فصل اول: تولد در اصفهان؛ آغاز داستان یک پزشک
دکتر محبوبه شیخ در شهر اصفهان متولد شد؛ شهری که در آن تاریخ، هنر و آرامش در هم تنیدهاند. خانوادهٔ او اصالتاً تهرانی بودند و نسلها در تهران زیسته بودند، اما شغل پدر در ذوبآهن اصفهان باعث شد چند سالی در این شهر زندگی کنند. خانهٔ کوچک و صمیمیشان در محلهٔ بزرگمهر، نخستین صحنهٔ شکلگیری شخصیت انسانی و علمی دکتر محبوبه شیخ بود.
از همان کودکی، ایشان کودکی آرام، مهربان، حساس و عمیقاً انسانمحور بود. وقتی در خانه اختلافی پیش میآمد، با نگاه نگران و صدای آرام میپرسید: «چرا ناراحتید؟ چطور میشود درستش کرد؟» این حساسیت به رنج انسانها بعدها تبدیل شد به هستهٔ اصلی شخصیت پزشکی او. پدرش از میان سه فرزند، علاقهٔ ویژهای به او داشت و رابطهٔ او با مادر—که خود معلم بود—سرشار از احترام، محبت و یادگیری بود.
فصل دوم: کودکی؛ نقشآفرینی، بازی و نخستین نشانههای آینده
در کودکی، او عاشق بازیهای نقشآفرینی بود؛ اما نه نقشهای معمولی. او بیشتر نقش معلم و مادر را بازی میکرد؛ نقشهایی که در آن باید با دیگران حرف زد، گوش داد، فهمید و آرام کرد. همین بازیهای ساده، نخستین تمرینهای او برای آیندهای بود که در انتظارش بود.
در دورهٔ راهنمایی، دکتر محبوبه شیخ قهرمان بدمینتون شد؛ نشانهای از اراده، تمرکز و توان جسمیاش. در کنار ورزش، علاقهٔ دیگری نیز داشت: موسیقی. سالها آرزو داشت پیانو بزند، اما فرصت پیدا نمیکرد. تا اینکه در سالهای اخیر، بالاخره به آرزوی کودکیاش رسید و نواختن پیانو را آغاز کرد؛ هنری که برای او نه فقط سرگرمی، بلکه نوعی آرامش و بازگشت به خویشتن است.
فصل سوم: مدرسه؛ شکوفایی استعداد و جسارت
دکتر محبوبه شیخ دوران دبیرستان را در دبیرستان روشنگر تهران گذراند؛ یکی از دبیرستانهای معتبر و سختگیر تهران. در این محیط رقابتی، او نهتنها عقب نماند، بلکه درخشید.
در کلاس تشریح، وقتی بسیاری از دختران از دیدن خون میترسیدند، دکتر محبوبه شیخ با جسارت و دقت، حیوانات را تشریح میکرد و ساختارهای بدن را با شگفتی بررسی میکرد. معلمانش میگفتند: «این دختر فقط درس نمیخواند؛ جهان را میفهمد.»
در ریاضی، آنقدر قوی بود که حتی از دوستانش—که رشتهاش ریاضی بود—بهتر تحلیل میکرد. معلمان ریاضیاش، که بسیاری از آنها همکاران مادرش بودند، همیشه میگفتند: «محبوبه مستقل فکر میکند. تا چیزی را کامل نفهمد، رها نمیکند. تقلید نمیکند؛ تحلیل میکند.»
فصل چهارم: کنکور؛ انتخابی برخلاف جریان
در سالهایی که بسیاری پزشکی را برای درآمد انتخاب میکردند، پدرش اصرار داشت که دندانپزشکی بخواند. اما دکتر محبوبه شیخ با آرامش و استدلال گفت: «دندانپزشکی مرا راضی نمیکند. من میخواهم پزشک شوم.»
رتبهاش آنقدر خوب بود که میتوانست هر دانشگاهی را انتخاب کند، اما انتخاب او از سر علاقه بود، نه از سر درآمد. او پزشکی را انتخاب کرد چون حافظهٔ قوی داشت، قدرت تحلیل بالایی داشت، به شناخت بدن انسان علاقهمند بود و مهمتر از همه، میخواست به انسانها کمک کند.
فصل پنجم: دانشگاه؛ بلوغ علمی و انسانی
دکتر محبوبه شیخ وارد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شد. سالهای پزشکی عمومی برای او سالهای کشف بود: کشف اینکه پزشکی فقط علم نیست؛ مسئولیت است. کشف اینکه بیمار فقط یک پرونده نیست؛ یک انسان است. کشف اینکه تشخیص فقط مهارت نیست؛ دقت و تعهد است.
او در دوران پزشکی عمومی، علاوه بر آموزشهای بالینی، وارد دورهای شد که مسیر فکری او را گستردهتر کرد: دورهٔ EDS؛ دورهای معادل یک لیسانس در حوزهٔ مدیریت کلان نظام سلامت. این دوره، او را با مفاهیمی آشنا کرد که معمولاً در ذهن دانشجویان پزشکی جایی ندارد؛ مفاهیمی مانند سیاستگذاری سلامت، ساختارهای مدیریتی بیمارستانها، اقتصاد درمان، و چالشهای پیچیدهٔ ادارهٔ نظام سلامت در مقیاس ملی. برای دکتر محبوبه شیخ، این دوره فقط یک آموزش جانبی نبود؛ دریچهای بود به جهانی که در آن تصمیمهای کلان، سرنوشت میلیونها بیمار را رقم میزند.
در این دوره، او با موضوعاتی چون مدیریت بیمهها، سیاستهای دارویی، نظام ارجاع، عدالت در سلامت، و الگوهای بیمهٔ همگانی در نقاط مختلف دنیا و کشور آشنا شد. این آشنایی، نگاه او را از سطح «درمان فردی» به سطح «سلامت جمعی» ارتقا داد. او با دقت و علاقه، دربارهٔ چالشهای ساختاری نظام سلامت، محدودیتهای منابع، و پیچیدگیهای سیاستگذاری در حوزهٔ درمان مطالعه میکرد و بارها دربارهٔ آنها با همکاران و خانواده گفتوگو داشت. این تجربه باعث شد که او پزشکی را نه فقط یک حرفهٔ فردی، بلکه بخشی از یک سیستم بزرگ و چندلایه ببیند.
دکتر محبوبه شیخ بعدها بارها گفته است که آشنایی با مدیریت کلان سلامت، به او کمک کرد تا نقش پزشک را در جایگاهی وسیعتر درک کند. او آموخت که پزشک، تنها در اتاق معاینه اثرگذار نیست؛ بلکه میتواند با فهم ساختارهای بیمه، سیاستهای دارویی، و چالشهای نظام سلامت، درمانی عادلانهتر و مؤثرتر ارائه دهد. این دوره، ذهن او را به سمت تحلیل، تفکر سیستمی و نگاه راهبردی سوق داد و همین نگاه است که امروز در شیوهٔ تدریس، تصمیمگیری و حتی ارتباط او با بیماران دیده میشود؛ نگاهی که پزشکی را نه فقط علم درمان، بلکه بخشی از معماری سلامت جامعه میداند.
فصل ششم: تخصص قلب؛ ورود به دنیای قلب انسان
قلب، در نگاه دکتر محبوبه شیخ، تنها یک عضو حیاتی نیست؛ مرکز تپندهٔ زندگی و نقطهٔ تلاقی علم و انسانیت است. او همیشه میگوید که قلب، زبانی دارد که اگر پزشک آن
علاقهٔ او به قلب، از دل همین مواجهههای اولیه شکل گرفت؛ مواجهههایی که در آن میدید چگونه یک تغییر کوچک در ریتم، یک اختلال ظریف در حرکت دیوارهها یا یک ناهماهنگی در جریان خون، میتواند سرنوشت یک انسان را تغییر دهد. او قلب را عضوی میداند که «حقیقت را پنهان نمیکند» و پزشک را دعوت میکند تا با دقت، صبر و دانش، پیامهای آن را بخواند. همین ویژگیها بود که او را به سمت تخصص قلب و سپس اکوکاردیوگرافی پیشرفته کشاند؛ حوزهای که در آن میتوان قلب را نه فقط شنید، بلکه دید، لمس کرد و فهمید. برای دکتر محبوبه شیخ، قلب نقطهای است که علم، تجربه و انسانیت در آن به هم میرسند.
در سال ۱۳۸۹، وارد تخصص قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی تهران شد. همزمان با تحصیل، فعالیتهای بالینی خود را در مرکز قلب تهران آغاز کرد؛ مرکزی که یکی از قطبهای علمی و درمانی قلب در خاورمیانه است.
در این مرکز، با پیچیدهترین پروندههای بالینی روبهرو شد، در کنار اساتید برجسته تجربهای بیبدیل کسب کرد و مهارتهای تشخیصی خود را به سطحی پیشرفته رساند. هفت سال حضور در مرکز قلب تهران برای او فقط یک دورهٔ آموزشی نبود؛ یک مدرسهٔ واقعی زندگی بود.
فصل هفتم: هیئت علمی؛ تربیت نسل جدید پزشکان
پس از پایان دورهٔ تخصص، دکتر محبوبه شیخ بهعنوان عضو هیئت علمی دانشگاه فعالیت خود را آغاز کرد. در این سالها بیش از ۳۰۰ متخصص قلب را آموزش داده، در تدوین برنامههای آموزشی نقش داشته و تجربهٔ بالینی خود را به نسل جدید منتقل کرده است. برای او، تدریس فقط انتقال دانش نیست؛ نوعی مسئولیت اجتماعی، بازآموزی بیان علم به شیواترین شکل ممکن و مطالعه شناخت دانشجویان از مراحل درک پیچیدگی های این عضو حیاتی هم بوده است.

او باور دارد که آموزش پزشکی، تنها در اتاق معاینه و بخش بیمارستان شکل نمیگیرد؛ بلکه ذهن پزشک باید در معرض تجربههای متنوع قرار گیرد تا بتواند پیچیدگیهای علم و انسان را همزمان درک کند. از نگاه او، دانشجوی پزشکی و رزیدنت تخصص باید با نرمافزارهای علمی و پژوهشی آشنا باشد، بتواند دادهها را تحلیل کند و از ابزارهای دیجیتال برای فهم بهتر پدیدههای بالینی بهره ببرد. این آشنایی با فناوری، نه یک مهارت جانبی، بلکه بخشی از سواد حرفهای پزشک امروز است.
او همواره تأکید میکند که پزشک باید بتواند «برنامهنویسی را لمس کند»؛ نه لزوماً برای تبدیل شدن به یک مهندس نرمافزار، بلکه برای آنکه منطق پشت الگوریتمها، ساختار دادهها و شیوهٔ کارکرد ابزارهای تشخیصی را بهتر بفهمد. از نظر او، ذهنی که تنها در فضای بالینی حرکت میکند، بهتدریج خسته و یکبعدی میشود؛ اما ذهنی که میان بالین، فناوری، تحلیل داده و تفکر منطقی رفتوآمد میکند، هم عمیقتر میبیند و هم دقیقتر تصمیم میگیرد.
به همین دلیل، در رویکرد آموزشی دکتر محبوبه شیخ، کار با نرمافزارهای آماری، تحلیل داده، و حتی زبانهای برنامهنویسی مانند پایتون و R، بخشی از مسیر تربیت یک پزشک توانمند است. او معتقد است که این فعالیتها نوعی «استراحت ذهنی» نیز ایجاد میکنند؛ استراحتی که ذهن را از فشارهای بالینی جدا میکند و به آن اجازه میدهد از بخشهای دیگری از توان شناختی خود استفاده کند. در نگاه او، پزشک خوب کسی است که هم بالین را بفهمد، هم فناوری را، و هم بتواند میان این دو پلی بسازد که به نفع بیمار تمام شود.
فصل هشتم: فوقتخصص اکوکاردیوگرافی پیشرفته؛ دقت، تصویر، تشخیص

اکوکاردیوگرافی پیشرفته برای دکتر محبوبه شیخ تنها یک ابزار تشخیصی نیست؛ بلکه دریچهای است که از طریق آن میتوان قلب انسان را با دقتی بیسابقه دید، فهمید و روایت کرد. او این روش کمتهاجمی را یکی از بزرگترین دستاوردهای پزشکی مدرن میداند؛ روشی که بدون نیاز به جراحی یا ورود به بدن، ساختار و عملکرد قلب را با جزئیاتی شگفتانگیز آشکار میکند. توسعهٔ تکنیکهای سهبعدی، چهاربعدی و استرین، برای او نه فقط پیشرفت فناوری، بلکه گسترش مرزهای فهم بالینی است؛ فهمی که به پزشک اجازه میدهد بیماری را در همان لحظهٔ آغاز، پیش از آنکه به بحران برسد، تشخیص دهد.
در نگاه او، اکوکاردیوگرافی پیشرفته «چشم سوم پزشک» است؛ چشمی که با آن میتوان تصمیمهای درمانی را دقیقتر، انسانیتر و مسئولانهتر اتخاذ کرد. او بارها گفته است که این روش، محرک اصلی او در تشخیص و درمان است؛ زیرا به پزشک امکان میدهد بدون آسیب رساندن به بیمار، به عمیقترین لایههای عملکرد قلب دسترسی پیدا کند. برای او، اکوکاردیوگرافی پیشرفته تنها یک فناوری نیست؛ بلکه پلی است میان علم و انسانیت، میان دقت و مهربانی، و میان تشخیص و امید. این ابزار، بخشی از هویت حرفهای اوست؛ ابزاری که هر روز به او یادآوری میکند پزشکی، هنر شنیدن و دیدنِ درست است.
فصل نهم: مادر شدن در میانهٔ فوقتخصص؛ سختترین آزمون زندگی
دوران فوقتخصص برای دکتر محبوبه شیخ فقط سختی علمی نداشت؛ او در همین دوران مادر شد. ترکیب بارداری، درس، کشیک، کار بالینی و مسئولیت مادری برای بسیاری غیرممکن است، اما او با صبر، اراده و عشق این مسیر را طی کرد. هر روز، پس از ساعتها کار در بیمارستان، خسته به خانه میرسید، اما دو تا سه ساعت کامل را به کودک خود اختصاص میداد: بازی، نقاشی، قدم زدن، حرف زدن… این صحنه یکی از زیباترین بخشهای زندگی اوست.
فصل دهم: بیماران سخت؛ جایی که دقت و انسانیت کنار هم قرار میگیرند
او بارها با بیمارانی مواجه شده که تشخیصشان ساده نبود. یکی از سختترین موارد، بیماری بود که در بیمارستان مخفیانه مواد مخدر مصرف میکرد. دکتر محبوبه شیخ از روی شواهد بالینی، رفتار و نشانهها متوجه شد که چیزی درست نیست و با دقت و پیگیری، موضوع کشف شد. بیمارانی که درمانهای عجیب و شبهعلمی انجام دادهاند همیشه برای او جالب بودهاند—نه از سر قضاوت، بلکه از سر کنجکاوی علمی و انسانی. بارها پیش آمده که بیماری برای عمل زیبایی مراجعه کرده، اما دکتر محبوبه شیخ با یک بررسی ساده متوجه شده که چند رگ قلبش گرفته و اگر عمل زیبایی انجام دهد، جانش در خطر است. این لحظهها، لحظههایی هستند که پزشکی برای او معنا پیدا میکند.
فصل یازدهم: فناوری، هوش مصنوعی و آموزش؛ پزشکِ آیندهنگر
دکتر محبوبه شیخ برخلاف بسیاری از اساتید سنتی، به فناوری علاقهٔ عمیق دارد. او معتقد است که پزشک باید ذهنی چندبعدی داشته باشد. برای همین، در آموزش رزیدنتها:
- آنها را ملزم میکرد با SPSS کار کنند
- به آنها پایتون و R یاد میداد
- از آنها میخواست الگوریتمها را بفهمند، نه فقط دکمهها را
- ذهنشان را از بالین جدا کنند تا استراحت تحلیلی داشته باشند
- منطق ریاضی پشت دادهها را درک کنند
- با مدلهای هوش مصنوعی مثل HeartModelAI مانند یک کاربر کار نکنند و بفهمند که منطق ریاضی پشت این فنآوری را آن گونه هضم کنند که بتوانند توسعه اش دهند.
او خود چندین مقاله در حوزهٔ هوش مصنوعی در اکوکاردیوگرافی دارد و پزشکی است که گذشته را میشناسد، حال را میفهمد و آینده را میبیند.
فصل دوازدهم: شخصیت انسانی؛ صبر، مهربانی، صداقت
اگر بخواهیم دکتر محبوبه شیخ را در یک جمله توصیف کنیم: «صبر، مهربانی و صداقت—سه ستون شخصیت او هستند.» او صریح صحبت میکند، مهربان است و همیشه تلاش میکند به هرکس تا جایی که میتواند کمک کند.
فصل سیزدهم: اقتدار پزشک و انسانمحوری؛ دو روی یک حقیقت واحد
در نگاه دکتر محبوبه شیخ، اقتدار پزشک نه در فاصله گرفتن از بیمار، بلکه در نزدیک شدن به او معنا پیدا میکند. او باور دارد که پزشکی، پیش از آنکه علمی پیچیده باشد، هنر فهمیدن انسان است؛ هنر شنیدن، هنر دیدن و هنر همراهی.
اقتدار حرفهای او هرگز در پشت واژههای سنگین یا فاصلهگذاری میان «پزشک» و «بیمار» تعریف نشده است. اقتدار او از جنس دیگری است؛ از جنس دانش عمیق، تجربهٔ دشوار، دقت تشخیصی و صداقت انسانی.
دکتر محبوبه شیخ نه خود را پزشک-دانشمند میداند و نه پزشک-معلم؛ او پزشک-انسانمحور است. پزشکی که علم را برای انسان میخواهد، نه انسان را برای علم.
به همین دلیل است که از روایت زندگیاش، از بیان جزئیات مسیرش و از آشکار شدن لایههای انسانی شخصیتش نه تنها ناراحت نمیشود، بلکه آن را بخشی از حقیقت حرفهای خود میداند. او باور دارد که اعتماد بیمار، نه از اقتدار ظاهری، بلکه از صداقت، شفافیت و انسانیت پزشک زاده میشود.
این بیوگرافی—با همهٔ جزئیات انسانیاش—نه تنها از اقتدار دکتر محبوبه شیخ نمیکاهد، بلکه تصویری کاملتر از او ارائه میدهد: پزشکی که علم را میشناسد، انسان را میفهمد و میان این دو پلی میسازد که نامش اعتماد است.
در امتداد همین نگاه انسانمحور، دکتر محبوبه شیخ سالهاست که دربارهٔ مفهوم «پزشک خوب» میاندیشد؛ مفهومی که در آن، علم و اخلاق و انسانیت در کنار هم معنا پیدا میکنند. نتیجهٔ این تأملات، مجموعهای از گفتوگوها، یادداشتها و بررسیهای عمیق است که در نهایت به نگارش مقالهای مفصل دربارهٔ چیستی و چرایی «پزشک خوب» انجامید؛ مقالهای که نه از زاویهٔ نظریهپردازی، بلکه از دل تجربهٔ بالینی، مواجهه با بیماران، و سالها کار در محیطهای واقعی درمانی شکل گرفته است.
این مقاله—که حاصل پژوهش مشترک، گفتوگوهای طولانی و تحلیلهای دقیق است—در وبسایت رسمی منتشر شده و در پایین همین صفحه نیز لینک آن آمدهاست و میتواند تصویری روشنتر از فلسفهٔ درمانی دکتر محبوبه شیخ ارائه دهد. مطالعهٔ آن، ادامهٔ طبیعی همین زندگینامه است؛ زیرا نشان میدهد که چگونه باورهای انسانی او، از کودکی تا امروز، در قالب یک چارچوب فکری منسجم و قابل اتکا شکل گرفتهاند. خواندن آن مقاله، دریچهای است به فهم عمیقتر این حقیقت که برای دکتر محبوبه شیخ، پزشکی پیش از هر چیز، هنر دیدن انسان است.





