استرین طولی سراسری (GLS) چیست، چگونه اندازه‌گیری می‌شود و چه کاربردی دارد

GLS

اصطلاح استرین طولی سراسری (Global Longitudinal Strain یا به اختصار GLS) یکی از پیشرفته‌ترین و دقیق‌ترین شاخص‌ها در ارزیابی عملکرد قلبی است که فراتر از اندازه‌گیری‌های سنتی، قدرت انقباضی تارهای عضلانی را در مقیاس میکروسکوپی بررسی می‌کند.

استرین طولی سراسری به معنای اندازه‌گیری میزان تغییر طول تارهای عضلانی بطن چپ در راستای طولی (از قاعده به سمت نوک قلب) طی یک چرخه ضربان است. در حالی که روش‌های قدیمی تنها به تغییر حجم کلی قلب توجه می‌کردند، این شاخص بر نحوه کوتاه شدن و فشرده شدن واقعی بافت قلب تمرکز دارد. این پارامتر به صورت درصد بیان می‌شود و نشان‌دهنده میزان کارایی سلول‌های قلبی در انقباض است.

به طور طبیعی، وقتی بطن چپ منقبض می‌شود، فاصله بین قاعده (بالای بطن) و نوک قلب (Apex) کم می‌شود. استرین طولی این کوتاه شدن را محاسبه می‌کند. از آنجایی که تارهای عضلانی لایه داخلی قلب (Subendocardium) عمدتاً در جهت طولی آرایش یافته‌اند، این شاخص حساس‌ترین ابزار برای شناسایی اولین نشانه‌های آسیب به لایه‌های حساس قلب محسوب می‌شود.

یکی از ویژگی‌های مهم این شاخص، منفی بودن عدد آن در گزارش‌های پزشکی است. از آنجا که بافت قلب در زمان انقباض “کوتاه” می‌شود، تغییر طول نسبت به حالت اولیه عددی منفی به دست می‌دهد. برای مثال، عدد -۲۰ درصد یک مقدار نرمال و ایده‌آل است؛ هرچه این عدد به سمت صفر میل کند (مثلاً -۱۰ درصد)، نشان‌دهنده ضعف شدید در قدرت انقباضی تارهای عضلانی است.

اهمیت اصلی استرین طولی سراسری در شناسایی نارسایی قلبی پنهان است. بسیاری از بیماران ممکن است دارای “کسر تخلیه” (Ejection Fraction) نرمال باشند، اما در واقع قلب آن‌ها دچار ضعف لایه‌ای شده باشد. استرین طولی می‌تواند اختلال در عملکرد قلب را ماه‌ها یا حتی سال‌ها زودتر از روش‌های معمولی تشخیص دهد، که این امر زمان طلایی برای شروع درمان را فراهم می‌کند.

تکنولوژی مورد استفاده برای اندازه‌گیری این شاخص، “ردیابی لکه” (Speckle Tracking) نام دارد. در این روش، نرم‌افزارهای پیشرفته نقاط ریزی را در بافت قلب (مانند اثر انگشت‌های اکوستیک) دنبال می‌کنند و جابجایی هر نقطه را نسبت به نقطه مجاور می‌سنجند. این تحلیل دقیق ریاضی، خطای انسانی را که در مشاهدات چشمی وجود دارد، به حداقل می‌رساند.

در بیماران سرطانی که تحت شیمی‌درمانی قرار دارند، استرین طولی سراسری نقش حیاتی در پایش سلامت قلب ایفا می‌کند. برخی داروهای شیمی‌درمانی دارای عوارض سمی برای قلب هستند. با بررسی دوره‌ای این شاخص، پزشکان می‌توانند پیش از آنکه آسیب جدی و غیرقابل بازگشت به قلب وارد شود، تغییرات بسیار ظریف در انقباض را شناسایی کرده و دوز دارو را تنظیم کنند.

این شاخص همچنین در تشخیص افتراقی بیماری‌های دیواره قلب بسیار کارآمد است. برای مثال، در بیماری “آمیلوئیدوز قلبی” (رسوب پروتئین غیرطبیعی در قلب)، الگوی استرین طولی به صورت “حفظ حرکت نوک قلب” (Apical Sparing) تظاهر می‌یابد؛ به این معنی که تمام بخش‌های قلب ضعیف شده‌اند اما نوک قلب همچنان خوب منقبض می‌شود. این الگوی تصویری مانند یک امضا برای تشخیص این بیماری خاص عمل می‌کند.

در بیماران مبتلا به فشار خون بالا و دیابت، استرین طولی سراسری نشان‌دهنده میزان تأثیر این بیماری‌ها بر کیفیت عضله قلب است. حتی اگر بیمار هیچ علامتی نداشته باشد، کاهش این شاخص به پزشک هشدار می‌دهد که عضله قلب در حال سفت شدن (فیبروز) است و نیاز به مدیریت جدی‌تر عوامل خطر وجود دارد.

بررسی استرین طولی به تفکیک مناطق مختلف بطن چپ، به پزشک کمک می‌کند تا بفهمد کدام ناحیه از قلب بار کاری بیشتری را تحمل می‌کند. این نقشه‌برداری رنگی که معمولاً به صورت یک نمودار دایره‌ای شبیه به “چشم گاو” (Bull’s Eye Plot) ارائه می‌شود، درک بصری سریعی از توزیع سلامت عضلانی در کل بطن چپ فراهم می‌سازد.

یکی دیگر از کاربردهای این شاخص در تنگی دریچه آئورت است. در مواردی که دریچه آئورت تنگ شده اما کسر تخلیه قلب هنوز خوب به نظر می‌رسد، افت استرین طولی سراسری نشان‌دهنده این است که عضله قلب تحت فشار زیاد در حال از نفس افتادن است. این یافته می‌تواند به عنوان یک دلیل علمی محکم برای انجام جراحی تعویض دریچه در نظر گرفته شود.

در ورزشکاران حرفه‌ای، استرین طولی به تشخیص بین “قلب ورزشکار” و “بیماری ضخیم‌شدگی قلب” کمک می‌کند. در ورزشکاران، علی‌رغم ضخیم بودن دیواره‌ها، استرین طولی معمولاً در محدوده عالی یا نرمال باقی می‌ماند، در حالی که در موارد بیماری، این عدد به شدت افت می‌کند. این تفاوت، کلید اصلی برای اجازه فعالیت به ورزشکاران است.

استرین طولی سراسری همچنین ارتباط تنگاتنگی با “فیبروز” یا ایجاد بافت جوشگاه در قلب دارد. مطالعات نشان داده‌اند که هرچه میزان بافت غیرفعال در قلب بیشتر باشد، عدد استرین طولی ضعیف‌تر (نزدیک‌تر به صفر) خواهد بود. این موضوع باعث شده است که این روش در بسیاری از موارد جایگزین نمونه‌برداری‌های تهاجمی از بافت قلب شود.

در نارسایی‌های قلبی با کسر تخلیه حفظ شده (HFpEF)، که در آن قلب به خوبی منقبض می‌شود اما به خوبی پر نمی‌شود، استرین طولی اغلب تنها پارامتری است که نقص عملکرد انقباضی را نشان می‌دهد. این بیماران معمولاً از تنگی نفس رنج می‌برند در حالی که اکوی معمولی آن‌ها سالم گزارش می‌شود؛ اما تحلیل استرین راز بیماری آن‌ها را آشکار می‌کند.

محدودیت‌های این روش عمدتاً به کیفیت تصاویر دریافتی و ضربان‌های نامنظم قلب بستگی دارد. برای اندازه‌گیری دقیق استرین طولی، باید تصاویر اکوکاردیوگرافی با وضوح بالا تهیه شوند. در بیمارانی که دچار آریتمی‌های شدید هستند، به دلیل متغیر بودن طول ضربان‌ها، اندازه‌گیری این شاخص ممکن است با چالش‌های فنی روبرو شود.

در نهایت، استرین طولی سراسری (GLS) به عنوان استاندارد جدیدی در ارزیابی قلب، نگاه ما را از یک پمپ ساده حجمی به یک ساختار پیچیده عضلانی تغییر داده است. این شاخص با ارائه اعدادی دقیق و حساس، نه تنها در تشخیص زودهنگام، بلکه در پیش‌بینی آینده سلامت بیماران قلبی، جایگاهی بی‌بدیل در طب نوین یافته است.