شرح خدمت اکوکاردیوگرافی دوبعدی در کلینیک دکتر محبوبه شیخ
اکوکاردیوگرافی دوبعدی یک روش تصویربرداری غیرتهاجمی و ایمن است که با استفاده از امواج فراصوت، ساختارها و حرکات قلب را بهصورت زنده نمایش میدهد. این خدمت در کلینیک قلب و عروق برای ارزیابی دقیق عملکرد قلب، بررسی سلامت دریچهها، اندازهگیری ابعاد حفرههای قلب و تشخیص بسیاری از بیماریهای قلبی انجام میشود. در این روش، تصاویر دو بعدی از مقاطع مختلف قلب ثبت میشود و پزشک میتواند وضعیت پمپاژ قلب، ضخامت دیوارهها، حرکات دریچهها و الگوی جریان خون را با دقت تحلیل کند.
فرآیند انجام این خدمت شامل قرار گرفتن بیمار روی تخت معاینه، استفاده از ژل مخصوص روی قفسه سینه و حرکت دادن پروب دستگاه روی نواحی مختلف است. این کار کاملاً بدون درد است و معمولاً بین پانزده تا سی دقیقه زمان میبرد. تکنسین یا پزشک در طول انجام تست ممکن است از بیمار بخواهد برای چند لحظه نفس خود را نگه دارد یا کمی تغییر وضعیت دهد تا تصاویر دقیقتری ثبت شود.
در کلینیکهای استاندارد، انجام اکوکاردیوگرافی مطابق دستورالعملهای انجمنهای معتبر مانند انجمن اکوکاردیوگرافی آمریکا (ASE) و انجمن قلب اروپا (ESC) صورت میگیرد. این استانداردها شامل نحوه صحیح قرارگیری پروب، زوایای تصویربرداری، پارامترهای قابل اندازهگیری و معیارهای تفسیر نتایج هستند. رعایت این اصول باعث افزایش دقت تشخیص و کاهش خطاهای احتمالی میشود.
اکوکاردیوگرافی دوبعدی در کلینیک قلب و عروق برای اهداف مختلفی انجام میشود؛ از جمله بررسی نارسایی قلبی، ارزیابی بیماریهای دریچهای، تشخیص کاردیومیوپاتیها، بررسی پیامدهای سکته قلبی، تشخیص بیماریهای مادرزادی قلب و پایش بیماران پس از جراحیهای قلبی. این روش به دلیل غیرتهاجمی بودن، برای پیگیری دورهای بیماران نیز بسیار مناسب است.
در پایان انجام تست، تصاویر و اندازهگیریها توسط پزشک متخصص قلب تفسیر میشود و گزارش کامل شامل وضعیت عملکرد قلب، سلامت دریچهها، اندازه حفرهها و هرگونه یافته غیرطبیعی در پرونده بیمار ثبت میگردد. این گزارش نقش مهمی در تصمیمگیری درمانی و برنامهریزی مراقبتهای بعدی دارد.
در ادامه یک نسخه فاخر، روان، و قدمبهقدم از مهمترین استانداردهای اکوکاردیوگرافی دوبعدی بر اساس اصول مورد تأکید انجمن اکوکاردیوگرافی آمریکا (ASE) و انجمن قلب اروپا (ESC) ارائه میشود. این متن برای استفاده در کلینیک، وبسایت، یا دستورالعمل داخلی کاملاً مناسب است و محتوای آن علمی اما قابلفهم است.
استانداردهای انجام اکوکاردیوگرافی دوبعدی بر اساس اصول ASE و ESC
🛏️ آمادهسازی بیمار و محیط
- بیمار در وضعیتی آرام، نیمهخوابیده و با زاویه حدود ۳۰ تا ۴۵ درجه قرار میگیرد.
- نور اتاق باید ملایم باشد تا اپراتور بتواند کیفیت تصویر را بهخوبی ارزیابی کند.
- ژل فراصوت بهصورت یکنواخت روی قفسه سینه مالیده میشود تا انتقال امواج صوتی بدون افت کیفیت انجام گیرد.
🪢نحوه صحیح قرارگیری پروب
- پروب باید با فشار یکنواخت و ملایم روی قفسه سینه قرار گیرد تا تماس کامل با پوست برقرار شود.
- جهتگیری نشانگر پروب (Marker) باید مطابق استانداردهای بینالمللی باشد:
- در نماهای پاراسترنال، نشانگر به سمت شانه راست بیمار قرار میگیرد.
- در نماهای اپیکال، نشانگر به سمت چپ بیمار یا ساعت ۳ تا ۴ تنظیم میشود.
- اپراتور باید از حرکات ظریف چرخشی، زاویهدهی و جابهجایی خطی برای یافتن بهترین برشها استفاده کند.
📐زوایای استاندارد تصویربرداری
استانداردهای ASE و ESC تأکید دارند که هر اکو باید حداقل شامل نماهای زیر باشد:
🎦پاراسترنال طولی (PLAX): برای ارزیابی آئورت، دریچه میترال، بطن چپ و بطن راست.
پاراسترنال طولی (Parasternal Long-Axis View – PLAX) یکی از مهمترین و پایهایترین نماهای اکوکاردیوگرافی دوبعدی است؛ نمایی که تقریباً در تمام پروتکلهای استاندارد ASE و ESC بهعنوان نقطه شروع تصویربرداری قلب توصیه میشود. این نما به پزشک اجازه میدهد ساختارهای اصلی قلب را در یک برش طولی و بسیار واضح مشاهده کند.
پاراسترنال طولی نمایی است که پروب اکو در کنار استخوان جناغ (استرنوم)، معمولاً در سمت چپ قفسه سینه، قرار میگیرد و امواج فراصوت از میان فضای بیندندهای به سمت قلب فرستاده میشود. در این وضعیت، تصویر بهگونهای تشکیل میشود که قلب از محور طولی آن دیده میشود؛ یعنی از بالا به پایین و از پایه به سمت رأس.
🔴در نمای پاراسترنال طولی، معمولاً این بخشها با وضوح بالا قابل مشاهدهاند:
- بطن چپ و دیوارههای آن
- دهلیز چپ
- دریچه میترال
- دریچه آئورت و ریشه آئورت
- بخشی از بطن راست
- سپتوم بینبطنی
این ترکیب باعث میشود PLAX یکی از بهترین نماها برای ارزیابی عملکرد پمپاژ قلب، ضخامت دیوارهها و وضعیت دریچهها باشد.






👈چرا این نما مهم است :
- ارزیابی دقیق بطن چپ: اندازهگیریهای کلیدی مانند قطر پایان دیاستول و سیستول از همین نما انجام میشود.
- بررسی دریچه میترال و آئورت: حرکت لتها، ضخامت، بازشدگی و نارسایی احتمالی در این نما بهخوبی دیده میشود.
- تشخیص کاردیومیوپاتیها: تغییرات ضخامت یا الگوی حرکتی دیوارهها در این نما بسیار واضح است.
- پایهای برای سایر نماها: اپراتور با یافتن PLAX، بهراحتی میتواند به نماهای کوتاهمحور (PSAX) و اپیکال حرکت کند.
📐چگونه پروب قرار میگیرد :
- پروب در سمت چپ جناغ، معمولاً در فضای بیندندهای دوم تا چهارم قرار میگیرد.
- نشانگر پروب به سمت شانه راست بیمار تنظیم میشود.
- با حرکات ظریف چرخشی و زاویهدهی، بهترین برش طولی بهدست میآید.
🎥پاراسترنال کوتاه (PSAX): در سطوح مختلف شامل دریچه آئورت، میترال، عضلات پاپیلری و رأس بطن.
پاراسترنال کوتاه (Parasternal Short-Axis View – PSAX) در واقع مجموعهای از برشهای حلقهای از قلب است که از همان محل نمای پاراسترنال طولی بهدست میآید، اما با چرخاندن پروب، قلب بهصورت «مقاطع دایرهای» در سطوح مختلف دیده میشود. این نما برای درک شکل، تقارن و حرکت دیوارهها و دریچهها فوقالعاده ارزشمند است.
در PSAX، پروب در کنار جناغ (سمت چپ قفسه سینه) قرار دارد، اما نسبت به نمای طولی، حدود ۹۰ درجه چرخانده میشود؛ بهطوریکه تصویر بهصورت یک «برش عرضی» از قلب دیده میشود. با کمی جابهجایی و زاویه دادن پروب به سمت بالا یا پایین، میتوان سطوح مختلفی از قلب را دید:
🔴سطح دریچه آئورت در PSAX
در این سطح، پروب کمی بالاتر قرار میگیرد تا برش از ناحیه ریشه آئورت و دریچه آئورت عبور کند.



📷آنچه در تصویر دیده میشود:
- دریچه آئورت بهشکل یک ساختار تقریباً دایرهای با سه لت (لتهای کرونری راست، کرونری چپ و غیرکرونری)
- دریچه پولمونر و تنه شریان ریوی
- دهلیز راست و بخشی از دهلیز چپ
- گاهی سوراخ بیضی یا نقص سپتوم بیناتریال در صورت وجود
☑️کاربردهای اصلی:
- ارزیابی شکل و حرکت لتهای دریچه آئورت
- تشخیص تنگی یا نارسایی آئورت (بهویژه همراه داپلر)
- بررسی آنوریسم یا اتساع ریشه آئورت
- ارزیابی دریچه پولمونر و فشار شریان ریوی (با داپلر)
🔴سطح دریچه میترال در PSAX
با حرکت اندک پروب به سمت پایین (کمی به سمت نوک قلب)، برش از سطح دریچه میترال عبور میکند.
📷آنچه در تصویر دیده میشود:
- حلقه میترال و لتهای قدامی و خلفی
- بطن چپ بهصورت یک دایره نسبتاً منظم
- بخشی از بطن راست در قسمت قدامی تصویر
👈ظاهر کلاسیک:
- دریچه میترال در این سطح اغلب بهصورت «دهان ماهی» یا «Mouth-like» توصیف میشود که در طول سیستول و دیاستول باز و بسته میشود.
☑️کاربردهای اصلی:
- ارزیابی ضخامت، تحرک و تقارن لتهای میترال
- تشخیص تنگی میترال، پرولاپس، نارسایی و تغییرات دژنراتیو
- بررسی شکل حلقه میترال و تأثیر کاردیومیوپاتیها بر آن
🔴سطح عضلات پاپیلری در PSAX
با حرکت بیشتر پروب به سمت پایین، برش از وسط بطن چپ و ناحیه عضلات پاپیلری عبور میکند.
📷آنچه در تصویر دیده میشود:
- بطن چپ بهصورت یک دایره نسبتاً منظم
- دو عضله پاپیلری (قدامی–جانبی و خلفی–میانی) که در دیواره بطن چپ قرار دارند
- بطن راست بهصورت هلالی در قسمت قدامی تصویر
☑️این سطح برای چه مهم است؟
- ارزیابی حرکات منطقهای دیوارههای بطن چپ (Anterior, Lateral, Inferior, Septal)
- تشخیص کاردیومیوپاتیها (مانند هیپرتروفیک، دیلاته) از طریق بررسی تقارن و ضخامت دیوارهها
- بررسی وضعیت عضلات پاپیلری در نارسایی میترال یا پس از انفارکتوس
در استانداردها، این سطح یکی از بهترین نماها برای ارزیابی «حرکات منطقهای دیوارهها» در سکته قلبی است.
🔴سطح رأس بطن چپ در PSAX
با حرکت بیشتر پروب به سمت نوک قلب، برش از ناحیه رأس (Apex) بطن چپ عبور میکند.
📷آنچه در تصویر دیده میشود:
- بطن چپ در ناحیه رأسی، معمولاً با قطر کمتر و دیوارههای نزدیکتر به هم
- بطن راست ممکن است کمتر یا اصلاً دیده نشود
- عضلات پاپیلری دیگر در این سطح دیده نمیشوند
☑️کاربردهای اصلی:
- ارزیابی درگیری رأسی در سکته قلبی (Apical infarction)
- بررسی وجود آنوریسم یا بیرونزدگی موضعی در ناحیه رأس
- تکمیل ارزیابی تقارن و شکل کلی بطن چپ
🔴سطح عضلات پاپیلری در PSAX
با حرکت بیشتر پروب به سمت پایین، برش از وسط بطن چپ و ناحیه عضلات پاپیلری عبور میکند.



📷آنچه در تصویر دیده میشود:
- بطن چپ بهصورت یک دایره نسبتاً منظم
- دو عضله پاپیلری (قدامی–جانبی و خلفی–میانی) که در دیواره بطن چپ قرار دارند
- بطن راست بهصورت هلالی در قسمت قدامی تصویر
☑️این سطح برای چه مهم است؟
- ارزیابی حرکات منطقهای دیوارههای بطن چپ (Anterior, Lateral, Inferior, Septal)
- تشخیص کاردیومیوپاتیها (مانند هیپرتروفیک، دیلاته) از طریق بررسی تقارن و ضخامت دیوارهها
- بررسی وضعیت عضلات پاپیلری در نارسایی میترال یا پس از انفارکتوس
در استانداردها، این سطح یکی از بهترین نماها برای ارزیابی «حرکات منطقهای دیوارهها» در سکته قلبی است
🔵جمعبندی
نمای پاراسترنال کوتاه در سطوح مختلف، یک «نقشه حلقهای» از قلب به دست میدهد:
- سطح آئورت: تمرکز بر دریچه آئورت، پولمونر و ریشه آئورت
- سطح میترال: تمرکز بر دریچه میترال و حلقه آن
- سطح عضلات پاپیلری: بهترین سطح برای ارزیابی حرکات دیوارههای بطن چپ
- سطح رأس: تمرکز بر ناحیه رأسی و تغییرات موضعی
🎥اپیکال چهارحفرهای (A4C): برای بررسی همزمان دهلیزها، بطنها و دریچههای میترال و تریکوسپید
نمای اپیکال چهارحفرهای (Apical 4-Chamber – A4C) یکی از مهمترین و پرکاربردترین نماهای اکوکاردیوگرافی دوبعدی است؛ چون در یک تصویر، هر چهار حفره قلب (دو دهلیز و دو بطن) و دو دریچه اصلی دهلیزی–بطنی (میترال و تریکوسپید) را همزمان نشان میدهد. این نما برای ارزیابی جامع ساختار و عملکرد قلب، تقریباً در تمام پروتکلهای استاندارد ASE و ESC الزامی است.
🔴محل قرارگیری پروب و منطق نما
- پروب روی ناحیه اپکس (نوک قلب)، معمولاً در فضای بیندندهای پنجم در خط میدکلاویکولار چپ قرار میگیرد.
- بیمار در وضعیت نیمهخوابیده به پهلوی چپ قرار میگیرد تا قلب به دیواره قفسه سینه نزدیکتر شود.
- نشانگر پروب معمولاً به سمت شانه چپ یا ساعت ۳–۴ تنظیم میشود تا محور طولی قلب در تصویر بهدرستی نمایش داده شود.
در این نما، قلب از نوک به سمت پایه دیده میشود؛ یعنی بطنها در پایین تصویر و دهلیزها در بالا قرار میگیرند.
📷ساختارهایی که در A4C دیده میشوند






در نمای اپیکال چهارحفرهای، این ساختارها بهطور همزمان قابل مشاهدهاند:
- دهلیز راست و دهلیز چپ
- بطن راست و بطن چپ
- دریچه میترال (بین دهلیز چپ و بطن چپ)
- دریچه تریکوسپید (بین دهلیز راست و بطن راست)
- سپتوم بینبطنی (IVS)
- سپتوم بیناتریال (IAS)
- بخشی از وریدهای ریوی (در برخی بیماران)
این ترکیب، A4C را به نمایی ایدهآل برای ارزیابی همزمان حفرهها و دریچهها تبدیل میکند.
✨ارزیابی دهلیزها در A4C
- دهلیز چپ:
- اندازه و حجم دهلیز چپ در این نما بهخوبی قابل اندازهگیری است.
- اتساع دهلیز چپ میتواند نشانه فشارهای مزمن بالا در قلب چپ، نارسایی میترال یا اختلالات دیاستولیک باشد.
- دهلیز راست:
- اندازه دهلیز راست و شکل آن ارزیابی میشود.
- اتساع دهلیز راست میتواند در بیماریهای ریوی، نارسایی قلب راست یا نارسایی تریکوسپید دیده شود.
این نما برای اندازهگیری حجم دهلیزها (بهویژه دهلیز چپ) بسیار مهم است.
✨ارزیابی بطنها در A4C
- بطن چپ:
- اندازه، شکل و حرکات دیوارههای بطن چپ در این نما بهخوبی دیده میشود.
- یکی از روشهای استاندارد محاسبه کسر جهشی (EF)، روش سیمپسون دو صفحهای است که یکی از نماهای اصلی آن همین A4C است.
- بطن راست:
- اندازه و عملکرد بطن راست در این نما ارزیابی میشود.
- پارامترهایی مانند TAPSE و S’ (با داپلر بافتی) معمولاً از همین نما بهدست میآیند.
این نما برای مقایسه نسبی اندازه و عملکرد بطن راست و چپ بسیار ارزشمند است.
✨ارزیابی دریچه میترال در A4C
- حرکت لتهای قدامی و خلفی دریچه میترال بهخوبی دیده میشود.
- با استفاده از داپلر، میتوان الگوی جریان عبوری از دریچه میترال را بررسی کرد (E, A, E/A، و در ادامه e’ و E/e’ با داپلر بافتی).
- تشخیص تنگی میترال، نارسایی میترال، پرولاپس، کلسیفیکاسیون و تأثیر بیماریهای بطن چپ بر دریچه میترال در این نما بسیار دقیق است.
این نما یکی از اصلیترین نماها برای ارزیابی همزمان ساختار و عملکرد دریچه میترال است.
✨ارزیابی دریچه تریکوسپید در A4C
- لتهای دریچه تریکوسپید و باز و بسته شدن آنها در این نما قابل مشاهده است.
- با داپلر، میتوان شدت نارسایی تریکوسپید را ارزیابی کرد و از روی آن، فشار شریان ریوی را تخمین زد.
- تنگی تریکوسپید، نارسایی عملکردی (بهدلیل اتساع بطن راست یا حلقه دریچه) و درگیری ثانویه به بیماریهای ریوی در این نما قابل بررسی است.
A4C بهترین نما برای ارزیابی دریچه تریکوسپید و عملکرد قلب راست است.
✨ارزیابی سپتومها (بینبطنی و بیناتریال)
- سپتوم بینبطنی (IVS):
- حرکت، ضخامت و تقارن آن در این نما بررسی میشود.
- در کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک، بلوک شاخهای، یا فشارهای غیرطبیعی بطن راست، الگوی حرکت سپتوم تغییر میکند.
- سپتوم بیناتریال (IAS):
- در برخی موارد، نقصهای سپتوم دهلیزی (ASD) یا شانتهای کوچک قابل مشاهدهاند.
- همراه با داپلر رنگی، میتوان عبور غیرطبیعی خون بین دهلیزها را تشخیص داد.
✨ نقش A4C در ارزیابی عملکرد دیاستولیک
این نما برای ارزیابی عملکرد دیاستولیک بطن چپ بسیار مهم است:
- اندازهگیری E و A (جریان میترال)
- اندازهگیری e’ (سرعت حلقه میترال با داپلر بافتی)
- محاسبه نسبت E/e’ برای تخمین فشار پرشدگی بطن چپ
استانداردهای ASE/ESC تأکید دارند که A4C یکی از نماهای اصلی در الگوریتم ارزیابی دیاستولیک است.
⚠️نکات تکنیکی مهم در A4C
- باید دقت شود که قلب کوتاهنمایی (Foreshortening) نشود؛ یعنی اپکس واقعی در تصویر باشد، نه برشی بالاتر.
- محور طولی بطن چپ باید کاملاً کشیده و واضح باشد تا اندازهگیریها دقیق باشند.
- تنظیم مناسب گین، عمق و فوکوس برای دیدن همزمان حفرهها و دریچهها ضروری است.
🔵جمعبندی کاربردی
نمای اپیکال چهارحفرهای:
- حفرهها را همزمان نشان میدهد.
- برای ارزیابی اندازه و عملکرد دهلیزها و بطنها ایدهآل است.
- برای بررسی دریچههای میترال و تریکوسپید نقش محوری دارد.
- در محاسبه EF، ارزیابی دیاستولیک، فشار شریان ریوی و شانتهای بینحفرهای حیاتی است.
🎥اپیکال دوحفرهای (A2C): برای ارزیابی دقیقتر بطن چپ و دیواره قدامی–خلفی.
نمای اپیکال دوحفرهای (Apical 2-Chamber – A2C) از آن نماهایی است که اگر خوب دربیاید، نگاهت به بطن چپ عوض میشود؛ چون قلب را طوری نشان میدهد که فقط دو حفره اصلی سمت چپ را میبینی: دهلیز چپ و بطن چپ، بدون حواسپرتی ناشی از حفرههای راست. همین تمرکز، A2C را برای ارزیابی دقیقتر بطن چپ و دیوارههای قدامی–خلفی بسیار ارزشمند میکند.
🔴منطق کلی نمای اپیکال دوحفرهای
A2C در ادامه نمای اپیکال چهارحفرهای (A4C) بهدست میآید. ابتدا A4C گرفته میشود، سپس پروب در همان ناحیه اپکس باقی میماند اما حدود ۶۰ درجه چرخانده میشود تا حفرههای راست از تصویر خارج شوند و تنها دهلیز چپ و بطن چپ در تصویر باقی بمانند.


در این نما:
- بطن چپ در پایین تصویر
- دهلیز چپ در بالا
- دریچه میترال بین این دو
- دیوارههای قدامی و تحتانی/خلفی بطن چپ بهخوبی دیده میشوند.
📷ساختارهایی که در A2C دیده میشوند
در نمای اپیکال دوحفرهای، معمولاً این ساختارها قابل مشاهدهاند:
- بطن چپ (LV)
- دهلیز چپ (LA)
- دریچه میترال
- دیواره قدامی بطن چپ
- دیواره تحتانی/خلفی بطن چپ
- بخشی از وریدهای ریوی که به دهلیز چپ میریزند (در برخی بیماران)
در این نما، سپتوم بینبطنی و حفرههای راست دیده نمیشوند؛ و همین حذف، تصویر را برای تحلیل بطن چپ «تمیزتر» میکند.
✨نقش A2C در ارزیابی بطن چپ
A2C یکی از دو نمای اصلی در روش سیمپسون دو صفحهای برای محاسبه کسر جهشی (EF) است (نمای دیگر A4C است).
در این نما میتوان:
- شکل و تقارن بطن چپ را ارزیابی کرد.
- نواحی دچار کاهش حرکت، بیحرکتی یا حرکات پارادوکس را در دیوارههای قدامی و تحتانی/خلفی تشخیص داد.
- حجم پایان دیاستول و پایان سیستول بطن چپ را اندازهگیری و EF را محاسبه کرد.
بهطور خلاصه، A2C برای ارزیابی عملکرد سیستولی بطن چپ حیاتی است.
✨ارزیابی دیوارههای قدامی و خلفی
یکی از مهمترین مزیتهای A2C این است که:
- دیواره قدامی (Anterior wall)
- دیواره تحتانی/خلفی (Inferior/Posterior wall)
در امتداد طولی و با وضوح بالا دیده میشوند.
این موضوع برای:
- تشخیص نواحی دچار ایسکمی یا انفارکتوس
- ارزیابی کاردیومیوپاتیها
- بررسی آنوریسمها یا بیرونزدگیهای موضعی
اهمیت زیادی دارد. در سکتههای قدامی یا تحتانی، A2C میتواند تغییرات حرکتی را بسیار واضح نشان دهد.
✨ارزیابی دهلیز چپ در A2C
دهلیز چپ در این نما:
- کشیدهتر و واضحتر دیده میشود.
- برای اندازهگیری حجم دهلیز چپ (بهویژه در روشهای دو صفحهای) بسیار مناسب است.
- اتساع دهلیز چپ، نشانهای از فشارهای مزمن بالا در قلب چپ، نارسایی میترال یا اختلالات دیاستولیک است.
به همین دلیل، A2C در کنار A4C برای محاسبه حجم دهلیز چپ و ارزیابی مزمن بودن بیماریها استفاده میشود.
✨ارزیابی دریچه میترال در A2C
در این نما:
- حلقه میترال و لتهای آن در محور متفاوتی نسبت به A4C دیده میشوند.
- این تغییر زاویه کمک میکند برخی ناهنجاریها که در A4C کمتر واضحاند، در A2C بهتر دیده شوند.
- میتوان ساختار لتها، ضخامت، تحرک و در صورت استفاده از داپلر رنگی، نارسایی میترال را در یک صفحه دیگر ارزیابی کرد.
ترکیب A4C و A2C برای ارزیابی کاملتر دریچه میترال بسیار ارزشمند است.
✨نقش A2C در روش سیمپسون دو صفحهای
برای محاسبه EF به روش سیمپسون:
- در A4C، کانتور اندوکارد بطن چپ در پایان دیاستول و سیستول ترسیم میشود.
- در A2C نیز همین کار انجام میگیرد.
- دستگاه با ترکیب این دو نما، حجمها و EF را با دقت بالاتری محاسبه میکند.
بدون A2C، محاسبه EF به روش استاندارد سیمپسون ناقص است.
✨نکات تکنیکی مهم در A2C
برای اینکه A2C استاندارد و قابل اعتماد باشد:
- نباید بطن چپ کوتاهنمایی (Foreshortened) شود؛ یعنی اپکس واقعی باید در تصویر باشد.
- محور طولی بطن چپ باید کاملاً کشیده و در مرکز تصویر قرار گیرد.
- تنظیم عمق، گین و فوکوس باید طوری باشد که هم اندوکارد و هم اپکس بهخوبی دیده شوند.
- چرخش پروب باید دقیق باشد؛ اگر چرخش ناقص باشد، نما بین A4C و A2C میماند و استاندارد نخواهد بود.
✨کاربردهای بالینی کلیدی A2C
چند مورد از مهمترین کاربردهای این نما:
- ارزیابی عملکرد سیستولی بطن چپ (EF)
- تشخیص نواحی ایسکمیک یا انفارکتوس در دیوارههای قدامی و تحتانی/خلفی
- بررسی آنوریسمهای موضعی بطن چپ
- اندازهگیری حجم دهلیز چپ
- تکمیل ارزیابی دریچه میترال در کنار A4C و A3C
🔵جمعبندی
نمای اپیکال دوحفرهای:
- تمرکز را روی سمت چپ قلب میگذارد: دهلیز چپ، بطن چپ و دریچه میترال.
- برای ارزیابی دقیق دیوارههای قدامی و خلفی بطن چپ فوقالعاده مهم است.
- یکی از دو نمای اصلی در محاسبه EF به روش سیمپسون است.
- در کنار A4C و A3C، تصویر سهبعدی ذهنی بسیار خوبی از بطن چپ به پزشک میدهد.
🎥اپیکال سهحفرهای (A3C): جهت بررسی محور طولی بطن چپ و دریچه آئورت.
نمای اپیکال سهحفرهای (Apical 3-Chamber – A3C) را اگر کنار A4C و A2C بگذاریم، عملاً یک «نقشه طولی کامل» از بطن چپ و خروجی آن به آئورت بهدست میآوری. این نما که به آن Apical Long-Axis View هم گفته میشود، برای ارزیابی محور طولی بطن چپ، دریچه آئورت، دریچه میترال و بخش ابتدایی آئورت صعودی اهمیت ویژهای دارد و در پروتکلهای استاندارد ASE/ESC جزء نماهای اصلی است.
📷منطق کلی نمای اپیکال سهحفرهای
در A3C، قلب از ناحیه اپکس دیده میشود، اما بر خلاف A4C (چهارحفرهای) و A2C (دوحفرهای)، اینبار سه ساختار اصلی در محور طولی در تصویر قرار میگیرند:
- بطن چپ
- دهلیز چپ
- آئورت صعودی (بههمراه دریچه آئورت)
به همین دلیل به آن «سهحفرهای» یا Apical Long-Axis میگویند؛ چون محور طولی بطن چپ و خروجی آن به آئورت را در یک نما نشان میدهد.


♨️نحوه قرارگیری پروب و بهدست آوردن A3C
مسیر کلاسیک این است:
- ابتدا نمای اپیکال چهارحفرهای (A4C) را بهدرستی بهدست میآوری.
- سپس پروب را در همان محل اپکس نگه میداری و آن را حدود ۳۰–۶۰ درجه میچرخانی تا تصویر از حالت چهارحفرهای خارج شود.
- با چرخش مناسب، سپتوم بینبطنی و خروجی بطن چپ (LVOT) و دریچه آئورت در یک خط طولی ظاهر میشوند.
بیمار همچنان در وضعیت نیمهخوابیده به پهلوی چپ است تا قلب به دیواره قفسه سینه نزدیکتر باشد و کیفیت تصویر بهتر شود.
❤️🩹 ساختارهایی که در A3C دیده میشوند
در نمای اپیکال سهحفرهای، معمولاً این ساختارها قابل مشاهدهاند:
- بطن چپ (LV) در امتداد طولی
- دهلیز چپ (LA)
- دریچه میترال
- خروجی بطن چپ (LVOT)
- دریچه آئورت
- آئورت صعودی (قسمت ابتدایی)
- بخشی از دیواره قدامی–سپتوم و دیواره خلفی/لترال بطن چپ
این نما ترکیبی است از اطلاعاتی که در PLAX (پاراسترنال طولی) و نماهای اپیکال بهصورت جداگانه میبینی.
📐بررسی محور طولی بطن چپ
یکی از مهمترین کاربردهای A3C، ارزیابی محور طولی بطن چپ است:
- بطن چپ از اپکس تا خروجی (LVOT) در یک خط دیده میشود.
- میتوان شکل کلی بطن چپ را از نظر تقارن، مخروطی بودن، وجود آنوریسم یا بیرونزدگی موضعی بررسی کرد.
- حرکت طولی دیوارهها (Longitudinal function) بهتر درک میشود.
این نما کمک میکند بفهمی آیا بطن چپ «طولانی و طبیعی» است یا کوتاه، گشاد، یا دچار تغییر شکل.
✨ارزیابی دریچه آئورت در A3C
A3C یکی از بهترین نماها برای ارزیابی دریچه آئورت و خروجی بطن چپ است:
- لتهای دریچه آئورت در محور طولی دیده میشوند.
- باز و بسته شدن دریچه در طول سیستول و دیاستول قابل مشاهده است.
- با استفاده از داپلر (Pulse/Continuous Wave)، میتوان سرعت جریان عبوری از دریچه آئورت را اندازهگیری کرد.
- این نما برای محاسبه گرادیان فشار، سرعت حداکثر، و سطح دریچه آئورت در تنگی آئورت بسیار مهم است.
همچنین، بخش ابتدایی آئورت صعودی دیده میشود و میتوان اتساع یا آنوریسم این ناحیه را ارزیابی کرد.
✨ ارزیابی دریچه میترال در A3C
در این نما:
- دریچه میترال و حلقه آن در امتداد طولی بطن چپ دیده میشوند.
- ارتباط دینامیک بین دریچه میترال، بطن چپ و LVOT بهتر درک میشود.
- میتوان حرکت لتها، ضخامت، و در صورت استفاده از داپلر رنگی، نارسایی میترال را در یک محور متفاوت نسبت به A4C و A2C بررسی کرد.
این زاویه مکمل، بهویژه در ارزیابی نارسایی میترال عملکردی (بهدلیل تغییر شکل بطن چپ) بسیار ارزشمند است.
✨نقش A3C در ارزیابی عملکرد بطن چپ
A3C در کنار A4C و A2C، تصویر سهبعدی ذهنی بسیار خوبی از بطن چپ میسازد:
- میتوان حرکات دیوارههای قدامی–سپتوم و خلفی/لترال را ارزیابی کرد.
- در سکته قلبی، کاردیومیوپاتیها یا بیماریهای دریچهای، اختلالات منطقهای حرکت دیوارهها در این نما بهخوبی دیده میشوند.
- اگرچه EF معمولاً با A4C و A2C محاسبه میشود، A3C برای تأیید بصری عملکرد کلی بطن چپ بسیار کمککننده است.
✨ارزیابی LVOT و ارتباط آن با آئورت
یکی از نقاط قوت A3C این است که:
- خروجی بطن چپ (LVOT)
- دریچه آئورت
- آئورت صعودی
همزمان در یک محور دیده میشوند. این موضوع برای:
- محاسبه سطح دریچه آئورت با روش Continuity Equation
- ارزیابی تنگی آئورت
- بررسی انسدادهای زیرآئورتی (Subaortic obstruction)
اهمیت زیادی دارد.
⚠️نکات تکنیکی مهم در A3C
برای اینکه A3C استاندارد و قابل اعتماد باشد:
- نباید بطن چپ کوتاهنمایی (Foreshortened) شود؛ اپکس واقعی باید در تصویر باشد.
- محور طولی بطن چپ باید کاملاً کشیده و در مرکز تصویر قرار گیرد.
- LVOT، دریچه آئورت و آئورت صعودی باید در یک خط نسبتاً مستقیم دیده شوند.
- تنظیم عمق، گین و فوکوس باید طوری باشد که هم بطن چپ و هم آئورت با وضوح کافی دیده شوند.
🔵 جمعبندی کاربردی
نمای اپیکال سهحفرهای (A3C):
- محور طولی بطن چپ را بهصورت کامل نشان میدهد.
- برای ارزیابی دریچه آئورت، LVOT و بخش ابتدایی آئورت صعودی بسیار مهم است.
- زاویهای مکمل برای بررسی دریچه میترال و عملکرد بطن چپ فراهم میکند.
- در کنار A4C و A2C، مجموعهای کامل برای تحلیل ساختار و عملکرد قلب چپ ایجاد میکند.
🎥سابکوستال و سوپرااسترنال: برای ارزیابی ورید اجوف، سپتوم بیناتریال و قوس آئورت.
نمای سابکوستال و سوپرااسترنال از آن نماهاییاند که در ظاهر «حاشیهای» بهنظر میرسند، اما در عمل، خیلی وقتها همان چیزهایی را نشان میدهند که هیچ نمای دیگری به این خوبی نشان نمیدهد؛ مخصوصاً وقتی پای ورید اجوف تحتانی، سپتوم بیناتریال و قوس آئورت وسط باشد.
📷نمای سابکوستال؛ وقتی از زیر دندهها به قلب نگاه میکنی
❤️🩹محل قرارگیری پروب و منطق نما
- پروب در زیر زائده گزیفوئید (زیر جناغ، بالای شکم) قرار میگیرد.
- بیمار معمولاً به پشت دراز میکشد (سوپاین)، گاهی با زانوهای کمی خمشده.
- نشانگر پروب به سمت شانه چپ یا بسته به تنظیم دستگاه، به سمت سر بیمار تنظیم میشود.
- کبد بهعنوان یک «پنجره صوتی» عمل میکند و امواج فراصوت از میان آن عبور کرده و به قلب میرسند.
این نما بهویژه در بیمارانی که نمیتوان از نماهای پاراسترنال و اپیکال تصویر خوبی گرفت (مثلاً COPD، چاقی، تهویه مکانیکی) بسیار ارزشمند است.
❤️🩹سابکوستال چهارحفرهای؛ بهترین نما برای سپتوم بیناتریال
در نمای سابکوستال چهارحفرهای، قلب تقریباً شبیه A4C دیده میشود، اما از پایین:
- دهلیز راست و چپ
- بطن راست و چپ
- سپتوم بیناتریال (IAS)
- سپتوم بینبطنی (IVS)






❓چرا برای سپتوم بیناتریال عالی است؟
- در این نما، سپتوم بیناتریال تقریباً عمود بر پرتو صوتی قرار میگیرد؛ یعنی حداکثر وضوح و حداقل آرتیفکت.
- برای تشخیص:
- نقص سپتوم دهلیزی (ASD)
- بازماندن سوراخ بیضی (PFO)
- شانت راست به چپ یا چپ به راست (با داپلر رنگی و حبابسنجی)
سابکوستال چهارحفرهای در بسیاری از پروتکلها نمای ارجح برای ارزیابی ASD/PFO محسوب میشود.
✨ارزیابی ورید اجوف تحتانی (IVC) در نمای سابکوستال
یکی از مهمترین کاربردهای سابکوستال، ارزیابی ورید اجوف تحتانی است.
❓چگونه دیده میشود؟
- پروب کمی به سمت راست و پایین متمایل میشود.
- ورید اجوف تحتانی بهصورت یک ساختار لولهای که به دهلیز راست وارد میشود، دیده میشود.
📏چه چیزهایی اندازهگیری میشود؟
- قطر IVC در حالت تنفس عادی
- درصد فروریزش (Collapsibility) IVC در دم عمیق یا تنفس خودبهخودی
🩺کاربرد بالینی
- تخمین فشار دهلیز راست (RAP)
- کمک به برآورد فشار پرشدگی قلب راست
- در بیماران ICU، ارزیابی وضعیت حجم داخل عروقی و پاسخگویی به مایع
بهطور خلاصه، IVC در سابکوستال یک «پنجره غیرمستقیم» به وضعیت فشارهای وریدی و پرشدگی قلب است.
🔴سایر کاربردهای نمای سابکوستال
- ارزیابی افیوژن پریکارد (مایع دور قلب)؛ چون قلب از پایین دیده میشود و مایع بهخوبی قابل تشخیص است.
- بررسی تروماهای قلبی، بهویژه در محیطهای اورژانسی (FAST/E-FAST).
- کمک در تشخیص تامپوناد قلبی با مشاهده همزمان حفرهها و IVC.
سابکوستال در اورژانس و ICU یک نمای حیاتی است.
📷نمای سوپرااسترنال؛ پنجرهای به قوس آئورت
حالا میرویم سراغ نمای سوپرااسترنال؛ جایی که دیگر از قلب فاصله میگیری و به سراغ قوس آئورت و شاخههای آن میروی.
❓محل قرارگیری پروب
- پروب در فرو رفتگی بالای جناغ (سوپرااسترنال نُچ) قرار میگیرد.
- بیمار معمولاً به پشت دراز میکشد و گردن کمی به عقب خم میشود.
- نشانگر پروب بسته به نما، به سمت سر یا سمت راست بیمار تنظیم میشود.
این نما برای دیدن آئورت توراسیک فوقانی و قوس آئورت طراحی شده است.
📷ساختارهایی که در نمای سوپرااسترنال دیده میشوند
- قوس آئورت
- بخشهایی از آئورت صعودی و نزولی
- شاخههای اصلی قوس آئورت (بهصورت نسبی):
- شریان براکیوسفالیک
- شریان کاروتید مشترک چپ
- شریان سابکلاوین چپ
در برخی بیماران، بسته به کیفیت پنجره صوتی، میتوان مسیر جریان خون در این نواحی را با داپلر بررسی کرد.



✨ارزیابی قوس آئورت در نمای سوپرااسترنال
این نما برای موارد زیر اهمیت دارد:
- تشخیص و ارزیابی آنوریسم قوس آئورت
- بررسی دیسِکشن آئورت در ناحیه قوس
- ارزیابی کوارکتاسیون آئورت (تنگی مادرزادی آئورت نزولی)
- بررسی پلاکها یا آترواسکلروز شدید در آئورت توراسیک
با داپلر میتوان سرعت جریان و گرادیان فشار در نواحی تنگی را اندازهگیری کرد.
🪢ارتباط نمای سوپرااسترنال با سایر نماها
نمای سوپرااسترنال مکمل نماهای:
- پاراسترنال طولی (PLAX)
- اپیکال سهحفرهای (A3C)
است؛ چون آن دو، بخش ابتدایی آئورت صعودی را نشان میدهند، اما قوس آئورت و بخشهای بالاتر را بهخوبی پوشش نمیدهند. سوپرااسترنال این «حلقه گمشده» را کامل میکند.
⚠️نکات تکنیکی مهم در سابکوستال و سوپرااسترنال
🔴سابکوستال
- استفاده از ژل کافی و فشار ملایم برای عبور امواج از میان کبد
- تنظیم عمق مناسب برای دیدن همزمان قلب و IVC
- توجه به زاویه پروب برای قرار دادن سپتوم بیناتریال در بهترین موقعیت
🔴سوپرااسترنال
- تنظیم مناسب زاویه گردن بیمار (اکستنشن ملایم)
- استفاده از پروب با فرکانس مناسب (معمولاً همان پروب ترانستوراسیک)
- تنظیم عمق و گین برای دیدن قوس آئورت و شاخهها بدون اشباع تصویر
🔵جمعبندی کاربردی
- سابکوستال:
- بهترین نما برای سپتوم بیناتریال و تشخیص ASD/PFO
- نمای اصلی برای ارزیابی ورید اجوف تحتانی و فشار دهلیز راست
- بسیار مهم در اورژانس، ICU و تروما
- سوپرااسترنال:
- پنجره اصلی برای قوس آئورت و آئورت توراسیک فوقانی
- حیاتی در ارزیابی آنوریسم، دیسکشن و کوارکتاسیون آئورت
🎥 نمای اپیکال پنجحفرهای (A5C)
یک نمای کلیدی در اکوکاردیوگرافی است که از نمای A4C مشتق میشود و با کمی تیلت قدامی (Anterior tilt) پروب، LVOT و دریچه آئورت نیز وارد تصویر میشوند. این نما برای ارزیابی جریان خروجی بطن چپ، گرادیانها و بررسی پاتولوژیهای آئورت و LVOT بسیار ارزشمند است.
🎯 چطور به A5C میرسیم؟
- ابتدا نمای A4C را بهطور کامل و واضح بهدست میآوری.
- سپس پروب را چند درجه به سمت جلو (به سمت سر بیمار) تیلت میکنی.
- با این حرکت، LVOT، دریچه آئورت (AV) و بخشی از آئورت صعودی (Asc Ao) وارد تصویر میشوند.
- حالا بهجای ۴ حفره، ۵ ساختار اصلی دیده میشود؛ به همین دلیل نام آن Apical 5 Chamber است.
📷 ساختارهای قابل مشاهده در A5C
در این نما معمولاً این ساختارها دیده میشوند:
- بطن چپ
- دهلیز چپ
- بطن راست
- دهلیز راست
- دریچه میترال
- دریچه تریکوسپید (معمولاً در حاشیه تصویر)
- خروجی بطن چپ
- دریچه آئورت
- آئورت صعودی
❤️🩹کاربردهای اصلی نمای A5C
۱) اندازهگیری سرعت و گرادیان در LVOT و AV
- با PW Doppler در LVOT
- با CW Doppler روی AV
برای تشخیص: - تنگی آئورت
- انسداد LVOT
- ارزیابی شدت AS
- محاسبه SV و CO
۲) ارزیابی عملکرد سیستولیک LV
- مشاهده خروج خون از LV
- بررسی الگوی انقباض در ناحیه LVOT
۳) بررسی ناهنجاریهای دریچه آئورت
- AR
- AS
- Bicuspid AV
۴) محاسبه پارامترهای همودینامیک
- VTI-LVOT
- AVA با فرمول Continuity Equation
- Cardiac Output
🧭 نکات کلیدی برای بهدست آوردن A5C با کیفیت
- بیمار در Left lateral decubitus باشد.
- پروب در موقعیت apex ثابت بماند؛ فقط تیلت انجام شود.
- از over-tilt پرهیز کن؛ چون ممکن است LV از تصویر خارج شود.
- Doppler alignment باید موازی با جریان LVOT باشد تا خطا کم شود.
🧠 چرا A5C مهم است؟
چون تنها نمایی است که:
- هم ۴ حفره را نشان میدهد
- هم LVOT و AV را
و این ترکیب برای ارزیابی دقیق جریان خروجی قلب ضروری است.
📋 پارامترهای ضروری قابل اندازهگیری
استانداردهای بینالمللی مجموعهای از اندازهگیریهای پایه را الزامی میدانند:
- ابعاد بطن چپ در پایان دیاستول و پایان سیستول
- ضخامت دیوارهها (سپتوم و دیواره خلفی)
- کسر جهشی (EF) با روش سیمپسون دو صفحهای
- ابعاد دهلیز چپ و حجم آن
- اندازه و عملکرد بطن راست
- ارزیابی حرکات منطقهای دیوارهها (WMA)
- اندازهگیری قطر آئورت و ریشه آئورت
- بررسی دریچهها شامل ضخامت، تحرک، بازشدگی و نارسایی احتمالی
📚 اصول ارزیابی دریچهها
- دریچهها باید در چند نما و با ترکیب تصویر دوبعدی و داپلر بررسی شوند.
- شدت تنگی یا نارسایی بر اساس معیارهای کمی (مانند سرعت جریان، گرادیان فشار، سطح دریچه) و کیفی (الگوی حرکت لتها) تعیین میشود.
- برای هر دریچه، حداقل یک اندازهگیری کمی توصیه شده است تا ارزیابی دقیق و قابل استناد باشد.
✅ ارزیابی عملکرد بطن چپ
- عملکرد سیستولی با EF، Fractional Shortening و بررسی حرکات دیوارهها سنجیده میشود.
- عملکرد دیاستولی با پارامترهایی مانند E/A، e’ و نسبت E/e’ ارزیابی میشود.
- استانداردها تأکید دارند که تفسیر عملکرد دیاستولی باید بر اساس مجموعهای از شاخصها انجام شود، نه یک معیار منفرد.
✅ارزیابی بطن راست
- اندازهگیری TAPSE، S’ و FAC برای سنجش عملکرد بطن راست توصیه میشود.
- قطر ورید اجوف تحتانی و تغییرات آن با تنفس برای ارزیابی فشار دهلیز راست استفاده میشود.
✅ثبت و ذخیرهسازی تصاویر
- هر نما باید حداقل سه چرخه قلبی واضح داشته باشد.
- تصاویر باید با کیفیت کافی ذخیره شوند تا امکان بازبینی توسط پزشک متخصص وجود داشته باشد.
- استانداردها تأکید دارند که هیچ گزارش نهایی بدون ثبت کامل تصاویر قابل قبول نیست.
✅ اصول تفسیر نتایج
- تفسیر باید بر اساس ترکیب یافتههای تصویری، اندازهگیریهای کمی و شرایط بالینی بیمار انجام شود.
- گزارش باید شامل توصیف دقیق ساختارها، عملکرد قلب، وضعیت دریچهها و هرگونه یافته غیرطبیعی باشد.
- از بهکار بردن اصطلاحات مبهم یا غیرقابل اندازهگیری باید پرهیز شود.
✅ ارائه گزارش نهایی
- گزارش باید روشن، ساختارمند و مطابق قالب استاندارد باشد.
- نتایج کلیدی مانند EF، وضعیت دریچهها، اندازه حفرهها و هرگونه ناهنجاری باید بهصورت برجسته ذکر شود.
- در صورت نیاز، توصیههای تکمیلی مانند انجام تستهای بیشتر یا پیگیری دورهای ارائه میشود.
❓پرسشهای متداول
آیا اکوکاردیوگرافی دوبعدی درد دارد یا ناراحتکننده است؟
اکوکاردیوگرافی دوبعدی یک روش غیرتهاجمی و بدون درد است. در این روش، هیچ سوزن، برش، تزریق یا وسیلهای وارد بدن نمیشود. تنها چیزی که روی بدن قرار میگیرد، یک پروب کوچک (شبیه یک حسگر سونوگرافی) است که روی قفسه سینه حرکت داده میشود. از نظر حس فیزیکی، این تست بیشتر شبیه یک سونوگرافی معمولی است تا یک «آزمایش سخت» پزشکی.در طول انجام اکو، روی قفسه سینه شما ژل شفاف و خنکی مالیده میشود تا امواج صوتی بهتر از پوست عبور کنند. این ژل ممکن است کمی سرد باشد، اما دردناک نیست. پروب روی قفسه سینه حرکت داده میشود و گاهی تکنسین یا پزشک کمی فشار میدهد تا تصویر واضحتری بهدست بیاورد. این فشار معمولاً خفیف است و فقط در افراد خیلی لاغر یا خیلی حساس ممکن است کمی ناراحتکننده باشد، نه دردناک.بسیاری از بیماران قبل از اولین اکو نگران هستند که «نکند دستگاه شوک بدهد» یا «نکند سوزن داشته باشد». واقعیت این است که هیچگونه شوک، برق، سوزن یا اشعهای در کار نیست. دستگاه فقط امواج صوتی با فرکانس بالا ارسال و دریافت میکند و آن را به تصویر تبدیل میکند. شما در تمام مدت هوشیار هستید و میتوانید صحبت کنید، سؤالاتتان را بپرسید و اگر ناراحتی داشتید، به تکنسین اطلاع دهید.در کودکان و سالمندان نیز این تست بهخوبی قابل انجام است و معمولاً بدون مشکل تحمل میشود. در کودکان کوچک، گاهی برای آرام نگهداشتن کودک از والدین میخواهند کنار او بمانند یا اسباببازی/حواسپرتی ملایمی فراهم میکنند. حتی در این گروهها هم، دردی در کار نیست؛ فقط مسئله همکاری و آرام بودن است.در مجموع، اگر بخواهیم صادقانه بگوییم، بیشترین ناراحتی احتمالی در اکو دوبعدی معمولاً سردی ژل و کمی فشار پروب است؛ نه بیشتر. برای همین، وقتی بیماران بعد از اولین تجربه میگویند: «فکر میکردم خیلی سختتر باشد»، تعجبی ندارد. اکو دوبعدی از نظر راحتی، یکی از ملایمترین تستهای قلبی است.
آیا اکو دوبعدی برای قلب ضرر دارد یا اشعه دارد؟
یکی از رایجترین نگرانیهای بیماران این است که: «آیا این دستگاه مثل رادیولوژی اشعه دارد؟» پاسخ کوتاه این است: خیر، اکوکاردیوگرافی هیچگونه اشعه یونیزان (مثل رادیولوژی و سیتیاسکن) ندارد. این روش بر پایه امواج صوتی با فرکانس بالا کار میکند، نه اشعه ایکس. از این نظر، از نظر ایمنی شبیه سونوگرافی بارداری است. امواجی که در اکو استفاده میشوند، همان امواج فراصوت (Ultrasound) هستند که سالهاست در پزشکی برای بررسی جنین، شکم، کلیهها و سایر اعضا استفاده میشوند. این امواج، انرژی بسیار پایینی دارند و تاکنون در مطالعات علمی، هیچ اثر مضر ثابتشدهای برای بدن انسان در محدودههای تشخیصی گزارش نشده است. به همین دلیل، اکوکاردیوگرافی حتی در بارداری و کودکان نیز بدون نگرانی انجام میشود. بعضی بیماران میپرسند: «آیا ممکن است این امواج به قلب آسیب بزنند یا ضربان قلب را بههم بزنند؟» پاسخ این است که خیر، شدت امواج بهقدری پایین است که فقط برای تشکیل تصویر کافی است، نه برای ایجاد تغییر در بافت قلب یا ریتم آن. دستگاه فقط «گوش میدهد و تصویر میسازد»، نه اینکه در عملکرد قلب دخالت کند. همچنین، اکوکاردیوگرافی را میتوان در صورت نیاز چندین بار در طول سال تکرار کرد، بدون اینکه نگرانی از بابت تجمع اشعه یا آسیب بلندمدت وجود داشته باشد. این موضوع برای بیمارانی که نیاز به پیگیری دورهای دارند (مثلاً بیماریهای دریچهای، کاردیومیوپاتیها، نارسایی قلبی) بسیار مهم است. در نتیجه، اگر بخواهیم جمعبندی کنیم: اکو دوبعدی برای قلب و بدن ضرری ندارد، اشعه ندارد، محدودیت تعداد ندارد و از ایمنترین روشهای تصویربرداری در پزشکی است. اگر نگرانی خاصی داری، میتوانی قبل از انجام تست، آن را با پزشک یا تکنسین در میان بگذاری تا با خیال راحتتری وارد اتاق اکو شوی.
آیا برای انجام اکو باید ناشتا باشم؟
این سؤال بسیار رایج است، چون بسیاری از تستهای قلبی یا گوارشی نیاز به ناشتایی دارند. اما در مورد اکوکاردیوگرافی دوبعدی ترانستوراسیک معمولی (همین اکو استاندارد روی قفسه سینه)، پاسخ این است که: خیر، نیازی به ناشتایی نیست. شما میتوانید مثل همیشه صبحانه، ناهار یا شام خود را بخورید و سپس برای اکو مراجعه کنید. در اغلب موارد، حتی توصیه میشود که بیمار گرسنه نباشد، چون گرسنگی، ضعف یا افت قند خون میتواند باعث احساس ناخوشی، اضطراب یا تپش قلب شود و تجربه تست را ناخوشایند کند. نوشیدن آب نیز معمولاً مشکلی ندارد، مگر اینکه پزشک بهطور خاص چیز دیگری گفته باشد (مثلاً در برخی تستهای ترکیبی). البته یک استثنا وجود دارد و آن اکو از راه مری (Transesophageal Echo – TEE) است که در آن پروب از راه مری وارد میشود. در این نوع اکو، معمولاً ناشتایی چندساعته لازم است. اما این یک تست جداگانه است و با اکو دوبعدی معمولی که روی قفسه سینه انجام میشود فرق دارد. برای اکو دوبعدی استاندارد، ناشتایی لازم نیست. بعضی بیماران میپرسند: «آیا میتوانم داروهای قلبیام را قبل از اکو مصرف کنم؟» در اکثر موارد، بله، داروهای معمول خود را طبق روال مصرف کنید، مگر اینکه پزشک بهطور خاص گفته باشد داروی خاصی را قبل از تست نخورید (مثلاً در برخی تستهای استرس). برای اکو دوبعدی ساده، معمولاً محدودیتی در مصرف دارو وجود ندارد. بنابراین، اگر فقط برای اکو دوبعدی معمولی نوبت گرفتهای، لازم نیست نگران ناشتایی باشی. کافی است طبق روال عادی روزمرهات بیایی، لباس راحت بپوشی و اگر داروی خاصی مصرف میکنی، لیست آن را همراه داشته باشی تا در صورت نیاز، پزشک به آن نگاه کند.
آیا اکو دوبعدی میتواند گرفتگی رگهای قلب را نشان دهد؟
این سؤال یکی از مهمترین و در عین حال یکی از بیشترین سوءتفاهمهاست. بیماران میپرسند: «دکتر، اکو گرفتم، پس یعنی اگر مشکلی بود، گرفتگی رگها هم معلوم میشد، درست است؟». پاسخ دقیق این است که: اکو دوبعدی مستقیماً رگهای کرونر (رگهای تغذیهکننده قلب) را نشان نمیدهد. یعنی شما در اکو تصویر مستقیم از «گرفتگی رگ» نمیبینید، مثل آنژیوگرافی یا سیتیآنژیو.
اما این به این معنا نیست که اکو در بیماری عروق کرونر بیفایده است. اکو میتواند پیامدهای گرفتگی رگها را روی عضله قلب نشان دهد؛ مثلاً:
- کاهش حرکت یک بخش از دیواره قلب (هیپوکنزی، آکنزی)
- نازک شدن دیواره در ناحیهای که قبلاً سکته کرده
- کاهش کلی قدرت پمپاژ قلب (کاهش EF)
بنابراین، اگر رگ قلب تنگ یا بسته شده باشد و این موضوع روی عملکرد عضله قلب اثر گذاشته باشد، اکو میتواند اثر آن را نشان دهد، نه خود رگ را.
برای دیدن مستقیم گرفتگی رگها، تستهایی مثل آنژیوگرافی قلب، سیتیآنژیوگرافی کرونر، یا تستهای استرس (اسکن هستهای، اکو استرس) استفاده میشوند. اکو دوبعدی یک ابزار عالی برای ارزیابی عملکرد قلب است، اما جایگزین آنژیوگرافی برای تشخیص مستقیم گرفتگی رگها نیست.
جمعبندی منصفانه این است:
اگر اکو غیرطبیعی باشد (مثلاً اختلال حرکت دیوارهها)، پزشک ممکن است برای بررسی رگها، تستهای تکمیلی مثل آنژیوگرافی را پیشنهاد کند.
اگر اکو کاملاً طبیعی باشد، احتمال بیماری شدید کرونر کمتر میشود، اما صفر نمیشود.
آیا اکو دوبعدی میتواند سکته قلبی را تشخیص دهد؟
سکته قلبی (انفارکتوس میوکارد) یعنی آسیب دائمی یا نیمهدائمی به بخشی از عضله قلب بهدلیل قطع یا کاهش شدید خونرسانی. اکو دوبعدی در این زمینه ابزار بسیار ارزشمندی است، چون میتواند حرکت دیوارههای قلب را در زمان واقعی نشان دهد. وقتی بخشی از عضله قلب آسیب میبیند، حرکت آن بخش کاهش مییابد یا متوقف میشود.در اکو، پزشک میتواند ببیند که آیا همه بخشهای دیواره قلب بهطور هماهنگ و طبیعی حرکت میکنند یا نه. اگر بخشی از دیواره کمتحرک (هیپوکنزی)، بیحرکت (آکنزی) یا حتی برعکس حرکت کند (دیسکینزی)، این میتواند نشانه سکته قلبی قبلی یا آسیب ایسکمیک باشد. به همین دلیل، اکو یکی از ابزارهای مهم در ارزیابی بیماران با سابقه درد قفسه سینه یا سکته قلبی است.با این حال، اکو زمان دقیق سکته را مشخص نمیکند. یعنی نمیگوید این سکته دیروز بوده یا ده سال پیش. برای تشخیص سکته حاد، معمولاً ترکیبی از علائم بالینی، نوار قلب (ECG) و آزمایش خون (آنزیمهای قلبی) استفاده میشود. اکو در این میان کمک میکند بفهمیم آیا این آسیب روی عملکرد قلب اثر گذاشته و کدام بخشها درگیر شدهاند. در برخی موارد، اکو میتواند عوارض سکته قلبی را نیز نشان دهد؛ مثل:
- آنوریسم دیواره بطن
- نارسایی شدید دریچه میترال بهدلیل آسیب عضلات پاپیلری
- لخته داخل بطن چپ در ناحیهای که حرکت ندارد
این یافتهها برای تصمیمگیری درمانی بسیار مهم هستند. بنابراین، پاسخ دقیق این است: بله، اکو دوبعدی میتواند آثار سکته قلبی را روی عضله قلب نشان دهد و در تشخیص و ارزیابی آن نقش مهمی دارد، اما بهتنهایی برای تشخیص زمان و نوع سکته کافی نیست و باید در کنار نوار قلب و آزمایش خون تفسیر شود.
اکو دوبعدی چقدر طول میکشد؟
مدتزمان انجام اکو دوبعدی معمولاً بین ۱۵ تا ۳۰ دقیقه است، اما این زمان بسته به شرایط بیمار و هدف پزشک میتواند کمی کوتاهتر یا طولانیتر شود. اگر بیمار مشکل خاصی داشته باشد یا پزشک بخواهد بخشهای بیشتری از قلب را با دقت بررسی کند، ممکن است تست کمی بیشتر طول بکشد. در مقابل، اگر هدف فقط یک بررسی سریع باشد، زمان کوتاهتر خواهد بود. در شروع تست، تکنسین یا پزشک چند دقیقه صرف آمادهسازی بیمار میکند؛ شامل قرار دادن بیمار در وضعیت مناسب، استفاده از ژل و تنظیم دستگاه. این مرحله بخشی از زمان کل تست است و برای بهدست آوردن تصاویر باکیفیت ضروری است. پس از آن، پروب روی قفسه سینه در چند موقعیت مختلف قرار میگیرد تا نماهای استاندارد قلب ثبت شود. گاهی لازم است بیمار چند بار نفس عمیق بکشد، نفسش را نگه دارد یا به پهلو بچرخد تا تصویر بهتر شود. این حرکات ساده زمان زیادی نمیگیرند، اما به کیفیت تصویر کمک میکنند. اگر بیمار چاق باشد، قفسه سینه پهن باشد یا بیماری ریوی داشته باشد، ممکن است گرفتن تصاویر واضح کمی بیشتر زمان ببرد. در برخی موارد، پزشک ممکن است بخواهد داپلر رنگی یا داپلر موجی را نیز بررسی کند که این کار چند دقیقه به زمان تست اضافه میکند. این بخش برای ارزیابی جریان خون، نارسایی دریچهها و فشارهای داخل قلب اهمیت زیادی دارد و معمولاً بخشی از اکو استاندارد است. در مجموع، بیمار باید انتظار داشته باشد که کل فرایند، از ورود به اتاق تا پایان تست، حدود ۲۰ تا ۴۰ دقیقه طول بکشد. این زمان کاملاً طبیعی است و به پزشک اجازه میدهد تصویری دقیق و کامل از عملکرد قلب تهیه کند.
آیا اکو دوبعدی برای زنان باردار بیخطر است؟
اکوکاردیوگرافی دوبعدی یکی از ایمنترین تستهای پزشکی برای زنان باردار است. این تست از امواج صوتی استفاده میکند، نه اشعه ایکس یا مواد رادیواکتیو. به همین دلیل، هیچ خطری برای جنین یا مادر ایجاد نمیکند. در واقع، همان نوع امواجی که برای سونوگرافی جنین استفاده میشود، در اکو قلب نیز بهکار میرود. بسیاری از زنان باردار به دلیل تپش قلب، تنگی نفس یا سابقه بیماری قلبی نیاز به اکو پیدا میکنند. پزشکان بدون هیچ نگرانی این تست را در دوران بارداری تجویز میکنند. حتی در سهماهه اول بارداری که حساسترین دوره رشد جنین است، اکو کاملاً بیخطر است و محدودیتی ندارد. گاهی در دوران بارداری، به دلیل تغییرات هورمونی و افزایش حجم خون، قلب کمی بزرگتر یا پرکارتر میشود. اکو میتواند این تغییرات را بهطور دقیق بررسی کند و مشخص کند که آیا این تغییرات طبیعی هستند یا نیاز به پیگیری دارند. این موضوع بهویژه در زنان با سابقه بیماری دریچهای یا فشار خون بالا اهمیت دارد. در برخی موارد، پزشک ممکن است علاوه بر اکو دوبعدی، از داپلر رنگی نیز استفاده کند تا جریان خون را بررسی کند. داپلر نیز مانند اکو کاملاً بیخطر است و هیچ اثر منفی شناختهشدهای بر جنین ندارد. این روش به پزشک کمک میکند وضعیت دریچهها و فشارهای قلبی را بهتر ارزیابی کند. در نتیجه، اگر باردار هستی و پزشک برایت اکو تجویز کرده، میتوانی با خیال راحت آن را انجام دهی. این تست نهتنها بیخطر است، بلکه یکی از بهترین روشها برای اطمینان از سلامت قلب در دوران بارداری محسوب میشود.
آیا اکو دوبعدی برای کودکان و نوزادان قابل انجام است؟
بله، اکو دوبعدی یکی از بهترین و ایمنترین روشها برای بررسی قلب کودکان و حتی نوزادان است. این تست هیچگونه اشعه یا خطر ندارد و از همان امواج صوتی استفاده میکند که برای سونوگرافی جنین بهکار میرود. به همین دلیل، متخصصان قلب کودکان (پدیاتریک کاردیولوژی) بهطور گسترده از آن استفاده میکنند. در نوزادان و کودکان، اکو برای تشخیص بیماریهای مادرزادی قلب، بررسی دریچهها، اندازه حفرهها و عملکرد قلب بسیار مهم است. بسیاری از مشکلات مادرزادی قلب تنها با اکو قابل تشخیص هستند و نیازی به روشهای تهاجمیتر نیست. این موضوع باعث میشود اکو یک ابزار حیاتی در طب کودکان باشد. کودکان معمولاً هنگام انجام اکو نیاز به همکاری دارند، اما چون تست بدون درد است، اغلب بهخوبی آن را تحمل میکنند. در نوزادان، گاهی از پستانک، شیر یا خواب طبیعی برای آرام نگهداشتن استفاده میشود. در موارد نادر، اگر کودک بسیار بیقرار باشد، ممکن است از آرامبخش خفیف استفاده شود، اما این کار فقط در شرایط خاص انجام میشود. کیفیت تصویر در کودکان معمولاً بسیار عالی است، چون قفسه سینه کوچکتر است و امواج صوتی راحتتر عبور میکنند. این موضوع باعث میشود پزشک بتواند ساختارهای قلب را با دقت بالا مشاهده کند. به همین دلیل، اکو در کودکان حتی دقیقتر از بزرگسالان است. در مجموع، اکو دوبعدی یک تست کاملاً مناسب، بیخطر و بسیار ارزشمند برای کودکان و نوزادان است و در تشخیص و پیگیری بسیاری از بیماریهای قلبی نقش کلیدی دارد.
آیا چاقی یا مشکلات ریوی کیفیت اکو را کم میکند؟
بله، در برخی بیماران چاق یا مبتلا به بیماریهای ریوی، کیفیت تصویر اکو ممکن است کاهش یابد. دلیل این موضوع این است که امواج صوتی باید از میان بافتها عبور کنند تا به قلب برسند. در افراد چاق، لایههای چربی زیر پوست ضخیمتر است و این لایهها میتوانند بخشی از امواج را جذب یا پراکنده کنند. نتیجه این میشود که تصویر کمی تارتر یا کموضوحتر باشد. در بیماران مبتلا به بیماریهای ریوی مثل آمفیزم یا COPD، ریهها بیش از حد پر از هوا میشوند. هوا یکی از بدترین محیطها برای عبور امواج صوتی است. بنابراین، اگر ریهها بین پروب و قلب قرار بگیرند، تصویر ممکن است ضعیفتر شود. این موضوع بهویژه در نماهای پاراسترنال و اپیکال دیده میشود. با این حال، تکنسینهای باتجربه معمولاً میتوانند با تغییر زاویه پروب، استفاده از فشار مناسب، یا انتخاب پنجرههای جایگزین مثل سابکوستال، کیفیت تصویر را بهبود دهند. در بسیاری از موارد، حتی اگر تصویر ایدهآل نباشد، اطلاعات کافی برای تشخیص بهدست میآید. در برخی بیماران، پزشک ممکن است از اکو با کنتراست استفاده کند. این روش شامل تزریق مادهای بیخطر به داخل رگ است که به وضوح بیشتر حفرههای قلب کمک میکند. این روش بهویژه در بیماران چاق یا با تصویر ضعیف بسیار مفید است و کیفیت تشخیص را بالا میبرد. در نهایت، اگرچه چاقی یا بیماری ریوی میتواند کیفیت تصویر را کاهش دهد، اما در اغلب موارد اکو همچنان اطلاعات ارزشمندی ارائه میدهد و پزشک میتواند تصمیمگیری بالینی مناسبی داشته باشد.
آیا اکو دوبعدی میتواند نارسایی قلبی را تشخیص دهد؟
بله، اکو دوبعدی یکی از اصلیترین و دقیقترین ابزارها برای تشخیص نارسایی قلبی است. نارسایی قلبی یعنی قلب نتواند خون را به اندازه کافی پمپ کند یا نتواند بهخوبی پر شود. اکو میتواند هر دو نوع نارسایی (سیستولی و دیاستولی) را با دقت بالا نشان دهد. در نارسایی سیستولی، قدرت پمپاژ قلب کاهش مییابد و کسر جهشی (EF) پایین میآید. اکو بهترین روش برای اندازهگیری EF است و میتواند نشان دهد که آیا بطن چپ ضعیف شده یا خیر. همچنین میتواند اندازه بطنها، ضخامت دیوارهها و الگوی حرکت آنها را بررسی کند. در نارسایی دیاستولی، مشکل در پر شدن قلب است، نه پمپاژ. اکو با استفاده از داپلر میتواند سرعت و الگوی جریان خون از دریچه میترال را اندازهگیری کند و تشخیص دهد که آیا بطن چپ سفت شده یا فشارهای پرشدگی بالا رفته است. این اطلاعات برای تشخیص نارسایی دیاستولی بسیار مهم هستند. اکو همچنین میتواند علل نارسایی قلبی را مشخص کند؛ مثل:
- بیماریهای دریچهای
- کاردیومیوپاتیها
- سکته قلبی
- فشار خون بالا
- بیماریهای مادرزادی
در بسیاری از بیماران، اکو اولین تستی است که پزشک برای بررسی نارسایی قلبی تجویز میکند، چون هم دقیق است و هم بیخطر و در دسترس. در مجموع، اکو دوبعدی نهتنها نارسایی قلبی را تشخیص میدهد، بلکه شدت آن، علت آن و تأثیر آن بر ساختار قلب را نیز مشخص میکند. این اطلاعات برای انتخاب درمان مناسب ضروری است.
آیا اکو دوبعدی میتواند فشار خون بالا را نشان دهد؟
اکوکاردیوگرافی دوبعدی مستقیماً فشار خون را اندازهگیری نمیکند، اما میتواند تأثیرات فشار خون بالا را روی قلب نشان دهد. وقتی فشار خون برای مدت طولانی بالا باشد، قلب مجبور میشود با قدرت بیشتری پمپاژ کند. این فشار اضافی باعث ضخیم شدن دیواره بطن چپ میشود که به آن «هیپرتروفی بطن چپ» میگویند. اکو یکی از بهترین روشها برای تشخیص این تغییر است. در مراحل پیشرفتهتر، فشار خون بالا میتواند باعث بزرگ شدن قلب یا کاهش عملکرد پمپاژ شود. اکو میتواند این تغییرات را با دقت بالا نشان دهد و پزشک را از وجود آسیبهای احتمالی آگاه کند. این موضوع بهویژه در بیمارانی که سالها فشار خون بالا داشتهاند اهمیت دارد، چون ممکن است بدون علامت باشند اما قلبشان تحت فشار باشد. اکو همچنین میتواند وضعیت دریچه آئورت و میترال را بررسی کند. فشار خون بالا گاهی باعث نارسایی خفیف دریچهها یا تغییرات ساختاری در حلقه دریچهای میشود. این تغییرات معمولاً در مراحل اولیه قابل تشخیص هستند و به پزشک کمک میکنند درمان را تنظیم کند. در برخی بیماران، فشار خون بالا باعث افزایش فشار شریان ریوی میشود. اکو میتواند این فشار را بهطور غیرمستقیم تخمین بزند و مشخص کند که آیا فشارهای قلب راست نیز تحت تأثیر قرار گرفتهاند یا خیر. این اطلاعات برای تصمیمگیری درمانی بسیار مهم است. در نتیجه، اگرچه اکو فشار خون را مستقیماً اندازه نمیگیرد، اما یکی از بهترین ابزارها برای تشخیص آسیبهای ناشی از فشار خون بالا است. پزشک با دیدن این تغییرات میتواند شدت بیماری و نیاز به درمان دقیقتر را تعیین کند.
آیا اکو دوبعدی میتواند بزرگی قلب را نشان دهد؟
بله، اکو دوبعدی یکی از دقیقترین و استانداردترین روشها برای تشخیص بزرگی قلب است. بزرگی قلب میتواند بهصورت افزایش اندازه بطن چپ، بطن راست، دهلیز چپ یا دهلیز راست باشد. اکو میتواند اندازه هر حفره را با دقت میلیمتری اندازهگیری کند و مشخص کند که آیا اندازه آن طبیعی است یا بزرگتر از حد انتظار. بزرگی قلب معمولاً نشانهای از یک مشکل زمینهای است؛ مثل فشار خون بالا، نارسایی قلبی، بیماریهای دریچهای یا کاردیومیوپاتیها. اکو نهتنها بزرگی قلب را نشان میدهد، بلکه میتواند علت احتمالی آن را نیز مشخص کند. مثلاً اگر دریچه میترال نارسایی داشته باشد، دهلیز چپ ممکن است بزرگ شود. در برخی بیماران، بزرگی قلب ممکن است بدون علامت باشد و تنها در اکو مشخص شود. این موضوع اهمیت زیادی دارد، چون تشخیص زودهنگام میتواند از پیشرفت بیماری جلوگیری کند. پزشک با دیدن این تغییرات میتواند درمان مناسب را شروع کند یا پیگیری منظمتری انجام دهد. اکو همچنین میتواند نشان دهد که آیا بزرگی قلب باعث کاهش عملکرد پمپاژ شده است یا خیر. در برخی موارد، بطن چپ بزرگ میشود اما هنوز خوب پمپاژ میکند. در موارد دیگر، بزرگی قلب نشانهای از ضعف عضله قلب است. این تفاوتها برای انتخاب درمان بسیار مهم هستند. در نهایت، اکو دوبعدی یک ابزار کلیدی برای تشخیص، پیگیری و مدیریت بزرگی قلب است. اگر پزشک مشکوک به بزرگی قلب باشد، اکو اولین تستی است که تجویز میشود.
آیا اکو دوبعدی میتواند نارسایی دریچهها را نشان دهد؟
بله، اکو دوبعدی همراه با داپلر رنگی بهترین روش غیرتهاجمی برای تشخیص نارسایی دریچهها است. نارسایی دریچه یعنی دریچه بهطور کامل بسته نمیشود و بخشی از خون به عقب برمیگردد. اکو میتواند این برگشت خون را بهصورت رنگی نشان دهد و شدت آن را اندازهگیری کند. در اکو، پزشک میتواند ساختار دریچهها را ببیند؛ مثلاً ضخیم بودن لتها، کلسیفیکاسیون، پرولاپس، یا محدودیت حرکت. این اطلاعات کمک میکند علت نارسایی مشخص شود. مثلاً در پرولاپس میترال، لت دریچه به سمت دهلیز چپ برمیگردد و اکو این حرکت غیرطبیعی را بهوضوح نشان میدهد. داپلر رنگی یکی از مهمترین بخشهای اکو برای ارزیابی نارسایی دریچههاست. این تکنیک جریان خون را با رنگهای مختلف نشان میدهد و پزشک میتواند ببیند خون چقدر و با چه شدتی به عقب برمیگردد. این روش برای دریچههای میترال، تریکوسپید، آئورت و پولمونر استفاده میشود. اکو همچنین میتواند اثرات نارسایی دریچهها را روی قلب نشان دهد. مثلاً نارسایی شدید میترال باعث بزرگ شدن دهلیز چپ میشود. نارسایی آئورت میتواند باعث بزرگ شدن بطن چپ شود. این تغییرات برای تصمیمگیری درمانی بسیار مهم هستند. در مجموع، اکو دوبعدی و داپلر رنگی استاندارد طلایی برای تشخیص و ارزیابی شدت نارسایی دریچهها هستند و در بسیاری از موارد نیاز به تستهای تهاجمیتر را برطرف میکنند.
آیا اکو دوبعدی میتواند لخته داخل قلب را نشان دهد؟
اکو دوبعدی میتواند لختههای داخل قلب را تشخیص دهد، اما دقت آن به محل لخته و کیفیت تصویر بستگی دارد. لختهها معمولاً در نواحیای تشکیل میشوند که حرکت قلب ضعیف است، مثل اپکس بطن چپ پس از سکته قلبی. اکو میتواند این نواحی را بررسی کند و اگر لخته بزرگ یا واضح باشد، آن را نشان دهد. در برخی موارد، لختهها کوچک یا چسبیده به دیواره هستند و ممکن است در اکو دوبعدی معمولی بهخوبی دیده نشوند. در این شرایط، پزشک ممکن است از اکو با کنتراست استفاده کند. این روش شامل تزریق مادهای بیخطر است که حفرههای قلب را واضحتر میکند و تشخیص لخته را آسانتر میسازد. اگر پزشک به لخته در دهلیز چپ مشکوک باشد، بهویژه در بیماران با فیبریلاسیون دهلیزی، ممکن است اکو از راه مری (TEE) توصیه شود. این نوع اکو دقت بسیار بالاتری برای بررسی دهلیز چپ و گوشک دهلیزی دارد و بهترین روش برای تشخیص لخته در این ناحیه است. اکو همچنین میتواند شرایطی را نشان دهد که احتمال تشکیل لخته را افزایش میدهند؛ مثل کاهش شدید EF، اختلال حرکت دیوارهها یا بزرگی دهلیز چپ. این اطلاعات برای پیشگیری از سکته مغزی بسیار مهم هستند. در نتیجه، اکو دوبعدی میتواند لختههای بزرگ و واضح را تشخیص دهد، اما در موارد مشکوک یا پیچیده، روشهای تکمیلی مثل اکو با کنتراست یا TEE ممکن است لازم باشند.
آیا اکو دوبعدی میتواند بیماریهای مادرزادی قلب را تشخیص دهد؟
بله، اکو دوبعدی یکی از مهمترین و دقیقترین ابزارها برای تشخیص بیماریهای مادرزادی قلب است. این بیماریها شامل سوراخهای قلب (ASD, VSD)، تنگی دریچهها، ناهنجاریهای عروق بزرگ و مشکلات ساختاری دیگر هستند. اکو میتواند ساختار قلب را در زمان واقعی نشان دهد و هرگونه ناهنجاری را شناسایی کند. در کودکان و نوزادان، اکو اولین تستی است که برای بررسی بیماریهای مادرزادی انجام میشود. چون این تست بدون درد و بدون اشعه است، برای این گروه سنی کاملاً مناسب است. بسیاری از بیماریهای مادرزادی تنها با اکو قابل تشخیص هستند و نیازی به روشهای تهاجمیتر نیست. داپلر رنگی نقش مهمی در تشخیص شانتها (عبور غیرطبیعی خون بین حفرهها) دارد. مثلاً در ASD یا VSD، داپلر میتواند مسیر و شدت جریان خون غیرطبیعی را نشان دهد. این اطلاعات برای تصمیمگیری درباره درمان یا جراحی بسیار مهم هستند. اکو همچنین میتواند وضعیت عروق بزرگ مثل آئورت و شریان ریوی را بررسی کند. برخی بیماریهای مادرزادی مثل کوارکتاسیون آئورت یا تترالوژی فالوت در اکو قابل تشخیص هستند. پزشک با بررسی دقیق نماهای مختلف میتواند تصویر کاملی از ساختار قلب بهدست آورد. در نهایت، اکو دوبعدی نهتنها برای تشخیص اولیه، بلکه برای پیگیری طولانیمدت بیماران با بیماری مادرزادی نیز استفاده میشود. این روش به پزشک کمک میکند روند بیماری و اثر درمان را ارزیابی کند.
آیا اکو دوبعدی برای تشخیص تنگی آئورت کافی است؟
اکوکاردیوگرافی دوبعدی یکی از مهمترین ابزارها برای تشخیص تنگی آئورت است، اما تشخیص کامل این بیماری معمولاً نیازمند ترکیب اکو دوبعدی و داپلر است. اکو دوبعدی میتواند ساختار دریچه آئورت را نشان دهد؛ مثلاً ضخیم بودن لتها، کلسیفیکاسیون، یا محدودیت حرکت. این یافتهها میتوانند نشانهای از تنگی آئورت باشند، اما برای تعیین شدت بیماری کافی نیستند. داپلر موجی (CW Doppler) بخش حیاتی ارزیابی تنگی آئورت است. این تکنیک سرعت جریان خون عبوری از دریچه را اندازهگیری میکند. هرچه دریچه تنگتر باشد، سرعت جریان بیشتر میشود. پزشک با استفاده از این اطلاعات میتواند گرادیان فشار و شدت تنگی را محاسبه کند. این محاسبات در تصمیمگیری درمانی بسیار مهم هستند. اکو همچنین میتواند اندازه بطن چپ را بررسی کند. در تنگی آئورت شدید، بطن چپ مجبور است با فشار بیشتری پمپاژ کند و ممکن است ضخیم شود. این تغییرات ساختاری در اکو دوبعدی بهخوبی قابل مشاهده هستند و به پزشک کمک میکنند شدت بیماری را بهتر درک کند. در برخی بیماران، بهویژه افراد چاق یا کسانی که پنجره صوتی ضعیفی دارند، ممکن است گرفتن تصاویر واضح دشوار باشد. در این موارد، پزشک ممکن است از اکو از راه مری (TEE) یا سیتیاسکن قلب برای ارزیابی دقیقتر استفاده کند. این روشها میتوانند ساختار دریچه را با جزئیات بیشتری نشان دهند. در مجموع، اکو دوبعدی همراه با داپلر استاندارد طلایی برای تشخیص تنگی آئورت است. در اغلب بیماران، همین تست برای تشخیص و تعیین شدت بیماری کافی است و نیاز به روشهای تهاجمیتر نیست.
آیا اکو دوبعدی میتواند فشار شریان ریوی را تخمین بزند؟
بله، اکو دوبعدی همراه با داپلر میتواند فشار شریان ریوی را بهطور غیرمستقیم تخمین بزند. این کار معمولاً با اندازهگیری سرعت جریان برگشتی از دریچه تریکوسپید (TR jet) انجام میشود. هرچه فشار در شریان ریوی بالاتر باشد، سرعت این جریان بیشتر میشود. پزشک با استفاده از فرمولهای استاندارد میتواند فشار سیستولیک شریان ریوی را محاسبه کند. این روش غیرتهاجمی و بسیار رایج است و در بسیاری از بیماران اطلاعات ارزشمندی ارائه میدهد. با این حال، دقت آن به کیفیت تصویر و وجود نارسایی تریکوسپید بستگی دارد. اگر TR jet واضح نباشد، تخمین فشار ممکن است دشوار یا غیرممکن شود. در چنین مواردی، پزشک ممکن است از روشهای دیگر استفاده کند. اکو همچنین میتواند نشانههای غیرمستقیم فشار بالای شریان ریوی را نشان دهد؛ مثل بزرگ شدن بطن راست، ضخیم شدن دیواره آن، یا تغییر شکل سپتوم بینبطنی. این یافتهها میتوانند به تشخیص کمک کنند، حتی اگر اندازهگیری دقیق فشار ممکن نباشد. در برخی بیماران، بهویژه کسانی که بیماری شدید ریوی دارند، ممکن است اکو نتواند فشار را بهطور دقیق تخمین بزند. در این شرایط، کاتتریزاسیون قلب راست روش استاندارد برای اندازهگیری مستقیم فشار است. این روش تهاجمیتر است، اما دقت بسیار بالایی دارد. در مجموع، اکو دوبعدی یک ابزار عالی برای غربالگری و پیگیری فشار شریان ریوی است، اما در موارد پیچیده یا مبهم ممکن است نیاز به روشهای تکمیلی باشد.
آیا اکو دوبعدی برای تشخیص آریتمیها مفید است؟
اکو دوبعدی مستقیماً آریتمیها را تشخیص نمیدهد، چون این تست برای بررسی ساختار و عملکرد قلب طراحی شده است، نه ریتم آن. برای تشخیص آریتمیها، ابزارهایی مثل نوار قلب (ECG)، هولتر ۲۴ ساعته یا مانیتورینگ طولانیمدت مناسبتر هستند. این روشها ریتم قلب را در زمان واقعی ثبت میکنند. با این حال، اکو نقش مهمی در بررسی علل زمینهای آریتمیها دارد. بسیاری از آریتمیها بهدلیل مشکلات ساختاری قلب ایجاد میشوند؛ مثل بزرگی دهلیز چپ، نارسایی دریچهها، کاردیومیوپاتیها یا کاهش EF. اکو میتواند این مشکلات را شناسایی کند و به پزشک کمک کند علت آریتمی را بهتر درک کند. در بیماران با فیبریلاسیون دهلیزی، اکو برای ارزیابی اندازه دهلیز چپ، عملکرد بطن چپ و وجود لخته احتمالی اهمیت زیادی دارد. این اطلاعات برای تصمیمگیری درباره درمان، داروهای ضدانعقاد و احتمال نیاز به شوک الکتریکی ضروری هستند. اکو همچنین میتواند اثرات آریتمیها را روی قلب نشان دهد. مثلاً در تاکیکاردی طولانیمدت، بطن چپ ممکن است ضعیف شود. این وضعیت «کاردیومیوپاتی ناشی از تاکیکاردی» نام دارد و اکو بهترین روش برای تشخیص آن است. با درمان آریتمی، عملکرد قلب معمولاً بهبود مییابد. در نتیجه، اگرچه اکو برای تشخیص مستقیم آریتمیها مناسب نیست، اما برای بررسی علت، پیامدها و شدت اثرات آریتمیها بسیار ارزشمند است و معمولاً بخشی از ارزیابی کامل بیماران با آریتمی محسوب میشود.
آیا اکو دوبعدی میتواند درد قفسه سینه را توضیح دهد؟
اکو دوبعدی میتواند در بسیاری از موارد به توضیح علت درد قفسه سینه کمک کند، اما همیشه پاسخ قطعی نمیدهد. اگر درد قفسه سینه ناشی از مشکلات قلبی ساختاری باشد، اکو میتواند آن را نشان دهد. مثلاً نارسایی شدید دریچهها، التهاب پریکارد، تجمع مایع دور قلب یا اختلال حرکت دیوارهها پس از سکته قلبی میتوانند در اکو دیده شوند. یکی از مهمترین کاربردهای اکو در بیماران با درد قفسه سینه، بررسی حرکت دیوارههای قلب است. اگر بخشی از قلب بهخوبی حرکت نکند، ممکن است نشانهای از کاهش خونرسانی یا سکته قلبی باشد. این یافتهها میتوانند به پزشک کمک کنند تصمیم بگیرد آیا بیمار نیاز به تستهای تکمیلی مثل آنژیوگرافی دارد یا خیر. اکو همچنین میتواند پریکاردیت (التهاب پرده دور قلب) را تشخیص دهد. این بیماری یکی از علل شایع درد قفسه سینه است و اکو میتواند مایع دور قلب یا ضخیم شدن پریکارد را نشان دهد. این اطلاعات برای تشخیص و درمان بسیار مهم هستند. با این حال، اگر درد قفسه سینه ناشی از مشکلات غیرقلبی باشد—مثل مشکلات عضلانی، گوارشی، ریوی یا اضطراب—اکو معمولاً طبیعی خواهد بود. در این موارد، پزشک ممکن است تستهای دیگری را برای بررسی علت درد توصیه کند. در مجموع، اکو دوبعدی یک ابزار مهم برای ارزیابی درد قفسه سینه است، اما همیشه پاسخ نهایی را نمیدهد. این تست باید در کنار شرححال، معاینه، نوار قلب و آزمایشها تفسیر شود.
آیا اکو دوبعدی میتواند علت تپش قلب را مشخص کند؟
اکو دوبعدی مستقیماً تپش قلب را ثبت نمیکند، اما میتواند علل ساختاری تپش قلب را شناسایی کند. بسیاری از بیماران با تپش قلب، ساختار قلب کاملاً طبیعی دارند و اکو برای اطمینان از این موضوع بسیار مفید است. اگر اکو طبیعی باشد، احتمال اینکه تپش قلب ناشی از بیماری جدی باشد کمتر میشود. در برخی بیماران، تپش قلب ناشی از مشکلاتی مثل بزرگی دهلیز چپ، نارسایی دریچهها، کاردیومیوپاتیها یا کاهش EF است. اکو میتواند این مشکلات را شناسایی کند و به پزشک کمک کند علت تپش قلب را بهتر درک کند. این اطلاعات برای انتخاب درمان مناسب بسیار مهم هستند. اگر بیمار فیبریلاسیون دهلیزی داشته باشد، اکو نقش مهمی در ارزیابی اندازه دهلیز چپ، عملکرد بطن چپ و احتمال وجود لخته دارد. این اطلاعات برای تصمیمگیری درباره داروهای ضدانعقاد و درمانهای ریتمی ضروری هستند. اکو همچنین میتواند اثرات تپش قلب طولانیمدت را نشان دهد. مثلاً در تاکیکاردی مزمن، بطن چپ ممکن است ضعیف شود. این وضعیت «کاردیومیوپاتی ناشی از تاکیکاردی» نام دارد و اکو بهترین روش برای تشخیص آن است. با درمان آریتمی، عملکرد قلب معمولاً بهبود مییابد. در نهایت، اگرچه اکو علت دقیق تپش قلب را مشخص نمیکند، اما برای بررسی ساختار قلب، عملکرد آن و علل زمینهای بسیار ارزشمند است و معمولاً بخشی از ارزیابی کامل بیماران با تپش قلب محسوب میشود.
آیا اکو دوبعدی نیاز به تزریق دارد؟
اکوکاردیوگرافی دوبعدی استاندارد هیچ نیازی به تزریق ندارد. این تست با امواج صوتی انجام میشود و کاملاً غیرتهاجمی است. در حالت معمول، فقط ژل روی قفسه سینه زده میشود و پروب روی پوست حرکت میکند. بنابراین، بیشتر بیماران بدون هیچ تزریق یا آمادگی خاصی میتوانند اکو انجام دهند. با این حال، در برخی شرایط خاص، پزشک ممکن است از اکو با کنتراست استفاده کند. این روش شامل تزریق مادهای بیخطر به داخل رگ است که به وضوح بیشتر حفرههای قلب کمک میکند. این کنتراست با مواد رادیولوژی فرق دارد و اشعه ندارد. هدف آن فقط افزایش کیفیت تصویر است، نه بررسی رگها یا بافتها. اکو با کنتراست معمولاً زمانی استفاده میشود که تصویر قلب در اکو معمولی واضح نباشد؛ مثلاً در بیماران چاق، افراد با بیماری ریوی، یا کسانی که دیوارههای قلبشان بهخوبی دیده نمیشود. این روش به پزشک کمک میکند EF را دقیقتر اندازهگیری کند یا لختههای کوچک را بهتر تشخیص دهد. برخی بیماران نگران حساسیت به ماده کنتراست هستند. خوشبختانه، کنتراستهای اکو بسیار ایمن هستند و احتمال حساسیت به آنها بسیار کم است. این مواد در بدن سریع تجزیه میشوند و معمولاً عارضهای ایجاد نمیکنند. پزشک قبل از تزریق، شرایط بیمار را بررسی میکند تا مطمئن شود مشکلی وجود ندارد. در مجموع، اکو دوبعدی معمولی بدون تزریق انجام میشود و فقط در شرایط خاص از کنتراست استفاده میشود. اگر پزشک تزریق را توصیه کند، معمولاً بهدلیل نیاز به تصویر دقیقتر است، نه بهدلیل وجود مشکل جدی.
آیا اکو دوبعدی با اکو استرس فرق دارد؟
بله، اکو دوبعدی و اکو استرس دو تست متفاوت هستند، هرچند هر دو از امواج صوتی استفاده میکنند. اکو دوبعدی معمولی در حالت استراحت انجام میشود و ساختار و عملکرد قلب را در شرایط عادی بررسی میکند. این تست برای ارزیابی دریچهها، اندازه قلب، EF و حرکات دیوارهها بسیار مفید است. در مقابل، اکو استرس برای بررسی عملکرد قلب در شرایط فعالیت یا استرس طراحی شده است. در این تست، ابتدا یک اکو در حالت استراحت گرفته میشود. سپس قلب با ورزش (روی تردمیل) یا با داروهایی مثل دوبوتامین تحت فشار قرار میگیرد. بعد دوباره اکو گرفته میشود تا مشخص شود آیا بخشی از قلب در زمان استرس دچار کاهش حرکت میشود یا خیر. هدف اصلی اکو استرس، تشخیص بیماری عروق کرونر است. اگر رگهای قلب تنگ باشند، هنگام استرس خون کافی به عضله قلب نمیرسد و حرکت دیوارهها کاهش مییابد. این تغییرات در اکو استرس قابل مشاهده هستند، اما در اکو معمولی ممکن است دیده نشوند. اکو استرس معمولاً برای بیمارانی تجویز میشود که درد قفسه سینه دارند، تست ورزش غیرقطعی داشتهاند، یا پزشک مشکوک به گرفتگی رگهاست. این تست نسبت به آنژیوگرافی غیرتهاجمیتر است و اطلاعات ارزشمندی ارائه میدهد. در نتیجه، اکو دوبعدی و اکو استرس مکمل یکدیگر هستند. اکو دوبعدی ساختار قلب را نشان میدهد، در حالی که اکو استرس عملکرد قلب را در شرایط فشار بررسی میکند.
آیا اکو دوبعدی با اکو از راه مری فرق دارد؟
بله، این دو تست کاملاً متفاوت هستند. اکو دوبعدی ترانستوراسیک (TTE) همان اکو معمولی است که از روی قفسه سینه انجام میشود. این روش غیرتهاجمی، بدون درد و بدون نیاز به بیهوشی است. امواج صوتی از میان پوست و دندهها عبور میکنند و تصویر قلب را ایجاد میکنند. اما اکو از راه مری (TEE) یک روش نیمهتهاجمی است. در این تست، پروب کوچک و باریکی از طریق دهان وارد مری میشود. چون مری دقیقاً پشت قلب قرار دارد، تصاویر بسیار واضحتر و دقیقتری از ساختارهای قلب بهویژه دهلیز چپ، گوشک دهلیزی، دریچه آئورت و دریچه میترال بهدست میآید. TEE معمولاً زمانی انجام میشود که اکو معمولی نتواند تصویر کافی ارائه دهد. این روش برای تشخیص لخته در دهلیز چپ، بررسی دقیق دریچهها، ارزیابی اندوکاردیت، یا بررسی پروتزهای دریچهای بسیار مفید است. در برخی جراحیهای قلب نیز از TEE برای هدایت عمل استفاده میشود. در TEE معمولاً از آرامبخش خفیف استفاده میشود تا بیمار راحتتر باشد. این تست کمی ناراحتکننده است، اما دردناک نیست. پس از پایان تست، بیمار باید مدتی تحت نظر باشد تا اثر آرامبخش از بین برود. در مجموع، اکو دوبعدی یک تست ساده و اولیه است، در حالی که TEE یک تست تخصصیتر و دقیقتر است که در شرایط خاص استفاده میشود.
آیا نتیجه اکو دوبعدی همان لحظه آماده میشود؟
در بسیاری از مراکز، نتیجه اولیه اکو دوبعدی در همان روز آماده میشود. تکنسین تصاویر را ثبت میکند و پزشک متخصص قلب آنها را بررسی و تفسیر میکند. اگر پزشک در همان مرکز حضور داشته باشد، ممکن است نتیجه را همان لحظه یا چند دقیقه بعد به بیمار اعلام کند. با این حال، در برخی مراکز شلوغ یا بیمارستانها، ممکن است تفسیر نهایی کمی زمان ببرد. پزشک باید تمام نماها، اندازهگیریها، داپلرها و یافتهها را با دقت بررسی کند. این کار ممکن است بین ۳۰ دقیقه تا چند ساعت طول بکشد. در برخی موارد، گزارش نهایی در همان روز یا روز بعد آماده میشود. اگر یافتههای مهم یا اورژانسی وجود داشته باشد—مثل مایع زیاد دور قلب، اختلال شدید عملکرد قلب، یا نارسایی شدید دریچهها—پزشک معمولاً همان لحظه بیمار را مطلع میکند و اقدامات لازم را انجام میدهد. این موارد نیاز به تأخیر ندارند. در کلینیکهای خصوصی، معمولاً گزارش اکو خیلی سریعتر آماده میشود، چون حجم بیماران کمتر است و پزشک در همان محل حضور دارد. در بیمارستانهای بزرگ، زمان آماده شدن گزارش ممکن است کمی بیشتر باشد. در مجموع، بیشتر بیماران نتیجه اکو را در همان روز دریافت میکنند، اما زمان دقیق به مرکز درمانی و شرایط بیمار بستگی دارد.
آیا اکو دوبعدی میتواند سرطان قلب را تشخیص دهد؟
سرطان قلب بسیار نادر است، اما اکو دوبعدی میتواند تودهها، تومورها یا رشدهای غیرطبیعی داخل قلب را شناسایی کند. اکو میتواند اندازه، محل و حرکت توده را نشان دهد. شایعترین تومور اولیه قلب «میگزوم دهلیزی» است که معمولاً در دهلیز چپ قرار دارد و اکو آن را بهخوبی نشان میدهد. با این حال، اکو نمیتواند بهطور قطعی مشخص کند که یک توده سرطانی است یا خوشخیم. برای تشخیص دقیق، معمولاً نیاز به MRI قلب، CT اسکن یا نمونهبرداری است. اکو فقط وجود توده را نشان میدهد، نه ماهیت آن را. گاهی تودههایی که در اکو دیده میشوند، در واقع لخته خون یا تودههای غیرسرطانی هستند. پزشک با توجه به شکل، محل و حرکت توده میتواند حدس بزند که احتمالاً چه نوع ضایعهای است، اما تشخیص قطعی با اکو ممکن نیست. اکو همچنین میتواند اثرات توده را روی عملکرد قلب نشان دهد؛ مثلاً انسداد جریان خون، نارسایی دریچهها یا اختلال در حرکت دیوارهها. این اطلاعات برای تصمیمگیری درمانی بسیار مهم هستند. در مجموع، اکو دوبعدی میتواند وجود تودههای قلبی را تشخیص دهد، اما برای تعیین اینکه توده سرطانی است یا خیر، معمولاً تستهای تکمیلی لازم است.
آیا اکو دوبعدی میتواند التهاب قلب (میوکاردیت) را نشان دهد؟
اکوکاردیوگرافی دوبعدی یکی از ابزارهای مهم برای ارزیابی بیماران مشکوک به میوکاردیت است، اما تشخیص قطعی این بیماری معمولاً نیازمند ترکیب چند روش است. در میوکاردیت، عضله قلب ملتهب میشود و این التهاب میتواند باعث کاهش قدرت پمپاژ یا تغییر در حرکت دیوارهها شود. اکو میتواند این تغییرات را بهخوبی نشان دهد و به پزشک کمک کند شدت بیماری را ارزیابی کند. یکی از یافتههای رایج در میوکاردیت، کاهش EF یا کاهش حرکت بخشهایی از دیواره قلب است. این تغییرات ممکن است شبیه سکته قلبی بهنظر برسند، اما در میوکاردیت معمولاً الگوی متفاوتی دارند. اکو میتواند این تفاوتها را نشان دهد و پزشک را به سمت تشخیص درست هدایت کند. در برخی بیماران، میوکاردیت باعث افیوژن پریکارد (مایع دور قلب) میشود. اکو بهترین روش برای تشخیص این مایع است و میتواند مقدار و اثر آن را ارزیابی کند. وجود مایع زیاد ممکن است نشانه التهاب شدید باشد و نیاز به درمان فوری داشته باشد. با این حال، اکو نمیتواند التهاب را بهطور مستقیم ببیند. یعنی نمیتواند بگوید «این بافت ملتهب است». برای تشخیص دقیقتر، پزشک ممکن است از MRI قلب یا آزمایشهای خون (مثل تروپونین) استفاده کند. MRI میتواند التهاب را بهطور مستقیم نشان دهد و در بسیاری از موارد تشخیص را قطعی میکند. در مجموع، اکو دوبعدی برای ارزیابی اثرات میوکاردیت بسیار مفید است، اما برای تشخیص قطعی معمولاً باید با سایر تستها ترکیب شود. این تست به پزشک کمک میکند شدت بیماری، عملکرد قلب و نیاز به درمان فوری را مشخص کند.
آیا اکو دوبعدی میتواند مایع دور قلب را تشخیص دهد؟
بله، اکو دوبعدی بهترین و دقیقترین روش برای تشخیص مایع دور قلب (افیوژن پریکارد) است. این مایع بین قلب و پرده اطراف آن جمع میشود و اکو میتواند حتی مقدار کم آن را نیز شناسایی کند. پزشک میتواند محل، مقدار و اثر این مایع را بهطور دقیق ببیند. در اکو، مایع بهصورت یک ناحیه تیره (سیاه) اطراف قلب دیده میشود. اگر مقدار مایع کم باشد، معمولاً مشکلی ایجاد نمیکند. اما اگر مایع زیاد باشد، ممکن است به قلب فشار بیاورد و عملکرد آن را مختل کند. این وضعیت «تامپوناد قلبی» نام دارد و یک اورژانس پزشکی است. اکو بهترین روش برای تشخیص سریع این وضعیت است. اکو همچنین میتواند علت احتمالی تجمع مایع را مشخص کند. مثلاً در عفونتها، التهاب پریکارد، نارسایی کلیه یا سرطان، ممکن است مایع دور قلب جمع شود. پزشک با بررسی ضخامت پریکارد، حرکت قلب و سایر یافتهها میتواند به علت نزدیکتر شود. یکی از مزیتهای مهم اکو این است که میتواند در لحظه انجام شود و نتیجه فوری بدهد. در اورژانسها، اکو اولین تستی است که برای بیماران با افت فشار خون یا تنگی نفس شدید انجام میشود تا وجود مایع دور قلب بررسی شود. در مجموع، اکو دوبعدی بهترین ابزار برای تشخیص، پیگیری و ارزیابی مایع دور قلب است و در بسیاری از موارد جان بیمار را نجات میدهد.
آیا اکو دوبعدی برای بیماران با ضربانساز قابل انجام است؟
بله، اکو دوبعدی برای بیماران دارای پیسمیکر یا ICD کاملاً قابل انجام و بیخطر است. امواج صوتی هیچ تداخلی با دستگاه ضربانساز ایجاد نمیکنند و عملکرد آن را مختل نمیکنند. بنابراین، بیماران با ضربانساز میتوانند بدون نگرانی اکو انجام دهند. در برخی موارد، وجود سیمهای ضربانساز ممکن است تصویر برخی بخشهای قلب را کمی تحت تأثیر قرار دهد. سیمها ممکن است سایه ایجاد کنند یا بخشی از تصویر را بپوشانند. با این حال، تکنسینهای باتجربه معمولاً میتوانند با تغییر زاویه پروب، تصاویر کافی و قابلقبول بهدست آورند. اکو برای بیماران با ضربانساز بسیار مهم است، چون این بیماران اغلب نیاز به پیگیری عملکرد قلب دارند. مثلاً اگر بطن چپ ضعیف شود، پزشک ممکن است تنظیمات دستگاه را تغییر دهد یا درمان جدیدی شروع کند. اکو بهترین روش برای ارزیابی این تغییرات است. در برخی بیماران، پزشک ممکن است بخواهد بداند آیا ضربانساز باعث هماهنگی بهتر انقباضات قلب شده است یا خیر. اکو میتواند این موضوع را بررسی کند و مشخص کند که آیا دستگاه بهدرستی کار میکند یا نیاز به تنظیم دارد. در مجموع، اکو دوبعدی برای بیماران با ضربانساز کاملاً ایمن است و یکی از ابزارهای اصلی برای پیگیری وضعیت قلب این بیماران محسوب میشود.
آیا اکو دوبعدی برای بیماران با دریچه مصنوعی دقیق است؟
اکو دوبعدی یکی از بهترین روشها برای ارزیابی دریچههای مصنوعی است، اما دقت آن به نوع دریچه و محل آن بستگی دارد. دریچههای مکانیکی معمولاً سایههای صوتی ایجاد میکنند که ممکن است دیدن برخی بخشها را دشوار کند. با این حال، اکو همچنان اطلاعات بسیار ارزشمندی ارائه میدهد. در اکو، پزشک میتواند حرکت لتهای دریچه مصنوعی، سرعت جریان خون عبوری و گرادیان فشار را اندازهگیری کند. این اطلاعات برای تشخیص تنگی یا نارسایی دریچه بسیار مهم هستند. داپلر نقش کلیدی در ارزیابی عملکرد دریچههای مصنوعی دارد. در برخی موارد، اکو دوبعدی ممکن است نتواند همه جزئیات دریچه را نشان دهد. در این شرایط، پزشک ممکن است از اکو از راه مری (TEE) استفاده کند. TEE تصاویر بسیار واضحتری از دریچههای مصنوعی ارائه میدهد و میتواند مشکلاتی مثل لخته، اندوکاردیت یا اختلال حرکت لتها را بهتر نشان دهد. اکو همچنین میتواند اثرات دریچه مصنوعی را روی قلب بررسی کند؛ مثل اندازه دهلیزها، عملکرد بطن چپ و فشارهای داخل قلب. این اطلاعات برای پیگیری طولانیمدت بیماران با دریچه مصنوعی بسیار مهم هستند. در مجموع، اکو دوبعدی ابزار اصلی برای ارزیابی دریچههای مصنوعی است، اما در موارد پیچیده ممکن است نیاز به TEE یا CT قلب باشد.
هر چند وقت یکبار باید اکو دوبعدی انجام دهم؟
فاصله زمانی بین اکوها به نوع بیماری قلبی، شدت آن و نظر پزشک بستگی دارد. برخی بیماران ممکن است فقط یکبار در طول زندگی نیاز به اکو داشته باشند، در حالی که برخی دیگر باید هر چند ماه یکبار پیگیری شوند. این موضوع کاملاً فردی است و نسخه واحدی برای همه وجود ندارد. در بیماران با بیماریهای دریچهای خفیف، معمولاً هر ۱ تا ۲ سال یکبار اکو کافی است. اگر بیماری متوسط باشد، ممکن است هر ۶ تا ۱۲ ماه نیاز به اکو باشد. در بیماریهای شدید، فاصله بین اکوها کوتاهتر میشود و ممکن است هر ۳ تا ۶ ماه یکبار لازم باشد. در بیماران با نارسایی قلبی، پزشک معمولاً بر اساس علائم و تغییرات بالینی تصمیم میگیرد. اگر وضعیت پایدار باشد، ممکن است هر ۶ تا ۱۲ ماه یکبار کافی باشد. اما اگر علائم بدتر شوند، اکو زودتر انجام میشود. در بیماران با دریچه مصنوعی یا کاردیومیوپاتیها، پیگیری منظم بسیار مهم است. این بیماران معمولاً سالانه یک اکو انجام میدهند، مگر اینکه مشکلی جدید ایجاد شود. در این صورت، پزشک ممکن است اکو را زودتر درخواست کند. در نهایت، بهترین راه این است که فاصله بین اکوها را پزشک متخصص قلب تعیین کند. او بر اساس وضعیت قلب، علائم و نتایج قبلی تصمیم میگیرد چه زمانی اکو بعدی لازم است.













