گلیکوزیدهای قلبی گروهی از ترکیبات طبیعی و مصنوعی هستند که بر عضله قلب اثر میگذارند. ریشه واژه glycoside به ترکیب قند و بخش غیرقندی اشاره دارد و cardiac به معنای مربوط به قلب است. مهمترین عضو این گروه دیگوکسین است که از گیاه انگشتانه استخراج میشود. این داروها قدرت انقباض قلب را افزایش داده و ضربان آن را کند میکنند. مقدار طبیعی ضربان قلب در حالت استراحت ۶۰ تا ۱۰۰ ضربه در دقیقه است. بیمار معمولی باید بداند که این داروها پنجره درمانی باریکی دارند و نیاز به پایش دقیق دارند. استفاده از آنها امروزه محدودتر از گذشته است. اثر اصلی آنها در نارسایی قلبی و کنترل سرعت ضربان در فیبریلاسیون دهلیزی است.
گلیکوزیدهای قلبی قرنهاست که از گیاهان خانواده انگشتانه شناخته شدهاند. ویلیام ویدرینگ در سال ۱۷۸۵ اثرات درمانی گیاه Digitalis purpurea را توصیف کرد. دیگوکسین شکل خالصشده و استاندارد این ترکیبات است. مقدار اثر درمانی با دوز دقیق کنترل میشود. بیمار باید بداند که مصرف خودسرانه گیاهان حاوی این مواد بسیار خطرناک است. شکل دارویی امروزی ایمنی بیشتری نسبت به عصارههای خام دارد. تحقیقات بعدی مکانیسم دقیق را روشن کردند. این تاریخچه پایهگذار داروسازی قلبی مدرن شد.
دیگوکسین پمپ سدیم-پتاسیم ATPase را مهار میکند. این مهار باعث افزایش سدیم داخل سلولی میشود. افزایش سدیم تبادل سدیم-کلسیم را مختل کرده و کلسیم داخل سلول بالا میرود. مقدار طبیعی غلظت کلسیم داخل سلولی در دیاستول بسیار پایین است. بیمار باید بداند که افزایش کلسیم قدرت انقباض را بیشتر میکند. این اثر مثبت اینوتروپیک نامیده میشود. همزمان اثر واگال ضربان قلب را کاهش میدهد. نتیجه کلی بهبود برونده قلبی در دوزهای مناسب است.
گلیکوزیدهای قلبی هدایت از گره دهلیزی-بطنی را کند میکنند. این اثر برای کنترل سرعت بطن در فیبریلاسیون دهلیزی مفید است. مقدار طبیعی فاصله PR در نوار قلب ۰٫۱۲ تا ۰٫۲۰ ثانیه است. بیمار باید بداند که کند شدن بیش از حد میتواند بلوک قلبی ایجاد کند. اثر کرونوتروپیک منفی از تحریک عصب واگ ناشی میشود. در ریتم سینوسی نیز ضربان کمی کاهش مییابد. این ویژگی در بیماران با ضربان بالا مزیت دارد. پایش نوار قلب هنگام شروع درمان توصیه میشود.
دیگوکسین برای کاهش علائم و بستری در نارسایی قلبی با کسر جهشی کاهشیافته استفاده میشود. این دارو مرگ کلی را کاهش نمیدهد اما بستری را کم میکند. مقدار طبیعی کسر جهشی بالای ۵۰ درصد است و در مقادیر کمتر از ۴۰ درصد بیشتر به کار میرود. بیمار باید بداند که امروزه داروی خط اول نیست. پس از بهینهسازی درمانهای چهارگانه اصلی اضافه میشود. اثر آن بیشتر در بیماران با علائم باقیمانده دیده میشود. دوز پایین برای دستیابی به سطح سرمی مناسب توصیه میگردد. پایش منظم سطح دارو ضروری است.
در فیبریلاسیون دهلیزی دیگوکسین سرعت پاسخ بطنی را در حالت استراحت کنترل میکند. اثر آن در فعالیت بدنی کمتر از بتا بلاکرها است. مقدار هدف ضربان در حالت استراحت معمولاً کمتر از ۸۰ ضربه در دقیقه است. بیمار باید بداند که اغلب همراه با بتا بلاکر یا مسدودکننده کانال کلسیم استفاده میشود. در بیماران با فشار خون پایین گزینه مناسبی است. شروع اثر خوراکی طی چند ساعت است. پایش منظم ضربان و سطح دارو لازم است. این کاربرد هنوز جایگاه بالینی دارد.
سطح درمانی مطلوب دیگوکسین برای نارسایی قلبی ۰٫۵ تا ۰٫۹ نانوگرم بر میلیلیتر است. سطوح بالاتر از ۱٫۲ نانوگرم بر میلیلیتر با افزایش مرگ مرتبط شدهاند. مقدار خطرناک اغلب بالای ۲٫۰ نانوگرم بر میلیلیتر در نظر گرفته میشود اما در بیماران حساس پایینتر هم سمیت رخ میدهد. بیمار باید بداند که نمونه خون باید حداقل ۶ ساعت پس از آخرین دوز گرفته شود. پایش منظم بهویژه در تغییر دوز یا کاهش عملکرد کلیه ضروری است. سطح درمانی برای فیبریلاسیون دهلیزی گاهی کمی بالاتر پذیرفته میشود. تفسیر سطح همیشه با علائم بالینی انجام میگیرد. هدف حفظ کمترین سطح مؤثر است.
دوز نگهداری معمول ۰٫۱۲۵ تا ۰٫۲۵ میلیگرم یکبار در روز است. در بیماران مسن یا با عملکرد کلیه کاهشیافته دوز ۰٫۱۲۵ میلیگرم یا کمتر انتخاب میشود. مقدار دوز بارگیری در موارد خاص ۰٫۷۵ تا ۱٫۵ میلیگرم طی ۲۴ ساعت است. بیمار باید بداند که در نارسایی قلبی معمولاً بارگیری لازم نیست. تنظیم دوز بر اساس وزن ایدهآل و کلیرانس کراتینین انجام میشود. مصرف همزمان با غذا جذب را کمی تغییر میدهد. پیگیری سطح سرمی پس از رسیدن به حالت پایدار توصیه میگردد. دوز باید فردیسازی شود.
سالمندان به دلیل کاهش عملکرد کلیه و توده عضلانی حساستر هستند. خطر سمیت حتی با سطوح به ظاهر درمانی بالاتر است. مقدار کلیرانس کراتینین با افزایش سن کاهش مییابد. بیمار باید بداند که شروع با کمترین دوز ممکن ضروری است. پایش مکرر الکترولیتها و سطح دارو توصیه میشود. علائم سمیت ممکن است غیر اختصاصی مانند گیجی باشد. تنظیم دقیق دوز از عوارض جلوگیری میکند. همکاری خانواده در پایش علائم مهم است.
علائم گوارشی مانند بیاشتهایی، تهوع و استفراغ از اولین نشانهها هستند. اختلالات بینایی شامل دیدن هاله زرد یا سبز گزارش میشود. مقدار بروز این علائم با سطح سرمی بالا مرتبط است. بیمار باید بداند که خستگی و سردرد نیز ممکن است رخ دهد. این علائم هشداردهنده نیاز به بررسی فوری سطح دارو دارند. قطع موقت دارو و اصلاح الکترولیتها اغلب کافی است. تأخیر در تشخیص میتواند به آریتمی منجر شود. آموزش بیمار برای گزارش زودهنگام حیاتی است.
سمیت دیگوکسین تقریباً هر نوع آریتمی را میتواند ایجاد کند. بلوکهای دهلیزی-بطنی و ضربانهای زودرس بطنی شایع هستند. مقدار خطرناک شامل تاکیکاردی بطنی و فیبریلاسیون بطنی است. بیمار باید بداند که ترکیب کندی دهلیزی با ضربانهای زودرس بطنی بسیار مشکوک است. نوار قلب نقش کلیدی در تشخیص دارد. درمان با آنتیبادی اختصاصی دیگوکسین در موارد شدید انجام میشود. پایش مداوم قلبی در مشکوک به سمیت لازم است. پیشگیری با دوز مناسب بهترین راه است.
کمبود پتاسیم حساسیت قلب به دیگوکسین را افزایش میدهد. کمبود منیزیم نیز خطر آریتمی را بالا میبرد. مقدار طبیعی پتاسیم سرم ۳٫۵ تا ۵٫۰ میلیاکیوالان بر لیتر است. بیمار باید بداند که حتی با سطح طبیعی دیگوکسین، کمبود پتاسیم میتواند سمیت ایجاد کند. اصلاح الکترولیتها بخش اصلی درمان است. دیورتیکهای حلقهای خطر کمبود پتاسیم را افزایش میدهند. پایش منظم الکترولیتها در همه بیماران ضروری است. حفظ تعادل الکترولیتی ایمنی را بالا میبرد.
سطح سرمی دیگوکسین، عملکرد کلیه و الکترولیتها باید منظم بررسی شوند. نوار قلب پایه و پیگیری در تغییر دوز مفید است. مقدار کراتینین سرم راهنمای تنظیم دوز است. بیمار باید بداند که هرگونه بیماری حاد یا کمآبی نیاز به ارزیابی مجدد دارد. علائم جدید گوارشی یا بینایی باید فوراً گزارش شود. فواصل پایش در بیماران پایدار طولانیتر است. همکاری بیمار در انجام آزمایشها کلید ایمنی است. ثبت دقیق دوز و زمان مصرف کمککننده است.
راهنمای ۲۰۲۲ انجمن قلب آمریکا دیگوکسین را برای کاهش بستری در علائم باقیمانده پیشنهاد میکند. توصیه کلاس IIb است و خط اول محسوب نمیشود. مقدار سطح هدف کمتر از ۱٫۰ نانوگرم بر میلیلیتر ترجیح داده میشود. بیمار باید بداند که درمانهای چهارگانه اصلی اولویت دارند. در بیماران با فیبریلاسیون دهلیزی همزمان فایده بیشتری دارد. شواهد معاصر محدود است اما هنوز جایگاه دارد. استفاده محتاطانه و پایششده توصیه میشود. تصمیم فردی بر اساس علائم و تحمل است.
آمیودارون، وراپامیل و کینیدین سطح دیگوکسین را افزایش میدهند. آنتیبیوتیکهای ماکرولید نیز میتوانند جذب را تغییر دهند. مقدار افزایش سطح گاهی تا دو برابر است. بیمار باید بداند که هر داروی جدید باید با پزشک مطرح شود. دیورتیکها از طریق کمبود پتاسیم خطر را بالا میبرند. تنظیم دوز دیگوکسین هنگام افزودن این داروها لازم است. پایش سطح پس از شروع تداخلکننده ضروری است. لیست کامل داروها همیشه باید بهروز باشد.
فیبریلاسیون بطنی و حساسیت شناختهشده منع مطلق هستند. بلوک کامل قلبی بدون پیسمیکر و سندرم وولف-پارکینسون-وایت نیز منع دارند. مقدار خطر در اختلالات هدایت شدید بالا است. بیمار باید بداند که در نارسایی کلیه پیشرفته دوز به شدت کاهش مییابد. هیپوکالمی شدید باید قبل از شروع اصلاح شود. میوکاردیت حاد نیز احتیاط ویژه دارد. ارزیابی دقیق قبل از تجویز ضروری است. منافع و خطرات همیشه سنجیده میشوند.
دیگوکسین عمدتاً از راه کلیه دفع میشود. کاهش کلیرانس کراتینین باعث تجمع دارو میگردد. مقدار طبیعی کلیرانس کراتینین بالای ۹۰ میلیلیتر در دقیقه است. بیمار باید بداند که در نارسایی مزمن کلیه دوز نگهداری به شدت کم میشود. پایش مکرر سطح دارو در این بیماران الزامی است. فرمولهای تنظیم دوز بر اساس کلیرانس وجود دارد. هرگونه افت حاد عملکرد کلیه نیاز به بازنگری دوز دارد. حفظ هیدراتاسیون مناسب کمککننده است.
دیدن هالههای زرد یا سبز اطراف اجسام نشانه کلاسیک سمیت است. تاری دید و تغییر درک رنگ نیز گزارش میشود. مقدار این عارضه با سطوح بالای دارو مرتبط است. بیمار باید بداند که این علامت نیاز به قطع فوری و بررسی دارد. اختلال بینایی معمولاً با کاهش سطح برگشتپذیر است. گزارش زودهنگام از پیشرفت به آریتمی جلوگیری میکند. معاینه چشم پزشکی گاهی لازم میشود. آموزش این علامت به بیمار و خانواده مهم است.
در سمیت تهدیدکننده حیات از قطعات آنتیبادی اختصاصی دیگوکسین استفاده میشود. این درمان دیگوکسین آزاد را خنثی میکند. مقدار اندیکاسیون شامل آریتمیهای خطرناک و پتاسیم بسیار بالا است. بیمار باید بداند که این درمان در مراکز مجهز انجام میشود. پاسخ معمولاً سریع است. پس از تجویز سطح کل دیگوکسین بالا میماند اما اثر سمی از بین میرود. پایش دقیق پس از درمان ادامه دارد. دسترسی سریع به این دارو در موارد اورژانس حیاتی است.
با ظهور داروهای مؤثرتر مانند مهارکنندههای SGLT2 و ARNI استفاده از دیگوکسین کاهش یافته است. نگرانی از سمیت و نبود اثر بر مرگ کلی نقش داشته است. مقدار تجویز در بسیاری از کشورها به میزان قابل توجهی افت کرده است. بیمار باید بداند که هنوز در موارد انتخابی ارزشمند است. بهویژه در کنترل سرعت فیبریلاسیون دهلیزی با فشار خون پایین کاربرد دارد. راهنماها استفاده محدود و پایششده را میپذیرند. تجربه بالینی همچنان نقش دارد. انتخاب بر اساس نیاز فردی است.
مطالعه DIG نشان داد دیگوکسین بستری را کاهش میدهد اما مرگ کلی را تغییر نمیدهد. تحلیلهای بعدی فایده سطوح پایینتر را برجسته کردند. مقدار خطر مرگ با سطوح بالای ۱٫۲ نانوگرم بر میلیلیتر افزایش یافت. بیمار باید بداند که این یافتهها دوز پایین را ترجیح میدهند. مطالعات جدیدتر نیز ایمنی دوزهای کم را تأیید کردهاند. شواهد برای استفاده در جمعیتهای خاص رو به افزایش است. این دادهها مبنای توصیههای فعلی هستند. تفسیر محتاطانه نتایج ضروری است.
دیگوکسین به صورت قرص، الگزیر خوراکی و آمپول تزریقی موجود است. قرصهای ۰٫۱۲۵ و ۰٫۲۵ میلیگرم رایجترین هستند. مقدار جذب خوراکی حدود ۷۰ درصد است. بیمار باید بداند که فرم تزریقی فقط در بیمارستان استفاده میشود. الگزیر برای تنظیم دوز دقیقتر در کودکان یا سالمندان مفید است. تعویض بین فرمها نیاز به احتیاط دارد. نگهداری صحیح دارو مهم است. دستور مصرف پزشک باید دقیقاً رعایت شود.
در کودکان دوز بر اساس وزن و سطح بدن محاسبه میشود. حساسیت به سمیت متفاوت است. مقدار دوز نگهداری معمولاً ۵ تا ۱۰ میکروگرم بر کیلوگرم در روز است. بیمار یا والدین باید بدانند که پایش سطح و الکترولیتها حیاتی است. علائم سمیت ممکن است متفاوت ظاهر شود. استفاده عمدتاً در نارسایی قلبی مادرزادی یا آریتمیها است. تخصص قلب کودکان مدیریت را بر عهده دارد. ایمنی اولویت مطلق است.
قطع دیگوکسین باید تحت نظر پزشک انجام شود. در برخی بیماران قطع باعث تشدید علائم میشود. مقدار نیاز به ادامه بر اساس وضعیت بالینی تعیین میگردد. بیمار باید بداند که قطع ناگهانی در فیبریلاسیون دهلیزی ممکن است سرعت را بالا ببرد. جایگزینی با داروهای دیگر همزمان بررسی میشود. پایش پس از قطع لازم است. تصمیم قطع بخشی از بازنگری منظم درمان است. هرگز خودسرانه قطع نکنید.
گلیکوزیدهای قلبی بهویژه دیگوکسین داروهایی با اثر مثبت اینوتروپیک و کنترل ضربان هستند. پنجره درمانی باریک مهمترین ویژگی آنهاست. مقدار سطح مطلوب ۰٫۵ تا ۰٫۹ نانوگرم بر میلیلیتر برای نارسایی قلبی توصیه میشود. راهنماهای فعلی استفاده محدود برای کاهش بستری و کنترل سرعت فیبریلاسیون دهلیزی را میپذیرند. بیمار معمولی باید بداند که پایش منظم سطح دارو، کلیه و الکترولیتها حیاتی است. سمیت با علائم گوارشی، بینایی و آریتمی ظاهر میشود. استفاده آگاهانه و تحت نظارت دقیق همچنان میتواند مفید باشد. این داروها جایگاه تاریخی و انتخابی خود را حفظ کردهاند.