیه صرف بر یک عدد ثابت کلسترول، تصمیمگیری درمانی را شخصیسازی میکند. راهنمای انجمن قلب اروپا و انجمن آترواسکلروز اروپا موسوم به ESC/EAS که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، اهداف LDL سختگیرانهتری بهویژه برای بیماران پرخطر پیشنهاد میدهد. هر دو راهنما بر اصل «هرچه پایینتر بهتر است» برای LDL در بیماران بسیار پرخطر تأکید دارند، بدون آنکه حد پایین مطلقی برای خطرناک بودن کاهش بیش از حد آن تعریف کرده باشند. این راهنماها بهطور مداوم بر اساس نتایج کارآزماییهای بالینی جدید بازنگری میشوند که نشاندهنده ماهیت پویا و درحالتحول علم درمان چربی خون است. سازمانهای معتبر همچنین بر لزوم ارزیابی مجدد خطر قلبی هر سه تا پنج سال یکبار در افراد سالم بدون بیماری شناختهشده تأکید میکنند. رعایت دقیق این دستورالعملها توسط پزشک، تضمین میکند که درمان هر بیمار بر پایه شواهد علمی روزآمد و نه صرفاً عادتهای قدیمی تجویز صورت گیرد. در نهایت، ترکیب دانش علمی بهروز، پایبندی بیمار به درمان و نظارت منظم آزمایشگاهی، سه ضلع اصلی موفقیت در کنترل بلندمدت چربی خون و پیشگیری از عوارض قلبی-عروقی هستند.