نارسایی قلب حالتی است که در آن عضله قلب نمیتواند خون کافی را به تمام بدن پمپ کند. این وضعیت باعث تجمع مایع در ریهها، پاها و شکم میشود. داروهای حمایتی برای کاهش علائم و جلوگیری از بدتر شدن بیماری استفاده میشوند. الکترولیتها نقش اصلی در تنظیم حجم مایع و کارکرد عضله قلب دارند. بدون مدیریت صحیح الکترولیتها، داروهای اصلی نارسایی قلب ممکن است عوارض جدی ایجاد کنند. استانداردهای انجمن قلب آمریکا و انجمن قلب اروپا تأکید دارند که درمان حمایتی باید همزمان با داروهای اصلی انجام شود. بیمار معمولی باید بداند که این داروها جایگزین درمان اصلی نیستند بلکه مکمل آن هستند. هدف نهایی حفظ تعادل مایعات و املاح برای کاهش بار کاری قلب است.
الکترولیت به معنی املاح معدنی است که در آب بدن حل میشوند و بار الکتریکی حمل میکنند. ریشه این واژه از یونانی به معنای حلشونده الکتریکی گرفته شده است. سدیم، پتاسیم و منیزیم سه الکترولیت اصلی مرتبط با نارسایی قلب هستند. این مواد جریان الکتریکی لازم برای انقباض قلب را فراهم میکنند. کمبود یا افزایش هر کدام میتواند ریتم قلب را مختل کند. در بدن انسان بزرگسال حدود ۶۰ درصد وزن از آب تشکیل شده که الکترولیتها در آن حل هستند. پزشکان با آزمایش خون سطح این مواد را میسنجند. درک این مفهوم به بیمار کمک میکند اهمیت پیگیری منظم آزمایشها را بفهمد.
سدیم مهمترین الکترولیت در تنظیم حجم مایع خارج سلولی است. در نارسایی قلب بدن تمایل به نگه داشتن سدیم دارد که منجر به ورم میشود. مقدار نرمال سدیم خون بین ۱۳۵ تا ۱۴۵ میلیمول در لیتر است. سطح کمتر از ۱۳۰ میلیمول در لیتر خطرناک و نشاندهنده هیپوناترمی شدید است. سطح بالاتر از ۱۵۰ میلیمول در لیتر نیز میتواند مشکلات جدی ایجاد کند. داروهای مدر باعث دفع سدیم میشوند اما باید با احتیاط مصرف شوند. مطالعات انجمن قلب اروپا نشان میدهد محدودیت شدید نمک همیشه مفید نیست. بیمار باید مصرف نمک روزانه را به کمتر از پنج گرم محدود کند مگر پزشک دستور دیگری بدهد.
پتاسیم برای تولید پتانسیل الکتریکی در سلولهای قلب ضروری است. مقدار نرمال پتاسیم خون بین ۳٫۵ تا ۵٫۰ میلیمول در لیتر است. در بیماران نارسایی قلب سطح ایدهآل بین ۴٫۰ تا ۵٫۰ میلیمول در لیتر توصیه میشود. کمتر از ۳٫۵ میلیمول در لیتر هیپوکالمی نام دارد و خطر آریتمی را افزایش میدهد. بیشتر از ۵٫۵ میلیمول در لیتر هیپرکالمی است و میتواند قلب را متوقف کند. داروهای مدر حلقوی پتاسیم را کاهش میدهند. آنتاگونیستهای گیرنده مینرالوکورتیکوئید پتاسیم را افزایش میدهند. پایش منظم پتاسیم طبق راهنمای انجمن قلب آمریکا الزامی است.
منیزیم در بیش از سیصد واکنش آنزیمی بدن شرکت دارد و برای انقباض عضله قلب حیاتی است. مقدار نرمال منیزیم خون بین ۱٫۷ تا ۲٫۲ میلیگرم در دسیلیتر است. کمبود منیزیم یا هیپومنیزیمی اغلب همراه با کمبود پتاسیم دیده میشود. سطح کمتر از ۱٫۵ میلیگرم در دسیلیتر خطرناک محسوب میشود. داروهای مدر میتوانند منیزیم را از طریق ادرار دفع کنند. مکمل منیزیم فقط با تجویز پزشک و پس از آزمایش خون مصرف میشود. مطالعات نشان میدهد کمبود منیزیم خطر مرگ ناگهانی قلبی را بالا میبرد. اصلاح منیزیم به بهبود پاسخ به داروهای دیگر کمک میکند.
داروهای مدر یا ادرارآور اصلیترین گروه حمایتی برای کاهش احتقان مایع هستند. این داروها با افزایش دفع آب و نمک از کلیهها کار میکنند. سه دسته اصلی مدرهای حلقوی، تیازیدی و نگهدارنده پتاسیم وجود دارد. مدرهای حلقوی قویترین اثر را دارند و در موارد احتقان شدید استفاده میشوند. این داروها اغلب باعث کاهش پتاسیم و منیزیم میشوند. پزشک دوز را بر اساس وزن روزانه بیمار تنظیم میکند. افزایش وزن بیش از دو کیلوگرم در دو روز نشانه نیاز به تنظیم دوز است. پایش الکترولیتها یک تا دو هفته پس از شروع یا تغییر دوز ضروری است.
مدرهای حلقوی مانند فوروزماید در بخش حلقه هنله کلیه عمل میکنند. این داروها بازجذب سدیم و کلر را مهار میکنند و حجم ادرار را افزایش میدهند. فوروزماید معمولاً با دوز اولیه ۲۰ تا ۴۰ میلیگرم شروع میشود. حداکثر دوز روزانه میتواند تا ۶۰۰ میلیگرم برسد اما تحت نظارت دقیق. مدت اثر فوروزماید حدود شش تا هشت ساعت است. این داروها باعث از دست رفتن پتاسیم و منیزیم میشوند. در بیماران با عملکرد کلیه ضعیف دوز باید تنظیم شود. راهنمای انجمن قلب اروپا توصیه میکند کمترین دوز مؤثر استفاده شود.
مدرهای تیازیدی مانند هیدروکلروتیازید در بخش دیستال لوله کلیوی عمل میکنند. این داروها اثر ضعیفتری نسبت به مدرهای حلقوی دارند. در موارد احتقان خفیف یا همراه با فشار خون بالا استفاده میشوند. تیازیدها نیز باعث کاهش پتاسیم و سدیم میشوند. مصرف همزمان با مدر حلقوی اثر همافزایی ایجاد میکند. در بیماران با نرخ فیلتراسیون گلومرولی کمتر از ۳۰ میلیلیتر در دقیقه اثر آنها کاهش مییابد. پزشک معمولاً دوز پایین را انتخاب میکند. پایش منظم سدیم و پتاسیم هنگام مصرف این داروها الزامی است.
این داروها که به نام مدرهای نگهدارنده پتاسیم نیز شناخته میشوند شامل اسپیرونولاکتون و اپلرنون هستند. آنها با مسدود کردن اثر آلدوسترون باعث دفع سدیم و حفظ پتاسیم میشوند. دوز شروع اسپیرونولاکتون معمولاً ۲۵ میلیگرم روزانه است. حداکثر دوز توصیه شده ۵۰ میلیگرم در روز است. شرط شروع درمان سطح پتاسیم کمتر از ۵٫۰ میلیمول در لیتر و عملکرد کلیه مناسب است. این داروها مرگ و میر را در بیماران کلاس سه و چهار کاهش میدهند. عارضه اصلی افزایش پتاسیم خون است. آزمایش خون یک تا دو هفته پس از شروع دارو ضروری است.
مهارکنندههای آنزیم مبدل آنژیوتانسین مانند انالاپریل و لیزینوپریل بار کاری قلب را کاهش میدهند. این داروها میتوانند پتاسیم خون را افزایش دهند. سطح پتاسیم باید قبل از شروع و پس از هر افزایش دوز بررسی شود. مقدار نرمال پتاسیم هنگام مصرف این داروها باید زیر ۵٫۵ میلیمول در لیتر حفظ شود. در صورت افزایش بیش از ۵٫۵ میلیمول در لیتر دوز کاهش یا دارو قطع میشود. این داروها عملکرد کلیه را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. پزشک کراتینین سرم را همزمان با الکترولیتها میسنجد. ترکیب این داروها با مدرهای نگهدارنده پتاسیم نیاز به مراقبت ویژه دارد.
مسدودکنندههای گیرنده آنژیوتانسین جایگزین مهارکنندههای آنزیم مبدل هستند وقتی بیمار سرفه دارد. ترکیب ساکوبیتریل و والزارتان یک داروی ترکیبی جدیدتر است. این داروها نیز میتوانند پتاسیم را افزایش دهند. پایش الکترولیتها مشابه مهارکنندههای آنزیم مبدل انجام میشود. سطح سدیم و پتاسیم باید در محدوده نرمال نگه داشته شود. مطالعات نشان میدهد این داروها بستری شدن را کاهش میدهند. بیمار باید علائم ضعف یا تپش قلب را فوری گزارش کند. تنظیم دوز بر اساس پاسخ بیمار و نتایج آزمایش انجام میشود.
این داروها ابتدا برای دیابت ساخته شدند اما در نارسایی قلب بسیار مؤثر هستند. امپاگلیفلوزین و داپاگلیفلوزین نمونههای اصلی هستند. آنها با افزایش دفع گلوکز و سدیم از کلیه کار میکنند. این داروها معمولاً پتاسیم را کاهش نمیدهند و حتی ممکن است به تعادل کمک کنند. مصرف آنها خطر بستری و مرگ قلبی را کاهش میدهد. بیمار باید مایعات کافی بنوشد مگر پزشک محدودیت گذاشته باشد. عارضه اصلی عفونت ادراری و کاهش حجم مایع است. این داروها بخشی از درمان چهارگانه استاندارد هستند.
سدیم نرمال ۱۳۵ تا ۱۴۵ میلیمول در لیتر است. سطح مرزی ۱۳۰ تا ۱۳۴ یا ۱۴۶ تا ۱۵۰ میلیمول در لیتر نیاز به توجه دارد. سطح خطرناک کمتر از ۱۳۰ یا بیشتر از ۱۵۰ میلیمول در لیتر است. پتاسیم نرمال ۳٫۵ تا ۵٫۰ میلیمول در لیتر و ایدهآل در نارسایی قلب ۴٫۰ تا ۵٫۰ است. کمتر از ۳٫۵ یا بیشتر از ۵٫۵ خطرناک است. منیزیم نرمال ۱٫۷ تا ۲٫۲ میلیگرم در دسیلیتر است. کمتر از ۱٫۵ میلیگرم در دسیلیتر خطرناک محسوب میشود. این مقادیر در افراد مسن و بیماران کلیوی ممکن است کمی متفاوت تفسیر شوند.
هیپوناترمی به معنای کاهش سدیم خون کمتر از ۱۳۵ میلیمول در لیتر است. در نارسایی قلب اغلب به دلیل رقیق شدن خون با آب اضافی رخ میدهد. علائم شامل سردرگمی، تهوع و ضعف است. سطح کمتر از ۱۳۰ میلیمول در لیتر نیاز به اقدام فوری دارد. درمان اصلی بهبود وضعیت قلب و کاهش احتقان است. محدودیت مایعات فقط در موارد شدید و انتخابی توصیه میشود. راهنمای انجمن قلب اروپا محدودیت ۱٫۵ تا ۲ لیتر را فقط برای بیماران خاص پیشنهاد میکند. اصلاح پتاسیم و منیزیم به بهبود هیپوناترمی کمک میکند.
هیپوکالمی کاهش پتاسیم به کمتر از ۳٫۵ میلیمول در لیتر است. داروهای مدر حلقوی و تیازیدی علت اصلی آن هستند. علائم شامل گرفتگی عضله، ضعف و تپش قلب نامنظم است. سطح کمتر از ۳٫۰ میلیمول در لیتر بسیار خطرناک و میتواند باعث آریتمی کشنده شود. درمان شامل مکمل پتاسیم خوراکی یا وریدی تحت نظارت است. افزودن مدر نگهدارنده پتاسیم میتواند از عود جلوگیری کند. بیمار باید غذاهای غنی از پتاسیم را با مشورت پزشک مصرف کند. پایش هفتگی در ابتدای درمان ضروری است.
هیپرکالمی افزایش پتاسیم به بیش از ۵٫۰ میلیمول در لیتر است. داروهای مهارکننده سیستم رنین-آنژیوتانسین و مدرهای نگهدارنده پتاسیم علت شایع هستند. سطح بین ۵٫۱ تا ۵٫۵ معمولاً قابل تحمل است اما نیاز به پایش دارد. بیشتر از ۵٫۵ میلیمول در لیتر خطرناک و ممکن است دارو قطع شود. علائم شامل ضعف عضلانی و ضربان قلب کند است. داروهای جدید باندکننده پتاسیم مانند پاتیرومر میتوانند کمک کنند. رژیم کمپتاسیم و اجتناب از نمکهای جایگزین حاوی پتاسیم توصیه میشود. هدف حفظ پتاسیم زیر ۵٫۵ میلیمول در لیتر است.
هیپومنیزیمی کمبود منیزیم کمتر از ۱٫۷ میلیگرم در دسیلیتر است. مدرها و تغذیه ضعیف علت اصلی هستند. این کمبود اغلب همراه با هیپوکالمی دیده میشود و اصلاح پتاسیم را دشوار میکند. علائم شامل لرزش، گرفتگی عضله و آریتمی است. سطح کمتر از ۱٫۵ میلیگرم در دسیلیتر نیاز به درمان فوری دارد. مکمل منیزیم خوراکی یا وریدی بر اساس شدت کمبود تجویز میشود. مطالعات نشان میدهد اصلاح منیزیم کیفیت زندگی را بهبود میبخشد. پایش همزمان منیزیم با پتاسیم توصیه میشود.
در گذشته محدودیت شدید نمک و مایع توصیه میشد. شواهد جدید نشان میدهد محدودیت شدید نمک همیشه مرگ و بستری را کاهش نمیدهد. انجمن قلب اروپا اکنون محدودیت نمک به حداکثر پنج گرم در روز را پیشنهاد میکند. محدودیت مایع ۱٫۵ تا ۲ لیتر فقط در بیماران با هیپوناترمی یا احتقان مقاوم توصیه میشود. بیمار باید وزن روزانه خود را ثبت کند. افزایش وزن ناگهانی نشانه احتباس مایع است. مطالعات اخیر نشان میدهد رژیم بسیار کمنمک ممکن است در برخی بیماران مضر باشد. تصمیم نهایی بر اساس وضعیت فردی بیمار گرفته میشود.
پایش الکترولیتها بخش جداییناپذیر درمان حمایتی است. قبل از شروع هر داروی جدید سطح سدیم، پتاسیم و منیزیم باید اندازهگیری شود. یک تا دو هفته پس از شروع یا افزایش دوز آزمایش تکرار میشود. در بیماران پایدار پایش هر سه تا شش ماه کافی است. هر تغییر در علائم مانند ضعف یا تپش قلب نیاز به آزمایش فوری دارد. پزشک بر اساس نتایج دوز داروها را تنظیم میکند. بیمار باید نتایج آزمایش را نگه دارد و به همه پزشکان خود نشان دهد. این پایش از عوارض جدی جلوگیری میکند.
ضعف ناگهانی عضلانی نشانه احتمالی اختلال پتاسیم یا منیزیم است. تپش قلب نامنظم یا احساس ضربان نامنظم نیاز به بررسی فوری دارد. سردرگمی یا خوابآلودگی میتواند نشانه هیپوناترمی باشد. گرفتگی مکرر عضلات پا اغلب با کمبود منیزیم مرتبط است. تهوع و استفراغ مداوم ممکن است نشاندهنده اختلال شدید باشد. بیمار باید این علائم را فوری به پزشک گزارش کند. خوددرمانی با مکملها خطرناک است. تشخیص دقیق فقط با آزمایش خون امکانپذیر است.
راهنمای انجمن قلب آمریکا و اروپا درمان چهارگانه را برای نارسایی قلب با کسر جهشی کاهشیافته توصیه میکند. این درمان شامل مهارکننده سیستم رنین-آنژیوتانسین، بتابلوکر، آنتاگونیست مینرالوکورتیکوئید و مهارکننده سدیم-گلوکز است. داروهای مدر بر اساس وجود احتقان اضافه میشوند. پایش الکترولیتها در تمام مراحل درمان الزامی است. هدف حفظ پتاسیم بین ۴ تا ۵ میلیمول در لیتر است. بیمار باید دارو را منظم مصرف کند و دوز را خودسرانه تغییر ندهد. همکاری بیمار با تیم درمانی کلید موفقیت است. این رویکرد مرگ و بستری را به طور قابل توجهی کاهش میدهد.
هر داروی اصلی نارسایی قلب بر الکترولیتها اثر میگذارد. مدرها پتاسیم و منیزیم را کاهش میدهند. آنتاگونیستهای مینرالوکورتیکوئید و مهارکنندههای آنزیم مبدل پتاسیم را افزایش میدهند. ترکیب این داروها نیاز به تعادل دقیق دارد. مهارکنندههای سدیم-گلوکز معمولاً اثر خنثی یا مثبت بر پتاسیم دارند. پزشک با تنظیم دوز و ترتیب شروع داروها از اختلال جلوگیری میکند. بیمار نباید هیچ داروی جدید از جمله مکمل را بدون مشورت اضافه کند. درک این تعاملات به بیمار کمک میکند همکاری بهتری داشته باشد.
آزمایش خون تنها راه دقیق سنجش الکترولیتها است. بیمار باید ناشتا بودن یا نبودن را طبق دستور آزمایشگاه رعایت کند. نتایج باید ظرف چند روز به پزشک گزارش شود. در صورت اختلال خفیف ممکن است فقط دوز دارو تغییر کند. در اختلال شدید بستری کوتاهمدت برای اصلاح لازم است. بیمار باید تاریخ آزمایشهای بعدی را در تقویم خود یادداشت کند. همراه داشتن نتایج قبلی به پزشک جدید کمک میکند. این کار بخشی از خودمراقبتی فعال بیمار است.
داروهای حمایتی نارسایی قلب بدون مدیریت الکترولیتها کامل نیستند. تعادل سدیم، پتاسیم و منیزیم پایه کارکرد ایمن تمام داروها است. بیمار با درک مقادیر نرمال و علائم هشدار میتواند نقش فعال داشته باشد. پیگیری منظم آزمایشها و مصرف دقیق داروها عوارض را به حداقل میرساند. راهنماهای معتبر پزشکی این رویکرد را استاندارد کردهاند. هدف نهایی کاهش علائم، جلوگیری از بستری و بهبود کیفیت زندگی است. هر بیمار وضعیت منحصربهفرد دارد و درمان باید فردی باشد. همکاری نزدیک با پزشک کلید موفقیت بلندمدت است.