داروهای ضدآریتمی گروهی از داروها هستند که برای کنترل یا اصلاح ضربان نامنظم قلب به کار میروند. واژه Antiarrhythmic از دو بخش anti به معنی ضد و arrhythmia به معنی بینظمی ضربان قلب تشکیل شده است. آریتمی یعنی هرگونه انحراف از ریتم طبیعی قلب که میتواند خیلی سریع، خیلی کند یا نامنظم باشد. این داروها با تأثیر بر کانالهای یونی سلولهای قلبی، جریان الکتریکی را تنظیم میکنند. هدف اصلی آنها بازگرداندن ضربان قلب به محدوده طبیعی یعنی ۶۰ تا ۱۰۰ ضربه در دقیقه در بزرگسالان در حال استراحت است. در کودکان این محدوده بالاتر و در سالمندان ممکن است کمی پایینتر باشد. این داروها فقط وقتی تجویز میشوند که آریتمی باعث علائم یا خطر جدی شود. درک این تعریف پایه به بیمار کمک میکند بداند چرا پزشک این گروه دارویی را انتخاب کرده است.
آریتمی زمانی پیش میآید که سیگنالهای الکتریکی قلب از مسیر طبیعی خود منحرف شوند. قلب سالم از گره سینوسی شروع به تولید پالس میکند و این پالس به گره دهلیزیبطنی و سپس به بطنها میرسد. اگر این مسیر مختل شود، ضربان ممکن است به بالای ۱۰۰ یا زیر ۶۰ ضربه در دقیقه برسد. برخی آریتمیها مثل فیبریلاسیون دهلیزی شایعتر هستند و برخی مثل تاکیکاردی بطنی خطرناکتر. داروهای ضدآریتمی دقیقاً روی همین سیگنالهای الکتریکی اثر میگذارند تا نظم را بازگردانند. بدون درمان مناسب، آریتمی میتواند منجر به خستگی، سرگیجه یا حتی ایست قلبی شود. پزشک با نوار قلب نوع آریتمی را تشخیص میدهد و سپس داروی مناسب را انتخاب میکند. این شناخت پایه به بیمار کمک میکند اهمیت پیگیری درمان را درک کند.
سلولهای قلبی با ورود و خروج یونهای سدیم، پتاسیم و کلسیم پتانسیل عمل ایجاد میکنند. فاز صفر پتانسیل عمل با ورود سریع سدیم شروع میشود و باعث انقباض میشود. سپس پتاسیم خارج میشود تا سلول به حالت استراحت برگردد. کانالهای کلسیم در گرههای قلبی نقش مهمی در تنظیم سرعت دارند. داروهای ضدآریتمی با مسدود کردن یا تغییر این کانالها، سرعت یا مدت پتانسیل عمل را تنظیم میکنند. اگر این تعادل بههم بخورد، آریتمی ایجاد میشود. مقدار طبیعی فاصله QT در نوار قلب برای مردان کمتر از ۴۴۰ میلیثانیه و برای زنان کمتر از ۴۶۰ میلیثانیه است. درک این فرآیند ساده به بیمار نشان میدهد چرا هر دارو روی بخش خاصی اثر میگذارد.
این داروها زمانی تجویز میشوند که آریتمی باعث علائم آزاردهنده یا خطر برای زندگی شود. مثالها شامل تپش قلب شدید، تنگی نفس، یا خطر سکته در فیبریلاسیون دهلیزی است. پزشک ابتدا علت زمینهای مثل کمخونی یا اختلال تیروئید را بررسی میکند. اگر علت قابل رفع نباشد، دارو برای کنترل سرعت یا بازگرداندن ریتم طبیعی به کار میرود. در آریتمیهای بطنی تهدیدکننده حیات، دارو فوری تجویز میشود. استانداردهای پزشکی مانند راهنماهای انجمن قلب آمریکا بر انتخاب دارو بر اساس نوع آریتمی و وضعیت قلب تأکید دارند. بیمار باید بداند این داروها درمان قطعی نیستند بلکه کنترلکننده هستند. پیگیری منظم با پزشک برای تنظیم دوز ضروری است.
طبقهبندی Vaughan Williams داروهای ضدآریتمی را بر اساس مکانیسم اصلی اثر به چهار کلاس اصلی تقسیم میکند. کلاس یک مسدودکنندههای کانال سدیم هستند و خود به سه زیرگروه تقسیم میشوند. کلاس دو مسدودکنندههای گیرنده بتا هستند که اثر سمپاتیک را کاهش میدهند. کلاس سه مسدودکنندههای کانال پتاسیماند و مدت پتانسیل عمل را طولانی میکنند. کلاس چهار مسدودکنندههای کانال کلسیماند و بیشتر روی گرههای قلبی اثر میگذارند. برخی داروها مثل آمیودارون ویژگیهای چند کلاس را دارند. این طبقهبندی به پزشک کمک میکند داروی مناسب را بر اساس نوع آریتمی انتخاب کند. درک این ساختار به بیمار نشان میدهد چرا داروهای مختلف برای شرایط متفاوت تجویز میشوند.
کلاس یک داروهای ضدآریتمی کانالهای سدیم را مسدود میکنند و سرعت فاز صفر پتانسیل عمل را کاهش میدهند. زیرگروه Ia شامل داروهایی مانند کینیدین، پروکائینآمید و دیزوپرامید است. این داروها مدت پتانسیل عمل را نیز طولانی میکنند و فاصله QT را افزایش میدهند. کاربرد اصلی آنها در برخی آریتمیهای فوقبطنی و بطنی است. عوارض مهم شامل خطر تورساد دو پوینت بهخاطر طولانی شدن QT است. مقدار طبیعی فاصله QTc کمتر از ۴۴۰ میلیثانیه در مردان و ۴۶۰ در زنان است و بالای ۵۰۰ میلیثانیه خطرناک محسوب میشود. این داروها امروزه کمتر استفاده میشوند چون عوارض بیشتری دارند. پزشک قبل از تجویز نوار قلب پایه میگیرد تا تغییرات را پایش کند.
زیرگروه Ib کلاس یک شامل لیدوکائین و مکسیلتین است که کانال سدیم را با سرعت بالا مسدود و آزاد میکنند. این داروها بیشتر روی بافتهای آسیبدیده یا ایسکمیک اثر میگذارند و مدت پتانسیل عمل را کمی کوتاه میکنند. کاربرد اصلی آنها در آریتمیهای بطنی بهویژه پس از سکته قلبی است. لیدوکائین معمولاً به صورت وریدی در شرایط اورژانس استفاده میشود. عوارض شایع شامل سرگیجه، لرزش و در دوز بالا تشنج است. این داروها روی فاصله QT تأثیر کمی دارند و خطر تورساد دو پوینت کمتری ایجاد میکنند. پزشک دوز را بر اساس عملکرد کبد تنظیم میکند چون متابولیسم کبدی دارند. بیمار باید هرگونه علامت عصبی را فوری گزارش دهد.
زیرگروه Ic قویترین مسدودکنندههای کانال سدیم هستند و شامل فلکائینید و پروپافنون میشوند. این داروها سرعت هدایت را به شدت کاهش میدهند اما مدت پتانسیل عمل را تغییر نمیدهند. کاربرد اصلی آنها در فیبریلاسیون دهلیزی و آریتمیهای فوقبطنی در بیماران بدون بیماری ساختاری قلب است. در بیماران با سابقه سکته قلبی یا نارسایی قلبی منع مصرف دارند چون خطر آریتمی جدید را افزایش میدهند. عوارض شامل تاری دید و احساس گزگز است. پزشک قبل از شروع، اکوکاردیوگرافی برای بررسی ساختار قلب انجام میدهد. دوز باید به تدریج افزایش یابد چون متابولیسم غیرخطی دارند. پایش منظم نوار قلب برای بررسی عرض کمپلکس QRS ضروری است.
کلاس دو شامل بتابلاکرها مانند متوپرولول، پروپرانولول و آتنولول است که گیرندههای بتا آدرنرژیک را مسدود میکنند. این داروها اثر هورمونهای استرس را روی قلب کاهش میدهند و سرعت گره سینوسی را کم میکنند. کاربرد اصلی آنها کنترل سرعت در فیبریلاسیون دهلیزی و پیشگیری از آریتمیهای ناشی از استرس است. ضربان قلب هدف معمولاً بین ۶۰ تا ۸۰ ضربه در دقیقه در حال استراحت تنظیم میشود. عوارض شایع شامل خستگی، سردی دست و پا و در برخی موارد تنگی نفس در بیماران آسمی است. بتابلاکرهای انتخابی مثل متوپرولول برای بیماران ریوی مناسبترند. این داروها در بیماران پس از سکته قلبی مرگومیر را کاهش میدهند. قطع ناگهانی آنها میتواند باعث تشدید علائم شود.
بتابلاکرها با کاهش شیب فاز چهار پتانسیل عمل در گره سینوسی و دهلیزیبطنی عمل میکنند. این کار سرعت تولید پالس را کم کرده و هدایت از گره دهلیزیبطنی را کند میسازد. در نتیجه ضربان بطنها در فیبریلاسیون دهلیزی کنترل میشود. فاصله PR در نوار قلب ممکن است کمی طولانی شود که طبیعی است. مقدار طبیعی فاصله PR بین ۱۲۰ تا ۲۰۰ میلیثانیه است. این داروها همچنین نیاز اکسیژن قلب را کاهش میدهند و برای بیماران با آنژین مفیدند. انتخاب نوع بتابلاکر بر اساس وجود بیماریهای همراه مثل دیابت یا آسم انجام میشود. بیمار باید فشار خون و ضربان را در خانه پایش کند تا از افت بیش از حد جلوگیری شود.
بتابلاکرها باید با دوز کم شروع شوند و به تدریج افزایش یابند تا تحمل بدن بهتر شود. در بیماران مسن دوز اولیه کمتر است چون متابولیسم کندتر است. عوارضی مثل اختلال خواب یا کاهش میل جنسی ممکن است رخ دهد اما معمولاً با تنظیم دوز بهبود مییابد. این داروها در نارسایی قلبی پایدار مفید هستند اما در نارسایی حاد باید با احتیاط مصرف شوند. پزشک سطح پتاسیم خون را بررسی میکند چون کمبود پتاسیم اثر آنها را تغییر میدهد. مقدار طبیعی پتاسیم سرم ۳٫۵ تا ۵ میلیاکیوالان در لیتر است. بیمار نباید بدون مشورت پزشک دوز را تغییر دهد. پیگیری منظم برای ارزیابی اثربخشی و عوارض ضروری است.
کلاس سه داروهای ضدآریتمی عمدتاً کانالهای پتاسیم را مسدود میکنند و مدت پتانسیل عمل را طولانی میسازند. این کار دوره تحریکناپذیری را افزایش میدهد و از بازگشت سیگنالهای غیرطبیعی جلوگیری میکند. مثالهای مهم شامل آمیودارون، سوتالول و دوفتیلاید هستند. این داروها برای آریتمیهای فوقبطنی و بطنی به کار میروند. طولانی شدن فاصله QT از عوارض مهم است و باید پایش شود. مقدار خطرناک QTc بالای ۵۰۰ میلیثانیه است و خطر تورساد دو پوینت را بالا میبرد. برخی از این داروها مثل آمیودارون اثرات چندکلاسه دارند. انتخاب دارو بر اساس نوع آریتمی و وضعیت کبد و کلیه بیمار انجام میشود.
آمیودارون قویترین و پرکاربردترین داروی کلاس سه است که اثرات کلاسهای یک، دو و چهار را نیز دارد. این دارو برای کنترل آریتمیهای بطنی تهدیدکننده حیات و حفظ ریتم سینوسی در فیبریلاسیون دهلیزی استفاده میشود. شروع اثر آن کند است و ممکن است چند روز تا چند هفته طول بکشد. عوارض بلندمدت شامل اختلال تیروئید، سمیت ریوی و رسوب در قرنیه است. سطح هورمونهای تیروئید باید هر شش ماه بررسی شود. مقدار طبیعی TSH بین ۰٫۴ تا ۴ میلیواحد در لیتر است. بیمار باید هرگونه تنگی نفس جدید یا تغییر رنگ پوست را گزارش دهد. این دارو نیمهعمر طولانی دارد و اثرات آن ماهها پس از قطع باقی میماند.
سوتالول علاوه بر اثر کلاس سه، خاصیت بتابلاکری نیز دارد و برای آریتمیهای فوقبطنی و بطنی به کار میرود. دوفتیلاید فقط کانال پتاسیم را مسدود میکند و برای تبدیل فیبریلاسیون دهلیزی استفاده میشود اما نیاز به بستری برای شروع دارد. ایبوتیلاید به صورت وریدی برای تبدیل سریع ریتم به کار میرود. همه این داروها فاصله QT را طولانی میکنند و خطر تورساد دو پوینت دارند. مقدار پتاسیم و منیزیم خون قبل از شروع باید در محدوده طبیعی باشد. منیزیم طبیعی ۱٫۷ تا ۲٫۲ میلیگرم در دسیلیتر است. پزشک نوار قلب را در روزهای اول مرتب چک میکند. بیمار باید از داروهایی که QT را طولانی میکنند اجتناب کند.
کلاس چهار شامل مسدودکنندههای کانال کلسیم غیردیهیدروپیریدینی مثل وراپامیل و دیلتیازم است. این داروها روی گره سینوسی و دهلیزیبطنی اثر میگذارند و سرعت هدایت را کاهش میدهند. کاربرد اصلی آنها کنترل سرعت بطن در فیبریلاسیون دهلیزی و درمان تاکیکاردی فوقبطنی است. این داروها در بیماران با نارسایی شدید قلبی منع مصرف دارند چون قدرت انقباض را کم میکنند. عوارض شامل یبوست، افت فشار خون و برادیکاردی است. ضربان قلب کمتر از ۵۰ ضربه در دقیقه نیاز به بررسی دارد. پزشک قبل از تجویز عملکرد بطن چپ را با اکو ارزیابی میکند. این داروها با بتابلاکرها باید با احتیاط همزمان مصرف شوند.
برخی داروها مثل آدنوزین، دیگوکسین و سولفات منیزیم در طبقهبندی اصلی نیستند اما اثر ضدآریتمی دارند. آدنوزین با اثر کوتاهمدت روی گیرنده آدنوزین، تاکیکاردی فوقبطنی را قطع میکند. دیگوکسین با افزایش تون واگ، سرعت گره دهلیزیبطنی را کم میکند و در فیبریلاسیون دهلیزی با نارسایی قلبی مفید است. سطح درمانی دیگوکسین ۰٫۵ تا ۰٫۹ نانوگرم در میلیلیتر است و بالای ۲ نانوگرم خطرناک است. سولفات منیزیم برای درمان تورساد دو پوینت به کار میرود حتی اگر سطح منیزیم طبیعی باشد. این داروها مکمل کلاسهای اصلی هستند. پزشک بر اساس شرایط خاص بیمار آنها را انتخاب میکند. پایش سطح خونی در دیگوکسین ضروری است.
انتخاب دارو بر اساس نوع آریتمی، وجود بیماری ساختاری قلب، عملکرد کبد و کلیه و علائم بیمار انجام میشود. در فیبریلاسیون دهلیزی بدون بیماری قلبی ساختاری، فلکائینید یا پروپافنون گزینه هستند. در بیماران با نارسایی قلبی، آمیودارون یا بتابلاکرها ترجیح داده میشوند. راهنماهای انجمن قلب اروپا و آمریکا بر ارزیابی خطر پروآریتمی تأکید دارند. پزشک سابقه خانوادگی آریتمی یا سندرم QT طولانی را بررسی میکند. آزمایشهای پایه شامل نوار قلب، اکو و آزمایش خون انجام میشود. بیمار باید تمام داروهای مصرفی را به پزشک بگوید تا تداخل بررسی شود. هدف درمان بهبود کیفیت زندگی و کاهش خطر عوارض جدی است.
پایش منظم با نوار قلب برای بررسی تغییرات فاصله QT، QRS و PR ضروری است. در شروع برخی داروها مثل دوفتیلاید بستری کوتاهمدت لازم است. سطح الکترولیتها بهویژه پتاسیم و منیزیم باید در محدوده طبیعی نگه داشته شود. کمبود پتاسیم زیر ۳٫۵ میلیاکیوالان در لیتر خطر آریتمی را افزایش میدهد. در مصرف آمیودارون، آزمایشهای تیروئید، کبد و ریه بهصورت دورهای انجام میشود. بیمار باید علائم جدید مثل تپش قلب یا سرگیجه را فوری گزارش دهد. پزشک دوز را بر اساس پاسخ بالینی و عوارض تنظیم میکند. این پایش خطر عوارض جدی را به حداقل میرساند.
عوارض قلبی شامل برادیکاردی، افت فشار خون و ایجاد آریتمی جدید یا پروآریتمی است. عوارض غیرقلبی بسته به دارو متفاوت است مثل اختلال تیروئید با آمیودارون یا اثرات آنتیکولینرژیک با دیزوپرامید. تهوع، خستگی و اختلال بینایی از عوارض عمومیتر هستند. خطر تورساد دو پوینت با داروهای طولانیکننده QT بیشتر است. بیمار باید از مصرف خودسرانه داروهای دیگر که QT را طولانی میکنند اجتناب کند. در صورت بروز علائم شدید مثل تنگی نفس یا غش، باید فوری به اورژانس مراجعه کند. پزشک منافع و مضرات را قبل از تجویز توضیح میدهد. آگاهی بیمار از عوارض به تشخیص زودهنگام کمک میکند.
پروآریتمی یعنی داروی ضدآریتمی خود باعث ایجاد آریتمی جدید یا بدتر شدن آریتمی قبلی شود. این پدیده بیشتر با کلاس یک و سه دیده میشود. خطر در بیماران با بیماری ساختاری قلب، اختلال الکترولیت یا QT طولانی بالاتر است. پزشک با انتخاب دقیق دارو و پایش منظم این خطر را کاهش میدهد. مقدار QTc بالای ۵۰۰ میلیثانیه هشدار جدی است. در صورت بروز پروآریتمی، دارو قطع یا تغییر میکند. استانداردهای پزشکی بر اجتناب از داروهای پرخطر در بیماران پرریسک تأکید دارند. بیمار باید بداند که حتی داروهای مفید میتوانند عوارض غیرمنتظره داشته باشند.
در سالمندان دوز اولیه کمتر است چون پاکسازی دارو کندتر انجام میشود. در زنان فاصله QT پایه کمی طولانیتر است و خطر تورساد دو پوینت بیشتر است. کودکان دوز بر اساس وزن محاسبه میشود و برخی داروها تأییدیه محدود دارند. در بارداری بسیاری از این داروها با احتیاط یا منع مصرف هستند. پزشک وضعیت کلیوی و کبدی را در همه گروهها بررسی میکند. مقدار کراتینین طبیعی در مردان ۰٫۷ تا ۱٫۳ و در زنان ۰٫۶ تا ۱٫۱ میلیگرم در دسیلیتر است. تنظیم دوز بر اساس این تفاوتها انجام میشود. بیمار باید سن و وضعیت سلامت کلی را با پزشک در میان بگذارد.
راهنماهای انجمن قلب آمریکا و انجمن ریتم قلب اروپا انتخاب دارو را بر اساس شواهد بالینی توصیه میکنند. در آریتمیهای بطنی تهدیدکننده حیات، آمیودارون یا لیدوکائین گزینه اول هستند. برای کنترل سرعت در فیبریلاسیون دهلیزی، بتابلاکر یا مسدودکننده کانال کلسیم ترجیح داده میشوند. مطالعات بزرگ نشان دادهاند که برخی داروهای کلاس یک در بیماران با بیماری قلبی ساختاری مرگومیر را افزایش میدهند. پایش الکترولیت و نوار قلب بخش جداییناپذیر درمان است. پزشک بر اساس آخرین شواهد داروی مناسب را انتخاب میکند. بیمار باید بداند درمان بر پایه تحقیقات گسترده است. پیگیری منظم بخشی از استاندارد مراقبت است.
داروهای ضدآریتمی با تأثیر بر کانالهای سدیم، پتاسیم، کلسیم یا گیرندههای بتا، ریتم قلب را تنظیم میکنند. کلاس یک سرعت هدایت را کم میکند، کلاس دو اثر سمپاتیک را مهار میکند، کلاس سه دوره تحریکناپذیری را طولانی میسازد و کلاس چهار روی گرهها اثر میگذارد. هر کلاس برای نوع خاصی از آریتمی مناسبتر است. انتخاب دقیق و پایش منظم کلید ایمنی است. بیمار با درک این مکانیسمها بهتر با درمان همکاری میکند. هدف نهایی بازگرداندن نظم قلب و بهبود کیفیت زندگی است. این گروه دارویی ابزار مهمی در مدیریت اختلالات ریتم قلب هستند. آگاهی پایه به تصمیمگیری آگاهانه کمک میکند.
داروهای ضدآریتمی ابزار تخصصی برای کنترل بینظمیهای ضربان قلب هستند و فقط با تجویز پزشک مصرف میشوند. هر دارو مکانیسم مشخصی دارد و برای شرایط خاصی طراحی شده است. پایش منظم نوار قلب و آزمایشها بخش ضروری درمان است. بیمار باید علائم جدید را فوری گزارش دهد و دوز را خودسرانه تغییر ندهد. درک پایه از این داروها به کاهش اضطراب و افزایش همکاری کمک میکند. استانداردهای پزشکی بر فردیسازی درمان تأکید دارند. با رعایت دقیق دستورات، منافع این داروها بر خطرات غلبه میکند. آگاهی بیمار نقش مهمی در موفقیت درمان دارد.