استرین شعاعی (GRS) چیست، چگونه اندازهگیری میشود و چه معنایی دارد
GRS
GRS یا Global Radial Strain یکی از شاخصهای مهم در ارزیابی عملکرد بطن چپ است و نشان میدهد دیواره قلب هنگام انقباض در جهت شعاعی (از مرکز به بیرون) چقدر ضخیمتر میشود. اگر بطن چپ را مانند یک دایره در نظر بگیریم، استرین شعاعی میزان «برآمده شدن» یا «ضخیم شدن» دیواره را در زمان سیستول اندازهگیری میکند. برخلاف استرین طولی و محیطی که با عدد منفی بیان میشوند، GRS معمولاً عدد مثبت است، زیرا دیواره در این جهت بزرگتر و ضخیمتر میشود.
در یک قلب سالم، مقدار GRS معمولاً حدود +۳۰٪ تا +۵۰٪ است. این یعنی دیواره بطن چپ در زمان انقباض حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد ضخیمتر میشود. هرچه این عدد بیشتر باشد، عملکرد شعاعی قلب بهتر است. کاهش این مقدار میتواند نشانهای از ضعف عضله قلب باشد، حتی اگر سایر شاخصها طبیعی به نظر برسند.
GRS با استفاده از تکنیک Speckle Tracking Echocardiography اندازهگیری میشود. در این روش، نرمافزار نقاط طبیعی بافت قلب را دنبال میکند و میزان تغییر شکل آنها را در جهت شعاعی محاسبه میکند. این روش غیرتهاجمی، دقیق و تکرارپذیر است و در بسیاری از مراکز تخصصی استفاده میشود.
استرین شعاعی بیشتر عملکرد لایه داخلی و میانی عضله قلب را نشان میدهد. این لایهها نقش مهمی در ضخیم شدن دیواره و ایجاد فشار لازم برای پمپاژ خون دارند. بنابراین کاهش GRS میتواند نشانهای از اختلال عملکرد این لایهها باشد.
یکی از کاربردهای مهم GRS، تشخیص نارسایی قلبی است. در بیماران با نارسایی سیستولیک، GRS معمولاً کاهش مییابد، زیرا عضله قلب توانایی ضخیم شدن کافی را از دست میدهد. این کاهش معمولاً با کاهش EF همراه است، اما گاهی زودتر از EF تغییر میکند.
در کاردیومیوپاتی دیلاته، GRS معمولاً بهشدت کاهش مییابد. بطن چپ بزرگ و نازک میشود و توانایی ضخیم شدن دیواره کاهش پیدا میکند. این تغییرات در GRS میتواند شدت بیماری و پیشآگهی بیمار را نشان دهد.
در کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک، GRS ممکن است در برخی نواحی کاهش یابد، حتی اگر EF طبیعی باشد. این یافته میتواند نشاندهنده نواحی با فیبروز یا اختلال عملکرد میکروسکوپی باشد.
GRS در بیماران مبتلا به فشار خون بالا نیز اهمیت دارد. حتی اگر EF طبیعی باشد، کاهش GRS میتواند نشان دهد که بطن چپ تحت فشار مزمن قرار گرفته و عملکرد شعاعی آن کاهش یافته است. این یافته میتواند پزشک را به درمان دقیقتر هدایت کند.
در ایسکمی قلبی، GRS میتواند نواحی با عملکرد شعاعی کاهشیافته را شناسایی کند. این نواحی معمولاً با مناطق کمخونرسانی یا آسیبدیده مطابقت دارند. GRS حتی میتواند اختلالات خفیف را که در Wall Motion دیده نمیشوند آشکار کند.
در میوکاردیت یا بیماریهای التهابی قلب، GRS ممکن است کاهش یابد و نشاندهنده التهاب فعال یا آسیب بافتی باشد. این شاخص در پیگیری روند بهبود نیز مفید است.
GRS معمولاً همراه با GLS (استرین طولی) و GCS (استرین محیطی) ارزیابی میشود. این سه شاخص با هم تصویری جامع از عملکرد سهبعدی عضله قلب ارائه میدهند. ترکیب آنها میتواند اختلالات خفیف را که در EF دیده نمیشوند آشکار کند.
یکی از مزایای GRS این است که میتواند اختلالات منطقهای را نیز نشان دهد. برای مثال، در سکته قلبی، ناحیه آسیبدیده ممکن است GRS بسیار کمی داشته باشد، در حالی که سایر نواحی طبیعی هستند.
GRS در پیگیری پاسخ به درمان نیز کاربرد دارد. برای مثال، پس از باز کردن عروق کرونر یا درمان نارسایی قلبی، بهبود GRS میتواند نشانهای از بهبود عملکرد عضله قلب باشد.
کاهش GRS معمولاً با کاهش ضخیم شدن دیواره همراه است. این موضوع نشان میدهد که عضله قلب توانایی ایجاد فشار کافی برای پمپاژ خون را از دست داده است. بنابراین GRS نهتنها یک شاخص تصویری، بلکه یک شاخص عملکردی مهم نیز هست.
در نهایت، GRS یک شاخص دقیق، حساس و کاربردی برای ارزیابی عملکرد بطن چپ است. این پارامتر میتواند اختلالات عملکردی را بسیار زودتر از EF نشان دهد و نقش مهمی در تشخیص، پیگیری و تصمیمگیری درمانی دارد. استفاده از GRS در کنار سایر یافتههای اکو میتواند تصویر کاملتری از سلامت قلب ارائه دهد.



