کاردیوآنکولوژی شاخهای تخصصی از پزشکی است که به بررسی و مدیریت اثرات داروهای ضدسرطان بر قلب و عروق میپردازد. این رشته با هدف حفظ عملکرد قلب در بیماران مبتلا به سرطان شکل گرفته تا درمان سرطان بدون آسیب جدی به عضله قلب ادامه یابد. داروهای مرتبط با این حوزه شامل دو گروه اصلی هستند: داروهایی که خود باعث آسیب قلبی میشوند و داروهایی که برای پیشگیری یا درمان این آسیب به کار میروند. ریشه واژه کاردیوآنکولوژی از ترکیب «کاردیو» به معنای قلب و «آنکولوژی» به معنای دانش سرطان گرفته شده است. بیمار معمولی باید بداند که برخی داروهای شیمیدرمانی میتوانند قدرت پمپاژ قلب را کاهش دهند. این کاهش معمولاً با اندازهگیری کسر جهشی بطن چپ یا همان LVEF سنجیده میشود که مقدار طبیعی آن در بزرگسالان معمولاً ۵۰ تا ۷۰ درصد است. اگر این مقدار به زیر ۵۰ درصد برسد یا بیش از ۱۰ درصد نسبت به مقدار پایه کاهش یابد، خطر نارسایی قلبی افزایش مییابد. هدف اصلی داروهای کاردیوآنکولوژی جلوگیری از رسیدن به این محدوده خطرناک است.
آنتراسایکلینها گروهی از داروهای شیمیدرمانی قوی هستند که برای درمان بسیاری از سرطانها از جمله سرطان پستان و لنفوم استفاده میشوند. دوکسوروبیسین مهمترین عضو این گروه است و آسیب قلبی آن وابسته به دوز تجمعی است. دوز تجمعی بیش از ۲۵۰ میلیگرم بر متر مربع سطح بدن به عنوان ریسک بالا و بیش از ۳۰۰ میلیگرم بر متر مربع به عنوان ریسک بسیار بالا در نظر گرفته میشود. مکانیسم آسیب عمدتاً از طریق ایجاد رادیکالهای آزاد اکسیژن و آسیب به DNA سلولهای عضله قلب رخ میدهد. این آسیب میتواند ماهها یا حتی سالها پس از پایان درمان ظاهر شود. بیمار باید بداند که هرچه دوز تجمعی بالاتر باشد، احتمال کاهش دائمی قدرت پمپاژ قلب بیشتر است. مقدار LVEF کمتر از ۴۰ درصد پس از درمان با این داروها نشاندهنده آسیب شدید و نیاز فوری به مداخله دارویی است. راهنماهای پزشکی تأکید دارند که در دوزهای بالا، داروهای محافظ قلب باید همزمان در نظر گرفته شوند. این اطلاعات به بیمار کمک میکند تا اهمیت پیگیری منظم قلب را درک کند.
دکسرازوکسان تنها دارویی است که توسط سازمان غذا و داروی آمریکا و آژانس دارویی اروپا به طور خاص برای پیشگیری از آسیب قلبی ناشی از آنتراسایکلین تأیید شده است. این دارو با مهار آنزیم توپوایزومراز دو بتا در سلولهای قلب و کاهش تشکیل رادیکالهای آزاد عمل میکند. نسبت دوز معمول آن به دوکسوروبیسین ده به یک است، یعنی برای هر ۵۰ میلیگرم بر متر مربع دوکسوروبیسین، ۵۰۰ میلیگرم بر متر مربع دکسرازوکسان تزریق میشود. تزریق باید حداقل سی دقیقه قبل از آنتراسایکلین انجام شود. در بیماران با ریسک بالا یا بسیار بالا، این دارو میتواند کاهش LVEF را به طور معناداری کمتر کند. مطالعات نشان دادهاند که خطر نارسایی قلبی بالینی با استفاده از آن به کمتر از یک پنجم کاهش مییابد. استفاده از آن معمولاً در بیماران مبتلا به سرطان پستان متاستاتیک که دوز تجمعی بیش از ۳۰۰ میلیگرم بر متر مربع دریافت کردهاند محدود شده است. بیمار باید بداند که این دارو اثربخشی ضدسرطان را کاهش نمیدهد.
مهارکنندههای آنزیم مبدل آنژیوتانسین یا ACEI گروهی از داروهای فشارخون هستند که در کاردیوآنکولوژی برای حفظ قدرت پمپاژ قلب به کار میروند. انالاپریل یکی از پرکاربردترین اعضای این گروه است و معمولاً با دوز اولیه ۲٫۵ تا ۵ میلیگرم شروع و تا ۲۰ میلیگرم در روز افزایش مییابد. این داروها با کاهش بار قلب و جلوگیری از بازسازی نامطلوب عضله قلب عمل میکنند. در بیماران با افزایش تروپونین پس از شیمیدرمانی، شروع زودهنگام انالاپریل میتواند از افت LVEF جلوگیری کند. مقدار طبیعی فشارخون سیستولیک کمتر از ۱۴۰ میلیمتر جیوه و دیاستولیک کمتر از ۹۰ میلیمتر جیوه است و این داروها به حفظ آن کمک میکنند. راهنماهای انجمن قلب اروپا استفاده از ACEI را در بیماران پرریسک آنتراسایکلین با کلاس توصیه IIa پیشنهاد کردهاند. بیمار معمولی باید بداند که این داروها نه تنها فشارخون را کنترل میکنند بلکه مستقیماً از عضله قلب محافظت مینمایند. قطع ناگهانی آنها بدون مشورت پزشک توصیه نمیشود.
مسدودکنندههای گیرنده بتا یا بتا بلاکرها گروهی دیگر از داروهای قلبی هستند که در کاردیوآنکولوژی جایگاه ویژهای دارند. کارودیلول و بیسوپرولول از مؤثرترین اعضای این گروه در مطالعات کاردیوآنکولوژی بودهاند. کارودیلول معمولاً با دوز ۶٫۲۵ میلیگرم دو بار در روز شروع و تا ۲۵ میلیگرم دو بار در روز افزایش مییابد. این داروها ضربان قلب را کاهش میدهند و مصرف انرژی عضله قلب را کم میکنند. مقدار طبیعی ضربان قلب در حالت استراحت ۶۰ تا ۱۰۰ ضربه در دقیقه است و بتا بلاکرها آن را در محدوده پایینتر نگه میدارند. مطالعات نشان دادهاند که ترکیب کارودیلول با کاندسارتان کاهش LVEF را به طور معناداری کمتر میکند. راهنماهای ۲۰۲۲ انجمن قلب اروپا استفاده از بتا بلاکر را همراه با ACEI در بیماران پرریسک توصیه کردهاند. بیمار باید بداند که این داروها خستگی خفیف ایجاد میکنند اما فایده محافظتی آنها بسیار بیشتر است.
ترکیب مهارکنندههای آنزیم مبدل آنژیوتانسین با بتا بلاکرها استراتژی رایج در بیماران پرریسک کاردیوآنکولوژی است. این ترکیب هم بار قلب را کاهش میدهد و هم ضربان قلب را کنترل میکند. در مطالعاتی مانند PRADA و SAFE، این ترکیب توانسته افت LVEF را محدود کند. مقدار هدف LVEF حفظشده بالای ۵۰ درصد است و این ترکیب به رسیدن به آن کمک میکند. در بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت درمان با آنتراسایکلین، این ترکیب به عنوان خط اول پیشگیری در نظر گرفته میشود. راهنماها تأکید دارند که در صورت افت LVEF به ۴۰ تا ۴۹ درصد بدون علامت، شروع این ترکیب ضروری است. بیمار معمولی باید بداند که این دو گروه دارویی با هم تداخل منفی ندارند و اغلب همزمان تجویز میشوند. پیگیری منظم فشارخون و ضربان قلب در حین مصرف آنها الزامی است.
استاتینها داروهایی هستند که معمولاً برای کاهش کلسترول به کار میروند اما در کاردیوآنکولوژی نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. آتورواستاتین با دوز ۴۰ میلیگرم در روز در بیماران لنفوم تحت درمان با آنتراسایکلین مطالعه شده است. این داروها اثرات ضدالتهابی و ضدرادیکال آزاد دارند که به حفاظت از سلولهای قلب کمک میکند. مقدار طبیعی کلسترول LDL کمتر از ۱۰۰ میلیگرم بر دسیلیتر در بیماران پرریسک است و استاتینها آن را کاهش میدهند. مطالعه STOP-CA نشان داد که آتورواستاتین میتواند افت LVEF را کمتر کند. راهنماهای انجمن قلب آمریکا و اروپا استفاده از استاتین را در بیماران خاص لنفوم با کلاس توصیه محتاطانه پیشنهاد کردهاند. بیمار باید بداند که استاتینها جایگزین داروهای اصلی محافظ قلب نیستند اما میتوانند مکمل مفیدی باشند. عوارض عضلانی خفیف ممکن است رخ دهد اما معمولاً قابل تحمل است.
آنتراسایکلینهای لیپوزومی فرم اصلاحشده دوکسوروبیسین هستند که در پوشش چربی قرار گرفتهاند. این فرم باعث میشود دارو کمتر به سلولهای قلب برسد و آسیب کمتری ایجاد کند. دوز تجمعی ایمنتر آنها بالاتر از فرم معمولی است اما همچنان محدودیت دارد. راهنماهای ۲۰۲۲ انجمن قلب اروپا استفاده از آنها را در بیماران پرریسک یا بسیار پرریسک با کلاس توصیه IIa پیشنهاد کردهاند. این داروها جایگزین مناسبی برای بیمارانی هستند که نیاز ضروری به آنتراسایکلین دارند اما ریسک قلبی بالایی دارند. مقدار LVEF در این بیماران معمولاً بهتر حفظ میشود. بیمار معمولی باید بداند که این فرم گرانتر است اما ایمنی قلبی بالاتری دارد. تصمیم به استفاده از آن باید توسط تیم مشترک قلب و سرطان گرفته شود.
مهارکنندههای HER2 مانند تراستوزوماب برای سرطان پستان HER2 مثبت به کار میروند و میتوانند قدرت پمپاژ قلب را کاهش دهند. آسیب آنها معمولاً برگشتپذیرتر از آنتراسایکلینها است و با قطع دارو بهبود مییابد. افت LVEF بیش از ۱۶ درصد از مقدار پایه یا رسیدن به زیر ۵۰ درصد نیاز به مداخله دارد. در این موارد، شروع ACEI یا بتا بلاکر همزمان با ادامه دقیق نظارت توصیه میشود. مقدار طبیعی تروپونین قلبی کمتر از ۱۴ نانوگرم بر لیتر است و افزایش آن هشدار اولیه آسیب است. راهنماها اجازه ادامه تراستوزوماب را در افت خفیف LVEF با درمان محافظتی میدهند. بیمار باید بداند که این آسیب معمولاً دائمی نیست اگر زود تشخیص داده شود. پیگیری اکوکاردیوگرافی هر سه ماه در حین درمان ضروری است.
مهارکنندههای تیروزین کیناز مانند سونیتینیب و پازوپانیب میتوانند فشارخون را به شدت افزایش دهند. فشارخون سیستولیک بالای ۱۴۰ میلیمتر جیوه یا دیاستولیک بالای ۹۰ میلیمتر جیوه نیاز به درمان فوری دارد. داروهای خط اول برای کنترل این فشارخون همان ACEI یا ARB هستند. این داروها علاوه بر کاهش فشار، از عضله قلب نیز محافظت میکنند. در برخی موارد بتا بلاکر نیز اضافه میشود. مقدار خطرناک فشارخون بالای ۱۸۰ روی ۱۱۰ میلیمتر جیوه است و نیاز به اقدام فوری دارد. بیمار باید بداند که کنترل فشارخون در این بیماران مستقیماً با حفظ عملکرد قلب مرتبط است. اندازهگیری منظم فشارخون در منزل بخش مهمی از مدیریت است.
مهارکنندههای نقطه کنترل ایمنی مانند پمبرولیزوماب میتوانند التهاب عضله قلب یا میوکاردیت ایجاد کنند. این عارضه نادر اما خطرناک است و نیاز به درمان فوری با کورتیکواستروئید دارد. دوز متیلپردنیزولون وریدی ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ میلیگرم در روز برای سه تا پنج روز توصیه میشود. مقدار طبیعی تروپونین باید زیر حد تشخیص آزمایشگاه باشد و افزایش آن همراه با علائم تنگی نفس هشدار جدی است. قطع موقت داروی ایمنی و شروع استروئید بخش اصلی درمان است. بیمار باید بداند که این عارضه معمولاً در هفتههای اول درمان رخ میدهد. پیگیری دقیق علائم قلبی در این بیماران حیاتی است. تیم کاردیوآنکولوژی باید فوراً درگیر شود.
فلوئوروپیریمیدینها مانند ۵-فلوئورواوراسیل و کپسیتابین میتوانند اسپاسم عروق کرونر ایجاد کنند. این عارضه به صورت درد قفسه سینه شبیه حمله قلبی ظاهر میشود. درمان اصلی قطع دارو و استفاده از نیتراتها یا مسدودکنندههای کانال کلسیم است. مقدار طبیعی آنزیمهای قلبی مانند تروپونین باید طبیعی بماند و افزایش آن نشاندهنده آسیب عضله است. در موارد شدید، داروهای ضدآنژین مانند دیلتیازم تجویز میشود. بیمار باید بداند که این عارضه معمولاً در حین تزریق یا بلافاصله پس از آن رخ میدهد. پیشگیری دارویی روتین توصیه نمیشود مگر در بیماران با سابقه قبلی. گزارش فوری درد قفسه سینه ضروری است.
وقتی آسیب قلبی به نارسایی قلبی منجر شود، درمان استاندارد نارسایی قلبی آغاز میشود. این درمان شامل چهار ستون اصلی است: ACEI یا ARNI، بتا بلاکر، آنتاگونیست گیرنده مینرالوکورتیکوئید و مهارکننده SGLT2. ساکوبیتریل-والسارتان به عنوان ARNI در موارد خاص استفاده میشود. مقدار طبیعی پپتید ناتریورتیک نوع B یا BNP کمتر از ۱۰۰ پیکوگرم بر میلیلیتر است و افزایش آن نشاندهنده نارسایی است. اسپیرونولاکتون با دوز ۲۵ میلیگرم در روز به عنوان MRA اضافه میشود. بیمار باید بداند که این داروها قدرت پمپاژ قلب را بازمیگردانند. شروع زودهنگام آنها شانس بهبود کامل را افزایش میدهد. پیگیری منظم LVEF هر سه ماه ضروری است.
آنتاگونیستهای گیرنده مینرالوکورتیکوئید مانند اسپیرونولاکتون و اپلرنون در درمان و پیشگیری آسیب قلبی نقش دارند. اسپیرونولاکتون معمولاً با دوز ۲۵ میلیگرم روزانه شروع میشود. این داروها با جلوگیری از فیبروز عضله قلب عمل میکنند. مقدار طبیعی پتاسیم خون ۳٫۵ تا ۵ میلیاکیوالان بر لیتر است و این داروها میتوانند آن را افزایش دهند. مطالعات نشان دادهاند که اسپیرونولاکتون بیشترین بهبود LVEF را در برخی متاآنالیزها داشته است. در بیماران با افت LVEF، افزودن این دارو به درمان استاندارد توصیه میشود. بیمار باید بداند که کنترل منظم پتاسیم خون الزامی است. عوارض هورمونی خفیف مانند بزرگ شدن پستان در مردان ممکن است رخ دهد.
مهارکنندههای SGLT2 مانند امپاگلیفلوزین و داپاگلیفلوزین داروهای دیابت هستند که در نارسایی قلبی نیز مؤثر شناخته شدهاند. این داروها اخیراً در کاردیوآنکولوژی مورد توجه قرار گرفتهاند. دوز معمول امپاگلیفلوزین ۱۰ میلیگرم روزانه است. آنها با کاهش بار قلب و اثرات متابولیک از عضله قلب محافظت میکنند. مقدار طبیعی قند خون ناشتا کمتر از ۱۰۰ میلیگرم بر دسیلیتر است اما این داروها حتی در افراد غیردیابتی مفید هستند. دادههای اولیه نشاندهنده حفظ بهتر LVEF است. راهنماها هنوز توصیه قوی برای استفاده پیشگیرانه ندارند اما در درمان نارسایی قلبی جایگاه دارند. بیمار باید بداند که این داروها عفونت ادراری را کمی افزایش میدهند.
بیومارکرهای قلبی مانند تروپونین و NT-proBNP راهنمای مهمی برای تنظیم داروهای کاردیوآنکولوژی هستند. مقدار طبیعی تروپونین با حساسیت بالا معمولاً کمتر از ۱۴ نانوگرم بر لیتر در زنان و کمتر از ۲۲ در مردان است. افزایش آن پس از شیمیدرمانی نشانه آسیب اولیه است و شروع ACEI را توجیه میکند. NT-proBNP طبیعی کمتر از ۱۲۵ پیکوگرم بر میلیلیتر در افراد زیر ۷۵ سال است. افزایش پایدار این بیومارکرها نیاز به تقویت درمان محافظتی دارد. بیمار باید بداند که این آزمایشها خون ساده هستند و درد ندارند. تنظیم دوز داروها بر اساس این مقادیر انجام میشود. پیگیری منظم بیومارکرها شانس تشخیص زودهنگام را بالا میبرد.
اکوکاردیوگرافی روش اصلی سنجش LVEF است و تصمیم به شروع یا تغییر دارو را هدایت میکند. مقدار طبیعی LVEF ۵۰ تا ۷۰ درصد است و افت نسبی بیش از ۱۰ درصد به زیر ۵۰ درصد نیاز به مداخله دارد. در بیماران پرریسک، اکو هر دو سیکل شیمیدرمانی توصیه میشود. استرین طولی جهانی یا GLS نیز اندازهگیری میشود و کاهش نسبی بیش از ۱۵ درصد هشدار اولیه است. بر اساس این یافتهها، داروهای محافظتی اضافه یا تقویت میشوند. بیمار باید بداند که اکو کاملاً بیخطر و بدون اشعه است. نتایج اکو مستقیماً نوع و دوز دارو را تعیین میکند. تیم کاردیوآنکولوژی بر اساس این دادهها تصمیم میگیرد.
در افت خفیف LVEF که بیمار علامتی ندارد، معمولاً درمان سرطان ادامه مییابد و داروهای محافظتی اضافه میشوند. شروع همزمان ACEI و بتا بلاکر رایجترین رویکرد است. مقدار LVEF بین ۵۰ تا ۵۴ درصد با کاهش GLS به عنوان خفیف در نظر گرفته میشود. در این مرحله، نظارت شدیدتر و تکرار اکو هر شش تا هشت هفته انجام میشود. بیمار باید بداند که قطع درمان سرطان در این مرحله معمولاً لازم نیست. هدف حفظ درمان سرطان همراه با حفاظت قلب است. تنظیم دوز بر اساس تحمل بیمار انجام میشود. همکاری نزدیک بین متخصص قلب و سرطان ضروری است.
در افت متوسط LVEF بین ۴۰ تا ۴۹ درصد، درمان سرطان ممکن است موقتاً متوقف شود و درمان کامل نارسایی قلبی آغاز گردد. در افت شدید زیر ۴۰ درصد، قطع قطعی داروی سمی و شروع چهار ستون درمانی نارسایی قلبی الزامی است. مقدار BNP بالاتر از ۴۰۰ پیکوگرم بر میلیلیتر نشاندهنده شدت بالاست. در این موارد، لیپوزومی یا دکسرازوکسان برای ادامه احتمالی آنتراسایکلین در نظر گرفته میشود. بیمار باید بداند که بهبود LVEF با درمان مناسب در بیش از ۸۰ درصد موارد امکانپذیر است. شروع زودهنگام درمان شانس بازگشت کامل را افزایش میدهد. پیگیری هفتگی در مرحله حاد ضروری است.
مدت زمان ادامه داروهای محافظتی پس از پایان شیمیدرمانی هنوز کاملاً مشخص نیست. حداقل تا پایان درمان سرطان و معمولاً تا یک سال پس از آن ادامه توصیه میشود. در بیمارانی که LVEF به حالت طبیعی بازگشته، قطع تدریجی ممکن است. مقدار LVEF پایدار بالای ۵۰ درصد برای حداقل شش ماه شرط قطع است. مطالعات نشان دادهاند که ادامه طولانیتر خطر نارسایی دیررس را کمتر میکند. بیمار باید بداند که قطع ناگهانی خطرناک است. تصمیم قطع باید بر اساس اکو و بیومارکرها گرفته شود. پیگیری سالانه حتی پس از قطع دارو توصیه میشود.
در کودکان و نوجوانان تحت درمان با آنتراسایکلین، دکسرازوکسان با احتیاط بیشتری استفاده میشود. نگرانیهای قبلی در مورد افزایش سرطان ثانویه با مطالعات جدید کمتر شده است. دوز دکسرازوکسان مشابه بزرگسالان نسبت ده به یک است. مقدار طبیعی LVEF در کودکان کمی بالاتر و معمولاً بالای ۵۵ درصد است. بتا بلاکرها و ACEI نیز در این گروه سنی قابل استفاده هستند اما دوز بر اساس وزن تنظیم میشود. بیمار یا والدین باید بدانند که پیگیری قلبی مادامالعمر در این گروه ضروری است. آسیب قلبی ممکن است سالها بعد ظاهر شود. تیم تخصصی کودکان کاردیوآنکولوژی باید مدیریت کند.
در بیماران بالای ۶۵ سال، ریسک آسیب قلبی بالاتر است و داروهای محافظتی زودتر شروع میشوند. دوز شروع ACEI و بتا بلاکر معمولاً نصف دوز معمول است. مقدار طبیعی کراتینین در سالمندان ممکن است کمی بالاتر باشد و تنظیم دوز بر اساس عملکرد کلیه انجام میشود. استاتینها و SGLT2 نیز با احتیاط اضافه میشوند. بیمار باید بداند که کنترل دقیق فشارخون و قند در این سن حیاتی است. افت فشارخون وضعیتی شایعتر است و نیاز به پایش دارد. همکاری با متخصص سالمندان مفید است. هدف حفظ استقلال بیمار همزمان با درمان سرطان است.
برخی داروهای ضدسرطان با داروهای قلبی تداخل دارند. مهارکنندههای تیروزین کیناز میتوانند سطح بتا بلاکرها را تغییر دهند. مقدار طبیعی عملکرد کبدی باید قبل از شروع بررسی شود. برخی داروها فاصله QT را طولانی میکنند و نیاز به پایش نوار قلب دارند. فاصله QT اصلاحشده طبیعی کمتر از ۴۵۰ میلیثانیه در مردان و کمتر از ۴۶۰ در زنان است. بیمار باید تمام داروهای مصرفی خود را به پزشک اعلام کند. تداخلات میتوانند اثربخشی یا عوارض را تغییر دهند. تنظیم دوز یا تغییر دارو بر اساس تداخلات انجام میشود.
بیماران سرطان ریسک بالاتری برای لخته دارند و گاهی نیاز به داروهای ضد انعقاد پیدا میکنند. هپارین با وزن مولکولی پایین یا داروهای خوراکی مستقیم مانند آپیکسابان استفاده میشوند. مقدار طبیعی INR در صورت استفاده از وارفارین ۲ تا ۳ است. در بیماران با نارسایی قلبی همزمان، انتخاب ضد انعقاد باید با احتیاط باشد. بیمار باید بداند که خونریزی و لخته هر دو خطرناک هستند. پایش منظم آزمایشگاهی ضروری است. تصمیم به شروع ضد انعقاد توسط تیم مشترک گرفته میشود.
برخی داروهای ضدسرطان آریتمی ایجاد میکنند و نیاز به داروهای کنترل ریتم دارند. بتا بلاکرها خط اول برای کنترل ضربان هستند. در فیبریلاسیون دهلیزی، داروهای کنترل سرعت مانند متوپرولول استفاده میشوند. مقدار طبیعی ضربان قلب در فیبریلاسیون کنترلشده کمتر از ۱۱۰ ضربه در دقیقه در حال استراحت است. آمIODARONE در موارد مقاوم با احتیاط به دلیل تداخلات استفاده میشود. بیمار باید بداند که تپش قلب ناگهانی نیاز به بررسی فوری دارد. نوار قلب منظم بخش مهمی از پایش است. درمان آریتمی همزمان با حفاظت عضله قلب انجام میشود.
برخی مکملها مانند کوآنزیم Q10 یا کارنیتین مطالعه شدهاند اما شواهد قوی ندارند. راهنماها استفاده روتین از آنها را توصیه نمیکنند. مقدار مؤثر و ایمن بسیاری از این مکملها مشخص نیست. بیمار باید بداند که مکملها جایگزین داروهای تأییدشده نیستند. برخی گیاهان میتوانند با داروهای شیمیدرمانی تداخل کنند. همیشه قبل از مصرف هر مکمل با تیم پزشکی مشورت شود. تمرکز اصلی باید روی داروهای اثباتشده باشد. سبک زندگی سالم مکمل بهتری نسبت به مکملهای تأییدنشده است.
راهنمای ۲۰۲۲ انجمن قلب اروپا جامعترین سند در کاردیوآنکولوژی است. این راهنما استفاده از دکسرازوکسان، لیپوزومی، ACEI، بتا بلاکر و استاتین را در بیماران پرریسک با کلاسهای مختلف توصیه کرده است. راهنماهای انجمن قلب آمریکا نیز بر درمان استاندارد نارسایی قلبی تأکید دارند. مقدار هدف درمانی حفظ LVEF بالای ۵۰ درصد و کنترل بیومارکرها است. بیمار باید بداند که این راهنماها بر اساس صدها مطالعه نوشته شدهاند. تیم پزشکی بر اساس این اسناد تصمیم میگیرد. بهروزرسانیهای جدید ممکن است توصیهها را تغییر دهد. پیروی از راهنماها بهترین نتیجه را به همراه دارد.
متاآنالیزهای اخیر نشان دادهاند که دکسرازوکسان و کارودیلول مؤثرترین داروها در حفظ LVEF هستند. نیکوراندیل نیز در برخی رتبهبندیها جایگاه بالایی داشته است. مقدار متوسط بهبود LVEF با این داروها بین ۴ تا ۱۴ درصد گزارش شده است. اسپیرونولاکتون در برخی تحلیلها بیشترین اثر را نشان داده است. بیمار باید بداند که این اعداد میانگین هستند و پاسخ فردی متفاوت است. شواهد برای ویتامینها و آنتیاکسیدانهای ساده ضعیف است. تمرکز روی داروهای با شواهد قوی توصیه میشود. تحقیقات ادامه دارد و داروهای جدید در حال بررسی هستند.
انتخاب داروهای کاردیوآنکولوژی بر اساس ریسک فردی بیمار انجام میشود. ابزارهایی مانند امتیاز HFA-ICOS ریسک را طبقهبندی میکنند. بیماران کمریسک معمولاً نیاز به داروی محافظتی پیشگیرانه ندارند. بیماران پرریسک و بسیار پرریسک کاندیدای دکسرازوکسان یا ترکیب ACEI و بتا بلاکر هستند. مقدار LVEF پایه، سن، فشارخون و سابقه قلبی در تصمیمگیری دخیل هستند. بیمار باید بداند که درمان یکسان برای همه نیست. شخصیسازی بهترین نتیجه را میدهد. بحث باز با تیم پزشکی در مورد گزینهها ضروری است.
حتی پس از پایان درمان سرطان، برخی بیماران نیاز به ادامه داروهای قلبی دارند. در کسانی که LVEF بهبود یافته اما کامل نشده، درمان مادامالعمر ممکن است. مقدار هدف LVEF پایدار و بیومارکرهای طبیعی است. پیگیری سالانه با اکو و آزمایش خون توصیه میشود. بیمار باید بداند که آسیب دیررس حتی پس از ده سال ممکن است ظاهر شود. ادامه داروهای محافظتی خطر این آسیب را کم میکند. سبک زندگی سالم همراه با دارو بهترین حفاظت بلندمدت است. ارتباط مداوم با تیم کاردیوآنکولوژی حیاتی است.
تجویز و تنظیم داروهای کاردیوآنکولوژی باید توسط تیم مشترک متخصص قلب و سرطان انجام شود. این تیم شامل متخصص قلب، آنکولوژیست، داروساز و پرستار آموزشدیده است. تصمیمات بر اساس منافع درمان سرطان در برابر ریسک قلبی گرفته میشود. بیمار باید بداند که سؤال پرسیدن و مشارکت در تصمیمگیری حق اوست. هماهنگی تیم از تداخلات و اشتباهات دارویی جلوگیری میکند. جلسات منظم تیمی کیفیت مراقبت را بالا میبرد. هدف نهایی زنده ماندن با کیفیت زندگی خوب است. همکاری بیمار با تیم کلید موفقیت است.
داروهای مرتبط با کاردیوآنکولوژی شامل داروهای سمی قلبی ضدسرطان و داروهای محافظ و درمانکننده آسیب هستند. دکسرازوکسان تنها داروی اختصاصی تأییدشده است و ACEI، بتا بلاکر، استاتین، MRA و SGLT2 ستونهای اصلی مدیریت را تشکیل میدهند. راهنماهای ۲۰۲۲ انجمن قلب اروپا چارچوب استاندارد را ارائه کردهاند. مقدارهای عددی مانند دوز تجمعی آنتراسایکلین، LVEF، تروپونین و فشارخون راهنمای تصمیمگیری هستند. بیمار معمولی با درک این مفاهیم میتواند نقش فعالی در مراقبت از خود داشته باشد. تمرکز صرف بر داروهای مرتبط با این حوزه از انحراف به موضوعات جانبی جلوگیری میکند. پیگیری منظم و پایبندی به درمان بهترین نتیجه را تضمین میکند. دانش بهروز و همکاری تیمی اساس موفقیت در این حوزه است.